به گزارش خبرآنلاین، فرانکلین فوئر در مقالهای در آتلانتیک با اشاره به سفر اخیر ترامپ به چین تاکید دارد که این ابرقدرتی که خود را رهبر جهان آزاد نامیده، دیگر جهان آزاد هم او را باور ندارد چراکه وقتی دستش را دراز میکند، هیچکس برای پذیرش عجله نمیکند و وقتی هم تهدید میکند، هیچکسی از ترس به خود نمیلرزد.
فوئر مینویسد: پس از ورود ترامپ به پکن، شی جین پینگ او را با شکوهی درخور قدرتهای بزرگ مورد استقبال قرار داد. با این حال، رهبر چین به جای سرکوب تصاویر مهمانش، همانطور که برخی از ناظران انتظار داشتند در طول یک سفر رسمی انجام دهد، اجازه داد تا تصاویر در اینترنت کشورش پخش شوند.
اما شی با سخنرانیهای تند و تیز در مورد دخالت در امور تایوان، به تمجیدهای فراوان ترامپ پاسخ مناسبی داد.
در نهایت، شی هیچ امر مهمی را مطرح نکرد و هیچ راه حلی برای جنگ ایران، هیچ معامله تجاری گسترده، هیچ وعدهای برای دسترسی به مواد معدنی کمیاب به ترامپ نداد.
درواقع، شی از این دیدار برای مسخره کردن رئیس جمهور بیعرضه بهره برد.
در طول دولت اول ترامپ، رهبران خارجی به خاطر احترام به قدرت آمریکا، چاپلوسی و همراهی با رئیس جمهور را پیشه کردند. شاید آنها از ترامپ میترسیدند و به ناچار به آن تکیه میکردند.
اما در طول دولت دوم و به ویژه از آغاز جنگ علیه ایران، محاسبات آنها به آرامی تغییر کرد - نه به این دلیل که استراتژی چاپلوسی شکست خورده است، بلکه به این دلیل که دیگر ارزش دردسر ندارد.
شی جین پینگ مانند بسیاری از همتایان خود در سراسر جهان، شروع به تصور کرده که فقط ترامپ نیست که دوره ریاست جمهوریاش محدود است؛ بلکه پایان ملتش نیز فرا رسیده است.
جنگ ترامپ در ایران قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد اما برعکس عمل کرد.
در جریان شکست در حذف یک رژیم بسیار ضعیفتر یا از بین بردن تهدید هستهای آن، ایالات متحده زرادخانه خود را نابود کرد - تا جایی که متحدان در اقیانوس آرام به طور منطقی از خود میپرسند که آیا مهمات کافی برای محافظت از آنها باقی مانده است یا خیر.
به گفته وال استریت ژورنال، پنتاگون اکنون نگران است که فاقد قدرت آتش برای اجرای برنامههای احتمالی برای دفاع از تایوان باشد.
حامیان جنگ استدلال میکردند که این جنگ با حذف یکی از قدرتمندترین متحدان چین، ضربه شدیدی به این کشور وارد خواهد کرد.
اما کشورهای خلیج فارس که بیشترین تهدید را از سوی ایران دریافت کردند، در واقع به چین روی آوردهاند.
همانطور که اولین بار توسط واشنگتن پست گزارش شد، یک ارزیابی اطلاعاتی که برای رئیس ستاد مشترک ارتش تهیه شده بود، هشدار داد که این کشورها شروع به خرید سیستمهای مورد نیاز برای محافظت از زیرساختها و پایگاههای نفتی خود از پکن کردهاند.
بدین ترتیب ترامپ نه تنها در تضعیف موقعیت چین در خاورمیانه شکست خورد، بلکه آن را تقویت هم کرد.
پکن بدون اینکه کار زیادی انجام دهد، از موضوعی به نام خودسوزی آمریکا سود برده است.
ذخایر نفتی چین و سرمایهگذاریهای آن در انرژیهای تجدیدپذیر به این کشور اجازه داده است تا به تایلند، فیلیپین و استرالیا از بحران انرژی که آمریکا ایجاد کرده، رهایی یابد.
چین به جای اعمال فشار دیپلماتیک بر ایران برای انعقاد توافق، اجازه داده است که این درگیری ادامه یابد، به طوری که ایالات متحده همچنان مقصر اصلی اختلالات کشتیرانی شناخته شده است.
در همین حال، چین به عنوان متولی وفادار نظم مبتنی بر قانون، خونسردترین، قدرتی شده که اکنون حتی آمریکا هم باید به آن تکیه کند.
چین با صبر و حوصله زیاد و با خریدن وقت، به آمریکا اجازه داده تا خود را خسته کند تا آنچه شی جین پینگ «خوداتکایی ملی» نامیده را دنبال کند.
همین استراتژی، ایران را نیز در بر گرفته است. ترامپ بارها با اغراق در مورد نزدیک بودن به توافق، تمایل خود را برای پایان دادن به جنگ نشان داده است.
اما ایران همچنان به پیشنهادات او با درخواستهایی مانند غرامت برای ویرانیهایی که ایالات متحده به بار آورده است، پاسخ داده است.
در این میان، ایران توانسته است سیستمهای تسلیحاتی مدفون زیر آوار ناشی از حملات آمریکا را بیرون بکشد.
نیویورک تایمز گزارش داده است که طبق ارزیابیهای اطلاعاتی، ایرانیها دسترسی به ۳۰ سایت از ۳۳ سایت موشکی در امتداد تنگه هرمز را دوباره به دست آوردهاند.
در سراسر کشور، ایران تقریباً ۹۰ درصد از ذخایر موشکی زیرزمینی خود را دوباره به دست آورده است. بدون نیاز به خرید موشک یا پرتابگر، این کشور به حالت عادی بازگشته است.
به عقیده فوئر در آتلانتیک، تاریخ آمریکا مملو از رهبران ناکارآمد است که با نزدیک شدن به پایان دوران ریاست جمهوریشان، مشتاق میشوند فصل پایانی شایسته حماسی برای خود دست و پا کنند.
چرا که به دنبال ژستی بزرگ هستند اما در تلاش دیوانهوار برای اثبات خود، صرفاً ثابت میکنند که چقدر برای بقیه جهان اهمیت کمی دارند.
ترامپ اکنون در حال زندگی در چنین اتمسفری است و عواقب ناشی از آن بسیار فراتر از دوران ریاست جمهوری او خواهد بود.
توافق شکستخورده، اجلاس بی نتیجه در کنار هر نوع لاف و گزافی که محقق نمیشود، گمان کشورها درباره آمریکا را تأیید میکند و آن این است که یک ابرقدرت ناکارآمد در مقابل دیدگان جهان، خود را فرسوده میکند، در حالی که جهان به راه خود ادامه میدهد.
۴۲/۴۲




نظر شما