خبرآنلاین - رضا نصری، کارشناس حقوق بینالملل در گفتگویی تفصیلی با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: تا کنون دولت ترامپ از تشکیل ائتلاف نظامی با دولتهای اروپایی و ناتو در جنگ با ایران ناکام بوده است. در واقع، عدم همراهی نظامی این کشورها با واشنگتن منجر به تنش و حتی تقویت جریانی در آمریکا شده که همواره خواستار خروج این کشور از ناتو بودهاند.
در ادامه بخشی از مصاحبه رضا نصری با خبرآنلاین را میخوانید؛
نامه رئیسجمهور آمریکا به کنگره صرفاً یک ترفند حقوقی است تا محدودیت ۶۰ روزه قانون را دور بزند. بسیاری از نمایندگان کنگره نیز به این موضوع اشاره کردند که محتوای نامه با واقعیتهای میدان هیچ سازگاری ندارد.
روسای جمهور آمریکا همواره خود را مختار دانستهاند بدون دریافت مجوز کنگره دست به اقدامات نظامی زنند
طبق قانون اساسی آمریکا، رئیسجمهور هم فرمانده کل قوای نظامی است و هم ریاست قوه مجریه را برعهده دارد. به همین خاطر، روسای جمهور آمریکا، طبق تفسیر خاصی از متن قانون اساسی، همواره خود را مختار دانستهاند بدون دریافت مجوز کنگره و با این استدلال که آنها وارد «جنگ» نشده بلکه فرمان «عملیات» دادهاند دست به اقدامات نظامی میزنند. به همین خاطر، اگر به تاریخچه جنگهای آمریکا نگاه کنید خواهید دید تمام جنگها از جمله تجاوز نظامی اخیر به ایران تحت نامهایی مانند «عملیات طوفان صحرا»، «عملیات روباه صحرا», «عملیات چکش آهنین» یا «عملیات خشم حماسی» صورت گرفته است.
روسای جمهور آمریکا، از جرالد فورد گرفته تا دونالد ترامپ، این قانون را مغایر با قانون اساسی به ویژه اصل دوم آن دانستهاند، یعنی از نظر روسایجمهور و قوه مجریه آمریکا، محدودیت زمانی ۶۰/۹۰ روزه و مکانیسمهای اجباری خروج نیروها، مداخله غیرقانونی در اختیارات رئیسجمهور بهعنوان فرمانده کل قواست و الزامی به اجرای آن ندارنداجرا یا عدم اجرای این قانون یک تاثیر سیاسی در داخل آمریکا دارد، اما از نظر حقوقی وزنی ندارد و به هیچ عنوان نباید آن را مبنای تصمیمگیری قرار داد. روسای جمهور آمریکا، از جرالد فورد گرفته تا دونالد ترامپ، این قانون را مغایر با قانون اساسی به ویژه اصل دوم آن دانستهاند، یعنی از نظر روسایجمهور و قوه مجریه آمریکا، محدودیت زمانی ۶۰/۹۰ روزه و مکانیسمهای اجباری خروج نیروها، مداخله غیرقانونی در اختیارات رئیسجمهور بهعنوان فرمانده کل قواست و الزامی به اجرای آن ندارند.
حتی در مواقعی که کنگره به اقدام نظامی مجوز داده، دولتهای مختلف در گزارشهای خود اقدامات نظامی را با عبارت «سازگار با» (consistent with) این قانون به جای عبارت «بر اساس» (pursuant to) این قانون توجیه کردهاند. یعنی حتی در مواقعی که کنگره با رئیسجمهور همسو بوده و با اقدام نظامی موافقت کرده است، روسای جمهور آمریکا نقش کنگره و قانون مربوطه را کمرنگ یا غیرضروری از نظر حقوقی جلوه دادهاند.
ناکامی واشنگتن در همراهسازی اروپا، شکاف در ناتو و احیای ایده «خودمختاری راهبردی» را تقویت کرده است
تا کنون دولت ترامپ از تشکیل ائتلاف نظامی با دولتهای اروپایی و ناتو در جنگ با ایران ناکام بوده است. در واقع، عدم همراهی نظامی این کشورها با واشنگتن منجر به تنش و حتی تقویت جریانی در آمریکا شده که همواره خواستار خروج این کشور از ناتو بودهاند.
در کنار این، بی پروایی آمریکا در تجاوز به ایران، فقدان یک برنامه مشخص برای خروج از جنگ و همچنین رویکرد غالباً ضد اروپایی ترامپ و حلقه نزدیکان او که در ادبیات، زبان تند و ایدئولوژیک، طرح ادعای ارضی علیه گرینلند و همچنین وضع تعرفههای غیر موجه نمود پیدا میکند بسیاری از رهبران اروپا را به سمت احیای طرح مغفول مانده «خودمختازی راهبردی» strategic autonomy سوق داده است.
نگاه اروپاییها به روابط راهبردی با ایالات متحده دستخوش تغییر شده
جریانی در آمریکا با محوریت برخی چهرههای کلیدی در دولت ترامپ به جد خواستار خروج این کشور از ناتو است تردیدی نیست. آنها اتحادیه اروپا را نه یک شریک راهبردی بلکه یک بلوک قدرت رقیب میدانند و از این رو با شیوههای مختلف در پی تضعیف و فروپاشی آن هستند ابتدا بسیاری از رهبران اروپایی، زیادهخواهیها و زبان منحصربهفرد ترامپ را یک استثنا و یک پدیده گذرا و موقت در روابط خود با واشنگتن میدانستند. امروزه، بسیاری از آنها به این نتیجه رسیدهاند که ساختار سیاسی آمریکا به دلیل اینکه اجازه میدهد افرادی با خصوصیت روانی و شخصیتی ترامپ به قدرت برسد از اساس معیوب است و دیگر قابل اتکاء نیست. در واقع، پس از دو بار تجربه روی کار آمدن ترامپ، نگاه بسیاری از اروپاییها به روابط راهبردی بلندمدت با ایالات متحده دستخوش بازنگری و تغییر شده است.
همین تغییر نگاه در برخی دیگر از کشورهای غربی، از جمله کانادا، نیز دیده میشود. از دید بسیاری از رهبران و ناظران غربی و همچنین از منظر بخش قابل ملاحظهای از افکار عمومی در این کشورها عمر سیاستگذاریهای راهبردی و کلان در آمریکا میتواند به اندازه دوره چهار ساله یک دولت باشد و از این رو، امکان برنامهریزی بلندمدت را از آنها سلب میکند.
ضمن اینکه، از دید بسیاری از آنها، آمریکا نگاهی قیم مآبانه و تحقیرآمیز به اروپا دارد و به هیچ عنوان در پی ایجاد یک رابطه متوازن و سودمند برای هر دو طرف نیست.
۲۱۹/۴۲




نظر شما