مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۸
لاریجانی به خدا چه داد و از او چه گرفت؟

شهادت آقای دکتر علی لاریجانی به همراه فرزند و تنی چند از اطرافیانش یکی از تلخ‌ترین رویدادهای جنگ تحمیلی اخیر بود؛ نه از آن رو که نام دبیر شورای امنیت ملی کشور عزیزمان در شمار پرچم‌داران شهادت ثبت شد، بل از آن رو که یک شخصیت تراز انقلاب که خداباوری و مردم‌گرایی، معنویت و جهاد، علم و حلم، شجاعت و متانت، دوراندیشی و واقع‌گرایی، ادب و صراحت، اخلاق و خلاقیت، عقلانیت و ارزش‌مداری، پاکی و سیاست‌ورزی، تعهد و تخصص، تجربه و دانش، و اعتدال و انقلابی‌گری را در وجود خویش به هم آمیخته بود، برای همیشه از بین ما کوچید.

به گواهی آگاهان آقای دکتر لاریجانی در هر دوره‌ای از تاریخ انقلاب، که مسؤولیتی بر عهده داشت، آن دوره بهترین دوره عمر آن سازمان و نهاد به شمار می‌رفت؛ از سازمان صداوسیما تا وزارت ارشاد اسلامی و از دبیری شورای عالی امنیت ملی تا ریاست مجلس شورای اسلامی.

شاید به استناد گفته‌های دادورزانه نزدیکان شهید لاریجانی در تجربه نزدیک به نیم‌قرن اخیر و یافته‌های شخصی در یکی دو دهه اخیر بتوان گفت که یکی از مهم‌ترین و بلکه اصلی‌ترین معیار کنش‌گری شهید لاریجانی در عرصه سیاست و فرهنگ و امنیت، به جان نیوشیدن فرمان خدا و به تن و روان کوشیدن برای اجرای آن بود؛ یعنی «استجابت رب»، آن‌گونه که صدر آیه 18 هود بیان می‌دارد: لِلَّذِینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنی.

استجابت رب را مفسران بزرگ ما به مفهوم ایمان به خدا، پیروی از خدا، فرمان بردن از پیامبر خدا و پذیرش آموزه‌های الهی، به‌جای آوردن رسم بندگی، تن دادن به فراخوان خدا به‌سوی توحید و عمل به شریعت و در پی خشنودی خدا بودن گرفته‌اند. (طبری در جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 93؛ سمرقندی در بحر العلوم، ج 2، ص 224؛ شیخ طوسی در التبیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 241) گرفته‌اند.

این آیه به روشنی بیان می‌دارد که برای کسانی که این‌گونه‌اند، «حُسنی» مقدر است. مفسران، «حُسنی» را به این معانی گرفته‌اند: بهشت در آخرت، نعمت‌های بهشتی، جاودانگی در بهشت، هر آن چه خیر است اعم از بهشت و غیر آن، سودمندی بزرگ در امر نیک، مقبول افتادن استجابت نزد خداوند که محبوبترین چیز برای عاشق همین است که محبوبش کار او را بپسندد، پاداشی نیکوتر از استجابت (حسنی به مثابه تأنیث احسن)، رزق و چند برابر شدن حسنات در دنیا و رؤیت خدا در عقبی، و نیک‌انجامی (مجاز القرآن ابوعبیده معمر بن مثنی در مجاز القرآن، ج 1، ص 329؛ سمرقندی در بحر العلوم، ج 2، ص 224؛ شیخ طوسی در التبیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 241؛ قشیری در لطائف الاشارات، ج 2، ص 225؛ ابوالفتوح رازی در روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج 11، ص 212؛ میبدی در کشف الاسرار و عدة الابرار، ج 5، ص 186؛ علامه طباطبائی در المیزان، ج 11، ص 340)

زندگی شهید لاریجانی و چگونگی شهادتش این روایت از حیات پربار او را موجه و روا می‌سازد که بگوییم او خواسته‌های خدا را استجابت کرد و خدا هم برای او «حُسنی» برگزید.

ابوالفتوح رازی در ترجمه و شرح آیه 23 و صدر آیه 24 سوره مبارکه احزاب در وصف «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا از گرویدگان مردانی‏اند که راست گفتند ما عاهَدُوا اللَّهَ‏ آن چیزی را که عهد بستند با خدای‏ عَلَیْهِ‏ بر آن چیز که آن ثبات است بر قتال و مقاتله برای رضای خدای» چنین می‌نویسد:

«فَمِنْهُمْ‏ پس بعضی از ایشان‏ مَنْ قَضی‏ کسی هست که بگذارد یعنی وفا کرد نَحْبَهُ‏ نذر خود را و کارزار کرد تا شهید شد ... وَ مِنْهُمْ‏ و بعضی دیگر از ایشان‏ مَنْ یَنْتَظِرُ کسی هست که انتظار شهادت می‌کشد چون سایر مؤمنان حقیقی که معتقدند به اعتقاد ثابت جازم راسخ‏ وَ ما بَدَّلُوا و تغییر ندادند عهد را تَبْدِیلًا تغییر دادنی این تعریض است به اهل نفاق و ضَعَفه اسلام که عزم خود را به وهن بدل کردند و تبدیلا برای تأکید است یعنی به هیچ وجه آن را متغیر و متبدل نساختند بلکه به آن وفا کردند لِیَجْزِیَ اللَّهُ‏ تا پاداش دهد خدای‏ الصَّادِقِینَ‏ راستگویان را یعنی وفاکنندگان را بِصِدْقِهِمْ‏ به‌راستی یعنی به وفای ایشان» (منهج الصادقین فی إلزام المخالفین، ج ‏7، ص 270 ۔ 271)

شهید لاریجانی، پاداشی درخور برای وفای صادقانه خود از خداوند دریافت کرد، هنیئاً له. رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله‌ سیّد مجتبی حسینی خامنه‌ای هم، او را به زیبایی این‌گونه ستود و او را چهره‌ای ممتاز در نظام اسلامی شمرد:

ایشان فردی عالم، دوراندیش، هوشمند، متعهد و دارای تجاربی متنوع در عرصه‌های گوناگون سیاسی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و مدیریتی بودند. قریب پنج دهه نقش‌آفرینی در لایه‌های مختلف نظام اسلامی، از ایشان چهره‌ای ممتاز ساخته بود.

شهید لاریجانی در برش‌هایی از این مسئولیت‌ها از ابتلائاتی سخت و برآمده از نامردی‌ها و نامرادی‌ها، سربلند بیرون آمد. هنوز خاطر آشنایان و دوستداران او، از آن خاطره‌ها تلخ است که فرد و جریانی که اهل این نظام نبود و نبودند و ریاکارانه در این نظام لانه کرده و برخی را با خود همراه ساخته بودند چگونه به او بی‌مهری کردند و جامعه را از نعمت درایت و مدیریت او به‌ویژه در پرونده مذاکره با غرب و رقابت ریاست جمهوری محروم ساختند.

شهید لاریجانی در هیچ‌یک از این ابتلائات، عقل و عدالت و اخلاق و ادب را به بهانه انقلابی‌گری و به سود خود ذبح نکرد. و چه درس‌آموز است این سنت الهی که مَکر کینه‌توزانه آن‌ها برای بیرون راندن شهید لاریجانی از جرگه انقلاب و جامعه انقلابی به خودشان بازگشت. تحمل طعنه‌ها و زخم‌زبان‌ها و پایبند ماندن به آرمان‌ها و کلان‌نگری در شرایطی که ادعای انقلابی‌گری یک ارزش به شمار می‌رود و پرجاذبه است، کار مردان خداست. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از چالش‌های رهبر شهید انقلاب در مسجد کرامت، مقابله با تندروی‌های کسانی بود که به بهانه انقلابی‌گری دست به کارهایی می‌زدند که ممکن بود مسجد را به تعطیلی بکشانند. صفحاتی از کتاب «مسجد رهبر؛ تاریخ شفاهی مسجد کرامت» به این موضوع اختصاص یافته است. (صص 237 ۔ 247 و نیز صص 416 ۔ 421. به‌ویژه صفحات 244 ۔ 246 که در بردارنده فرازهایی از سخنرانی رهبر شهیدمان در شب عاشورای 1352ش. دربارۀ دعوت به ورود «با ادب و سکوت» به مسجد و پرهیز دادن از صلوات بلند فرستادن به هنگام خروج از مسجد و نیز خاطره معظم له از تلخ شدن اوقات پس از شعار دادن یک دانشجو در جلسه تفسیر.)

هیجان‌زدگی و رفتار مبتنی بر احساس کاذب با ظاهر دینی به بهانه و با ادعای انقلابی‌گری که پیش از انقلاب نمود داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم جامعه را رها نکرد و لطمه‌هایی جبران‌ناپذیر به سرمایه‌های انقلاب وارد ساخت، همچنان یک آفت و آسیب در سپهر سیاسی ایران به شمار می‌رود.

ناگفته هزار بار پیداست که برجسته کردن این آفت به معنای چشم پوشیدن بر دیگر آسیب‌های موجود در صحنه و پهنه سیاست نیست، که تا هر وقت از این آسیب سخن می‌گوییم برخی از دوستان بلافاصله کاستی‌ها و کژی‌های دیگر جناح‌های سیاسی را به رخ می‌کشند، بلکه این آفت بدین دلیل برجسته می‌شود که هیچ کژاندیشی و کژرفتاری سیاسی به اندازه این کژی آسیب‌رسان نبوده است. کُند نبودن در آنچه شتاب می‌طلبد و شتاب نورزیدن در آنچه کُندی می‌طلبد از سوی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام هم ستوده شده است.

نامه 13 نهج‌البلاغه روایت نامه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام به دو تن از امیران سپاه خود در وصف مالک اشتر است:

و من کتاب له ع إلی أمیرین من أمراء جیشه‏ ۔ وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَیْکُمَا وَ عَلَی مَنْ فِی حَیِّزِکُمَا مَالِکَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِیعَا وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً فَإِنَّهُ‏ مِمَّنْ لَا یُخَافُ وَهْنُهُ‏ وَ لَا سَقْطَتُهُ‏ وَ لَا بُطْؤُهُ عَمَّا الْإِسْرَاعُ إِلَیْهِ أَحْزَمُ‏ وَ لَا إِسْرَاعُهُ إِلَی مَا الْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَل‏

و از نامه‌های آن حضرت به دو امیر از امیران سپاهش: و همانا مالک بن حارث اشتر را امیر شما و هر که در قلمرو شماست قرار دادم، پس به او گوش دهید و او را فرمان ببرید و او را زره و سپر خود قرار دهید، زیرا او ازجمله کسانی است که بیم سستی و لغزشش نمی‌رود و نیز بیم کُندی‌ش در آنچه شتاب در آن هوشمندانه‌تر و محتاطانه‌تر است و نه بیم شتاب کردنش در آنچه کندی در آن بهتر است.

ابن ابی الحدید در شرح این فراز از ثنای امیرالمؤمنین می‌گوید:

فأما ثناء أمیر المؤمنین ع علیه فی هذا الفصل فقد بلغ مع اختصاره ما لا یبلغ بالکلام الطویل و لعمری لقد کان الأشتر أهلا لذلک کان شدید البأس جوادا رئیسا حلیما فصیحا شاعرا و کان یجمع بین اللین و العنف فیسطو فی موضع السطوة و یرفق فی موضع الرفق‏. (شرح نهج البلاغه، ج 15، صص 101 ۔ 102)

این بیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام در ستایش مالک، با وجود کوتاهی آن به درجه‌ای است که (گاه) سخنی دراز به آن نمی‌رسد. و به جان خودم سوگند که اشتر شایسته این ستودن بود، او بسیار قدرتمند، سخاوتمند، راهبر، حلیم، خوش‌سخن و شاعر بود و بین نرم‌خوئی و خشونت جمع می‌کرد، پس هر جا که جای چیرگی نیرومندانه بود، چنین می‌کرد و هر جا که جای نرمی و همراهی بود، چنین می‌کرد.

ابن ابی‌الحدید در بخشی دیگر از توضیحات خود ذیل این نامه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌گوید:

«و قد جمع أمیر المؤمنین ع من أصناف الثناء و المدح ما فرقه هؤلاء فی کلماتهم بکلمة واحدة قالها فی الأشتر و هی قوله‏ لا یخاف بطؤه عما الإسراع إلیه أحزم و لا إسراعه إلی ما البطء عنه أمثل‏.»؛ و امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام همه گونه‌های ستودن و ستایش مالک اشتر را که دیگران به پراکندگی در سخنان خود آورده‌اند در یک عبارت در وصف مالک گردآورد و آن عبارت همین عبارت است: نه بیم کُندی‌ش در آنچه شتاب در آن هوشمندانه‌تر و محتاطانه‌تر است، می‌رود و نه بیم شتاب کردنش در آنچه، کُندی در آن بهتر است. (شرح نهج البلاغه، ج 15، ص 103)

میرزا حبیب‌الله هاشمی خوئی در منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة، ج 18، ص 123 در وصف وجه بلاغی این نامه چنین آورده است:

«ثمّ ینبغی أن یتأمّل الأدیب الحاذق فی الکتاب کیف نسجه الأمیر علیه السّلام علی اسلوب بلغ من البلاغة ما یعدّ فی السحر سیّما ذیله: و لا بطؤه عمّا الإسراع إلیه أحزم و لا إسراعه إلی ما البطؤ عنه أمثل.»؛ شایسته است که ادیب توانا در این نامه درنگ داشته باشد که چگونه حضرت امیر علیه‌السلام تاروپود آن را به روشی سفته است که از نظر بلاغی، در شمار جادو قرار می‌گیرد، به‌ویژه بخش پایانی آن: نه بیم کُندی‌ش در آنچه شتاب در آن هوشمندانه‌تر و محتاطانه‌تر است، می‌رود و نه بیم شتاب کردنش در آنچه، کُندی در آن بهتر است.

واکاوی تجربه نزدیک به پنج دهه از تاریخ انقلاب اسلامی، گویای همین است که ما بیشترین ضربه را از افراد و جریان‌هایی خورده‌ایم که در آنچه شتاب در آن هوشمندانه‌تر و محتاطانه‎‌تر است کُندروی و در آنچه کُندی در آن بهتر است، تندروی داشته‌اند. بدون لکنت زبان می‌توان شهید لاریجانی ۔این چهره ممتاز نظام۔ را نماد آن دسته از کارگزاران و مدیران ارشد جمهوری اسلامی ایران دانست که مصداق این معیار امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام برای ستایش مالک اشتر بود.

بر پایۀ این ویژگی مالک اشتر است که امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام، به آن دو امیر خود سفارش می‌کند که مالک را زره و سپر خود قرار دهید: وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً؛ گزافه‌گویی نیست که با الهام از این سفارش حضرت، بگوییم عمل به ممشای شهید لاریجانی و پرهیز از تندروی‌ها و کندروی‌های نابجا، انقلاب ما را در برابر همه گزندها و یورش‌های سخت و نرم بیگانگان پاس می‌دارد و شایسته است ما نیز خود را به زره و سلاح پرهیز از تندروی‌ها و کندروی‌های نابجا مسلح کنیم.

حماسۀ بزرگی که در پی جنگ تحمیلی سوم و جنگ شهری شکست‌خورده دی‌ماه در ایران رقم خورد به نوزایی انقلاب اسلامی انجامید. همان‌گونه که پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 ش. همه مناسبات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی در ایران را تغییر داد، اکنون نوزایی انقلاب و بازگشت به صحنه دوباره مردم با همه تنوع سلایقی که دارند، قلمروی اثربخشی این انقلاب را فراتر از مرزهای ملی ایران، به غرب آسیا و تمامی جهان اسلام و حتی برخی از معادلات جهانی گسترانده است. در این مرحله از نوزایی انقلاب، ایران اسلامی با خروج از جایگاه تماشاگر تمدنی، یک‌بار دیگر با گامی بلند در حال عبور از مرحله بازیگری تمدنی به کارگردانی تمدنی است و شهید لاریجانی این توفیق را داشت که به پاداش یک‌عمر فرمان خدا بردن، این حسنه بزرگ را به پاداش دریافت کند که در قافله‌ای از شهیدان به قافله‌سالاری آیت‌الله سیّد علی خامنه‌ای، در شمار شهیدان این جهش تمدنی باشد.

در دوره پساجنگ که بازنگری و بازتعریف همه مناسبات اجتماعی ما متناسب با نوزایی انقلاب گریزناپذیر است، اندیشه و مرام شهید لاریجانی به‌ویژه برای چگونگی جمع بین خردورزی و اخلاق‌مداری و انقلابی‌گری در چارچوب آموزه‌های دینی می‌تواند یکی از معیارها و شاخص‌های این بازنگری باشد.

* این مقاله در کتاب " بنده خدا" تالیف رسول جعفریان و محمدمهدی معراجی منتشر شده است.

1717

کد مطلب 2219017

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین