به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «دنیا زشتی کم ندارد… اما آدمی چارهساز است.» این کلمات که با صدای پرطنین ابراهیم گلستان بر آغاز مستند «خانه سیاه است» مینشیند، مدخل یکی از تکاندهندهترین آثار تاریخ سینمای ایران است. این مستند ۲۰ دقیقهای که در پاییز ۱۳۴۱ توسط فروغ فرخزاد ساخته شد، فراتر از یک گزارش تصویری، روایتی شاعرانه و عمیق از زندگی در جذامخانه «باباباغی» تبریز است.
فروغ برای ساخت این فیلم، ۱۲ روز با جذامیان زندگی کرد؛ با آنها همسفره شد، به درددلهایشان گوش سپرد و زخمهایشان را لمس کرد تا اعتمادِ کسانی را جلب کند که همیشه با نگاههای هراسان یا منزجرِ دیگران روبهرو بودند. او در گفتوگویی خواندنی با فرجالله صبا، نگاه کلیشهای به «زشتی» را به چالش میکشد. فروغ معتقد بود زشتی مفهوم مادی ندارد و وقتی به مرحله «برخورد انسانی» برسیم، در آغوش گرفتن فرزند توسط یک مادر جذامی، لبریز از زیبایی است.
او در این سفر، شاهد جاری بودن زندگی در محصورترین فضاها بود؛ از برگزاری چهار عروسی در ۱۲ روز گرفته تا شوق پیرزنی برای بافتنی با انگشتانی که جذام آنها را خورده است. فروغ در میان این آدمهای راندهشده، «لجاجت برای زندگی» را دید؛ همان حسی که باعث میشد بیماری در آستانه مرگ، برای زنده ماندن فریاد بکشد. او با ظرافتی خاص، جذامخانه را نمادی از یک اجتماع محصور میدانست و معتقد بود کسانی که در دنیای بیرون دچار بیهودگی و بدبینی هستند، درواقع به نوع دیگری از «جذام» دچار شدهاند.
«خانه سیاه است» که برنده جایزه بهترین مستند فستیوال آلمان غربی شد، برای فروغ نه نردبانی برای شهرت، بلکه ابزاری برای بیان بود. او با طنزی تلخ، جوایز بینالمللی را به «عروسک» تشبیه میکرد و تنها ملاک ارزشمند را «رضایت شخصی و اطمینان از کار» میدانست.
متن کامل مصاحبه فروغ درباره این فیلم را از اینجا بخوانید.
۲۵۹




نظر شما