به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پیام مقام معظم رهبری بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید، فراتر از یک پیام تسلیت مرسوم، متنی سرشار از اشارات دقیق قرآنی و نمادهای تاریخی است. استفاده از استعارههای «میقات» و «اربعین موسوی» و تقابل آن با فتنهگریهای «سامری»، دریچهای تازه بهسوی فهم چرایی بحرانهای سیاسی در جوامع دینی گشوده است.
بنابر روایت ایکنا، در همین راستا، برای واکاوی این اشارات حکیمانه و تطبیق سنتهای الهی قوم بنیاسرائیل با مختصات عصر کنونی، به سراغ علیاکبر توحیدیان، دکترای علوم قرآن و حدیث و پژوهشگر عرصه قرآن و تاریخ رفته است تا از خوان گسترده قرآن و ولایت، درسهایی برای بصیرتآموزی امروز استخراج کند. آنچه در ادامه میخوانیم، بخش دوم و پایانی این گفتوگوست.
در آغاز گفتوگو در این شماره، به تبیین واژه «عِجْل» یا گوساله از دریچه قرآن بپردازید.
واژه «عِجْل» که به معنای بچه گاو یا همان گوساله است، ۱۰ مرتبه در قرآن کریم آمده که هشت بار آن مربوط به ماجرای سامری است:
«وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَیٰ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ؛ و یاد کنید زمانی که ۴٠ شب با موسی وعده گذاشتیم، سپس شما بعد از او گوساله را معبود خود گرفتید، در حالیکه ستمکار بودید.» (سوره بقره/ آیه ۵۱)
«وَإِذْ قَالَ مُوسَیٰ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخَاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَیٰ بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بَارِئِکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ و یاد کنید زمانی که موسی به قومش گفت: ای قوم من، قطعاً شما به سبب معبودگرفتن گوساله به خودتان ستم ورزیدید، پس به سوی آفریننده خود بازگردید و خودتان را بکشید که این برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است. پس خدا توبه شما را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبهپذیر و مهربان است.» (سوره بقره/ آیه ۵۴)
«وَلَقَدْ جَاءَکُمْ مُوسَیٰ بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ؛ و قطعاً موسی برای شما معجزات و دلایلی روشن آورد، سپس شما پس از او گوساله را معبود خود گرفتید، در حالی که ستمکار بودید.» (سوره بقره/ آیه ۹۲)
«وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَیْنَاکُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَأُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمَانُکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ و یاد کنید زمانی که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سرتان برافراشتیم و گفتیم: آنچه را به شما دادیم، با قدرت و قوت دریافت کنید. گفتند: شنیدیم و نافرمانی کردیم و به سبب کفرشان، دوستی گوساله با دلهایشان درآمیخت. بگو: اگر شما مؤمن هستید، پس بد چیزی است آنچه ایمانتان به آن فرمان میدهد.» (سوره بقره/ آیه ۹۳)
«یَسْأَلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَیٰ أَکْبَرَ مِنْ ذَٰلِکَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَٰلِکَ وَآتَیْنَا مُوسَیٰ سُلْطَانًا مُبِینًا؛ اهل کتاب از تو میخواهند که از آسمان، کتابی برای آنان نازل کنی، البته از موسی بزرگتر از آن را خواستند و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس آنان را به کیفر ستمشان صاعقه فروگرفت. باز پس از آنکه دلایل روشن برای آنان آمد، گوساله را معبود گرفتند و ما از این گذشتیم و به موسی برهانی روشن و قدرتی آشکار دادیم.» (سوره نساء/ آیه ۱۵۳)
«وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَیٰ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ أَلَمْ یَرَوْا أَنَّهُ لَا یُکَلِّمُهُمْ وَلَا یَهْدِیهِمْ سَبِیلًا اتَّخَذُوهُ وَکَانُوا ظَالِمِینَ؛ و قوم موسی پس از او از زیورهای خود مجسمه گوسالهای ساختند که صدای گاو داشت. آیا نمیدیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمیگوید و آنان را به راهی هدایت نمیکند؟ آن را گرفتند و از ستمکاران بودند.» (سوره اعراف/ آیه ۱۴۸)
«فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَٰذَا إِلَٰهُکُمْ وَإِلَٰهُ مُوسَیٰ فَنَسِیَ؛ پس برای آنان مجسمه گوسالهای که صدای گاو داشت، بیرون آورد، آنگاه گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که فراموش کرد.» (سوره طه/ آیه ۸۸)
«إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَکَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ؛ بیتردید کسانی که گوساله را به پرستش گرفتند، بهزودی خشمی سخت از پروردگارشان و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید و اینگونه دروغبافان را کیفر میدهیم.» (سوره اعراف/ آیه ۱۵۲)
درباره وجه تسمیه «عِجل» که از ریشه عجل، به معنای خواستن چیزی پیش از مدتش و شتابکردن است، گفتهاند چون گوساله دوران کوتاهی را میگذراند تا گاو شود و نیز گفتهاند بهدلیل سرعت راهرفتن و ناآرامیهایش نسبت به گاو، اینگونه نامیده شده است.
به عجله و شتاب، یکی از وجوه تسمیه «عِجل» اشاره کردید. آیا میتوان این رویکرد شتابزده قوم بنیاسرائیل در پرستش گوساله را به میل به دستیابی به نتیجههای فوری و ملموس در مقابل صبر استراتژیک در زمان غیبت رهبر نسبت داد؟ به عبارت دیگر، آیا سامری از فرهنگ شتابزدگی جامعه برای رسیدن به اهدافش بهرهبرداری کرد؟
بله. لازم به توضیح است که نظر دیگری هم وجود دارد که ناظر به همین ماجرای سامری و عملکرد اوست. گفتهاند بهدلیل فرصت کوتاهی که او برای ساختن مجسمه داشت و هر لحظه نگران برگشتن حضرت موسی(ع) از میقات و نابودشدن نقشههایش و بر باد رفتن آرزوهایش بود، در ساخت مجسمه با عجله کار میکرد. بنابراین، مجسمهاش گرچه به شکل و صوت گاو بوده، به عِجل معروف شده است. جمع این گفتهها هم قابل قبول شمرده میشود.
البته واژه «عِجل» به معنای گوساله پیش از این ماجرا هم رواج داشته و در قرآن کریم نیز در ماجرای ضیف ابراهیم(ع) آمده است؛ «عِجل حنیذ»، گوساله بریانشده، در آیه ۶۹ سوره مبارکه بقره و «عِجل سمین»، گوساله چاق، در آیه ۲۶ سوره مبارکه ذاریات.
در جمعبندی این بحث به چند نکته اکتفا میکنیم:
نخست، با نگاهی دوباره و دقیق به آیاتی از قرآن کریم که به آنها اشاره کردیم، عمل ناشایست گوسالهپرستی از نگاه قرآن، خداوند و حضرت موسی(ع)، عملی جاهلانه، ظالمانه، کفرآمیز، مغضوب الهی، موجب ذلت و خواری دنیوی و مستحق قتل یکدیگر معرفی شده است.
دوم، موسی بن ظفر ملقب به سامری در جایگاه دانشمند دینی شناختهشده، هنرمند بومی، معتمد و معتبر اجتماعی، نماینده یک جریان فکری مؤثر در درون جامعه دینی و نه دشمنی خارجی بوده است. او حتماً همراهان، همکاران، همدلان و تشکیلاتی رسانهای و اقتصادی داشته که توانسته است نقشه اهریمنی خود را اجرا و از همه ابزارهای موجود، اعم از اعتقادات و مقدسات، رسوبات فرهنگی، تاریخ، هنر، فناوری، طلا و ثروت و... بهرهبرداری بهینه کند.
سوم، بهدلیل تشابهات زیاد امت مرحومه (امت پیامبر خاتم) با قوم بنیاسرائیل، روایاتی مبنی بر سامری امت داریم که بهطور مصداقی از عمروعاص و ابوموسی اشعری نام برده و لعنت شدهاند.
در مشابهت ابوموسی اشعری و عمروعاص با سامری، موارد متعددی میتوان برشمرد و از جمله به شعار «لاقتال» ابوموسی (شعار نه به جنگ) میتوان اشاره کرد که هموزن «لا مساس» سامری (شعار دوری و کنارهگیری) در آیه ۹۷ سوره مبارکه طه است: «قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَکَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ ۖ وَانْظُرْ إِلَیٰ إِلَٰهِکَ الَّذِی ظَلْتَ عَلَیْهِ عَاکِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفًا؛ موسی گفت: پس برو، یقیناً کیفر تو در زندگی این است که دچار بیماری مسری ویژهای شوی تا هر کس نزدیکت آید، بگویی: به من دست نزنید و تو را وعدهگاهی است که هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد و به معبودت که همواره ملازمش بودی، نگاه کن که حتماً آن را در آتش بسوزانیم، سپس سوختهاش را در دریا میپاشیم.»
در روایات از امیرالمؤمنین امام علی(ع) نقل شده است که فرمودند: «أَمَا إِنَّ لِکُلِّ قَوْمٍ سَامِرِیّاً وَ هَذَا سَامِرِیُّ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ إِلَّا أَنَّهُ لَا یَقُولُ لا مِساسَ وَ لَکِنَّهُ یَقُولُ لَا قِتَال؛ هر قومی یک سامری دارد و این فرد، سامری این امت است، با این فرق که او نمیگوید: «لامِساسَ؛ بلکه میگوید نجنگید.» و در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که امت را به سه دسته تقسیم کردهاند و میفرمایند: «فرقه حق...، فرقه باطل.... و فرقه مدهدهه علی مله سامریّ لایقولون لامساس لکنهم یقولون لاقتال، امامهم عبدالله ابن قیس اشعری.» مدهدهه یعنی مذبذبه، فرقهای که تذبذب و اضطراب دارد و دچار شک، تردید، خودباختگی و نهایتاً تسلیم در برابر دشمن است.
به پدیده سامریهای امت و جریان مذبذبه اشاره کردید. آیا میتوان گفت که خطر اصلی سامریگری در تاریخ اسلام، بیش از آنکه در ابعاد فیزیکی و نظامی باشد، در ایجاد انسداد اراده سیاسی در جامعه مؤمنان است؟
در پاسخ به این پرسش، همانطور که در روایت ذکر شد، عبدالله بن قیس اشعری، همان ابوموسی اشعری معروف است که خیانت او با همدستی عمروعاص ملعون در جریان جنگ صفین و ماجرای تلخ و دردناک حکمیت، مشهور است و نتیجه عمل جاهلانه و خائنانه او به همان جنگ و پدیدآمدن فرقه ضاله خوارج ختم نشد، بلکه به شهادت امیرالمؤمنین(ع) و امام مجتبی(ع) و سپس حادثه عاشورای حسینی انجامید و بعد ریشه تمام فجایع تا آخر دنیا شد.
با توجه به نکاتی که عرض شد و نشانههای سامری و گوسالهاش را برشمردیم، مصداقیابی سامری و گوسالهاش را در بیانیه مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) به مخاطب میسپاریم؛ اما از یک راهنمایی دریغ نمیکنیم که مصداق سامری را باید در میان انسانها و جریانات فکری جستوجو کنیم؛ آنان که با فریبکاری و ظاهرسازی به تضعیف و تخریب تفکر توحیدی جامعه میپردازند و قدرتهای جهانی را بهمثابه بت در مقابل خداوند عالم قرار داده و در برابرشان خودباخته و تسلیم هستند.
سامریهای امت را با تطبیق ویژگیهای سامری امت موسی، عمروعاص و ابوموسی اشعری شناسایی کنید. در همین مسیر، مصداق گوساله سامری را هم در ابزارهای فریب جستوجو کنید، ابزارهای شیطانساخته و سحرآمیز که ظاهری بزککرده، زیبا و فریبا (طلایی) و باطنی بیروح (جسداً) دارند و همه هستی کاذبشان صوتی برآمده از باد(خوار)، آن هم با کمک شیاطین جن و انس و جادوی تبلیغات و وعدههای بدون عمل است.
اینطور که از آیات قرآن و تفاسیر برمیآید، عاقبت سامری و گوسالهاش و پیروان سامری هم عبرتانگیز است. سامری به بیماریای مبتلا شد که باید از جامعه دور میشد و مردم هم به او نزدیک نمیشدند. گوساله طلاییاش هم در آتش سوزانده و خاکسترش به دریا ریخته شد. سامریون هم به مقاتله یکدیگر پرداختند و کشته شدند. عاقبت اخروی سامری و پیروانش هم که به دوزخ و عذاب مخصوص کفار، مشرکان و بتپرستان میانجامد: «قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیَاةِ... فِی الْیَمِّ نَسْفًا.» (سوره طه/ آیه ۹۷)، «کَذَٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَیْنَاکَ مِنْ لَدُنَّا ذِکْرًا؛ اینگونه بخشی از اخبار گذشته را برای تو بیان میکنیم و بیتردید، ذکری چون قرآن از نزد خود به تو عطا کردیم.» (سوره طه/ آیه ۹۹)
و سخن پایانی
ما موظفیم در وجوه اشتراک سامری در عصر کلیمالله(ع) با ابوموسی اشعری و عمروعاص، سامریهای عصر امیرالمؤمنین امام علی(ع) با سامریهای دوران خودمان دقت کنیم و همانطور که رهبری معظم در پیام نویدبخششان فرمودهاند: «اما این بار برخلاف آنچه در عصر کلیمالله رخ داد، اصحاب رهبر شهید و امت او برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند و چون کوههای استوار در برابر سامری و گوسالهاش ایستادگی کرده و همچون گدازههای آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند»، آنها را در رسیدن به اهداف شوم کودتاگران که برای مراحل بعدی طراحی کردهاند، به حول و قوه الهی ناکام بگذاریم.



نظر شما