مظاهر گودرزی: اینترنت فقط بستری برای ارتباط یا سرگرمی نیست؛ شریان حیاتی آموزش، پژوهش، درمان، اشتغال و مناسبات اجتماعی است. با این حال، هر بار که دسترسی به آن محدود یا مختل میشود، زندگی میلیونها نفر در سطوح مختلف دچار اختلال میشود؛ از دانشجویانی که منابع علمیشان از دسترس خارج شده تا کارآفرینانی که در فضای مجازی مشتری مییابند و زنان یا جوانانی که کسبوکار دیجیتال، روزیشان را تأمین میکرد، همگی با مشکل مواجه میشند. کارشناسان میگویند این اختلالها، تنها مشکل فنی یا مدیریتی نیست، بلکه قلب تپنده اعتماد عمومی و سلامت روان جامعه را هدف گرفته است. همزمان، طرحهایی چون «اینترنت پرو» نگرانیها را نسبت به نابرابری و تبعیض دیجیتال تشدید کرده است.
اینترنت؛ زیرساختی فراتر از یک ابزار روزمره
در جهان امروز، اینترنت به یکی از بنیادیترین زیرساختهای زندگی علمی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است. دسترسی پایدار به آن، دیگر یک امکان لوکس یا حاشیهای نیست، بلکه بخشی از زیست روزمره شهروندان و شرط حضور در جریانهای اصلی دانش، فرهنگ و اقتصاد به شمار میرود. در آموزش، اینترنت امکان دسترسی به کتابخانههای دیجیتال، دورههای برخط و منابع بهروز را فراهم کرده و در پژوهش نیز تبادل داده، همکاری بینالمللی و انتشار یافتههای علمی بدون آن تقریباً ناممکن شده است.
این وابستگی فقط به محیطهای دانشگاهی و تخصصی محدود نمیشود. اینترنت بستر شکلگیری بسیاری از مشاغل نوین و اقتصاد دیجیتال است و برای شمار زیادی از جوانان تحصیلکرده، زنان، فریلنسرها و صاحبان کسبوکارهای کوچک، عملاً ستون اصلی کار و هویت حرفهای محسوب میشود. به همین دلیل، هر اختلال در این بستر، بهسرعت از یک مسئله فنی به یک مسئله اجتماعی و معیشتی تبدیل میشود.

سلامت روان در سایه اختلال
یکی از نخستین لایههای آسیب، در حوزه سلامت روان خود را نشان میدهد. به گفته امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران، قطع اینترنت میتواند احساس غربت، درماندگی و بیثباتی را در جامعه تشدید کند. از نگاه او، اینترنت فقط محل تبادل داده نیست؛ فضایی است که افراد از طریق آن با جهان بیرون، شبکههای حمایتی، اخبار و حتی حس عادی بودن زندگی روزمره پیوند برقرار میکنند. وقتی این دسترسی ناگهان دچار اختلال میشود، شهروندان با نوعی ابهام مضاعف مواجه میشوند؛ ابهامی که بهویژه در شرایط بحرانی، اضطراب و فشار روانی را افزایش میدهد.
این تأثیر روانی، زمانی پررنگتر میشود که مدیریت این وضعیت از نگاه افکار عمومی شفاف و قابل پیشبینی نباشد. در چنین شرایطی، مسئله فقط قطع یک سرویس نیست، بلکه نوعی احساس بیپناهی در برابر تصمیمهایی است که مستقیماً بر زندگی روزمره مردم اثر میگذارند.
فرسایش اعتماد عمومی و تعمیق شکاف اجتماعی
انجمن جامعهشناسی ایران و شماری از جامعهشناسان، محدودیت اینترنت را صرفاً یک سیاست فنی یا امنیتی نمیدانند، بلکه آن را عاملی برای فرسایش اعتماد عمومی و تشدید احساس «محرومیت نسبی» توصیف میکنند. از این منظر، وقتی شهروندان میبینند دسترسی به یک امکان عمومی و فراگیر محدود میشود یا بهطور نابرابر در اختیار گروههایی خاص قرار میگیرد، احساس تبعیض و بیعدالتی تشدید میشود.
سمیه توحیدلو، جامعهشناس، هشدار داده است که ایدههایی مانند «اینترنت پرو» یا «اینترنت ویژه» میتواند به شکلگیری «اینترنت طبقاتی» بینجامد؛ الگویی که در آن، دسترسی به یک زیرساخت حیاتی نه بر اساس حق عمومی، بلکه بر مبنای امتیاز توزیع میشود. چنین روندی به تعمیق شکاف دیجیتال، بازتولید نابرابری و افزایش خشم اجتماعی منجر خواهد شد.
بیانیه انجمن جامعهشناسی ایران نیز با تأکید بر اینکه دسترسی به اینترنت بخشی از حقوق طبیعی و عمومی شهروندان است، هشدار داده ادامه این روند میتواند به «کالایی و طبقاتی شدن یک حق عمومی»، «بیاعتمادی ساختیافته» و حتی تهدید انسجام ملی بینجامد.
اقتصاد دیجیتال؛ ضربه به معیشت و فرصت
یکی از ملموسترین پیامدهای محدودیت اینترنت، در اقتصاد و معیشت مردم دیده میشود. کسبوکارهای کوچک و متوسط، فروشگاههای آنلاین، فعالان شبکههای اجتماعی، فریلنسرها، شرکتهای نوپا و مشاغل خانگی، بیش از هر گروه دیگری به اتصال پایدار نیاز دارند. قطع یا محدودسازی اینترنت، برای این گروهها فقط یک مزاحمت فنی نیست، بلکه مستقیماً به کاهش درآمد، از دست رفتن مشتری و بیثباتی شغلی منجر میشود.
در این میان، بومگردیها نمونه روشنی از این آسیب هستند. به گفته رئیس انجمن بومگردی ایران، بسیاری از اقامتگاههای بومگردی در مناطق دورافتاده، معرفی خدمات و جذب مشتری خود را از طریق اینستاگرام و فضای مجازی انجام میدادند و محدودیت اینترنت عملاً ابزار اصلی تبلیغات آنها را از بین برده است. در نتیجه، این مراکز نهتنها با کاهش سفر و فشار اقتصادی روبهرو شدهاند، بلکه راه ارتباط با مشتریان و بازار خود را نیز از دست دادهاند.

زنان، جوانان و خطر خروج سرمایه انسانی
شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران، تأکید میکند که پیامدهای این وضعیت برای زنان و جوانان سنگینتر است. بسیاری از زنان از طریق آموزش مجازی، مشاغل خانگی آنلاین و فعالیت در بازار دیجیتال توانستهاند استقلال مالی بیشتری به دست آورند. محدودیت اینترنت برای این گروه، میتواند به معنای از دست رفتن درآمد، کاهش عزتنفس و بازگشت به انزوا باشد. برای جوانان نیز که سرمایه اصلیشان ارتباط، مهارت و خلاقیت دیجیتال است، این اختلالها به ناامیدی، مهاجرت شغلی و در نهایت خروج سرمایه انسانی از کشور دامن میزند.
در همین چارچوب، رئیس سازمان نظام پرستاری نیز با رد درخواست دسترسی ویژه برای این سازمان، بر اصل برابری حقوق تأکید کرده و گفته است نمیتوان برای گروهی دسترسی متفاوت خواست، در حالی که عموم مردم با محدودیت روبهرو هستند. این موضع، بازتابی از همان نگرانی گسترده نسبت به دوگانهسازی در دسترسی و تعمیق حس تبعیض در جامعه است.
راهی که پیشروست
در برابر این وضعیت، کارشناسان علوم اجتماعی راهحل را نه در محدودسازی بیشتر، بلکه در «مدیریت فرهنگی»، تقویت سواد دیجیتال، شفافیت در تصمیمگیری و به رسمیت شناختن اینترنت بهعنوان یک حق عمومی و زیرساخت حیاتی میدانند. مسئله امروز، دیگر فقط کیفیت اتصال نیست؛ بحث بر سر کیفیت حکمرانی، عدالت در دسترسی و نسبت دولت با جامعه در عصر دیجیتال است. اگر اینترنت در زندگی امروز به شریان آموزش، کار، سلامت و ارتباط بدل شده، هر تصمیم درباره آن نیز مستقیماً بر سرمایه اجتماعی، امید عمومی و آینده توسعه کشور اثر خواهد گذاشت.
۲۳۳۲۳۳




نظر شما