مذاكرات اسلام آباد

بازیکن فوتبال، آرش کمانگیر نیست که جانش را در تیر بگذارد/ انحصار در ساخت سرود تیم ملی مساوی با فراموشی آن

سرود رسمی تیم ملی فوتبال ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶، بار دیگر باب نقدها را باز کرده است. اسماعیل امینی، شاعر و منتقد ادبی، در گفت‌وگو با خبرآنلاین، با انتقاد از ادبیات «جنگ‌زده» و کلام دم‌دستی این اثر، تفاوت‌های بنیادین میان «حماسه نظامی» و «رقابت ورزشی» را تبیین کرده و از ریشه‌های یک سوءتفاهم کهنه در مدیریت فرهنگی-ورزشی کشور می‌گوید.

ریحانه اسکندری: فوتبال سال‌هاست که از مرزهای یک مستطیل سبز و تکاپوی نوددقیقه‌ای یازده مرد دوان در پی یک توپ فراتر رفته است. این پدیده، امروز جزیی از فرهنگ عامه، نمادی از هویت مدرن جوامع و ویترینی برای نمایش پویایی، شادی و زیست معاصر یک ملت است.

در این میان، جام جهانی فوتبال مظهر تام و تمام این ضیافت جهانی است؛ جایی که ملت‌ها نه برای جنگ، که برای یک «بازی بزرگ» گردهم می‌آیند. اما در اتمسفر فرهنگی ما، هربار که نوبت به حضور تیم ملی در این آوردگاه می‌رسد، گویی یک سوءتفاهم بزرگ ساختاری و زیبایی‌شناختی میان متولیان امر و ذات این پدیده رخ می‌دهد. این سوءتفاهم کهنه، خود را در جلوه‌گری‌های مختلفی نشان می‌دهد که عیان‌ترین و ملموس‌ترین آن‌ها، «سرود رسمی تیم ملی» است.

با انتشار سرود رسمی تیم ملی برای جام جهانی ۲۰۲۶، بار دیگر همان نشانه‌شناسی آشنا و البته فرساینده به گوش رسید؛ الحانی که بیش از آنکه شور جوانی، پویایی و هیاهوی شادمانه سکوها را بازتاب دهند، شنونده را به یاد فتح‌نامه‌های اساطیری، خطابه‌های رزمی و مرثیه‌های حماسی می‌اندازند. صد البته با نوایی تکراری و شعری که برای آن وقتی گذاشته نشده.

گویی در ذهن تصمیم‌گیرندگان ورزشی و فرهنگی این دیار، هنوز مرز میان «میدان رقابت» و «میدان جنگ» فروریخته است. آن‌ها پنجره مسابقات ورزشی را نه رو به یک فستیوال بزرگ و پرنشاط جهانی، که رو به یک کارزار بقا و ممات باز می‌کنند که در آن یا باید رقیب را «تحقیر» کرد و «تیر خلاص» را به مغزش شلیک کرد، یا در صورت شکست، جامه سرافکندگی بر تن کرد و عزای ملی گرفت.

این رویکرد فرساینده، هنر کلامی پیوندخورده با ورزش را نیز به مسلخ برده است. سرودهایی که قرار است بر لبان تماشاگر پرشور روی سکوها بنشینند و به بخشی از حافظه شنیداری و نوستالژیک یک نسل تبدیل شوند، در پیچ‌وخم کلماتی فاخر اما دم‌دستی، سنگین اما فاقد خلاقیت، و الحانی منجمد میان موسیقی سنتی و پاپ، چنان گرفتار می‌شوند که پس از پایان مسابقات، به سرعت در بایگانی فراموشی تاریخ خاک می‌خورند. این در حالی است که در تمام دنیا، سرودهای جام جهانی آثاری پویا، زاده‌ی متن جامعه، برخاسته از رقابتی آزاد میان هنرمندان برجسته و مهم‌تر از همه، «زمزمه‌پذیر» و هم‌بسته با اتمسفر شاداب جوانی هستند.

برای کالبدشکافی این عارضه ساختاری و واکاوی شعر و کلامی که در سرود اخیر جام جهانی ۲۰۲۶ به کار رفته است، به سراغ اسماعیل امینی رفتیم؛ شاعر، طنزپرداز و منتقد ادبی. 

امینی در این گفت‌وگو ، دست روی ریشه‌های این ذهنیت جنگ‌زده در ورزش می‌گذارد و به ما یادآوری می‌کند که چرا راه را اشتباه رفته‌ایم.

بازیکن فوتبال، آرش کمانگیر نیست که جانش را در تیر بگذارد/ انحصار در ساخت سرود تیم ملی مساوی با فراموشی آن
اسماعیل امینی

کلامی فرسنگ‌ها دور از مستطیل سبز و هیاهوی سکوها

در  ابتدای این گفتگو، با طرح سوالی درباره ویژگی‌های ساختاری یک سرود ملی و ورزشی، تفاوت‌های آن با سایر آثار و مؤلفه‌های لازم برای ماندگاری یک اثر در حافظه جمعی، نظر این شاعر را جویا شدیم.

این شاعر با اشاره به این که سرود ملی ورزشی باید حس و حال متناسب با فضای مسابقات را داشته باشد، گفت: «من این سرود را چند بار شنیدم. ببینید، آهنگ  و نوای خیلی خوبی دارد؛ البته من در حوزه موسیقی تخصص ندارم ولی از نظر اثرگذاری و از این نظر که بالاخره خلاقانه است، اثر خوبی است. ولی کلام و شعر این اثر، اولا هیچ نشانه‌ای از ورزش در خود ندارد، یعنی کلام آن فقط و فقط حماسی است. ثانیا شاعر از دم‌دستی‌ترین کلمات استفاده کرده است؛ کسی که این متن را گفته انگار اصلا شاعر نبوده است، یعنی همه چیزهای ساده مثل جان و جانان و این‌ سبک واژه‌ها را ردیف کرده است، در حالی که باید فکری می‌کرد و بالاخره خلاقیتی به خرج می‌داد.»

امینی در ادامه تشریح ویژگی‌های یک سرود ماندگار جمعی، به غفلت از نقش مخاطب و تماشاچی در این اثر اشاره کرد و افزود: «نکته دیگری که وجود دارد این است که سازندگان، این ملاحظه را نکرده‌اند که این دست سرودها که برای مناسبت‌ها و مسابقات ورزشی و این‌ها ساخته می‌شوند، باید یک ویژگی خاص داشته باشند تا تماشاگران بتوانند آن را تکرار کنند، بخوانند و در حافظه‌شان بماند. ببینید یک موقع در گذشته، مثلا خیلی قدیم و پیش از انقلاب، سرودی ساخته بودند با مضمون "بچه‌ها متشکریم"؛ خب این را همه در ورزشگاه می‌خواندند. یا مثلا شعارهایی مثل "بچه‌ها گل بزنید" که در یادها می‌ماند؛ یک سرود ورزشی باید حاوی یک چنین چیزهایی باشد.»

بازیکن فوتبال، آرش کمانگیر نیست که جانش را در تیر بگذارد

او با انتقاد از رویکرد حماسی مفرط و پیوند زدن میادین ورزشی با میدان جنگ، تشریح کرد: «نکته دیگر این است که اساسا از اول، یعنی در این دوره‌هایی که ما در جام جهانی شرکت کردیم، یک ذهنیتی در میان تصمیم‌گیرندگان ورزشی وجود دارد که خیال می‌کنند مسابقات ورزشی، حماسه است. معمولا هم بعد از پیروزی‌های ورزشی، سرودهای اساطیری و حماسی پخش می‌کنند؛ مثلا آثاری مثل "سیاوش از آتش گذر کن". نه، مسابقه ورزشی واقعا حماسه نیست، فقط یک رقابت ورزشی است. مسابقه، گذر کردن از آتش نیست؛ بازیکن فوتبال، آرش کمانگیر نیست که جانش را در تیر بگذارد. نه، او نمی‌رود که در زمین مسابقه از جانش بگذرد؛ او به آنجا می‌رود تا مسابقه بدهد و به سلامت هم برمی‌گردد.»

این منتقد ادبی با تاکید بر لزوم تغییر نگاه به مفهوم «رقیب» در ورزش، اظهار داشت: «حتی آن کسی که روبروی این بازیکن ایستاده است که دشمن نیست؛ او هم یک جوانی مثل این جوان است که از یک کشور دیگر آمده است. حتی گاهی ممکن است این‌ها اصلا هم‌باشگاهی باشند؛ یعنی دو تیم ملی متفاوت‌اند ولی در یک باشگاه با هم بازی می‌کنند و حالا در این مسابقه روبروی هم ایستاده‌اند. حتی گاهی دو برادر هستند که این یکی یک تابعیت دارد و آن یکی تابعیت دیگری دارد. این کار خوبی نیست که ما مسابقات ورزشی را حماسه ببینیم و مثلا اگر رقیبمان را شکست دادیم، بگویید دشمن را شکست داده‌ایم. جنگ و حماسه یک منطق دیگری دارد که بر اساس دفاع از میهن و مقابله با دشمنان است، اما رقابت ورزشی منطق دیگری دارد که بر اساس دوستی است و نه بر اساس دشمنی.»

بازیکن فوتبال، آرش کمانگیر نیست که جانش را در تیر بگذارد/ انحصار در ساخت سرود تیم ملی مساوی با فراموشی آن
تیم ملی فوتبال

امینی در ادامه به آسیب‌شناسی ادبیات حاکم بر رسانه‌های ورزشی پرداخت و تصریح کرد: «من دیدم در این گزارش‌های ورزشی مثلا وقتی یکی گل می‌زند، گزارشگر می‌گوید "تیر خلاص را زد"! تیر خلاص مربوط به میدان جنگ است؛ کسی که دارد به حریف گل می‌زند، این کار را برای این انجام نمی‌دهد که او را بکشد یا تحقیر کند. متأسفانه از همین اصطلاحات هم استفاده می‌کنند و مثلاً می‌گویند "این گل تحقیرآمیز را زد". در ورزش تحقیر وجود ندارد، رقابت ورزشی است. چنان‌که خب تیم ما هم می‌بازد دیگر، مگر نمی‌بازد؟ خیلی طبیعی است. ما تا حالا در این چند دوره‌ای که به جام جهانی رفته‌ایم مگر باخت نداشته‌ایم؟ بله، باخت داشتیم؛ اما آیا این باخت‌ها به این معنی است که ما تحقیر شدیم؟ یا به این معنی است که دشمن ما را شکست داده است؟ خیر، اسمش رویش است: بازی است. گاهی پیروز می‌شویم و گاهی هم نمی‌شویم. اگر پیروز نمی‌شویم هیچ به معنی سرافکندگی نیست و آن‌جاهایی هم که پیروز می‌شویم، به این معنی نیست که آن رقیب ما سرافکنده شده است. من به نظرم این ملاحظات را متأسفانه دوستانی که این کارها را سفارش می‌دهند، ندارند.»

امینی درباره این پرسش که جدای از بحث وطن‌پرستی، آن حس و حال ورزشی در شعر رعایت نشده است گفت: «وطن‌پرستی جای دیگری است، اینجا جایش نیست. ببینید، اینجا و در میان یک رقابت ورزشی جای این بحث‌ها نیست؛ آن یک جای دیگری است و در جای خودش باید به آن پرداخته بشود. ببینید الان مثلا رایج است دیگر، مربی‌های تیم‌های ملی خیلی‌هایشان مال آن ملت نیستند؛ ما خودمان هم داشتیم دیگر، یک نفر از یک کشور دیگر آمده و مربی تیم ملی ما شده است. آیا او برای خدمت به وطن ما آمده بود؟ از طرف ما هم همین‌طوری می‌شود؛ الان مثلا ما چند تا از کشتی‌گیرهای برجسته‌مان مربی شده‌اند و رفته‌اند مربی تیم‌های کشورهای دیگر شده‌اند. من دیدم در تلویزیون مجری می‌گوید او به وطن خودش پشت کرده است؛ نه، خب این شغل اوست. مگه آن بازیکن خارجی که می‌آید در یک باشگاه بازی یا مربیگری می‌کند، به وطن خودش پشت کرده است؟ کارش است دیگر و هیچ اشکالی ندارد. آمیختن ورزش با این‌جور چیزها به نظر من کار غلطی است.»

بازیکن فوتبال، آرش کمانگیر نیست که جانش را در تیر بگذارد/ انحصار در ساخت سرود تیم ملی مساوی با فراموشی آن
پرواز همای

پایان عصر انحصار؛ چرا فدراسیون کار را رقابتی نمی‌کند؟

در ادامه، درباره فرم و اجرای اثر پرسیدیم، درباره این مسئله که استفاده از خواننده‌های سبک سنتی در اشعار و سرودهای مربوط به تیم ملی چقدر درست و اصولی است؟

امینی با تحلیل سبک اجرای سرود اخیر پاسخ داد: «خواننده این اثر، پرواز همای نه خواننده سنتی است و نه خواننده پاپ؛ یک سبک خاص خودش را دارد. به نظر من این سبک خیلی مناسب این کار نبوده است، منتها نظر من اهمیتی ندارد؛ بالاخره کسانی که سفارش داده‌اند یا آن تصوراتی که مثلا از مسابقات ورزشی و این‌ها داشته‌اند، خیلی موکول به نظر من نیست. من گمان می‌کنم که نه، این انتخاب، مناسب‌ترین انتخاب نیست. حتی من خیال می‌کنم که اگر این کار را می‌کردند، که در همه کشورها هم این کار را می‌کنند،  یک رقابت می‌گذاشتند، نتیجه بهتری حاصل می‌شد؛ یعنی مثلا فرض کنید ۱۰ یا ۱۵ خواننده کار تولید می‌کردند و بعد یکی از این‌ها را انتخاب می‌کردند. در کشورهای دنیا هم روال این‌جوری است؛ تیمشان که می‌خواهد به جام جهانی برود، خواننده‌های برجسته هرکدام یک کاری می‌سازند و بعد آن فدراسیون می‌آید و یکی از آن‌ها را به عنوان سرود رسمی انتخاب می‌کند. کار را به صورت سفارشی به کسی نمی‌دهند؛ اگر فضا رقابتی باشد، فکر می‌کنم خیلی منطقی‌تر است.»

۵۹۲۴۴

کد مطلب 2219774

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین