به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سایت خانه هنرمندان، این عکاس سینما که پیشتر تجربه برپایی نمایشگاه محیطی عکسهای فیلم «محمد(ص)» را داشته، با اشاره به شرایط جنگی کنونی کشور، برپایی چنین نمایشگاههایی را «رسالت هنر» برای تغییر حال دل مردم خواند و تأکید کرد که نمایش تصاویر جنگ در فضایی عاشقانه و شاعرانه، ماندگاری اثر را در سالهای پس از جنگ تضمین میکند. در ادامه گفتگو با این عکاس را میخوانید.
* نمایشگاه «بلوطهای سپید» در گالری محیطی خانه هنرمندان ایران برگزار میشود؛ انتخاب یک فضای محیطی و شهری برای نمایش عکسهای یک فیلم سینمایی چه تأثیری بر تجربه مخاطبان دارد؟
دو سال پیش نمایشگاه عکسهای فیلم محمد (ص) اثر مجید مجیدی را در نمایشگاه محیطی به نمایش گذاشتم، تجربهای برای نمایش آثار در اینگونه نمایشگاه نداشتم و استرس دیده نشدن کارها توسط مخاطب را به دوش می کشیدم، روز افتتاحیه و با استقبال گرم مدیریت و مسئولان برپایی نمایشگاه محیطی خانه هنرمندان قدری دلگرم شدم. وقتی نمایشگاه رونمایی شد و عکسها در ویترینهای نمایشگاه جای خود نشستند به شدت مخاطب حرفهای و عام ارتباط برقرار میکردند و حتی با تابلوها عکسهای یادگاری ثبت و به نوعی خستگی را از روی شانههایم پایین میگذاشتند و خداقوت میگفتند. از همانجا بود که تصمیم گرفتم در سالهای آتی هم، عکسهایم را در این نوع نمایشگاه به معرض نمایش بگذارم.
*درباره نام «بلوطهای سپید»بیشتر توضیح دهید.
«بلوطهای سپید» مجموعه عکسهای صحنه و پشت صحنه فیلم سینمایی «اتاقک گلی» است که در کتاب «بلوطهای سپید» مورد استفاده قرار گرفته است. در این نمایشگاه به دلیل محدودیت در تابلوها، تنها عکسهای صحنه استفاده شده است. فیلمبرداری و قصه فیلم سینمایی «اتاقک گلی» در جوانرود، سرزمین بلوطها انجام شده و نام کتاب و نمایشگاه با الهام از شاخصه درخت بلوط در کردستان به ذهنم رسید. سپید، هم نماینده و معرف پاکی، زلالی و عشقی است که شهدای این اتاقک به این سرزمین داشتند. در نتیجه مجموع این دو حرف در عین کوچک بودن، دنیایی از روایت و برگی از تاریخ سرنوشت ساز این سرزمین را رقم میزند.
* به نظر شما گالریهای محیطی تا چه اندازه میتوانند هنر عکاسی و بهویژه عکاسی سینمایی را به مخاطبانی فراتر از مخاطبان حرفهای هنر نزدیک کنند؟
جذب مخاطب تنها با نمایش عکسهای سینمایی نیست، هر عکسی که پتانسیل روایت و امضای خاص داشته باشد، میتواند در نمایشگاه به معرض دید مخاطب عام و خاص برسد. در هر نمایشگاهی مخاطب حرفهای و خاص جواب سوالات خود را از هر فریم میگیرد و به هدف خود نزدیک میشود یا میرسد، اما مخاطب عام چگونه باید جذب دیدن عکس در نمایشگاه شود؟ یکی از ویژگیهای نمایشگاه محیطی درک درست از سلیقه و حس و حال مخاطب عام است. شما در نظر بگیرید اگر نمایشگاه «بلوطهای سپید» داخل خانه و در یکی از گالریهای موجود برگزار میشد، چند درصد مخاطب عام وارد خانه و جذب نمایشگاه میشدند، ولی در نمایشگاه محیطی حتی مردمی که رهگذر هستند میایستند و با دقت تابلوها را مینگرند و ارتباط میگیرند، گاهی بعد از دیدن استیتمنت نمایشگاه و حضور من ، سوالاتی می کردند و با شوق و رضایت می رفتند ، برای شخص من این نگاه ها قابل ستایش است.
* عکسهای این مجموعه از فیلم «اتاقک گلی» گرفته شدهاند؛ نمایش چنین تصاویری در فضای پساجنگ چه خوانش تازهای از تلفیق جنگ و هنر برای مخاطب ایجاد میکند؟
سعی کردهام یک نگاه خبری و مستند به عکاسی این فیلم داشته باشم و تا جای ممکن از فضای میزانسن و چیدمان در سینما دوری کنم، تا مخاطب ارتباط بهتری از این روایت بگیرد، روایتی مینیمال به دور از هرگونه پیچیدگی، پلانهای ضد نور و سیلوئتی که پر از کنتراست است و راوی داستان دیده نشدن انسانهایی که صادقانه جنگیدند و در جنگ عاشقانه زندگی کردند. هر چقدر ما با حس و حال هنر و ادبیات بصری به جنگ و خشونت نزدیک شویم و با جسارت از جنگ تصویری عاشقانه و شاعرانه در تاریخ به ثبت برسانیم، سالهای بعد از جنگ هم مخاطب با اثر ارتباط برقرار میکند چون عشق هیچگاه کهنه نمیشود و همیشه رنگ و طراوت را دارد. عکاس با تفکر و دارای ذوق و نگاه میتواند صحنهای را خلق نماید که آدمهای دستاندرکار و هنرمند هم به فکر فرو روند و جوابهای خود را بگیرند.
* گالری محیطی خانه هنرمندان ایران طی سالهای اخیر بستری برای نمایش آثار عکاسان است؛ این فضا چه ظرفیتهایی برای روایتهای تصویری مرتبط با سینما و تاریخ معاصر دارد؟
نباید نمایشگاه محیطی تنها خاص عکسهای سینمایی باشد، میتوان عکسهای خبری، اجتماعی، طبیعت را هم به معرض نمایش گذاشت، امیدوارم در آینده نزدیک در ژانرهایی که در بالا ذکر شد را در نمایشگاه محیطی به معرض نمایش بگذارم و عکس العملهای مخاطبین خاص و عام را از نزدیک مشاهده نمایم.
* در مقایسه با نمایشگاههای داخل گالری، ارائه آثار در گالری محیطی چه چالشها و محدودیتهایی برای نمایش عکسها ایجاد میکند؟
در داخل گالریها عکسها که چاپ میشوند، نورپردازیهای خاص گالری استاندارد روی آنها تابانده میشود و در حقیقت عکسها به خوبی دیده و مورد قضاوت قرار میگیرند، ولی در نمایشگاه محیطی در شب ما نورپردازی خاص عکسها را نداریم و در روز هم رفلکس تصاویر بیرون روی شیشههای تابلو، مانع درست دیدن عکسها میشوند، ولی تمام این نقاط ضعف را مخاطب نادیده میگیرد و عبور میکند و برای من این نوع ارتباط نزدیک بین عکاس و مخاطب یک تجربه شیرین است.
* آیا نمایش آثار در یک فضای شهری میتواند به نوعی گفتوگوی مستقیم میان هنر، شهر و مخاطبان روزمره منجر شود؟ این تعامل در نمایشگاه «بلوطهای سپید» چگونه شکل گرفته است؟
در طول هفته باید در نمایشگاه حضور پیدا کنم و با مخاطبین گپ و گفت چند دقیقهای را داشته باشم، ولی کلا این دسته از نمایشگاهها ارتباط دوستانهای بین هنر و شهر و مخاطب را به وجود میآورد، که برای ارتقاء سطح کیفی عکاسی و فرهنگ این سرزمین بسیار موثر است.
*چرا سراغ این مجموعه از عکسهایتان رفتید؟چه ارتباطی میان این فیلم و فضای کنونی نظر شما را جلب کرد؟
در حال حاضر و با توجه به فضای جنگی کشور، فکر کردم شاید این فریمها با نوع نگاهی دیگر به جنگ برای مخاطب جالب و چالش برانگیز باشد، تنها خدمتی که میتوانم به فرهنگ و مردم سرزمینم انجام دهم برپایی همین جنس نمایشگاههاست تا قدری حال دلشان را تغییر دهم، این رسالت هنر و هنرمند است. در اینجا جای دارد از مدیریت محترم خانه هنرمندان، از معاون فرهنگی خانه هنرمندان و تیم اجرایی و هماهنگی کمال تشکر و قدردانی را به عمل بیاورم.
59243




نظر شما