به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حقابه ایران از رود هیرمند امروز به یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی و سیاسی شرق کشور تبدیل شده است؛ بحرانی که خشکشدن تالاب هامون و دشواریهای معیشتی مردم سیستان، اهمیت آن را دوچندان کرده است. اما ریشههای این بحران به دههها پیش بازمیگردد و مرور خاطرات اسدالله علم، وزیر دربار و از چهرههای آشنا با مسائل سیستان، تصویری متفاوت از روند شکلگیری آن ارائه میدهد.
علم در خاطرات خود بارها از مذاکرات ایران و افغانستان بر سر آب هیرمند یاد کرده و از آنچه «کوتاه آمدن» دولت ایران در برابر کابل میدانست، ابراز نارضایتی کرده است. او معتقد بود افغانستان در حالی که به دنبال گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با ایران بود، همزمان تلاش میکرد کمترین میزان آب ممکن را در اختیار ایران قرار دهد. به روایت او، در سالهای پایانی دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰، مذاکرات طولانی بر سر میزان حقابه ایران جریان داشت و در نهایت توافقی شکل گرفت که سهم ایران را به طور متوسط ۲۶ مترمکعب در ثانیه تعیین میکرد.
علم این توافق را ناکافی میدانست و بارها به محمدرضا شاه هشدار داد که چنین قراردادی آینده سیستان را با خطر جدی مواجه خواهد کرد. او معتقد بود دولت افغانستان با بهرهگیری از موقعیت بالادستی خود و همچنین نگرانی ایران از نفوذ شوروی در کابل، توانسته امتیازات مهمی به دست آورد. در مقابل، برخی مقامات دولت ایران بر این باور بودند که پایان دادن به اختلافی صدساله و مشخص شدن سهم آب ایران، دستاوردی مهم محسوب میشود.
با این حال، آنچه بیش از همه در خاطرات علم جلب توجه میکند، نگرانی عمیق او نسبت به آینده هامون و سیستان است. او بارها هشدار میدهد که کاهش جریان آب هیرمند میتواند به نابودی کشاورزی، دامداری و حیات اقتصادی منطقه بینجامد. هشداری که سالها بعد، با خشکشدن هامون و گسترش بحران آب در شرق ایران، برای بسیاری یادآور پیشبینیهای تلخ او شد.
متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید.
۲۵۹




نظر شما