زلزله در مجاورت گسله تسوج با راستای شرقی-غربی و در نزدیکی تلاقی آن با سامانه گسله خوی با راستای شمالغرب-جنوبشرقی رخ داده است. این پهنه بخشی از یک "محل اتلاقی زمینساختی سهگانه" شمالغرب-جنوبشرقی «تبریز» با سامانه گسله غرب دریاچه ارومیه (خوی-ارومیه) با سامانه گسله باش قلعه – با راتای شمالشرق-جنوبغرب در ترکیه ، است. شمال دریاچه ارومیه پهنه تجمع بالای تنش پوستهای و احتمال بالاتر برای رویدادهای متوسط تا بزرگ است. بیشتر رویدادها در این منطقه با حرکت امتداد لغز راستگرد با یک مؤلفه فشاری است. منطقه خوی، در شمال غربی تسوج، در چند سال گذشته شاهد توالیهای لرزهای مداوم بوده است. مهاجرت تنش از منطقه خوی-باشکاله (باش قلعه) به سمت شرق است که به طور بالقوه بخشهای غربی گسله شمال تبریز در نزدیکی مرند و شبستر را تحت تأثیر قرار میدهد.
خشکی و تخلیه دریاچه ارومیه و تغذیه مجدد دریاچه به صورت سالانه – امسال در فروردین- اردیبهشت ۱۴۰۵ – می تواند ارتباط لرزه خیزی محلی با وضعیت آب دریاچه ارومیه را با زلزلههای ناشی از تحریک و لرزه خیزی القایی مور توجه قرار دهد. بررسی لرزه خیزی چیرامون دریاچه ارومیه نشان می دهد که طی سیزده ساله ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۳ متوسط رخداد سالانه زلزله با بزرگای ۴.۰ یا بیشتر ۱.۵ رخداد در سال بوده است. سال ۲۰۱۳ زمان خشک شدن تقریبا کامل دریاچه ارومیه یا ورد آن به وضع کاملا بحرانی است. در حالی که در ۱۳ ساله بعدی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۶ متوسط رخداد زلزله های ۴ یا بالاتر به ۳ رخداد در سال رسیده است. طی بازه سیزده ساله اخیر دریاچه با کم آبی ها وسیع مواجه بوده به نحوی که طی پنج ساله اخیر عملا به صورت یک دریاچه فصلی در آمده است. گذار سریع از خشکشدگی شدید به فاز «تغذیه مجدد» قابل توجه در فروردین – اردیبهشت ۱۴۰۵ شرایط مکانیکی لازم برای لرزهخیزی ناشی از تحریک یا القا را فراهم و احتمالا تحریک رخداد زمینلرزه بامداد جمعه ۱۸-۲-۱۴۰۵ با بزرگای ۴.۵ را توجیه می کند. تا نیمه اردیبهشت ۱۴۰۵ حجم آب به حدود ۳.۵ میلیارد متر مکعب رسید که افزایش چشمگیری نسبت به پایینترین سطح تاریخی شهریور ۱۴۰۴ است. سطح آب از ابتدای سال آبی ۱.۴۰ متر افزایش یافته که بخش عمدهای از این افزایش در ذوب شدن بهاری و بارانهای شدید فروردین ۱۴۰۵ رخ داده است. سطح دریاچه تنها در عرض چند ماه از تقریباً ۵۰۰ کیلومتر مربع به بیش از ۲۲۵۰ کیلومتر مربع افزایش یافته است. دو روش اصلی برای تعامل این تغییرات آب با گسلهای نزدیک تسوج و گسل شمال تبریز و سامانه گسله خوی قابل ذکر است.
اول بارگذاری هیدرواستاتیک وپاسخ الاستیک به دلیل اضافه شدن ناگهانی میلیاردها تن آب است که فشار عمودی روی پوسته ایجاد میکند. در حالی که ۳.۵ میلیارد متر مکعب تنها کسری از ۲۳ میلیارد متر مکعب حجم تاریخی دریاچه -۱۳۷۵ش-است، ولی سرعت بارگذاری در کوتاه مدت «حدود ۳ میلیارد متر مکعت در طی حدود ۶ ماه» بسیار مهم است. این بارگذاری سریع میتواند تنش برشی روی گسلهای زیرین را افزایش دهد و گسلهایی را که از قبل نزدیک نقطه شکست خود بوده اند - مانند گسله های تسوج و غرب سامانه گسله شمال تبریز و گسله های خوی - به لغزش سوق دهد.
روش دوم انتشار فشار منفذی و پاسخ تأخیری است، به نحوی که با پر شدن مجدد دریاچه، آب به سنگ بستر شکسته نفوذ میکند. این امر فشار سیال منفذی را در ژرفای کم افزایش میدهد که با کاهش تنش نرمال مؤثر که گسل را در کنار هم نگه میدارد، به عنوان "روانکننده سطح گسل" عمل میکند.
بنابراین می توان گفت ارتباط معناداری بین خشک شدن دریاچه ارومیه و آبگیری فصلی آن با افزایش فعالیتهای لرزهای در این منطقه، از جمله مناطق اطراف تسوج، وجود دارد. تحریک گسلها با خشک شدن بخشهای وسیعی از دریاچه ارومیه و تخلیه آبهای زیرزمینی در آذربایجان شرقی و غربی طی دو دهه گذشته، گسلهای فعال منطقه مانند روند دهخوارقان- تبریز ، را تحریک کرده و موجب افزایش زمینلرزهها شده است. در ۲۰ دی ۱۴۰۳، زمینلرزهای با بزرگای ۴ در بخش خشکشده میانی دریاچه ارومیه رخ داد. زلزلههایی شهریور ۱۴۰۱- تا فرودین ۱۴۰۲ در منطقه خوی و اطراف دریاچه ارومیه با پیآمدهای احتمالی ناشی از پر و خالی شدن آب دریاچه مرتبط است.
چهارده سال قبل زلزله با بزرگای ۵.۲ تسوج در ۲۹ -۱-۱۳۹۲ در شهرهای تبریز، شبستر، مرند و بناب نیز احساس شد "تخلیه بار" خشک شدن و "بارگیری" پر شدن مجدد چنین حوضه عظیمی میتواند گسلهای منطقهای را تحریک کند. خشک شدن ۱۴۰۰-۱۴۰۴ با تخلیه و فرونشست پوسته زمین پتانسیل ریزلرزه بازگشتی برقرار کرده است. تغذیه سریع بهار ۱۴۰۵ با افزایش فشار منفذی و بار عمودی برای افزایش لرزه خیزی احتمالا زمینه مناسبی ایجاد کرده است. زلزله ۱۸-۲-۱۴۰۵ تسوج در اوج تغذیه بهاری -زمانی که دریاچه به بالاترین حجم خود در پنج سال گذشته رسید- رخ داد. با توجه به اینکه کانون زلزله در پلایای شمالی قرار دارد - که بیشترین تأثیر را از بازگشت ناگهانی آب دارد - این رویداد احتمالاً نشان دهنده یک واکنش است که در آن بار هیدرولوژیکی سریع به عنوان "آخرین تیر ترکش" برای یک سامانه گسلی عمل میکند که از قبل تحت فشار زمینساختی بالا از همگرایی عربی-اوراسیایی قرار داشته است.
اگرچه این زلزله منشأ طبیعی زمینساختی دارد، اما زمان و مکان آن قویاً نشان میدهد که مدیریت آب و بهبود بارش در فروردین ۱۴۰۵ نقش «محرک» آن را ایفا کرده است..
ضمنا زمینلرزه بزرگ سلماس در بامداد ۱۸ اردیبهشت ۱۳۰۹ شمسی (۷ مه ۱۹۳۰) با بزرگای ۷.۱ نیز در همین پهنه رخ داده است. این زلزله تقریباً ۱۶ کیلومتر شکستگی سطحی قابل مشاهده ایجاد کرد . این زمینلرزه شامل حرکت عظیمی بود - تا ۴ متر لغزش افقی راستگرد و ۵ متر جابجایی عمودی در غرب شهر دیلمقان / سلماس- بعداً بازسازی و به شاپور تغییر نام داد- را به طور کامل ویران کرد و تقریباً ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر را کشت. این زمینلرزه ۱۵ ساعت قبل یک پیش لرزه قوی با بزرگای ۵.۴ داشت که خوشبختانه بسیاری از مردم را قبل از فاجعه اصلی به بیرون از خانه کشاند.
*استاد دانشگاه
۲۳۳۲۳۳




نظر شما