به گزارش خبرآنلاین، قطع یا محدود شدن دسترسی به اینترنت جهانی در ایران، در ماههای گذشته فقط یک اختلال فنی یا اقتصادی نبوده است؛ اتفاقی بوده که به روایت بسیاری از کاربران، به روابط انسانی، سلامت روان، آموزش، پژوهش و حتی احساس تعلق اجتماعی آنها آسیب زده است. بخش بزرگی از زندگی روزمره مردم به اینترنت گره خورده، از ارتباط با اعضای خانواده گرفته تا آموزش، فروش آنلاین، پژوهش علمی و حتی تفریح و معاشرت، مواردی که با در دسترس نبودن اینترنت جهانی چالشی جدی برای مردم ایجاد کرده است، حالا بسیاری از کاربران از نوعی «انزوای اجباری» حرف میزنند.
در همین رابطه خبرآنلاین از مخاطبان خود پرسیده است: «قطعی اینترنت بیشک در تجارت و کسب و کار خیلی از افراد تاثیر منفی داشته است اما این همه آثار قطعی اینترنت محسوب نمیشود. جامعهشناسان و روانشناسان معتقدند این محرومیت برای خیلی از افراد ابعاد روانی هم داشته است، خانوادههایی که عزیزانی خارج از کشور دارند از جمله همین گروهها هستند. شما دراینباره چه تجربهای دارید؟ چالشهای روحی و روانی قطعی اینترنت در زندگی شما چه بوده؟»
پاسخها، تصویری چندوجهی از زندگی مردمی را نشان میدهد که هرکدام به شکلی متفاوت، تحت تاثیر این وضعیت قرار گرفتهاند.

از زمان قطع اینترنت پرخاشگر شدهام
بخش قابل توجهی از کاربران، بیش از خسارت مالی، از فشار روانی و احساس خشم و درماندگی گفتهاند. امیر نوشته است: «بیش از دو ماه است که با دوستان و آشنایانم در خارج از کشور نتوانستهام صحبت کنم. ناراحت و افسردهام. همه درباره آسیبها به کسبوکارها صحبت میکنند اما درباره این قطع روابط حرفی نمیزنند.»
کاربری دیگر نوشته: «از زمان قطعی اینترنت پرخاشگر و عصبی شدم… این حس را دارم که در یک زندانی هستم و زندانبانم دولت است.»
رویا هم از توقف کامل زندگی روزمرهاش گفته است: «برای منی که رشتهام کامپیوتر است و برنامهنویسم، انگار همه زندگیم متوقف شده. نه از دوستهایم خبر دارم، نه گیم زدم، نه کتاب خواندم، نه درسم جلو رفته.»
یکی دیگر از مخاطبان نوشته است: «افسردگی و خشم بسیار زیاد دارم؛ طوری که یک ماه کسی جرات نکرد با من حرف بزند.»
وحید نیز میگوید: «دچار افسردگی شدید شدم و احساس میکنم هر روز حالم بدتر از دیروز میشود.»
خانوادههایی که از هم دورتر شدند
قطع ارتباط تصویری و دشوار شدن تماس با اعضای خانواده خارج از کشور، از پرتکرارترین گلایههای کاربران بود. مبینا نوشته است: «خاله من دخترش در کاناداست و ۷۱ روز است نتوانسته تصویری او را ببیند.»
فیاض هم گفته: «در تمام مدت قطع اینترنت با بچههایم که برای تحصیل در عربستان بودند نمیتوانستم ارتباط داشته باشم و این باعث نگرانی دوطرفه شده بود.»
کاربر دیگری نوشته است: «در روزهایی که شهر دوستانم زیر حمله بود، حتی شماره تماسشان را نداشتم که حالشان را بپرسم.»

نان ما را آجر کردند
در کنار فشار روحی، بسیاری از کاربران از نابودی یا فلج شدن کسبوکارهای اینترنتی نوشتهاند؛ مشاغلی که سالها برای ساختن آنها زمان گذاشته بودند.
شبنم میگوید: «پیجی که چهار سال برای رشدش زحمت کشیده بودم از دست رفت و درآمدم به صفر رسید.»
حامد، صاحب یک فروشگاه اینترنتی، نوشته است: «ویترین فروش ما اینستاگرام بود. حالا عملا فروشی نداریم و حتی برای خرید یک کیلو میوه باید حسابوکتاب کنیم.»
حسین حیدرزاده هم نوشته است: «شرکت تولید محتوا و تبلیغات اینترنتی داشتم با ۳۰ کارمند؛ از اول فروردین مجبور شدم کسبوکاری را که سالها برایش زحمت کشیده بودم جمع کنم.»
سینا، مدرس زبان، از دست دادن شاگردان خارج از ایران را «دود شدن اعتبار هشت ساله» توصیف کرده و عادل هم نوشته است: «همه زحمات بیست ساله من در دو ماه دود شد.»
برخی کاربران از تعدیل گسترده نیرو گفتهاند. یکی از مخاطبان نوشته است: «۷۰ درصد تعدیل نیرو داشتیم. این دیگر آسیب نیست؛ ویرانی کسبوکارهای اینترنتی است.»
اینترنت فقط سرگرمی نیست
بخش دیگری از کاربران تاکید کردهاند که اینترنت برای آنها ابزار حیاتی کار، آموزش و پژوهش است؛ نه صرفا شبکههای اجتماعی.
سوزان نوشته است: «حتی نمیتوانم اطلاعات ماهوارههای محیطزیستی را دانلود کنم یا مقاله علمی بگیرم.»
کاربری دیگر که خود را مهندس معرفی کرده، نوشته است: «به ریسرچگیت و گوگل اسکولار دسترسی ندارم و عملا نمیتوانم به سایتهای شرکتهای هایتک خارجی وصل شوم.»
رامین هم به محدودیت ابزارهای هوش مصنوعی اشاره کرده و گفته است: «برای دانشجوها و استادان، همین ابزارهای گوگل بسیار مهماند.»
یکی از کاربران نوشته است: «از وقتی اینترنت بینالملل قطع شده احساس میکنم در زمینه علمی و پژوهشی دارم بیسواد میشوم.»

از خشم تا بیتفاوتی
در میان نظرات، طیفی از واکنشهای احساسی دیده میشود؛ از خشم شدید تا نوعی بیتفاوتی و انفعال. سیدامیر خطاب به مسئولان نوشته است: «جوانی و کسبوکار من را تباه کردید.»
مجید میپرسد: «چرا گوش شنوایی وجود ندارد؟»
در مقابل، فرهاد نوشته است: «هیچ تاثیری نداشته چون چیزی ندارم که بخواهد رویش تاثیر بگذارد.»
برخی کاربران هم از اساس با وابستگی گسترده به اینترنت مخالف بودند. سعید نوشته است: «قدیم اینترنت نبود و آدمها به هم نزدیکتر بودند.» کاربر دیگری هم نوشته: «سه ماه از شر اینستاگرام دور هستم و حس بهتری دارم.»
با این حال حتی میان کسانی که موافق محدودسازی بودند، نگرانی درباره کیفیت خدمات و تبعیض در دسترسی دیده میشود. مجید نوشته است: «اگر قرار است اینترنت باشد، بدون تبعیض باشد؛ نه اینترنت سفید و پرو برای عدهای خاص.»
احساس تبعیض و «عادی شدن محدودیت»
یکی از موضوعاتی که بارها در میان نظرات تکرار شده، احساس تبعیض در دسترسی به اینترنت است؛ موضوعی که به گفته برخی کاربران، خشم اجتماعی را بیشتر کرده است.
کاربری نوشته است: «وقتی وصل میشوی میفهمی همه هستند و فقط تو نبودی.»
کاربر دیگری هم نوشته: «هزینه اینترنت میگیرند اما اینترنت قطع تحویل میدهند.»
برخی نیز نگران «عادی شدن» این وضعیت هستند؛ اینکه جامعه به تدریج به محدودیت دائمی اینترنت خو بگیرد و آن را بخشی از زندگی روزمره بداند.
در میان صدها نظری که کاربران ثبت کردهاند، یک نکته مشترک بیش از همه به چشم میآید: اینترنت برای بسیاری از مردم دیگر یک ابزار جانبی یا کالای لوکس نیست؛ بخشی از کار، آموزش، ارتباطات، سلامت روان و زندگی روزمره آنهاست. برای همین هم قطع آن، فقط خاموش شدن چند اپلیکیشن نیست؛ تغییری است که به گفته کاربران، روی احساس امنیت، امید، آینده شغلی و حتی روابط خانوادگی آنها سایه انداخته است.
شما میتوانید نظرات بیشتر را اینجا بخوانید.
۲۳۳۲۳۳




نظر شما