به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پرونده ویژه «قرآن بخوانیم» به بیان تفاسیر قرآنی از رهبر شهید میپردازد که در این شماره به بررسی موضوع «مبانی اندیشهٔ اسلامی از منظر قرآن کریم» خواهیم پرداخت که متن آن تقدیم شما فرهیختگان میشود.
مردم از تو، ای پیامبر، درباره «انفال» میپرسند که چیست و از آنِ کیست؟
بنابر روایت حوزه، «انفال» در یک تعریف مختصر، به ثروتها و غنیمتهایی گفته میشود که به صورت عمومی به جامعه مسلمانان تعلق دارد.
خداوند در پاسخ میفرماید:
«قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ»
بگو: انفال از آنِ خدا و از آنِ رسول خداست.
منظور از «از آنِ خداست» چیست؟
یعنی این اموال در انحصار گروه خاصی از بندگان خدا نیست؛ «مال خدا» نامیدن یک ثروت به این معناست که باید در مسیر اهداف الهی و مصالح عمومی جامعه مصرف شود.
منظور از «از آنِ رسول است» چیست؟
آیا رسول در برابر خدا، قطب مستقلی دارد؟
نه؛ در اینجا رسالت و نبوت به تنهایی مطرح نیست، بلکه «رسول» به عنوان رهبر و حاکم الهی در نظر گرفته شده است. یعنی پس از رحلت پیامبر، امام و جانشین او متصدی مدیریت انفال خواهد بود.
امام یعنی حاکم الهی. در روزگاری که امام معصوم بر مردم حکومت نمیکند، آن کسی که از سوی خدا میتواند و باید بر مردم حکومت کند، او نیز متولی تمام امور مربوط به انفال و ثروتهای عمومی خواهد بود.
پس از آن که مصرف این اموال را معین کرد، خداوند میفرماید:
«واتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ...»
اگر مؤمن هستید، سه کار را انجام دهید:
۱. تقوای الهی پیشه کنید
در ترجمهٔ فارسی ناگزیر از عبارتی که در این برگه آوردهایم: «اتَّقُوا اللَّهَ» یعنی از خدا پروا بدارید.
۲. میان خودتان را اصلاح کنید
«أَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ»؛ روابط میان خود را سامان دهید. بر سر مسائل جزئی به جان هم نیفتید و بهانه برای دشمنی با یکدیگر نجویید.
ویژگی گروهی از مردم که جنگیدن با دوستان را بر جنگ با دشمنان ترجیح میدهند، همین است که به دنبال بهانههای کوچک برای نزاع، دعوا و ایجاد اختلاف میگردند.
۳. نصیحت خدا و رسول برای چنین مردمی این است:
به جای آن که برای جنگ با دوستان بهانه بجویید، برای جنگ با دشمنان بهانهها را پنهان نکنید.
اگر اهل جنگی، با دشمن بجنگ، نه با برادر. چرا با دوست بجنگی؟
اینجاست که تأکید بر «أَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ» معنا میشود.
اما توصیه سوم مطلبی کلیتر است که همه کارهای نیک و دوری از همه کارهای بد را دربرمیگیرد:
«وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»
یعنی: از خدا و پیامبرش فرمان ببرید و اطاعت کنید، اگر شما مؤمن هستید.
به مناسبت کلمه «مؤمنین» در پایان این آیه، آیه بعد درباره صفات مؤمنان و شرایط ایمان سخن میگوید:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ، الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ، أُولَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا»
برای مؤمن راستین، در اینجا پنج خصلت معین شده است.
ممکن است در گوینده و شنونده این پنج خصلت نباشد اما اگر کسی در راه ایجاد این پنج صفت در خود تلاش و فعالیتی بکند، باز هم در راه ایمان است و شایسته نام «مؤمن» میباشد. مؤمن راستین کسی است که این پنج صفت در او باشد:
۱. «إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ»
یعنی هنگامی که خدا یاد شود، دلهایشان هراسناک گردد.
انسان در برابر امور بزرگ، ذاتهای عظیم و حقیقتهای باشکوه، احساس وحشت و حیرت میکند. این ویژگیِ وجودی انسان، برآمده از ترکیب روح و جسم اوست. در برابر هر چیز با عظمتی، هر انسانی در خود نوعی وحشت احساس میکند.
۲. «وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا»
و چون آیات او بر آنان خوانده شود، ایمانشان بیفزاید.
نشانه دیگر مؤمن این است که: هر گاه آیات خدا بر او خوانده شود چه خودش بخواند، چه دیگری برایش فروخواند ایمانش افزون میگردد.
«زَادَتْهُمْ إِیمَانًا»
این ایمان همچون بذری در دل و روح انسان رشد میکند و بزرگ میشود؛ مانند گیاهی که بالا میآید، همچون درختی که ساقه و ریشهاش ستبر میگردد، تا جایی که امکان ریشهکن کردن آن از میان میرود.
«وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»
۳. نشانه دیگر مؤمنان این است که بر پروردگار خود توکل و اتکا میکنند.
منظور از توکل چیست؟
آیا یعنی دست روی دست بگذارند و بگویند «خدا خودش درست میکند»؟
نه، معنای توکل این نیست.توکل یعنی: در همه حال، اتکا و امیدت به خدا باشد؛ به باور من، دو بال نیرومند برای پرواز انسان در تلاشهای زندگی عبارتاند از:
یکی صبر، دیگری توکل.
هر امتی که این دو بال را داشته باشد، از تیررس دشمنان خاکی به کلی دور خواهد ماند.
چهارمین نشانه مؤمن راستین:
«الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ»
آنان که نماز را به پا میدارند.
توجه کنید که فرقی هست میان تعبیر «الَّذِینَ یُصَلُّونَ» (کسانی که نماز میگزارند) و «الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ» (کسانی که نماز را برپا میدارند).
اگر تنها نمازگزار بودن مطرح بود، کافی بود بگویند «الَّذِینَ یُصَلُّونَ». نیازی نبود که با دو کلمهٔ جداگانه این ویژگی را تفصیل بدهند.پس معلوم میشود که «إقامهٔ صلاه» غیر از «نماز خواندن» است؛ حقیقتی برتر و والاتر است.
حال، به پا داشتن نماز یعنی چه؟
چند احتمال وجود دارد که ممکن است همه آنها درست باشند:
احتمال اول:
اقامهٔ نماز یعنی نماز را به صورت کامل، همهجانبه و با تمام شرایط و آداب به جای آوردن.
احتمال دوم:
اینکه کسی نماز را در جامعه برپا میدارد، یعنی جامعه را به سوی نمازخوانی سوق میدهد. نه اینکه بگوید «فلانی نمازخوان نیست، او را نمازخوان کنیم»؛ بلکه مقصود ایجاد «جامعهٔ نمازخوان» است؛ یعنی جامعهای که همواره به یاد خدا باشد و در مسیر «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» گام بردارد؛ جامعهای که جز برای خدا عبودیت نمیکند و جز از او یاری نمیخواهد.
جامعهٔ نمازخوان یعنی جامعهای که هر روز از سردمداران فساد یعنی «مَغضوبِ علیهم» و از دنبالهروان فساد یعنی «ضالّین» تبری میجوید. نماز این است.
«وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»
پنجمین نشانهٔ مؤمنان این است که از آنچه به آنان روزی دادهایم، انفاق میکنند.
توجه کنید که «مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفقون» فقط به معنی پول نیست.
از هر آنچه خدا روزی کرده: از مال، از عمر، از فرزند، از آبرو، از توان جسمی، از دانش، از فکر، از همهٔ امکاناتی که به انسان داده شده است.
و «یُنفِقُونَ» یعنی انفاق میکنند، بهجا خرج میکنند، نه اینکه صرفاً هزینه کنند.
«أُولَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا»
اینانند مؤمنان راستین.
برای آنان نزد پروردگارشان درجات و رتبههایی است، و نیز آمرزش و روزیِ کریمانه.
مغفرت یعنی خداوند جراحتی را که بر اثر گناه در روح کسی پدید آمده، التیام میبخشد. جراحت گناهِ چنین افرادی را او شفا میدهد.
و روزیِ کریمانه یعنی روزیِ شرافتمندانه، بیذلّت، بیعسرت، بیسرافکندگی، بیبیچارگی. خدا چنین روزیای به اینان عطا میکند.
برای شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.






نظر شما