مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۰
استعمارزدایی: پیش‌شرط فراموش‌شده صلح

استعمارزدایی به معنای ایجاد جبهه‌بندی تازه میان غرب و غیرغرب نیست. وارونه کردن صرفِ سلسله‌مراتب موجود فقط به بازتولید همان منطق‌های قدیمی منجر می‌شود.

خبرآنلاین- ترجمه از تی‌آرتی- مترجم مهسا مژدهی: جهان امروز در حال تجربه دوره‌ای از آشفتگی عمیق است. جنگ‌ها، مهاجرت، بحران‌های زیست‌محیطی، تحولات فناورانه و افزایش نابرابری‌های اجتماعی، زندگی روزمره جهانی را شکل می‌دهند. همزمان، اعتماد به نهادهای بین‌المللی رو به کاهش است و قطبی‌سازی سیاسی و اجتماعی افزایش یافته است. در چنین شرایطی، به سختی می‌توان بحران‌های کنونی را صرفا نتیجه اشتباهات کوتاه‌مدت سیاسی دانست. بسیاری از خطوط تنش امروز جهان، ریشه‌هایی تاریخی و عمیق‌تر دارند. یکی از این ریشه‌ها، ساختارهای استعماری است که بسیار فراتر از پایان رسمی استعمار ادامه یافته‌اند.

ضرورت استعمارزدایی

اگرچه بسیاری از کشورهای آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین در قرن بیستم استقلال سیاسی خود را به دست آوردند، اما وابستگی‌های اقتصادی، سلسله‌مراتب فرهنگی و روابط نابرابر قدرت همچنان پابرجا مانده‌اند. در همین نقطه است که بحث استعمارزدایی بار دیگر اهمیت پیدا می‌کند. امروز استعمارزدایی فقط به معنای یادآوری تاریخی نیست، بلکه تلاشی است برای بازاندیشی در روابط قدرت جهانی، نظام‌های دانایی و ساختارهای نهادی.

استعمار مدرن در قرن پانزدهم شکل گرفت و در قرن نوزدهم به اوج رسید. امپراتوری‌های اروپایی در سراسر جهان گسترش یافتند و اغلب توسعه‌طلبی خود را با روایت‌هایی مانند پیشرفت، تمدن و مدرنیزاسیون توجیه می‌کردند. اما در واقعیت، این نظام بر روابط نابرابر قدرت، استثمار اقتصادی و خشونت سازمان‌یافته بنا شده بود.

نمونه‌های تاریخی خشونت استعماری فراوان و هولناک هستند. در کنگو، حکومت لئوپولد دوم، پادشاه بلژیک، به خشونت گسترده، کار اجباری و مرگ میلیون‌ها نفر منجر شد. رسیدگی به این جنایت‌ها همچنان موضوع بحث‌های اجتماعی و سیاسی در بلژیک است و هنوز عذرخواهی یا پذیرش کامل مسئولیت از سوی دولت صورت نگرفته است. در مورد آلمان، وضعیت متفاوت است. جنایت‌هایی که نیروهای استعماری آلمان علیه مردم هررو و ناما در آفریقای جنوب غربی آلمان( نامیبیا امروزی) مرتکب شدند، از سوی بسیاری از تاریخ‌نگاران نخستین نسل‌کشی قرن بیستم تلقی می‌شود.

دولت آلمان در سال ۲۰۲۱ این اقدامات را رسما نسل‌کشی اعلام کرد، هرچند مسئله مسئولیت و پرداخت غرامت همچنان محل اختلاف است. قحطی بنگال در دوران استعمار بریتانیا نیز نمونه‌ای روشن از پیوند میان ساختارهای اقتصادی استعماری و فاجعه انسانی است.

استعمارزدایی: پیش‌شرط فراموش‌شده صلح

اما چالش اصلی آن است که استعمار را نباید صرفا فصلی بسته از تاریخ دانست. بسیاری از ساختارهای اقتصادی و سیاسی امروز جهان در همان دوران شکل گرفته‌اند و همچنان روابط بین‌الملل را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این تصور رایج که استعمار فقط به اشغال سرزمین یا استثمار اقتصادی محدود می‌شد، بسیار ساده‌انگارانه است. استعمار همچنین در پی کنترل دانش، زبان و درک انسان‌ها از خودشان بود.

اشکال بومی دانش به حاشیه رانده شدند، زبان‌های محلی سرکوب شدند و الگوهای آموزشی اروپایی به عنوان معیار جهانی معرفی شدند.

در نتیجه، سلسله‌مراتبی از دانش شکل گرفت که در آن برخی دیدگاه‌ها عقلانی و مدرن تلقی می‌شدند و برخی دیگر عقب‌مانده یا غیرعقلانی.

ادوارد سعید، متفکر فلسطینی‌تبار آمریکایی، این سازوکارها را در نظریه «شرق‌شناسی» به شکلی روشن توضیح داد. فرانتس فانون نیز نشان داد که خشونت استعماری چگونه پیامدهای روانی و اجتماعی بلندمدتی برجای می‌گذارد.

در همین زمینه، اسرا آلبایراک، جامعه‌شناس ترک، معتقد است که حتی گفتمان جهانی حقوق بشر در دهه‌های اخیر نیز نتوانسته کاملاً از الگوهای فکری استعماری فاصله بگیرد.

ادعای جهان‌شمول بودن این گفتمان‌ها، در بسیاری موارد به بازتولید روابط قدرت موجود انجامیده، نه به زیر سؤال بردن بنیادین آن‌ها.

بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که چه کسی قدرت دارد، بلکه این است که چه کسی تعیین می‌کند کدام دانش مشروع است و کدام تجربه در سطح جهانی شنیده می‌شود.

استعمارزدایی در زندگی روزمره: آموزش، سلامت و فناوری

استعمارزدایی اغلب مفهومی انتزاعی و دانشگاهی به نظر می‌رسد، اما در واقع با مهم‌ترین حوزه‌های زندگی روزمره مرتبط است.

در حوزه آموزش، انتقادهای فزاینده‌ای مطرح می‌شود مبنی بر اینکه برنامه‌های درسی بسیاری از دانشگاه‌ها همچنان به شدت تحت تأثیر دیدگاه‌های غربی هستند.

دیدگاه‌های فلسفی، تاریخی و اجتماعی آفریقا، جنوب آسیا یا آمریکای لاتین اغلب در حاشیه قرار می‌گیرند. به همین دلیل، جنبش‌هایی برای «استعمارزدایی از برنامه‌های درسی» شکل گرفته‌اند تا نظام‌های دانایی متنوع‌تر دیده شوند.

تداوم استعمار در حوزه سلامت نیز قابل مشاهده است. همه‌گیری کووید نشان داد که منابع پزشکی در جهان به شکلی نابرابر توزیع می‌شوند.

کشورهای ثروتمند خیلی زود واکسن‌ها را در اختیار گرفتند، در حالی که بسیاری از کشورهای جنوب جهانی مدت زیادی منتظر ماندند. مسئله دسترسی به فناوری‌های حیاتی همچنان به روابط قدرت جهانی گره خورده است.

این وضعیت در حوزه هوش مصنوعی حتی آشکارتر است.

الگوریتم‌ها اغلب بی‌طرف تصور می‌شوند، اما عملکرد آن‌ها وابسته به داده‌هایی است که با آن آموزش می‌بینند.

اینکه کدام زبان‌ها، روایت‌ها و تجربه‌های فرهنگی در سیستم‌های دیجیتال حضور داشته باشند، تعیین می‌کند چه کسانی دیده شوند و چه کسانی نامرئی باقی بمانند.

آینده‌ای فناورانه بدون توجه به نابرابری‌های قدرت، می‌تواند شکاف‌های موجود را عمیق‌تر کند.

حتی هنر و ورزش نیز از این بحث‌ها جدا نیستند. موضوع بازگرداندن آثار فرهنگی غارت‌شده در دوران استعمار یا وابستگی ساختاری استعدادهای آفریقایی در بازار جهانی ورزش، نشان می‌دهد که الگوهای استعماری همچنان در شکل‌های جدید ادامه دارند.

استعمارزدایی به معنای ایجاد جبهه‌بندی تازه میان غرب و غیرغرب نیست. وارونه کردن صرفِ سلسله‌مراتب موجود فقط به بازتولید همان منطق‌های قدیمی منجر می‌شود.

هدف، جست‌وجوی روابطی عادلانه‌تر و شکل‌هایی متکثرتر از دانش است. در چنین شرایطی، پلتفرم‌هایی که دیدگاه‌های متنوع را کنار هم قرار می‌دهند اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

بدون استعمارزدایی، نظم پایدار صلح ممکن نیست

جهان به تدریج به سمت نظمی چندقطبی حرکت می‌کند، اما ظهور مراکز قدرت جدید لزوماً به معنای عدالت یا ثبات بیشتر نیست. تا زمانی که سلسله‌مراتب قدیمی پابرجا باشند، خطر آن وجود دارد که درگیری‌های موجود فقط در قالب‌های تازه بازتولید شوند. بنابراین استعمارزدایی بسیار فراتر از یک بحث اخلاقی درباره مسئولیت تاریخی است. این مفهوم تلاشی است برای بازاندیشی در شرایط همکاری جهانی.

موضوع بر سر عدالت معرفتی، اصلاح نهادها و به رسمیت شناختن تجربه‌ها و نظام‌های دانایی متنوع است. تا زمانی که روابط جهانی بر پایه سلسله‌مراتب پنهان شکل گرفته باشند، دستیابی به نظمی پایدار برای صلح دشوار خواهد بود.

کسانی که استعمارزدایی را صرفاً پروژه‌ای هویتی می‌دانند، اهمیت واقعی آن را دست‌کم می‌گیرند. در نهایت، مسئله اصلی این است: چگونه می‌توان جهانی ساخت که در آن کرامت، دانش و مشارکت انسان‌ها دیگر بر اساس نابرابری‌های تاریخی قدرت تعیین نشود؟

شاید این دقیقا مهم‌ترین چالش قرن بیست‌ویکم باشد.

۳۱۲/۴۲

کد مطلب 2218645

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین