به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا، رضا دستجردی نوشت: جلد نخست «پیشگامان کهن تصوف» با موضوع مشایخ غرب نوشته ریشارد گراملیش دینشناس آلمانی با ترجمه شیرین شادفر، از مجموعه «عرفان و تصوف» انتشارات حکمت است که در سال ۱۴۰۱ به بازار نشر آمد.
ریشارد گراملیش در این کتاب که به منبعی کلاسیک در خصوص تصوف بدل شده، کوشیده با استفاده از اطلاعات پراکنده در منابع محدودی که درباره پیشگامان کهن تصوف در اختیار است، احوال آنان را با تمرکز بر آرا و شیوه زندگیشان بازسازی کند. این کتاب شامل شرح احوال بیستودو تن از بزرگان تصوف است که در دو جلد سامان یافته است: در جلد نخست، سیزده تن از مشایخ غرب جهان اسلام در بصره و بغداد، و در جلد دوم، نه نفر از مشایخ شرق در ایران و بهخصوص خراسان معرفی شدهاند. آنچه گراملیش در این کتاب گردآورده، مشتمل بر اطلاعاتی در خصوص محمدبنواسع، ثابتبناسلم بنانی، فرقد سبخی، مالکبندینار، عطا سلیمی، ابراهیمبنادهم، داود طائی، ابوتراب نخشبی، عمروبنعثمانمکی، ابوالحسین نوری، رویمبناحمد، ابومحمد جریری، و ابوبکر شبلی است.
را میبایست بهحق یکی از بزرگترین پژوهشگران عرفان اسلامی در دوره معاصر بهشمار آورد. نگاهی گذرا به برخی آثار وی، خبر از عمق دانش و تسلط بیمانند او در این حیطه میدهد. نیز، احاطه کامل مولف بر همه آثاری که در چهار گوشه جهان، چه در گذشته و چه در دوران اخیر، درباره عرفان اسلامی به نگارش درآمده، همچنین احاطهای که گویی وی محتوای آنها را سطربهسطر از بر میداند، انسان را شگفتزده کرده و به تحسین وامیدارد. بهباور مترجم، ترجمههای دقیق او از آثار کهن فارسی و عربی بیانگر تسلط بینظیرش بر این دو زبان است. بهعلاوه، ترجمه استادانه او با بهکارگیری قابلیتهای بالای دستور زبان آلمانی، بیآنکه به معنا و مفهوم خللی وارد آید، اغلب واژهبهواژه با متن اصلی برابر است.
گراملیش که در سال ۱۹۲۵ در مانهایم آلمان زاده شد، در سال ۱۹۴۶، برای گذران دوره نخست تحصیلات خود به انجمن ژزوئیت پیوست و آن را در پولاخ، لیون و شیکاگو با موفقیت به پایان برد. وی برای سپرس کردن دوره دوم تحصیلاتش راهی بیروت، و در اواخر دهه پنجاه، عازم ایران و افغانستان شد. در طول این سفرها بود که شالوده تألیف اثر بزرگ و منحصربهفرد او درباره طریقههای شیعی ایران ریخته شد.
بخش عمده «پیشگامان کهن تصوف» که در شرح زندگی و دنیای اعتقادات پیشترین صوفیان در سال ۱۹۹۵-۱۹۹۶ تألیف شده، نقلقولهای مستقیم از آثار فارسی و عربی درباره موضوعات موردنظر است. مولف در پیشگفتار کتاب، ضمن اذعان به این حقیقت که از منابع، راجع به نخستین پیشروان زهد و پارسایی اسلامی، جز شمار اندکی موجود نیست، میآورد: «هرچند این اشخاص، درصورتیکه اصلاً دست به نگارش زده باشند و حتی از خود اثری درخور نیز پدید آورده باشند، گذشته از معدودی استثنا، میراث ادبی آنان بهطور جبرانناپذیری از دست رفته است. چندی از کتابهای دستی قدیمتر و مجموعههایی در شرح احوال و گذشته از این، تمام نوشتههای اسلامی که در آنها بهطور پراکنده یکی از اخبار مورد نیاز را میتوان بهدست آورد، در حکم منبع برجا مانده است». از همین روست که بهاعتقاد گراملیش «از این منابع، اغلب تنها میتوان یک چند اطلاع در شرح احوال و مجموعههایی گاه بسیار کوچک و گاه بس گسترده از معدود گفتههایی را برگرفت که در آثار مربوط به شرح احوال اغلب بیربط در پی یکدیگر آورده شده و در کتابهای دستی و نگارشهای دیگر معمولاً برای هدف آموزشی خاصی برگزیده شدهاند». با این وجود، مولف بر آن است که بازسازی زندگی و اندیشه یکی از پارسایان گذشته، بر پایه این اصول، همواره ناقص و ناتمام خواهد ماند و فاقد خطوطی روشن خواهد بود، و جز بهندرت ممکن نباشد که به قطعههای موجود با اطمینان، جای درست را در یک کل داد.
در این شرایط است که گراملیش، ترسیم و توصیف چهرههای معدودی از نخستین سدههای اسلامی که در این اثر به آن مبادرت شده را تنها میتوان نزدیک شدن تقریبی به واقعیت و نه واقعیت بهتمام معنی دانست و باید از خطوط مرزی و کنارهنماهای روشن رسم صرفنظر کرد. مولف برای آن، دلایل دیگری را نیز برمیشمارد: «بیشتر سخنان روایتشده بزرگان، پیش از آنکه به نگارش درآیند، نخست دهانبهدهان نقل شده و از این رهگذر، دستخوش تغییرات و اصلاحات گوناگونی شدهاند. حتی نسبتها نیز اغلب ابهامآمیز و نامطمئناند. افزون بر این، گرایش به آموزش و تهذیب است که آنچه را که بهراستی یا پنداری بهسود این قصد و نیت نباشد، سرکوب میکند. مولفان دستنامهها آشکارا قصد خود را اینگونه اظهار میکنند که با شرح و بیان خود، راستاعتقادی و روش بینقص زندگی مراجع خود را ثابت میکنند و درباره آنان تنها آنچه را یاد میکنند که میتواند سرمشق و الگوی دیگران شود، تا بدینسان، سرانجام کسانی را نیز که از آنان دنبالهروی میکنند، خوب جلوه دهند».
گراملیش که بر آن است حقیقت خیلی زود، چندین و چند بار در همان زندگی شخص ستایش شده، با افسانهها فروپوشیده شده، معتقد است که با این وجود، اینها را اغلب میتوان بازشناخت: «من آنها را چنانکه هستند، با تصویر همراه میکنم». بهعلاوه، در کتاب سرگذشت ظاهری افراد بهطور خلاصه گفته شده است، «اغلب جز اندکی درباره آن دانسته نیست. از دنیای اعتقادات و شیوه زندگی چه بسا بیشتر میتوان خبر یافت».
بهباور مولف، اشخاص معرفی شده در این کتاب بههیچوجه همگی صوفی نیستند، اما جملگی بهنحوی به نوشتههای صوفیانه راه یافتهاند و از آنان در مقام پیشرو شیوه زندگی صوفیانه استفاده میشود و اغلب به تصرف تصوف درمیآیند و صوفی خوانده میشوند، «هرچند بههیچروی، خود را چنین نپنداشتهاند».
جلد نخست «پیشگامان کهن تصوف» با موضوع مشایخ غرب در ۷۲۲ صفحه بههمت انتشارات حکمت منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶






نظر شما