به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، طبری، مورخ بزرگ قرن سوم، خود در مقدمه کتاب تاریخش میگوید: من فقط ناقل اخبارم، نه ناقد آنها. هدفم حفظ روایات بود، نه داوری درباره صحتشان. پس تاریخ طبری آینه واقعیتنما نیست؛ بلکه معدنی است که استخراج حقیقت از آن، تنها از عهده متخصصان علوم اسلامی برمیآید.
بنابر روایت حوزه، در پرسش و پاسخ پیش رو به تشریح این مسئله پرداخت شده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
* آیا کتاب تاریخ طبری معتبر است؟
طبری کیست؟
محمد بن جریر الطبری از بزرگترین علمای قرن سوم هجری است. ذهبی او را به امام، مجتهد، عالم عصر توصیف کرده و میگوید: «به ندرت میشود که چشمها کسی مثل او را ببیند!»[۱]. مرحوم شیخ عباس قمی درباره او مینویسد: طبری، محدثِ فقیهِ مورخی که یگانه زمان خود بود! صاحب مصنفات بسیاری است، از جمله «کتاب الولایة» که ذهبی درباره این کتاب میگوید: من بر این کتاب دست یافتم و از زیادی طرق و اسناد آن [یعنی اسناد روایت غدیر] دهشتزده شدم! مرحوم شیخ عباس قمی از ابی محمد فرغانی داستانی را نقل میکند که گروهی از شاگردان طبری برگههای مصنفات او را بر تعداد روزهای زندگی او از زمان بلوغ تا مرگ وی تقسیم کردند و دیدند که باید در هر روز ۱۴ ورقه نوشته باشد![۲]
او در فقه «القول فی أحکام شرائع الإسلام»، در تفسیر «جامع البیان فی تفسیر القرآن» و در تاریخ کتاب «تاریخ الأمم و الملوک» را نوشت. هر کدام از این عناوین، مشتمل بر چندین جلد است، با این همه این گوشه ای از تالیفات اوست.
چرا تاریخ طبری؟
«تاریخ الأمم و الملوک» که در میان عموم به تاریخ طبری معروف شده است، در فضای امروز کشور و به خصوص در فضای مجازی بیشتر از دیگر کتابهای مهم تاریخی مورد استناد برخی قرار میگیرد، به عنوان نمونه، برای اثبات حضور امام حسن و امام حسین علیه السلام در ماجرای فتح طبرستان ایران، به روایتی از این کتاب تمسک میشود. گاهی مطالبی را تحت عنوان «واقعیاتی که آخوندها نمیخواهند بدانید» و یا دیگر عناوین وسوسهکننده، با استناد به این کتاب در فضای مجازی منتشر میشود که ممکن است بیننده آن، به صرف اینکه چند جمله یا صفحه از کتاب طبری مورد استناد واقع شده است، آن را واقعیت محض بداند! بنابراین به نظر میرسد بررسی اعتبار این کتاب وضعیت ادعاهایی را که به استناد به این کتاب گفته شده یا گفته خواهد شد، روشن خواهد ساخت.
سخن طبری درباره کتاب خود
بیشک نویسنده هر کتابی، بهتر از دیگران کتاب خود را میتواند معرفی کند؛ محمد بن جریر طبری در مقدمه کتاب تاریخش میگوید: کسی که این کتاب را میخواند باید بداند که هر آنچه را که در این کتاب نقل کردهام بر اساس روایت ها و وقایعی است که من صرفاً گردآورنده آن بودم و آنها را به راویانش اسناد دادم، نه بر اساس مطالب و استدلالات عقلی قابل سنجش و بررسی.[۳]
وی سپس تصریح میکند: هر خبری از گذشتگان که در این کتاب نقل کردهام اگر به این دلیل که مفاد آن را به هیچ وجه، صحیح نمییابد و معنای درستی برای آن نمیبیند، مورد استنکار خواننده آن واقع شود یا به نظر شنونده، مطلب شنیعی به نظر برسد، پس بداند که مفاد آن خبر از طرف من درست نشده است، بلکه این نوع اخبار از سوی برخی ناقلینش به من رسیده است و من آنها را همانطور که به دستم رسیده است به دست شما رساندهام.[۴]
بنابراین، یکی از اهداف طبری از تالیف کتاب تاریخی جامع خود، این بود که اخبار و روایاتی که با سند به دست او رسیده بود، از بین نرود، پس هر چه که به او رسیده بود را نقل کرده است حتی اگر بعضا مخالف عقل باشد یا بسیار بعید باشد. فایده چنین تالیفاتی این است که در طول زمان، چه بسا دانشمندان مختلف علوم اسلامی که هر کدام سطوح مختلفی از دانش، استعداد، زمینه های ذهنی را دارند، با مراجعه به این کتاب و از لابه لای این نقل های درست و نا درست آن، هر کدام نکتههایی را برداشت کنند که شاید دیگران به آن نکته توجه نداشتند.
خلاصه آنچه که از این بخش از مقدمه مولف بدست میآید چنین است:
۱- مولف تنها ناقل و گردآورنده اطلاعات و اخباری است که به سند مشخص و معین بدست او رسیده است. بنابراین هدف مولف، صرفاً حفاظت از اطلاعات تاریخی است.
۲- تصمیم مولف این بوده است که مطالب کتابش را مورد نقد و بررسی سندی و محتوایی قرار ندهد.
۳- آنچه که در این کتاب ذکر شده است، نظر نهایی طبری نیست، و نمیتوان گفت که مطالب این کتاب مورد تایید طبری است.
میزان اعتبار کتاب تاریخ طبری
با توجه به مطالبی که گذشت، در پاسخ به سوال از اعتبار کتاب تاریخ طبری باید گفت: هر چند نویسنده کتاب از بزرگترین دانشمندان اسلام است اما با توجه به هدف وی از تالیف این کتاب که توضیحش گذشت، بدون بررسی تخصصی، به مطالب این کتاب نمیتوان استناد کرد. روشن است که پس از بررسی تخصصی یک مطلب نیز -فارغ از نتیجه بدست آمده - نمیتوان آن را به طبری نسبت داد؛ زیرا طبری خود یک متخصص بزرگ علوم اسلامی است و ممکن است قضاوت دیگری نسبت به آن مطلب داشته باشد.
باید توجه کرد مقصود ما این نیست که کتاب تاریخ طبری هیچ ارزشی نداشته و یا کتاب مهمی نیست! این کتاب، از مهمترین کتابهای تاریخ اسلام است، اما اهمیت و ارزش آن، از این جهت نیست که تمامی مطالب آن درست است؛ بلکه از این جهت است که مولف بخش بزرگی از اخبار و اطلاعات را با سند نقل میکند و این باعث میشود که یک گاه یک متخصص به آن مراجعه کند، درباره صحت و سقم مفاد آن منقولات قضاوت داشته باشد. البته این کتاب امتیازات دیگری مانند جامعیت، اشتمال بر اشعار عربی و... دارد که آنرا از دیگر آثار تاریخی ممتاز کرده است.
تاریخ طبری آیینه واقعیت نما یا معدن طلا؟
کتاب تاریخ طبری را نباید مثل یک آئینه واقعیت نما دانست که تمامی مطالب آنرا، انعکاس واقعیات تاریخی بدانیم؛ بلکه این کتاب مانند معدن طلا و جواهراتی است که اگر کسی غیر از طلا و جواهر شناس به داخل آن برود جز خاک چیزی نمیبیند و یا ممکن است سنگ بی ارزشی را را به اشتباه جواهر تشخیص دهد! اما شخصی که حرفهاش طلا و جواهر شناسی است میداند که چگونه از این معدن بهترین استفاده را بکند. در نتیجه مخاطب طبری در این کتاب، هر کسی که آشنایی با زبان عربی دارد نیست، بلکه مخاطب وی دانشمندان علوم اسلامی هستند، چرا که تنها این افراد هستند که میتوانند مطالب درست را از دیگر مطالب این کتاب تشخیص دهد.
پی نوشت:
[۱] سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۲۶۷.
[۲] الکنی و الالقاب، ج۱، ص۲۴۱.
[۳] «و لیعلم الناظر فی کتابنا هذا ان اعتمادی فی کل ما احضرت ذکره فیه مما شرطت انی راسمه فیه، انما هو علی ما رویت من الاخبار التی انا ذاکرها فیه، و الآثار التی انا مسندها الی رواتها فیه، دون ما ادرک بحجج العقول... »؛ رک: تاریخ الأمم و الملوک. ج ۱، ص ۷.
[۴] «فما یکن فی کتابی هذا من خبر ذکرناه عن بعض الماضین مما یستنکره قارئه، او یستشنعه سامعه، من اجل انه لم یعرف له وجها فی الصحة، و لا معنی فی الحقیقة، فلیعلم انه لم یؤت فی ذلک من قبلنا، و انما اتی من قبل بعض ناقلیه إلینا، و انا انما أدینا ذلک علی نحو ما ادی إلینا»؛ رک: تاریخ الأمم و الملوک. ج ۱، ص ۸.




نظر شما