«کانت» فیلسوفی است همچون (هگل) که آثارش بهراحتی قابل فهم نبوده و کمتر خوانندگان آثار آنها به عمق آرا و نظرات آنان میرسند. (کانت) فیلسوفی است که گویا بر قلهای بلند ایستاده که اگر کسی با افکار او آشنا باشد هم گذشته تاریخ فکر و اندیشه را میشناسد و هم آینده علم و تمدن بشری را میتواند پیشبینی کند.
شهید لاریجانی با آن نبوغ و قریحه بلند و عقل سرشار خود و با توجه به تخصص در آرای کانت و بهضمیمه الهام الطاف الهی که (المومن ینظر بنور الله) نگاهی جامع و دقیق نسبت به آینده داشت و گویا آینده را همچون حال و گذشته پیش چشم خود مجسم میدید.
شهید لاریجانی ۔که یک فیلسوف فلسفه سیاسی است۔ در کتاب ناتمام (عقل و سکون در حکمرانی) به بحث حکمرانی پرداخته و اندیشههای ابنسینا و علامه طباطبایی و شهید مطهری را در مسئله (فلسفه سیاسی) مورد کاوش قرار داده و تصمیم داشته است که در مجلدات آینده این کتاب نظرات شهید محمدباقر صدر و امام خمینی و آیتالله شهید خامنهای را مورد مطالعه قرار دهد.
شهید لاریجانی در این کتاب، ابتدا به تفاوت بین حکومت و حکمرانی پرداخته و حکمرانی را اعم از حکومت و ساختار سیاسی دانسته و معتقد است که حکمرانی از سنن و آداب و رسوم جامعه و روابط نهادهای مدنی با حکومت میباشد. که میتواند به بهبود شرایط زیست اجتماعی بیانجامد. شاید به همین جهت باشد که اکنون چند سالی است که در کشور، مدرسه حکمرانی تشکیل شده تا زوایای فرهنگی و مدیریتی و اقتصادی را در فلسفه سیاسی مورد مطالعه و لحاظ قرار دهند.
در گذشته، علوم سیاسی و بهویژه فلسفه سیاست بهعنوان شاخههایی زیرمجموعه (اخلاق) دانسته و چون اخلاق یکی از حوزههای اصلی (عقل عملی) بود، فلسفه سیاسی را نیز زیرمجموعه عقل عملی قلمداد میکردند. و بعضی دیگر معتقد بودند که علوم سیاسی همچون اخلاق زیرمجموعه عقل عملی است، و فلسفه سیاسی همچون فلسفه اخلاق مربوط به عقل نظری است.
آیا انسان یک عقل دارد یا دو عقل دارد؟ یکی عقل نظری و دیگری عقل عملی؟ و برفرض که یک عقل باشد مدرکات آن به دو قسم است که یکی را عقل نظری و دیگری را عقل عملی گویند. و یا آنکه یک عقل وجود دارد و یک نوع مدرکات وجود دارد، اما ادراک متفاوت است و به جهت تفاوت ادراک یکی را نظری و دیگری را عملی گویند. توضیح هرکدام جای دیگری را میطلبد. و در اینجا فقط توجه داده میشود که وقتی شهید لاریجانی میگوید: (عقل و سکون) اگر مقصود از سکون طمأنینه و آرامش باشد مراد همان عقل نظری است. و اگر مقصود از سکون مقابل حرکت و به معنی نشستن و عدم حرکت باشد مراد عقل عملی خواهد بود.
دغدغه مهم شهید لاریجانی در این کتاب فقدان یک مبنای فلسفی برای حکومت است. و به دنبال یافتن چارهای براین مشکل است. هر حکومتی شاید سخن از تأمین «عدالت اجتماعی» میزند و ادعا میکند که به دنبال تأمین (عدالت اجتماعی) بوده و در این راستا قدم برمیدارد. اما مشکل اینجاست که هرکدام (عدالت اجتماعی) را طبق میل و هواهای نفسانی خود تفسیر میکنند، و همین تفسیرهای نادرست و متفاوت از (عدالت اجتماعی) است که دموکراسی غربی را به چالش کشیده است.
(عدالت اجتماعی) ۔نهفقط عدالت اقتصادی۔ چه آنکه به معنی اطاعت از قانون باشد یا (عدالت تنظیمی) بر مبنای تناسب حساب، و یا (عدالت توضیعی) بر مبنای استحقاق افراد، هرکدام با مشکلات عدیدهای مواجه است. و تمدن پوشالی غرب که لیبرالیسم و دموکراسی دروغین را ارمغان خود برای بشریت میداند، نهتنها (عدالت اجتماعی) ایجاد نکرده بلکه مرگ و زوال عدالت و انصاف باعث شده است.
برخی از فیلسوفان سیاست، عدالت را به همان معنی (اعتدال) و میانهروی و دوری از حد افراط و تفریط دانسته و معتقدند همانگونه که در علم اخلاق گفتهشده قوای سهگانه ناطقه و غضبه و شهویه باید در حد اعتدال باشند و این را عدالت یا اعتدال مینامند یعنی پرهیز از افراد و تفریط و لزوم رعایت حد وسط. در حالیکه مقصود علمای اخلاق از اعتدال آن است که هرکدام از سه قوه ذکرشده تحت تدبیر عقل و شرع باشند و این را اعتدال مینامند. و مقصودشان از اعتدال، دوری از زیادهروی و کمکاری و تفریط نیست. و اشکالاتی که مطرح میکنند اصلاً وارد نیست.
شهید لاریجانی در مقابل همه اینها به نظریه (اعتدال انسانی) معتقد بوده و بر این باور است که (اعتدال انسانی) یا (عدالت انسانی) اصل حاکم بر تمام احکام و قواعد فقهی و دینی و اجتماعی است، و این عدالت انسانی که تمام حقوق شهروندی و آزادیها و کرامتها را تأمین میکند.
افلاطون و ارسطو با این سؤال جدی مواجه بودند که بهترین شکل حکومت کدام شکل است. آنان سه نوع حکومت پادشاهی و جمهوری و اشرافی را مطرح کردند و گفتند: حکومت استبداد یا دیکتاتوری یا پادشاهی گرچه نقاط مثبت دارد، اما نقاط ضعف آن بسیار زیاد است. حکومت دموکراتیک و مبتنی بر آرای مردم نیز خالی از نقص نیست. ولی اگر حکومت به دست اشراف باشد نقاط قوت حکومتهای دیگر را داشته و نقاط ضعف آنها را نیز ندارد. مقصود از حکومت (اشرافی) حکومت هرمسها است، و هرمس یعنی کسی که حجت خدا بوده و بالاترین سطح علم و معنویت و عدالت را داراست، یعنی کسی که از علم و حکمت و الهام ربانی برخوردار بوده و ثانیاً معصوم باشد و لذا از ظلم و تعدی و ضایع کردن حقوق مردم به دور است. و تمام آزادیهای مشروع و عدالت اجتماعی را برقرار میکند. و هرگز معنای حکومت اشرافی به معنی حکومت پولداران یا مرفهین یا صاحبمنصبان نیست.
به نظر شهید لاریجانی در حکومت دیکتاتوری استبداد ساده و واضح و بیپرده وجود دارد، و در تمدن غربی و حکومت لیبرال استبداد وجود دارد، اما استبداد پیچیده، در حکومتهای قرونوسطای غربی و حکومت بنیامیه و بنیعباس استبداد دینی وجود داشت. ولی در حکومت مطلوب که همان حکومت هرمسها (عالمان عادل) باشد، مسئولیت بر عهده کسی است که در تقوای دینی و حسن تدبیر و اطلاع بر اوضاع، بر همه مقدم باشد ولی ساختار حکومت بر تصمیمات مردم و مسلمانان در هر زمانی مربوط میشود.
در این حکومت و حکمرانی مطلوب، عوامگرایی که مشکل بزرگ حکومتهای دموکراسی امروزی است وجود ندارد. همچنان که مشکل استفاده نکردن از جامعه نخبگان نیز وجود ندارد. در این حکومت مطلوب اینگونه نیست که هر کس پس از پیروزی در انتخابات ساختارهای حکومت را به هم بزند، بلکه مجموعه مدیران در زمامداران در کارهای شایسته خود باقی میمانند.
حکومت دموکراتیک ضعف تئوریک دارد. زیر امروزه دموکراسی با مشکلاتی مواجه است که برخی این سؤال را میپرسند که دموکراسی چه سودی دارد؟ آیا دموکراسی تنها یک رفتار تجملاتی سیاسی است و سرانجام آن چیست؟ آیا دموکراسی برای همه ادوار تاریخ شکل مفیدی برای جوامع است؟ آیا دموکراسی مدل موفقی از حکومت برای همه ادوار زندگی اجتماعی و سیاسی بشر است؟
دهها اینگونه سؤال بیپاسخ وجود دارد که نظام دموکراسی غربی پاسخی به آنها ندارد. ولی در روش پیشنهادی که حکمرانی مطلوب باشد این ضعفها وجود ندارد. به همین جهت است که شیخ اشراق در ابتدای (حکمت اشراق) میگوید حکومت باید در دست متأله بحاث باشد و اگر او وجود نداشت یا غایب بود باید حکومت به دست متأله متوسط البحث باشد و اگر او نبود به دست متأله عدیم البحث باشد و پس از آن به دست متوسط التأله و البحث باشد. اما در هیچ صورتی زعامت شخص غیرمتأله را نمیپذیرد.
آنچه ذکرشده مروری اجمالی بر فلسفه سیاسی شهید دکتر علی لاریجانی بود. و این کتاب (عقل و سکون) کمحجم اما بسیار پر محتوی نیاز به شرح و تفسیر و نقد و بررسیهای مفصل و طولانی دارد، و باید تأسف خورد که چرا مجلدات دیگر این اثر فاخر به رشته تحریر نیامد و جامعه از فیض این اندیشه وزین و متعالی محروم گردید.
*این مقاله در کناب"بنده خدا" الیف رسول جعفریان و محمدمهدی معراجی منتشر شده است.
1717




نظر شما