به گزارش خبرآنلاین، دکتر سید مرتضی میرسراجی(استادیار دانشگاه) در یادداشتی نوشت: رسم فاخر درختکاری و لزوم احترام و توجه ویژه به درختان در پیش و پس از طلوع اسلام عزیز، برای مردم با فرهنگ و طبیعت دوست ایران زمین، امری متداول بوده و هست.
از میان انواع درختان، درختِ پُر ابهت «سرو» در فرهنگ ما ایرانیان و همین طور آیین «زرتشتیان» جایگاه ویژه و ممتازی داشته است. سرو این درخت زیبا و همیشه سر سبز، درختی استوار است که در برابر سرما و گرما و تغییرات ناگهانی دما بسیار مقاوم و با دوام بوده و این چنین حیاتی بس طولانی دارد و وجود آن در محیط زیست کشور ما، یادمانی نفیس و با اصالت از نیاکان و گذشتگانِ پاک طینت و طبیعت دوست ما به شمار می رود.
در «تخت جمشید» نیز درخت سرو به جهت منزلتی که برای پیشینیان ما داشته توسط هنرمندان توانا و چیره دستِ ایران باستان در کتیبه ها اجرا و خلق شده است؛


در دیگر آثار هنری ایرانیان همچون «فرش»، «کاشی» و ... نیز طرح سرو جایگاه خاصی برای هنرمندان ماهر و زبردست این سرزمین پهناور داشته است؛


در فرهنگ ایرانی، سرو نمادِ «آزادگی»، «راست قامتی» و «مقاومت» است و در اشعار نیکوی فارسی سَرایان، به دفعات از این درخت پُر هیبت و زیبا یاد شده است برای نمونه «خواجۀ شیراز» در مورد مقاومت و تحمل این درخت سروده است:
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این قدم دارد
وقتی صفحات پُر غبار تاریخ را ورق می زنیم، چهره و نماد دیگری از شهر قم برای ما نمود پیدا می کند که کمتر به آن پرداخته شده است و آن چیزی جز «سرو قم» نیست، موضوعی که حتی فرهیختگان قم نیز از آن اطلاع ندارند!
«حَمدالله مُستوفی قزوینی» مُتوفای به احتمالِ حدوداً یا اندکی بعد از سال ۷۴۴ هجری قمری، در کتاب جغرافیایی ماندگار خویش که به سال ۷۴۰ هجری، یعنی در سالهای پایانی عمرش، به زبان فارسی نگاشته در خصوص یکی از ویژگیهای شهر قم چنین گزارش داده است؛
«و در آن شهر، درختِ «سرو»، سخت نیکو میآید! » [۱]
مستوفی بیش از هفتصد سال پیش به تاریخ امروز به سرو قم که از شاخصه ها و امتیازات ویژۀ شهر قم بوده در این اثر جغرافیایی ارزشمند خویش اشاره شده است و دور نیست که سابقۀ کاشت و توجه مردم این شهر به چنین درخت با هیبتی به قرون بسیار کهن تر از ذکر این خبر باز می گردد.
با این بیان در نهایتِ افسوس و دریغ با همۀ پیشینه و دیرینۀ سرو در فرهنگ کهن ایرانی و همین طور شهر قم، امروز بنا بر آنچه نگارنده مشاهده نموده است، باید سوگمندانه، مرثیه ای جانسوز و جانکاه در این رابطه بیان کنیم.
قصۀ پر غُصه از این جا آغاز می شود که در سال ۱۳۸۲شمسی جهت برخی تحقیقات میدانی راجع به «مسجد مقدس جمکران» مشغول جست و جوی نشانه های تاریخی و معنوی در آن روستای باستانی و پیرامون آن مکان بودم تا این که در محوطۀ امامزاده ای معروف به «هادی مهدی» (پنج امامزاده) (در محله یا به عبارتی روستای کوچک «گُرگابی»، چسبیده و مجاور به جمکران) از سرو کهنسال و بلند قامتی که در آنجا بود، عکس هایی گرفتم.
درخت کهنسال در واقع آینهای است که ویژگیهای شخصیتی، اخلاقی و سبک زندگی مردمان آن خطه را بازتاب میدهد و به شکلی «گواهی فرهنگی و اجتماعی» آن خطه است. درخت کهنسال، نمادِ «زیستن با احترام به زمان» است؛ ویژگیای که مستقیماً از فرهنگ مردمان آن منطقه نشأت گرفته است.
این سرو راست قامت، دست کم ۵۰۰ سال عمر داشت و ارتفاع آن ۱۳ متر (به اندازۀ ساختمانی حدوداً چهار یا پنج طبقه) بود و قطر ۳ متری تنۀ درخت بر عظمت و هیبت بیشتر آن افزوده بود. درخت مزبور از نظر گیاه شناختی از گونۀ «زَربین» محسوب میشد و در نهایت زیبایی و سر سبزی در آن میانه برای هر زائر شیفتۀ امامزاده جلوهگری و دلربایی میکرد. در پس زمینۀ ذهنم و در خاطرم هست که بر آن درخت تنومند شمارۀ ثبتی نیز وجود داشت. نمیدانم ثبت «منابع طبیعی» بود یا ثبت «میراث فرهنگی» ولی به هر روی پلاک ثبتی و شمارۀ آن را عیناً در آن زمان بر روی درخت ملاحظه نمودم. درخت در بین حصارهای فلزی بلندی محصور شده بود و امکان نزدیک شدن به درخت و حتی پیرامون آن نبود.
این موضوع گذشت و خاطرۀ زیبایِ دیدار با سرو شکوهمندِ امامزاده هادی مهدی(پنج امامزاده) و کرشمه و ناز آن پیوسته در ذهن اینجانب حاضر و جاری بود تا این که پنج سال بعد و در سال ۱۳۸۷ شمسی برای انجام پاره ای تحقیقات جدیدتر در مورد مسجد مقدس جمکران دوباره به آن مکان محترم مشرف شدم و در نهایت تعجب و شگفتی متوجه شدم آن سرو کهنسال به طرز عجیبی دیگر در میان آن محوطۀ تاریخی حضور ندارد، سراسیمه پرس و جو کردم و متوجه شدم آن را شوربختانه عده ای در اوج کج سلیقگی از بین برده اند. از سوی دیگر خوشبختانه، یادگار آن ایام دو عکس زیر از آن سرو باشکوه است که در میان نگاتیوهای دوربین آنالوگ قدیمی خودم پیدا و آن ها را ظاهر کردم و در این فرصت تقدیم حضورتان می کنم؛


اگر می دانستم قرار است به زودی این سرو با عظمت نیست و نابود شود بیشتر از دو عکس و از جوانب مختلف از آن تصویر می گرفتم تا اقلاً زوایای مختلف آن در حافظۀ دراز مدت تاریخ، باقی و ماندگار شود. بی تردید این سرو باشکوه و راست قامت، هویت تاریخی و میراث طبیعی برای مردم قم و همین طور ایرانیان با فرهنگ در اعماق روستای جمکران و گُرگابی به شمار می رفت و از منظری دیگر «قدیمی ترین موجود زندۀ قم» بود که سرنوشتی غمبار پیدا کرد، سرنگون شد و کمرش در برابر تیشۀ نادانی ها و کج سلیقگی ها شکست.
باری، از نبود سرو امامزاده بسیار کنجکاو و حیرت زده شده بودم و از مردم محلی و همین طور افرادی که در امامزاده مشغول به کار بودند، از سرنوشت مشکوک سرو با عظمت ولی نگونسار امامزاده پرسیدم. همگی گفتند که یک شب عده ای دست و پایِ خادم امامزاده را بستند و با سرعت و هماهنگی فراوان درخت تناور را قطعه قطعه کردند و بی درنگ جای آن را سنگ کاری کردند و صبحگاهان دیگر اثری از آن درخت باشکوه نبود، گویی که در این چند قرن نیز اثری از این سرو دلربا در آن میانه نبوده است.
خوشا به حال درختان، لا اقل طعم غربت را نمی چشند، زیرا در همان جایی که متولد شده اند، در همان مکان نیز می میرند. در تصویر زیر محل سابق قرار گرفتن و به عبارتی جایگاه حیات و مرگ درخت سرو کهنسال قم را مشاهده می کنید که سنگ کاری آن متفاوت با بقیۀ قسمت های صحن امامزاده است و مشخص می شود با سرعت فراوان و دستپاچگی هر چه تمام تر و بسیار عجولانه اجرا و انجام شده است.

در همان زمان از افراد مطلع و آگاه در محل از مُسببان قطع درخت به طور مشخص و دقیق پرسیدم و گفتند: «اداره کل اوقاف و امور خیریه» که البته این کار را با دستور «دادستان» انجام داده است!
اَیُّها القاضی بِقُم
قَدْ عَزَلناکَ فَقُم
وقتی علت این کار را جویا شدم، پاسخ دادند: به خاطر این که برخی به این درخت دخیل می بستند، آن ها نیز به جهت جلوگیری از خرافات، آن را برای همیشه نابود کردند و آنان که تیشه بر ریشۀ این درخت زدند، دیواری کوتاه تر از آن بلند قامت ندیدند.
گُنه کرد در بَلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری
هنگامی که برای تحقیقات مهدوی به جمکران رفته بودم، تنها چیزی که با خودم نمی اندیشیدم این مسأله بود که این درخت کهنسال، مقاوم و تنومند که اسرار مگوی فراوانی را در دل خود نهان کرده و شاهد بسیاری از وقایع و حوادث گوناگون تاریخی قم و نظاره گر مردمان اعصار مختلف بوده و ایام تَرسالی و خشکسالی فراوانی را پشت سر نهاده، به زودی محکوم است که به دست بی کفایت برخی، چنین مظلومانه به وادی زوال و نیستی رهسپار شود!
دست قضا گر شکست شاخ نو از سرو
سرو سعادت به جویبار بماناد
از این رهگذر، یاد آوری چند نکته در خصوص این فاجعه خالی از لطف نیست؛
۱- در شهر مقدس قم مانند برخی مناطقِ شمال کشور (گیلان و مازندران) که در آن جا فرهنگی مرتبط با درختان به نام «آقا دار» وجود دارد اصلاً چنین نگرش و رویکردی به درخت، معنا و مفهوم ندارد. این که مانند برخی مردم بگویند که زیر این درخت، امامزاده یا آدم مقدس و محترمی مدفون است و این گونه ها بحث ها اساساً در قم شایع نیست چون در چند قدمی همین درخت، پنج امامزاده محتشم به طور کاملاً معلوم و مشخص مدفون هستند و این امر در قم به طور کل بی معنا و غیر قابل تصور است یا حداقل در مورد رویکرد نسبت به این درخت شکوهمند صدق نمی کرده است.
۲- به جرأت می توان گفت حتی بیش از ۹۹ درصد مردم قم از وجود چنین درخت سروی تا همین چند سال پیش که وجود داشت و جلوه گری می کرد به علت وجود آن در اعماق روستای جمکران، هیچ اطلاعی نداشتند و وقتی هم آن را تکه تکه کردند باز نیز عدۀ معدودی از آن مطلع شدند و هنوز هم می توان گفت با مطالعۀ این یادداشت نیز بیش از ۹۹ درصد مردم قم نمی دانند که آن درخت تناور و قدیمی در سالیان اخیر تکه تکه و نابود شده است. لذا اصلاً این درخت محوریت در اشاعۀ خرافات یا نقش تسهیل کننده در این امر نداشته است.
۳- در همان سال، تعداد معدودی از فعالان محیط زیستی به این موضوع واکنش نشان دادند ولی هیچ پاسخگویی روشنی در مورد قطع درخت از سوی مسئولان امر برای آنان انجام نشد و ای کاش در کشوری که به خواست مردم، پیشوند نام آن را «جمهوری» قرار داده ایم در مورد قطع این درخت نیز با مردمِ خوب و با فرهنگ قم، همگرایی فکری صورت می گرفت و مسئولان محترم، همانند کشورهای متمدن و پیشرفته، نظر سنجی و رأی گیری عمومی انجام می دادند تا مردم در خصوص درختی که پیشینۀ فرهنگی و طبیعی خودشان و میراث باشکوه نیاکانشان بوده به طور مستقیم و آزادانه نظر می دادند، یعنی پسندیده تر این بود که خود مردم برای سرنوشت درخت کهنسال شهرشان، تصمیم می گرفتند، نه به شکل سلیقه ای و غیر علمی!
۴- اگر چه بیان نمودیم این درخت، قدیمی ترین موجود زنده شهر قم بود یا از بُعد دیگر میراث ملی همه ما ایرانیان بوده است اما بهتر است دایره و عمق نگاهمان از شهر و کشور فراتر ببریم و بیان کنیم که این درختِ شکوهمند میراثی بشری و متعلق به همۀ انسان ها و جامعۀ بشری بوده است که مظلومانه به چنین سرنوشت تأثرباری دچار شد.
۵- به راستی به دور از هرگونه تعصب و جانبداری، این همه تحکم، شدت و غلظت در نابودی یک درختِ کهن و دیرینه برای جلوگیری از گسترش خرافات با اصل «تناسب جُرم و مجازات»، نسبت و رابطۀ منطقی ندارد چون اصلاً کسانی که آنجا می آمدند نهایتاً افرادی روستایی، ساده دل و اندک بودند، نه همه اهل روستا بلکه واقعاً عده ای قلیل بودند که نه «درخت پرست» بودند و نه «غیر مسلمان» و همچنین این توجه آن تعداد محدود و معدود به درخت اصلاً بازتابی گسترده در سطح جامعه نداشت و شایسته تر این بود به جای از بین بردن میراثی باستانی و با شکوه که از جمله میراث های طبیعی بسیار ارزشمند و با اهمیت کشورمان و متعلق به همه ایرانیان و بشریت به شمار می رفت با اقدامی عاقلانه، با قرار دادن تابلویی مبنی بر این که - دخیل بستن بر درخت یا حاجت خواستن از آن، اشتباه است و شما زائر محترم بهتر است به امامزاده مجاور متوسل شوید یا به مسجد مقدس جمکران تشریف ببرید و امام عصر(عج) را شفیع بین خود و خدا قرار دهید تا حاجت مادی یا معنوی شما بر آورده شود - در این زمینه فرهنگ سازی اصولی و متمدنانه انجام می دادند.
البته باید تأکید کنم آنچنان تعداد این افرادِ کم اطلاع، ناچیز و اندک بوده است که انسان به هر شکلی فکر کند، نیازی به تحکم بدین صورت یعنی قطع درختِ سروِ مظلوم و بی دفاعِ پانصد ساله آن هم با ۱۳ متر ارتفاع نبود. در خاتمه باید گفت، شایسته و بایسته است کسانی که مدعی احقاق حقوق مادی و معنوی مردم هستند، مُسببان این عمل را هر که بودند و هر که باشند به وضوح معرفی و از نظر قضایی محکوم و مجازات نمایند.
گوش اگر گوش تو و ناله اگر نالۀ من
آن چه البته به جایی نرسد فریاد است
پی نوشت
[۱]نزهة القلوب، ص ۷۴.




نظر شما