به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: سه دهه پیش از این، نرخ فرزندآوری برای مادران ایرانی بیش از ۶ فرزند بود اما طی این سه دهه چه اتفاقاتی باعث شد تا ما به جایگاه سریعترین نرخ کاهش جمعیت برسیم؟
در این دو دهه، گروههای سیاسی و نحلههای مختلف فکری با استناد به فرضیات خود سعی در متهم کردن طرف مقابل داشته و دارند و برنامههای یکدیگر را دلیل این روند کاهش میدانند.
طرفداران نظریه توطئه، دلیل این کاهش را برنامهریزی دشمن برای به گل نشاندن کشتی توسعه در ایران میدانند و برخی دیگر، موضوعات فرعی و غیرواقعی با استدلالهای ظاهرا منطقی را مطرح میکنند.
در این فاصله، دولتها و سازمانها با اجرای طرحهای تشویقی تلاش کردند به میزان زادوولد و فرزندآوری کمک کنند، طرحهایی که بعضا نهتنها کارایی نداشت، بلکه به دلیل رفع تکلیفی بودن، نوعی مخالفت عمومی را برمیانگیخت. گویا به دستگاهها ابلاغ شده بود که «باید» طرحی ارائه دهند و آنها دمدستترین ایده را اجرایی میکردند؛ مثلا اولویت دادن به مادرانی که فرزند دوم آنها در فلان تاریخ به دنیا آمده برای ثبتنام خودرو!
از سویی، فرزندآوری در کشور ما مطابق سنت و عرف با ازدواج صورت میگیرد و نکته اصلی در مورد کاهش نرخ موالید از نظر مسئولان و برنامهریزان، کاهش آمار ازدواج یا افزایش سن ازدواج است. پر واضح است که تشکیل خانواده نیاز به زیرساختهای اقتصادی دارد که در مورد آن همه گروهها و بخشهای جامعه متفقالقولند اما ناتوانی در تأمین نیازهای ابتدایی شکلدهی به خانواده، تنها عامل رویگردانی عمومی نسل جوان از ازدواج نیست و دو عامل «احساس ناامنی از آینده» و «تغییر نقش خانواده» از مهمترین دلایلی هستند که کمتر به آنها پرداخته میشود.
در حال حاضر تقریبا کسی نمیتواند حتی از آینده نزدیک خود، دورنمایی دقیق داشته باشد و این به دلیل تزلزل در سیاستگذاریها و عدم تطبیق حکمرانی با مقتضیات زمانه اتفاق افتاده است. «احساس ناامنی از آینده»، از مهترین دلایل دوری گزیدن عمومی از ازدواج و فرزندآوری است. این را میتوان در قیاس با فرزندآوری در کشورهایی دید که سرانه درآمد ناخالص ملی پایینتری از ایران دارند اما به دلیل احساس امنیت، رشد جمعیتشان بیشتر است.
بخشی از این عدم قطعیت به شرایط اقتصادی باز میگردد. تحریمهای ظالمانه چند دههای علیه کشورمان، امکان رشد اقتصادی شایسته را از ما گرفته و تکانههای عجیب و غریب بازار در فراز و فرود اتفاقات سیاسی، امکان هرگونه برنامهریزی برای درآمدزایی را بهطور ویژه از بخش خصوصی و کسبه ستانده است.
نکته دیگری که در محاسبات سیاستگذاران به آن توجه نمیشود، تغییر نقش خانواده در ساختار اجتماع است. جامعه ایران نگاهی سنتی به خانواده دارد ولی در رفتار، شبیه جوامع پستمدرن عمل میکند. این موقعیت متضاد، شاید دردناک و تلخ باشد، ولی حتما باید در برنامهریزیهای کلان دیده شود. شاید تصمیمگیران نتوانند این تغییر نقش خانواده را تحلیل کنند، پس نیاز است آن را به جامعه دانشگاهی و جامعهشناسان بسپارند تا با بررسی دقیق این تغییر، برای آن برنامهریزی شود.
23302




نظر شما