امیرمسعود عابدین: دنیای خودرو همیشه فقط درباره اعداد، اسببخار و شتاب صفر تا صد نبوده است. گاهی یک طراحی عجیب، تغییر هویت یک برند یا حتی نوع پیشرانه، کافی است تا اینترنت به آتش کشیده شود و طرفداران دوآتشه برندها به جان هم بیفتند. در سالهای اخیر، با قدرت گرفتن شبکههای اجتماعی، هر رونمایی بزرگ به یک میدان نبرد دیجیتالی تبدیل شده؛ جایی که خودروها پیش از رسیدن به خیابانها، در دادگاه افکار عمومی محاکمه میشوند.
براساس گزارش caranddriver، جالب اینجاست که بسیاری از خودروهایی که امروز موفق و جریانساز به نظر میرسند، زمانی هدف شدیدترین حملات قرار داشتند. از پورشه کاین که به «خیانت به روح پورشه» متهم میشد تا بیامو سری ۷ جنجالی کریس بنگل، همه نشان دادهاند که قضاوت اولیه همیشه درست نیست. حالا نوبت به نسل تازهای از خودروهای بحثبرانگیز رسیده است.

فراری لوچه؛ حمله بیسابقه به مارانلو
اولین خودروی برقی فراری قرار بود آغاز فصل تازهای برای مارانلو باشد، اما خیلی زود به یکی از جنجالیترین محصولات سال تبدیل شد. مشکل اصلی منتقدان فقط برقی بودن خودرو نیست؛ بلکه بسیاری معتقدند لوچه اساسا شبیه چیزی نیست که از یک فراری انتظار میرود.
یک هاچبک پنجدرِ خانوادگی با ارتفاع بیشتر، برای بسیاری از طرفداران سنتی فراری قابل هضم نیست. آنها انتظار داشتند نخستین فراری برقی یک سوپراسپرت خالص و هیجانانگیز باشد، نه خودرویی که بیشتر به یک گرندتورر مدرن شباهت دارد. حتی نقلقول جنجالی لوکا دی مونتزمولو درباره «خطر نابودی یک افسانه» هم به موج انتقادات دامن زد.

AMG GT چهاردر؛ قربانی طراحی آیندهنگر
مرسدس در سالهای اخیر بارها به خاطر زبان طراحی تکراری و بیش از حد دیجیتالی خود زیر تیغ منتقدان رفته و AMG GT چهاردر جدید هم از این قاعده مستثنا نیست.
جالب اینجاست که مشکل خودرو نه عملکرد فنی، نه قدرت و نه حتی فرم کلی بدنه است؛ بلکه بیشتر حملات به طراحی جلو و عقب آن برمیگردد. چراغهای ستارهای جلو و نوار نوری سراسری، برای بسیاری بیش از حد مصنوعی و شبیه خودروهای مفهومی به نظر میرسند. در عقب هم آن پنل مشکی بزرگ و چراغهای اغراقآمیز، باعث شدهاند تا برخی ظاهر خودرو را «بیش از حد نمایشی» توصیف کنند.

جگوار تایپ ۰۰؛ مفهومی که همه را شوکه کرد
جگوار مدتهاست درگیر بحران هویت است و تایپ ۰۰ قرار بود آغازگر دوران تازهای برای این برند بریتانیایی باشد. اما نتیجه بیشتر شبیه یک شوک اینترنتی بود تا یک احیای باشکوه.
طراحی بسیار مینیمال و سرد خودرو، در کنار تناسبات اغراقآمیز بدنه، باعث شد تا بسیاری آن را فاقد شخصیت بدانند. حذف شیشه عقب و فرم خشک بدنه هم بیشتر شبیه یک نمایش هنری بود. البته بخشی از واکنشها به تصمیم جگوار برای تبدیل شدن به یک برند تمامبرقی و فوقلوکس برمیگشت؛ تصمیمی که هنوز هم برای بسیاری از طرفداران قدیمی قابل قبول نیست.

دوج چارجر برقی؛ ماسلکار بدون V۸؟
اگر بخواهید طرفداران خودروهای آمریکایی را عصبانی کنید، کافی است موتور V۸ را از یک ماسلکار حذف کنید. دقیقا همین اتفاق برای دوج چارجر برقی افتاد.
ظاهر خودرو اتفاقا بسیار وفادارانه طراحی شده و حس و حال چارجرهای کلاسیک دهه ۶۰ و ۷۰ را زنده میکند. قدرت بالا و حتی صدای مصنوعی اگزوز هم نتوانست طرفداران سنتی دوج را راضی کند. برای بسیاری از آنها، یک ماسلکار برقی اساسا تناقضی غیرقابل پذیرش است.

سایبرتراک؛ عجیبترین پیکاپ قرن
کمتر خودرویی در تاریخ به اندازه تسلا سایبرتراک باعث دو قطبی شدن افکار عمومی شده است. بعضی آن را آینده صنعت خودرو میدانند و بعضی دیگر معتقدند بیشتر شبیه یک پروژه دانشجویی است تا یک محصول واقعی.
طراحی تیز و هندسی خودرو از همان ابتدا اینترنت را منفجر کرد. اما بخش بزرگی از نفرت پیرامون سایبرتراک، به شخصیت جنجالی ایلان ماسک برمیگردد. با این حال، حتی منتقدان ماسک هم معمولا عملکرد فنی خیرهکننده خودرو را انکار نمیکنند.
مشکل اینجاست که سایبرتراک بیشتر از آنکه شبیه یک پیکاپ سنتی باشد، باعث ایجاد یک دوقطبی شده است؛ محصولی که مردم یا عاشقش هستند یا از آن متنفرند.

پورشه کاین؛ شاسیبلندی که پورشه را نجات داد
امروز تصور پورشه بدون کاین تقریبا غیرممکن است، اما وقتی این شاسیبلند در سال ۲۰۰۲ معرفی شد، بسیاری آن را خیانت به فلسفه پورشه میدانستند.
طرفداران قدیمی نمیتوانستند قبول کنند برندی که با خودروهای اسپرت سبکوزن شناخته میشد، حالا یک SUV بزرگ و خانوادگی ساخته است. استفاده از برخی قطعات مشترک با فولکسواگن هم اوضاع را بدتر کرد.
اما کاین خیلی زود ثابت کرد که پورشه اشتباه نکرده است. فروش فوقالعاده، هندلینگ تحسینبرانگیز و سودآوری عظیم، نهتنها پورشه را نجات داد، بلکه راه را برای موج SUV های لوکس باز کرد.

بیامو سری ۷؛ طراحی که همه را شوکه کرد
وقتی نسل E۶۵ بیامو سری ۷ معرفی شد، بسیاری احساس کردند بیامو ناگهان عقلش را از دست داده است. طراحی عجیب عقب خودرو موجی از تمسخر را به راه انداخت.
کریس بنگل عملا به چهرهای جنجالی در دنیای طراحی خودرو تبدیل شد. حتی کابین و سیستم اولیه iDrive هم زیر آتش انتقاد قرار گرفتند. با این حال، گذر زمان نگاهها را تغییر داد. بسیاری بعدها اعتراف کردند که بیامو با این خودرو جسورانهتر از زمان خود عمل کرده بود.

پونتیاک آزتک؛ زشت اما جلوتر از زمانش
اگر قرار باشد جایزه عجیبترین طراحی تاریخ خودرو اهدا شود، احتمالا آزتک یکی از نامزدهای اصلی خواهد بود. این خودرو هنگام معرفی تقریبا به سوژه خنده صنعت خودرو تبدیل شد.
اما نکته جالب اینجاست که ایده اصلی پشت آزتک کاملا درست بود. ترکیب راحتی خودروی سواری با ظاهر شاسیبلند، همان فرمولی است که امروز تقریبا تمام کراساوورها بر اساس آن ساخته میشوند.
مشکل اصلی فقط ظاهر خودرو بود؛ تناسبات عجیب، پلاستیکهای فراوان و طراحی ناموزون باعث شد تا مردم هیچوقت نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. با این حال، امروز بسیاری معتقدند آزتک فقط چند سال زودتر از زمان خودش متولد شده بود.
۵۸۳۲۲




نظر شما