قمار ابوظبی؛ چگونه انزوای منطقه‌ای، امارات را در دام وابستگی اسیر می‌کند؟ / انزوا از محیط پیرامون امنیت پایدار به ارمغان نمی‌آورد

امارات متحده عربی روز به روز بیشتر از همسایگان خود در منطقه فاصله می‌گیرد و به آمریکا و اسرائیل پناه می‌برد. آن چیزی که از دیدگاه رهبران امارات مسیری برای رسیدن به استقلال راهبردی است، در واقع جاده‌ای است که وابستگی امارات را به تصمیم‌های واشنگتن و تل‌آویو شدیدتر می‌کند.

به گزارش خبرآنلاین، اندرو لبر، استاد دانشگاه تولین و پژوهشگر اندیشکده موقوفه کارنگی برای صلح بین‌الملل در نشریه فارن افرز نوشت: بامداد هشتم آوریل، در حالی که کارزار هوایی چند هفته‌ای آمریکا و اسرائیل علیه ایران به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شد، اسکادرانی از جنگنده‌ها به پالایشگاه‌های نفت جزیره لاوان در خلیج فارس حمله کردند. گزارش وال‌استریت ژورنال پرده از واقعیتی عجیب برداشت: این حمله کار واشنگتن یا تل‌آویو نبود، بلکه توسط امارات متحده عربی انجام شده بود.

اگرچه ابوظبی هرگز به طور علنی مسئولیت این عملیات را نپذیرفت، اما انگیزه آن کاملاً روشن بود. امارات که هفته‌ها زیر آتش حملات پهپادی و موشکی ایران قرار داشت، می‌کوشید با به رخ کشیدن توان تلافی‌جویانه خود، بازدارندگی ایجاد کند. اما این اقدام نظامی، بیش از آنکه قدرت امارات را نشان دهد، آغازگر فصلی نو از تنهایی استراتژیک این کشور بود.

جنگ اخیر فرضیه بنیادین رهبران امارات را باطل کرد؛ فرضیه‌ای که گمان می‌کرد این کشور می‌تواند با اتکا به بازدارندگی آمریکا و نقش دبی به عنوان سوپاپ اطمینان اقتصاد ایران، خود را از مناقشات منطقه دور نگه دارد. برخلاف این تصور، از میان هزاران موشک شلیک‌شده به پادشاهی‌های خلیج فارس، اکثریت آن‌ها مستقیماً زیرساخت‌های تجاری، فرودگاه‌ها و هتل‌های مجلل امارات را هدف قرار دادند.

پاسخ ابوظبی به این وضعیت، فاصله گرفتن از همسایگان عرب و در پیش گرفتن رویکردی تک‌روانه بود. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس‌جمهور امارات، بارها از اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس به دلیل موضع «ضعیف» در برابر ایران انتقاد کرد. امارات با ملامت همسایگان، عملاً مسیر انزوای خود را هموارتر کرد.

نمود عینی این انزوا، شکاف عمیق میان ابوظبی و ریاض است. عربستان سعودی در میانه جنگ، رویکردی مصالحه‌جویانه و دیپلماسی دسته‌جمعی را برای رسیدن به توافق با ایران برگزید؛ در حالی که امارات بر مهار نظامی اصرار داشت. اقدام امارات در خروج ناگهانی از اوپک، آن هم درست در روز نشست همگرایی منطقه‌ای به میزبانی سعودی، یک دهن‌کجی علنی و بی‌سابقه بود.

امارات حتی از متحد سنتی خود، مصر نیز سرخورده شد. با وجود اینکه قاهره در اوایل جنگ یک اسکادران جنگنده به امارات اعزام کرد، اما عبدالفتاح السیسی ترجیح داد از اسرائیل فاصله بگیرد و به جای ورود به یک ائتلاف نظامی ضد ایرانی، به دنبال راه‌حل‌های دیپلماتیک باشد. این امر، امارات را در محیط پیرامونی‌اش بیش از پیش تنها گذاشت.

این تنهایی منطقه‌ای، امارات را به شکلی گریزناپذیر به سمت وابستگی شدید به ایالات متحده سوق داده است. در جریان درگیری‌ها، سفیر امارات در واشنگتن در یادداشتی تند اعلام کرد که یک آتش‌بس ساده کافی نیست و امارات آماده است تا برای باز کردن تنگه هرمز متوسل به زور شود. با این حال، واکنش آمریکا برای ابوظبی ناامیدکننده بود.

دولت ترامپ بدون اعتنا به خواسته‌های امارات، با یک آتش‌بس ساده موافقت کرد، ابوظبی را از مذاکرات بعدی کنار گذاشت و نسبت به حملات بعدی ایران به خاک امارات بی‌تفاوت ماند. اما امارات به جای درس گرفتن از این بی‌مهری‌ها، بر شدت التماس‌های دیپلماتیک خود افزود و برای جلب نظر واشنگتن، به باج‌دهی‌های مالی و سیاسی روی آورد.

در همین راستا، انزوای منطقه‌ای باعث شده تا امارات، روابط با اسرائیل را از یک ابزار دیپلماتیک، به سنگ بنای استراتژی امنیتی خود تبدیل کند. پدافند هوایی امانتی اسرائیل در جریان جنگ، رهبران امارات را متقاعد کرد که در غیاب همسایگان عرب، باید به شرکایی با قدرت سخت تکیه کنند، حتی اگر این شریک در مواضع خود تندرو باشد.

مقامات اماراتی صراحتاً اعلام کرده‌اند که به همکاری نزدیک با اسرائیل ادامه خواهند داد. تحلیل‌گران ابوظبی بیم آن را دارند که آمریکا در نهایت خاورمیانه را ترک کند؛ کاری که اسرائیل هرگز انجام نخواهد داد. بنابراین، رابطه آهنین با تل‌آویو، مکانیسمی دفاعی برای جبران غیرقابل اتکا بودن آمریکا و روابط تیره امارات با جهان عرب است.

این مدل تک‌روانه و تهاجمی، ثبات اقتصادی امارات را نیز تهدید می‌کند. اگرچه دبی همچنان تلاش می‌کند خود را «پایتخت سرمایه» بنامد، اما بسته شدن تنگه هرمز و سایه دائمی جنگ، در حال فراری دادن استعدادها و صنایع پیشرفته‌ای است که شکوفایی امارات به آن‌ها وابسته بود.

از سوی دیگر، تلاش‌های امارات برای کسب نفوذ از طریق مداخله در شاخ آفریقا و حمایت از شبه‌نظامیان بدنام در سودان (نیروهای پشتیبانی سریع)، با پاتک شدید روبرو شده است. این اقدامات نه تنها اتهامات بین‌المللی مانند حمایت از نسل‌کشی را برای امارات به همراه داشته، بلکه منجر به اخراج شرکت‌های اماراتی از بنادر جیبوتی و سومالی شده است.

امارات متحده عربی امروز در یک پارادوکس راهبردی گرفتار شده است. هر چقدر این کشور برای اثبات استقلال خود از کشورهای همسایه فاصله می‌گیرد، بیشتر در دام وابستگی به تصمیمات سیاسی واشنگتن و تل‌آویو اسیر می‌شود؛ تصمیماتی که خارج از کنترل ابوظبی اتخاذ می‌شوند.

آینده نشان خواهد داد که انزوا از محیط پیرامونی، امنیت پایدار به ارمغان نمی‌آورد. واقعیت ژئوپلیتیک خاورمیانه تایید می‌کند که تنها همکاری منطقه‌ای می‌تواند جایگاه جهانی امارات را ارتقا دهد. در غیر این صورت، پادشاهی امارات در بلندمدت گزینه‌های راهبردی خود را از دست داده و به مهره‌ای پیاده در شطرنج قدرت‌های فرامنطقه‌ای تبدیل خواهد شد.

۴۲/۴۲

کد مطلب 2229056

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین