به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، رضاییان تأکید کرد که محدودیت و قطعی طبقاتی اینترنت نهتنها با اصول ارتباطات چندسویه در تضاد است، بلکه مشارکت عمومی و شکلگیری کنش اجتماعی را از بین میبرد.
به گفته مجید رضاییان ـ استاد ارتباطات و روزنامهنگاری ـ مرجعیت رسانهای را نمیتوان تعیین کرد؛ این مرجعیت تنها در بستر آزادی و رجوع افکار عمومی شکل میگیرد و محدودیت فعلی، تأثیر رسانههای داخلی را به حداقل رسانده است.
تحول علم ارتباطات و نگاه عقب ماندن آن در ایران
این استاد ارتباطات که به منظور روز جهانی ارتباطات گفتوگویی با ایسنا داشت، در پاسخ به پرسشی درباره موانع تحقق ارتباطات در ایران با توجه به محدودیتهای اینترنت (از جمله قطعی و اینترنت طبقاتی (اینترنت سفید و پرو)) و طولانی شدن این وضعیت، با اشاره به تغییر مفهوم ارتباطات در ایران اظهار کرد: ارتباطات چندین دهه است که از تعریف خطی یا رفتوبرگشت عبور کرده و پس از نظریه استوانهای، به نظریه فضای عمومی یورگن هابرماس رسیده است.
وی افزود: امروز بشریت از جهان خارج از وب به وب ۱، وب ۲، شبکههای اجتماعی و اکنون به جهان رباتیک و هوش مصنوعی پرتاب شده است. تا سال ۲۰۴۰ در وب ۳ باید پذیرفت که ارتباطات بیش از آنکه دوسویه باشد، چندسویه است و بیشتر از فضا تأثیر میپذیرد. این فضا را میتوان مانند اکسیژن سازنده یا فضایی مسموم ساخت.
دکتر رضاییان ادامه داد: دیدگاه ما در ایران نسبت به ارتباطات دچار ایراد اساسی است. ما ارتباطات را چندسویه نمیبینیم، آن را همچنان از بالا به پایین تلقی میکنیم و حاضر نیستیم ارتباطات کنشگرانه را بپذیریم؛ همه چیز را واکنشگرا میبینیم.
به گفته وی، ارتباطات کنشگرانه مبتنی بر تئوری کنش متقابل است که زیرساخت آن توافق، پیش از آن تفاهم، و پیش از آن گفتوگوست. تحقق گفتوگو نیز نیازمند «تبادل معناست»، نه صرفاً حرف زدن.
وی تصریح کرد: ارتباطات چندسویه فضا را مثبت و به سمت فرهنگسازی میبرد. ارتباطات میانرشتهای است و در فرهنگ، هنر، اقتصاد، سیاست، امنیت، جامعهشناسی و مدیریت به آن نیاز داریم. متأسفانه نگاه ما در ایران به ارتباطات باید تغییر کند و این بزرگترین مانع ساختاری است. گاهی اوقات کنشگران خارج از حاکمیت و حتی در محافل فرهنگی، رسانهای و دانشگاهی نیز نگاه «از بالا به پایین» دارند.
امنیت ملی نباید با قطع اینترنت تأمین شود
رضاییان در ادامه این گفتوگو در پاسخ به پرسشی درباره پیشنهادهایش به متولیان برای خروج از وضعیت موجود، اظهار کرد: رعایت مسائل امنیتی در یک کشور آنگاه زیبنده است که با وجود اینترنت، همه مؤلفههای امنیت ملی، نظامی و دفاعی محقق شوند. ملاحظات امنیتی موضوعی است که همه از آن حمایت میکنند. اما نکته اینجاست که باید مؤلفههای امنیتی را بهگونهای پیش برد که با ادامه اینترنت همراه باشد، نه با قطع آن. قطع اینترنت به کسبوکارها لطمه میزند و پس از مدتی خبر اینترنتهای مختلف منتشر میشود. این وضعیت «سالبه به انتفاء موضوع» است.
وی افزود: اگر اینترنت قرار است قطع شود، پس چرا اینترنت طبقاتی معنا دارد؟ اینکه اینترنت برای عدهای باشد و برای عدهای نباشد، دیدگاه ارتباطی نیست. در علم ارتباطات باید برای شرایط بحران و شرایط پایدار به یک اندازه راهحل داشت. در حالی که در شرایط پایدار نیز فیلترینگ همچنان ادامه دارد و برطرف نشده است.
ارتباطات از «دانستن» به «باور» و «کنش» میرسد؛ محدودیت اینترنت، کنشگری را حذف میکند
رضاییان در پاسخ به پرسشی درباره شکاف بین علم ارتباطات و مشارکت عمومی در شرایط محدودیت اینترنت، و اینکه آیا میتوان گفت ارتباطات در ایران به رشتهای جداافتاده از تودههای اجتماعی تبدیل شده است، اظهار کرد: ارتباطات از کجا به وجود میآید؟ نخستین مسئله «فهمیدن» است. تا زمانی که فردی صرفاً «میداند»، به پذیرش و مشارکت نمیرسد. تفاوت میان «اتصال» (Connection) و «ارتباط» (Communication) در همین جاست. ارتباط زمانی شکل میگیرد که از دانستن به فهمیدن گام برداریم، سپس باور، بعد از باور انتخاب، سپس تصمیم و در نهایت کنش (Action) حاصل شود.
رضاییان ادامه داد: اگر در ایران کاری کنیم که مشارکت کاهش یابد و ارتباط مردم با یکدیگر در بسترهای مختلف به حداقل برسد، نتیجه این میشود که «کنشگری» از میان میرود. همبستگی ملی، حضور مردم در صحنه و مسائلی از این دست، همه از یک منشأ ارتباطی ناشی میشوند و این امور نیازمند زمینهها، بسترها و وسایل ارتباطی هستند تا مردم را از دانستن به باور و سپس به کنش برسانند.
مرجعیت رسانهای تعیینشدنی نیست/ محدودیت فعلی تأثیر رسانههای داخلی را به حداقل رسانده است
رضاییان در پایان این گفتوگو در پاسخ به پرسشی درباره آسیب محدودیت اینترنت برای مردم داخل در مقابل آزادی عمل رسانههای معاند و دیاسپورا و تأثیر آن بر شکلگیری روایت داخلی و ارتباطات جهانی، اظهار کرد: اساساً مرجعیت رسانهای را کسی تعیین نمیکند. مرجعیت در بالندگی خود رسانه و در اثر رجوع افکار عمومی به آن رسانه اتفاق میافتد. آنچه از افکار عمومی منعکس میشود ـ همان بازتاب در روزنامهنگاری ـ نشان میدهد که رسانههای داخلی تأثیرگذار بودهاند یا نه.
وی تأکید کرد: اکنون تأثیرگذاری رسانههای داخلی به حداقل رسیده است، زیرا زمینه تعیینکنندگی را به رسانههای خارج از ایران واگذار کردهایم. اگر بستر و زمینه را برای رسانههای داخلی فراهم کنیم، مرجعیت طی یک فرآیند (process) شکل میگیرد. همانطور که این تأثیرگذاری به حداقل رسیده، برای بازگشت آن نیز زمان لازم است و هر تأکید بیشتری بر محدودیتهای کنونی، لطمه بیشتری به ما وارد میکند.
59243




نظر شما