ماجرای تهدید شهید لاریجانی توسط محمود احمدی‌ نژاد قبل از یکشنبه سیاه به روایت کاظم جلالی/ سبد بزرگ گل حدادعادل برای لاریجانی به چه مناسبت بود؟

کاظم جلالی با اشاره به ماجرای یکشنبه سیاه گفت: صبح همان روز، من به مجلس رفتم، در دیدار کوتاهی آقای دکتر لاریجانی به من گفتند که صبح زود، آقای فروزنده (معاون پارلمانی وقت رئیس‌جمهور) پیش ایشان آمده و با زبان بی‌زبانی و تلویحاً خواسته بود که استیضاح صورت نگیرد.

نیلوفر مولایی: «در وقایع ۱۵ بهمن سال ۱۳۹۱ که در ادبیات سیاسی مجلس به «یکشنبه سیاه» مشهور شد، هر کس دیگری جای ایشان بود، قطعاً از کوره درمی‌رفت.» این جمله را کاظم جلالی، سفیر ایران در روسیه و یکی از همکاران قدیمی شهید لاریجانی در مجلس بیان می‌کند.

او که به مناسبت زادروز تولد شهید علی اردشیر لاریجانی، مهمان «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین بود، در این گفت‌وگو روایتی از جلسه شهید لاریجانی و احمدی‌نژاد در شب قبل از جلسه استیضاح شیخ‌الاسلام بیان کرد و گفت: شب ۱۵ بهمن آخرین جلسه‌ای بود که برای عیدانه برگزار شد. جلسه خوب اداره شد و در پایان، یکی از نمایندگان مجلس گفت: «امیدواریم حالا که جلسه خیلی خوب برگزار شد، فردا هم در استیضاح جناب شیخ‌الاسلامی همین جو حاکم باشد.» تا آن لحظه همه چیز در جلسه به خوبی پیش می‌رفت؛ اما پس از این جمله آن نماینده، آقای احمدی‌نژاد گفت: «اگر رئیس بگذارد، خوب اداره شود، بله؛ ولی همه چیز زیر سر خود رئیس است.»

وی همچنین درباره ماجرای تصویب برجام و انتقادات از شهید لاریجانی هم گفت: «. اولاً اینکه گفته می‌شود برجام در مجلس تصویب شد، به نظر می‌رسد این برداشت اشتباه است. شرایط اجرای برجام در مجلس تصویب شد. متن برجام را در مجلس جمله‌به‌جمله نخواندند و بگویند برجام مورد تأیید است.» همچنین سفرهای شهید لاریجانی به روسیه و ماجرای تحقیق و تفحص‌ها از زندان کهریزک و کوی دانشگاه هم از دیگر موضوعاتی بود که در این گپ‌وگفت یک‌ساعته مطرح شد.

در ادامه مشروح گفت‌وگوی کاظم جلالی، سفیر ایران در روسیه را در خبرگزاری خبرآنلاین می‌خوانید؛

***********************

* آشنایی شما با شهید لاریجانی از کجا شروع شد؟                                                

چون ایشان مسئولیت داشتند و ما سمت خاصی نداشتیم، همه ما ایشان را به‌خوبی می‌شناختیم؛ درست مثل امروز که بسیاری از مسئولان کشور را می‌شناسیم. اما نقطه‌عطف آشنایی متقابل ما، به زمان همکاری من با صداوسیما بازمی‌گردد.

در آن مقطع، من به‌عنوان مجری-‌کارشناس با صداوسیما همکاری می‌کردم. در سال‌های ۱۳۷۴، ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ مجری برنامه «اندیشه‌ها» در شبکه چهار سیما بودم. برنامه دیگری هم به نام «جهان سیاست» داشتیم که به‌صورت زنده از شبکه دو پخش می‌شد و مسئولیت اجرای آن بر عهده من بود.

به واسطه تولید و اجرای همین برنامه‌ها با آقای دکتر لاریجانی آشنا شدم. بعدها وقتی به مجلس ششم راه یافتم، ایشان ریاست سازمان صداوسیما را بر عهده داشتند؛ از آن زمان و در طول دوره‌های ششم و هفتم مجلس، ارتباطات ما نزدیک‌تر و بیشتر شد. در نهایت، با کاندیداتوری و ورود ایشان از حوزه انتخابیه قم به مجلس هشتم، این ارتباط و همکاری شکل قوی‌تری به خود گرفت.

دکتر حدادعادل در تمام دورانی که نماینده بودند، برای موفقیت مجلس تلاش می‌کردند

* در مجلس هشتم چه اتفاقی افتاد که از ایشان حمایت کردید و نوع برخورد با آقای حدادعادل پس از ریاست در مجلس هشتم چطور بود؟

به هر حال در مجلس سلیقه‌های متفاوتی وجود دارد. جناب دکتر حدادعادل شخصیت اخلاقی ارزنده و والایی هستند؛ حتی خود من شاید زودتر از شهید لاریجانی، توفیق همکاری و خدمت در کنار دکتر حدادعادل را داشتم. در دوره‌ای در مدرسه فرهنگ، دکتر حدادعادل تاریخ تدریس می‌کردم.

بعدها نظرها به این سمت رفت که تغییراتی در هیئت‌رئیسه مجلس ایجاد شود و در پی آن، دکتر لاریجانی کاندیدا شدند. به نظرم آن دوران از این جهت یکی از دوره‌های خوب مجلس بود که هر دو بزرگوار به دلیل ارتباطات دیرینه خود، اجازه ندادند تنش یا گلایه‌ای به بیرون منعکس شود؛ البته نمی‌خواهم بگویم هیچ دلخوری وجود نداشت؛ چرا که ادعای شاید اغراق‌آمیزی باشد، اما هر چه بود، از حد خود فراتر نرفت.

زمانی که شهید دکتر لاریجانی به ریاست مجلس هشتم رسیدند، آقای دکتر حدادعادل به عنوان رقیب  ایشان، سبد گل بسیار بزرگ و فاخری برای تبریک به ایشان هدیه دادند و در تمام دورانی هم که نماینده بودند، برای موفقیت مجلس تلاش می‌کردند؛ اگرچه رقابت‌های درون‌گروهی وجود داشت و من در پی انکار آن نیستم، چرا که خود ما هم فراکسیون داشتیم و رقابت می‌کردیم.

از سوی دیگر، شهید دکتر لاریجانی نیز، حرمت جناب آقای دکتر حداد عادل را تمام و کمال حفظ می‌کردند و برای شخصیت ایشان احترام ویژه‌ای قائل بودند. من این رویکرد را در جلسات، سخنان و رفتار شهید لاریجانی نسبت به دکتر حدادعادل به‌وضوح مشاهده می‌کردم.

ماجرای تهدید شهید لاریجانی توسط محمود احمدی‌ نژاد قبل از یکشنبه سیاه به روایت کاظم جلالی/ رهبر شهید پیامی درباره تصویب برجام ارسال نکردند

حتی یک بار هم عصبانیت شهید لاریجانی را ندیدم

* نحوه مواجه شهید لاریجانی با مخالفانشان و کسانی که درصدد تخریب ایشان برمی‌آمدند چگونه بود؟ ایشان در برابر تخریب مخالفانشان چه واکنشی نشان می‌دادند؟

آقای دکتر لاریجانی بسیار بردبار و حلیم بودند؛ اصلاً کلماتی که به کار می‌برم برای توصیف این ویژگی ایشان ناچیز است. این را صرفاً اکنون که به شهادت رسیده‌اند نمی‌گویم؛ بلکه همیشه، چه در گفتگو با دوستداران یا منتقدان ایشان، بر این موضوع تأکید داشته‌ام. من همواره به آن‌ها می‌گفتم که واقعاً به معاشرت با آقای لاریجانی افتخار می‌کنم و نکات فراوانی از ایشان آموخته‌ام.

در طول نزدیک به ربع قرن همکاری با ایشان، حتی یک بار هم عصبانیتشان را ندیدم. این که می‌گویم عصبانیت ایشان را ندیدم، به این دلیل است که ما خیلی از نزدیک با هم کار می‌کردیم؛ بحث‌های فراکسیونی، بحث‌های هیأت‌رئیسه، بحث‌های مختلف در سه دوره مجلس پیش آمده است؛ اما یک بار هم عصبانیت ایشان را ندیدم؛ با وجود تمام این فشارها، ایشان همیشه خونسردی و متانت خود را حفظ می‌کردند.

در یکشنبه سیاه هر کس دیگری جای ایشان بود، قطعاً از کوره درمی‌رفت

مثلاً در وقایع ۱۵ بهمن سال ۱۳۹۱ که در ادبیات سیاسی مجلس به «یکشنبه سیاه» مشهور شد، هر کس دیگری جای ایشان بود، قطعاً از کوره درمی‌رفت. من خاطرات زیادی از آن روز پرتنش دارم. وقت جلسه علنی، آرامش و طمأنینه فوق‌العاده‌شان را می‌دیدیم. در همه موارد دیگر هم ایشان صبورانه تلاش می‌کرد منتقدان را قانع کند و اگر می‌دید گفتگو دیگر اثرگذار نیست، بحث را ادامه نمی‌داد و می‌رفت.

شب قبل از آن حادثه، یعنی شامگاه ۱۴ بهمن، ما در محل ریاست‌جمهوری جلسه داشتیم. سلسله نشست‌هایی به فرمان رهبر شهیدمان برگزار می‌شد و ایشان تأکید کرده بودند که دولت باید بسته‌ای حمایتی تحت عنوان «عیدانه» به مردم ارائه کند. در آن جلسات، ما با مسئولان دولتی از جمله رئیس‌جمهور وقت، معاون اول، وزیر اقتصاد و رئیس‌کل بانک مرکزی نشست مشترکی داشتیم. از طرف مجلس نیز رئیس وقت، یکی از نواب رئیس و چند تن از رؤسای کمیسیون‌ها حضور داشتند و من هم به عنوان رئیس مرکز پژوهش‌ها در جلسه حاضر بودم. مسئولان ارشد قوه قضائیه نیز در این نشست‌ها شرکت می‌کردند.

شب ۱۵ بهمن آخرین جلسه‌ای بود که برای عیدانه برگزار شد. جلسه خوب اداره شد و در پایان، یکی از نمایندگان مجلس گفت: «امیدواریم حالا که جلسه خیلی خوب برگزار شد، فردا هم در استیضاح جناب شیخ‌الاسلامی همین جو حاکم باشد.»

لاریجانی به احمدی نژاد گفت که نمایندگان خواستار استیضاح شده‌اند

* در آن جلسه بین آقای لاریجانی و احمدی‌نژاد تنشی ایجاد نشد و برخورد دو رئیس به چه صورت بود؟

تا آن لحظه همه چیز در جلسه به خوبی پیش می‌رفت؛ اما پس از این جمله آن نماینده، آقای احمدی‌نژاد گفت: «اگر رئیس بگذارد، خوب اداره شود، بله؛ ولی همه چیز زیر سر خود رئیس است.» آقای لاریجانی در پاسخ گفتند: «خیر، زیر سر من نیست؛ نمایندگان خواستار استیضاح شده‌اند و شما هم نخواستید موضوع را حل کنید.»

در آنجا من اجازه گرفتم و رو به آقای احمدی‌نژاد گفتم: «آقای احمدی‌نژاد، من نه می‌خواهم آخرت خودم را فدای شما کنم و نه فدای آقای لاریجانی. چند روز پیش از آن، ما در سفر سودان بودیم و خبر اعلام وصول استیضاح آقای شیخ‌الاسلام را همان‌جا شنیدیم. زمانی که این خبر به ما رسید، من در اتاق آقای لاریجانی بودم و ایشان با تاسف گفتند: «ای کاش این استیضاح اعلام وصول نمی‌شد.» در واقع آن جلسه علنی مجلس که استیضاح در آن اعلام وصول شد، به ریاست برادر عزیزم، حجت‌الاسلام والمسلمین ابوترابی‌فرد اداره می‌شد [و آقای لاریجانی نقشی در آن نداشتند.]»

با این گفتگوها، جروبحث‌ها در جلسه عیدانه آغاز شد. شهید لاریجانی هم چون اصولاً اهل مشاجره و جروبحث نبودند، بلند شدند و جلسه را ترک کردند؛ ایشان همیشه شب‌ها زود می‌خوابیدند و صبح زود برای رسیدگی به کارها بیدار می‌شدند. ما پس از رفتن ایشان، شاید حدود ۴۵ دقیقه دیگر همچنان ایستاده به بحث و گفتگو ادامه دادیم، اما شهید لاریجانی همان ابتدا رفتند.

ماجرای تهدید شهید لاریجانی از سمت احمدی نژاد

* در جلسه استیضاح چه اتفاقاتی افتاد؟ روحیه آقای لاریجانی بعد از پخش آن فیلم و حتی حمله‌ای که در قم صورت گرفت، چگونه بود؟

آن جلسه را که همه دیدید. صبح همان روز، من به مجلس رفتم، در دیدار کوتاهی آقای دکتر لاریجانی به من گفتند که صبح زود، آقای فروزنده (معاون پارلمانی وقت رئیس‌جمهور) پیش ایشان آمده و با زبان بی‌زبانی و تلویحاً خواسته بود که استیضاح صورت نگیرد. شهید لاریجانی نقل کرد؛ «به ایشان توضیح دادم که روند استیضاح دیگر در دست من نیست و نمایندگان بر آن اصرار دارند.» آقای فروزنده که انسان بسیار ماخوذ به‌حیایی است، در نهایت به بنده خدا [آقای لاریجانی] هشدار داده بود که اگر استیضاح را جلو ببرید، رئیس‌جمهور فیلم‌هایی دارد که قصد دارد آن‌ها را در صحن علنی پخش کند. شهید لاریجانی به ایشان گفتند که این تهدید رییس مجلس است و من از تهدید هراسی ندارم و به وظیفه‌ام عمل می‌کنم.

ماجرای تهدید شهید لاریجانی توسط محمود احمدی‌ نژاد قبل از یکشنبه سیاه به روایت کاظم جلالی/ رهبر شهید پیامی درباره تصویب برجام ارسال نکردند

شهید لاریجانی هیچ اطلاعی از محتوای دقیق آن فیلم نداشتند

* یعنی از قبل یک اعلام آمادگی به ایشان شده است؟

بله، خود آقای دکتر هم بعداً در مصاحبه‌هایشان اعلام کردند که صبح همان روز آقای فروزنده پیش ایشان آمده بود. شهید لاریجانی معمولاً بلافاصله بعد از نماز صبح در دفتر کارشان حاضر می‌شدند؛ در حالی که مسئولان دفتر و منشی‌ها عموماً ساعت هفت صبح می‌آمدند. به همین دلیل، ما هم اگر زودتر از این ساعت می‌رسیدیم، از طریق همکاران حفاظت درخواست دیدار خود را هماهنگ می‌کردیم.

آقای فروزنده نیز گویا همان صبح زود آمده و درخواست ملاقات کرده بودند. شهید لاریجانی ابتدا فرموده بودند که مشغول نوشتن مطلبی هستند و فرصت ندارند؛ اما وقتی با اصرار ایشان مواجه شدند، پذیرفتند. در این دیدار، همان‌طور که شهید لاریجانی نقل کردند، تلویحاً و با زبان بی‌زبانی به ایشان هشدار داده شد که قرار است فیلمی پخش شود. پاسخ شهید لاریجانی این بود: «یعنی می‌خواهید رئیس مجلس را تهدید کنید؟ من ابایی از این تهدیدها ندارم و روال قانونی مجلس را طی خواهم کرد.»

با این حال، ایشان هیچ اطلاعی از محتوای دقیق آن فیلم نداشتند. ظاهراً فیلم را از قبل در اتاق فرمان صحن علنی مجلس گذاشته و فردی را به عنوان محافظ در کنار آن مستقر کرده بودند تا به محض صدور دستور از سوی رئیس‌جمهور وقت، آن را پخش کند؛ به طوری که تا لحظه پخش، هیچ‌کدام از کارکنان مجلس از محتوای آن باخبر نبودند.

اگر در آن روز کسی فیلم مجلس را از روبه‌رو می‌گرفت، مجلس طوفان بود

* بعد از پخش فیلم ایشان چه واکنشی در جلسات خصوصی داشتند و گلایه نکردند؟

یکی از مواردی که درباره به شهید لاریجانی برای من جالب بوده و قبل از شهادتش نیز گفته‌ام، آرامش ایشان بود. اگر در آن روز کسی فیلم مجلس را از روبه‌رو می‌گرفت، مجلس طوفان بود. مجلس خیلی طوفانی بود و اکثریت مانند آتش فشان بودند.

نزدیک ظهر به ایشان گفتم حالا که همه صحبت‌ها انجام شده، جلسه را برای نماز ختم نکنید، ادامه پیدا کند و رأی‌گیری صورت بگیرد. یک مکثی کرد و گفت نه، بگذارید نماز اول وقت بخوانیم و ببینیم خدا چه می‌خواهد. مجلس را هم برای نماز اول وقت تعطیل کردند.

گلایه‌ای هم نکردند و لحنشان را هم دیدید. نمایندگان مرتب می‌خواستند تذکر بدهند و داد می‌زدند؛ اداره مجلس سخت بود. به دلیل نوع فیلم‌برداری مجلس، کمتر افراد متوجه می‌شوند که در پایین چه خبر بود.

اما ایشان همه را به آرامش دعوت می‌کرد و می‌گفت تذکرات را بعداً می‌شنویم و نکاتش را هم گفت. فقط یک‌بار لحنش تند شد، آن هم زمانی که آقای احمدی‌نژاد گفت می‌خواهد صحبت کند و ایشان گفت نه، وقت شما تمام است. آنجا لحن کمی تند شد و بقیه صحبت‌ها با لحن آرام بود. خیلی برای من عجیب است؛ این حجم از فشار، اداره مجلس، فحش شنیدن و مسائلی که در بیرون به وجود می‌آمد، ایشان چطور پاسخ می‌داد. الآن هم می‌توانم صورت ایشان را تجسم کنم که چگونه بود. همیشه در آرامش کامل بود.

رفتارهای شهید لاریجانی هرگز برخاسته از تکبر نبود

* می‌گویند آقای لاریجانی در آن جلسه «یکشنبه سیاه» با غرور برخورد کردند؛ ایشان همیشه همین‌طور بودند، یعنی غرور داشتند؟

(خنده) اساساً چالشی در خصوص مسئولان جمهوری اسلامی وجود دارد؛ از آنجا که مردم همیشه آن‌ها را از طریق قاب تلویزیون و در موقعیت‌هایی رسمی که نیازمند حفظ وزانت و ابهت است مشاهده می‌کنند، ممکن است دچار چنین برداشت‌های نادرستی شوند. اما رفتارهای شهید لاریجانی هرگز برخاسته از تکبر نبود، بلکه برعکس، معاشرت با ایشان بسیار شیرین و دلنشین بود.

شهید لاریجانی، فردی بسیار رقیق‌القلب و مهربان بودند و من در طول سال‌ها همکاری، هرگز نشانه‌ای از غرور در وجودشان ندیدم. حقیقت را بخواهید، به هیچ وجه قصد ندارم در توصیف شخصیت ایشان مبالغه کنم، اما واقعیت این است که هیچ‌گاه اثری از کبر و غرور در رفتارشان مشاهده نکردم.

به‌ طور مثال، وقتی من مسئولیت مرکز پژوهش‌های مجلس را بر عهده گرفتم، عمده کارشناسان مرکز، جوانانی بسیار شایسته، فهمیده و باسواد در بازه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال بودند. بسیاری از این جوانان هم‌سن‌وسال فرزندان آقای دکتر لاریجانی بودند؛ یعنی هم‌نسل فرزند عزیز و شهید بزرگوارشان، آقا مرتضی لاریجانی.

تنها کسی که با قاطعیت می‌توانم ادعا کنم تک‌تک گزارش‌های ما را به‌دقت مطالعه می‌کرد، شخص شهید لاریجانی بود

باورتان می‌شود شهید لاریجانی مرتب با این جوانان جلسه داشتند؟ کاغذ جلویشان بود و نکات را یادداشت می‌کردند. ایشان معمولاً در مجلس ناهار نمی‌خوردند؛ یعنی حتی وقتی جلسات کاری به طول می‌انجامید، ترجیح می‌دادند وعده غذایی اصلی را صبح یا شب در منزل میل کنند. به همین خاطر، هنگامی که جلسات ما به وقت ناهار می‌رسید و اعضا مشغول غذا خوردن می‌شدند، ایشان برای اینکه ما راحت باشیم، یا سیبی پوست می‌کردند و یا به گفتگو ادامه می‌دادند تا کار جلو برود. در یکی از این جلسات که از ساعت ۹ صبح آغاز شده بود و حدود سه تا چهار ساعت از آن می‌گذشت، زمان نماز نزدیک شد؛ من به ایشان گفتم: «دیگر برای این جلسه کافی است.» اما ایشان فرمودند: «خیر، بگذارید این جوانان حرف‌هایشان را بزنند؛ ما باید حرف خوب را بشنویم.» لذا بعد از نماز ناهار کاری و جلسه ۹ ساعت به طول انجامید.

نکته بسیار جالب دیگری که باید بگویم این است که در طول هشت سال مسئولیتم در مرکز پژوهش‌ها، تنها کسی که با قاطعیت می‌توانم ادعا کنم تک‌تک گزارش‌های ما را به‌دقت مطالعه می‌کرد، شخص شهید لاریجانی بود.

شهید لاریجانی تمام این گزارش‌ها را خط‌به‌خط می‌خواندند؛ یا در حاشیه آن‌ها یادداشت می‌نوشتند یا علامت می‌گذاشتند. برای مثال، در بخشی مرقوم می‌فرمودند: «این تحلیل، مطلب بسیار خوب و قوی‌ است.» و در جایی دیگر اشکال می‌گرفتند که: «مأخذ این آمار کجاست؟ به چه سندی استناد کرده‌اید؟»

من چون می‌دانستم این یادداشت‌های ارزشمند ممکن است در میان اسناد اداری به مرور زمان مفقود شوند یا از بین بروند، بخشی از آن‌ها را همان زمانی که مسئولیت مرکز پژوهش‌ها را بر عهده داشتم، کپی کردم و برای خود به یادگار نگه داشتم. در آن مقطع حس کردم این نکات بسیار جالب و آموزنده هستند و حیف است که ثبت و ضبط نشوند. اصولاً انسانی که دچار غرور و تکبر باشد، هرگز تا این حد پذیرا و شنونده نیست. یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت شهید دکتر لاریجانی، هنرِ خوب شنیدن بود؛ یعنی ایشان صبورانه به افراد فرصت می‌دادند تا حرفشان را بزنند و دیدگاه‌هایشان شنیده شود.

یکی از توصیفات آقای پوتین این است که آقای لاریجانی خیلی خوب می شنید

شما نگاه کنید، آقای پوتین در نشست خبری پس از مراسم رژه ۹ می همین امسال، یک مصاحبه انجام می‌دهد، در آن مصاحبه ببینید چه تعابیری درباره شهید لاریجانی مطرح می کند. یکی از توصیفات آقای پوتین این است که آقای لاریجانی خیلی خوب می شنید و واکنش‌های مناسب نشان می‌داد.  واقعاً کسی که گرفتار کبر باشد، این‌همه مطالعه نمی‌کند، این‌گونه پای صحبت کارشناسان جوان نمی‌نشیند و با این دقت به حرف‌هایشان گوش نمی‌سپارد.

من در طول دوران همکاری با ایشان — به‌ویژه در آن ۱۲ سالی که در مجلس حضور داشتم و هشت سالش را به عنوان مسئول مرکز پژوهش‌ها خدمت می‌کردم — رفت‌وآمدهای پژوهشی و جلسات تخصصی بسیاری را در کنارشان تجربه کردم. من بارها از منش شهید لاریجانی آموختم که یک مدیر چگونه باید قدر کارشناسان و پژوهشگران را بداند و چرا و چگونه باید به نظرات آن‌ها عمیقاً گوش فرا دهد و آن‌ها را یادداشت کند. به همین خاطر، اگر به ترکیب مرکز پژوهش‌های آن دوره نگاه کنید، می‌بینید بسیاری از کارشناسان برجسته مرکز از جناح‌ها و جریان‌هایی بودند که اصولاً با خود آقای لاریجانی مرزبندی و زاویه سیاسی داشتند؛ اما وقتی وارد فضای کاری مجلس شدند، در جلسات تخصصی شرکت کردند و ارزش‌گذاریِ واقعی و علمی ایشان را نسبت به خروجی‌های مرکز پژوهش‌ها دیدند، نگاهشان کاملاً تغییر کرد.

ماجرای تهدید شهید لاریجانی توسط محمود احمدی‌ نژاد قبل از یکشنبه سیاه به روایت کاظم جلالی/ رهبر شهید پیامی درباره تصویب برجام ارسال نکردند

جالب است بدانید تنها دوره‌ای که کارشناسان ارشد مرکز پژوهش‌ها شخصاً پشت تریبون صحن علنی مجلس رفتند تا به عنوان بازوی علمی، درباره طرح‌ها و لوایح در مقام موافق یا مخالف صحبت کنند، دقیقاً همان دوره بود. ما دوستان کارشناس را به صحن می‌آوردیم و من به عنوان رئیس مرکز، به جای اینکه خودم صحبت کنم، جلسه را به آن‌ها می‌سپردم و می‌گفتم: «کارشناسان تخصصی موضوع، بسیار بهتر و دقیق‌تر از من صحبت می‌کنند.» معتقد بودم ما باید از کارشناسان بیاموزیم؛ شاید به دلایل اجرایی نتوانیم تمام توصیه‌هایشان را عملی کنیم، اما وظیفه داریم حرف کارشناسی را بشنویم.

از این جهت می‌خواهم تأکید کنم که ایشان به‌شدت اهل مطالعه، بررسی دقیق گزارش‌ها و مکتوبات بودند. در همین رابطه خاطره‌ای هم برایتان تعریف کنم؛ یک روز من را به بالای صحن، یعنی همان جایگاه اصلی که رئیس مجلس جلسه علنی را اداره می‌کند، صدا زدند. وقتی رفتم، نامه‌ای را نشانم دادند و پرسیدند: «نامه‌ای که درباره فلان موضوع نوشته بودی، ماجرایش چه بود و به چه علت ارسال شد؟» راستش را بخواهید، من اصلاً جزئیات آن موضوع را به خاطر نداشتم. شهید لاریجانی نگاهی به من کردند و گفتند: «وقتی نامه‌ای را دقیق نخوانده‌ای و از محتوای آن مطمئن نیستی، امضایش نکن؛ کاملاً مشخص است که این متن را نخوانده امضا کرده‌ای.» خود این تذکر مشفقانه، درس بزرگی برای من شد تا پس از آن، تمام مکاتبات و نامه‌ها را خودم با دقت مطالعه کنم و صرفاً به این موضوع اتکا نکنم که دیگران یا کارشناسان قبلاً آن را بررسی و تأیید کرده‌اند.

برخی تصور می‌کردند چون شهید لاریجانی رئیس مجلس است، حاکم مطلق است

* اما فارغ از نقش ایشان در هدفمند کردن مرکز پژوهش‌ها، اخیراً آقای علی مطهری نکته‌ای را درباره طرح سؤال از رئیس‌جمهور در دولت آقای احمدی‌نژاد مطرح کردند. ایشان گفتند زمانی که قرار بود طرح سؤال اعلام وصول شود، فشارهای زیادی از سوی نهادهای امنیتی و حاکمیتی بر آقای لاریجانی وجود داشت که این اقدام انجام نشود. ماجرا چه بود؟

من خود از امضاکنندگان طرح سؤال بودم و در نهایت، جمعی از ما تا پایان بر عزم خود ایستادگی کردیم. همان‌طور که می‌دانید، نمایندگان بسیاری این طرح را امضا کرده بودند، اما تحت فشارهای سنگین، امضای خود را پس گرفتند. اتفاقاً یکی از دلایل رنجش و دلخوری برخی دوستان از آقای دکتر لاریجانی، که حتی به طرد و نفی ایشان در جریان‌های اصول‌گرایی انجامید، همین نوع برخوردها بود.

برخی تصور می‌کردند چون ایشان رئیس مجلس است، حاکم مطلق است و می‌تواند آیین‌نامه را به میل خود تفسیر کند؛ اما واقعاً آقای لاریجانی چنین رویکردی نداشت. نمی‌خواهم بگویم لزوماً با طرح سؤال موافق یا مخالف بود، اما معتقد بود وقتی نمایندگان اراده می‌کنند کاری را انجام دهند، ما وظیفه داریم مسیر قانونی آن را هموار کنیم.

من این نگاه را در استیضاح‌ها، سؤال‌ها و دیگر امور مجلس به وضوح می‌دیدم. ایشان تلاش‌های خود را داشت، اما نه در حدی که مجلس را منفعل کند و از وظایف اصلی‌اش بازدارد. آن روزها را به خوبی به یاد دارم؛ فشارها بسیار سنگین بود. البته اکنون که کشور در فضای خوب و وحدت‌آمیزی قرار دارد، نیازی به ورود به جزئیات نیست؛ اما اگر روزی زمان بازگو کردنش برسد، می‌توان به تفصیل توضیح داد که آن فشارها چگونه اعمال می‌شد.

آنچه به عنوان «۲۰ دقیقه» مطرح شده، باید پشت‌صحنه آن را دید که چقدر جلسه وقت گذاشته شد

* یک موضوع دیگر هم وجود دارد که بعضی‌ها آن را جزو دلایل رد صلاحیت آقای لاریجانی می‌دانند و آن مسئله برجام است. منتقدان آقای لاریجانی می‌گویند برجام در ۲۰ دقیقه تصویب شد. ماجرا چه بود؟ آن جلسه غیرعلنی پیش از تشکیل جلسه علنی چگونه برگزار شد؟ خود آقای لاریجانی دستور داده بودند که جلسه غیرعلنی برگزار شود.

ببینید، من درباره ایام برجام خیلی دست‌نوشته‌هایی دارم که در تهران است و چون چند سال هم گذشته است، طبیعی است آنچه در ذهن دارم را می‌گویم. اولاً اینکه گفته می‌شود برجام در مجلس تصویب شد، به نظر می‌رسد این برداشت اشتباه است. شرایط اجرای برجام در مجلس تصویب شد. متن برجام را در مجلس جمله‌به‌جمله نخواندند و بگویند برجام مورد تأیید است.

نه اینکه یک نفر از نمایندگان منتقد و غیرمنتقد بیاید و بگوید ما متن برجام را خواندیم و گفتیم این متن مورد تأیید مجلس شورای اسلامی است. خیر، دولت با توجه به مذاکراتی که انجام داد درباره برجام به جمع‌بندی رسید. نهادهای مسئول کشور مثل شورای عالی امنیت ملی  هم در جریان مذاکرات قرار داشتند. اما مجلس گفت با چه شرایطی برجام اجرا شود. این همان شرایطی بود که متن مطولی هم نبود.

آقای لاریجانی متن اولیه را نوشتند و دیگران هم آن را دیدند و نظراتشان را بیان کردند و بعد به دبیر شورای عالی امنیت ملی، شهید شمخانی، ارسال شد. شهید شمخانی یک‌سری جلساتی برای هماهنگی کار مجلس گذاشتند. لذا از فراکسیون‌های اصلی دعوت کرد؛ از فراکسیون ما من و آقای بروجردی بودیم و از فراکسیون دیگر آقای زاکانی و مرحوم زارعی. آقای شمخانی و آقای ایروانی هم در جلسات حضور داشتند و نقطه‌نظرات مطرح شد.

در مجلس هم عده‌ای از دوستان نقدهای جدی داشتند. ابتدا شهید لاریجانی به ما مأموریت دادند که با این دوستان جلساتی بگذاریم. یک‌سری جلسات گذاشتیم؛ ابتدا افراد منتقد و غیرمنتقد هم حضور داشتند و در نهایت شهید لاریجانی و آقای دکتر حدادعادل هر دو آمدند و در آن جلسات شرکت کردند. کسی موضعش تغییر نکرد و نقدها وجود داشت، اما آنچه به عنوان «۲۰ دقیقه» مطرح شده، باید پشت‌صحنه آن را دید که چقدر جلسه وقت گذاشته شد.

اینکه مقام معظم رهبری پیامی مبنی بر تصویب یا عدم تصویب ارسال کرده باشند را کاملاً تکذیب می‌کنم

* در آن جلسه غیرعلنی چه گذشت؟ گفته می‌شود که رهبری پیامی برای تصویب برجام ارسال کرده بودند؟ پیامی آمده بود؟

خیر، من اصلاً چنین چیزی نشنیده‌ام که رهبری شهیدمان در این موضوع دخالت مستقیم کرده باشند. در جلسه صبح همان روز مجلس، ما یک نشست فراکسیونی داشتیم و در آنجا موضوعی درباره یکی از اعضای شاخص دفتر رهبری شهیدمان مطرح شد؛ مبنی بر اینکه ایشان متن را به دبیرخانه ارجاع داده‌اند. اما اینکه مقام معظم رهبری پیامی مبنی بر تصویب یا عدم تصویب ارسال کرده باشند را کاملاً تکذیب می‌کنم. من چنین چیزی را اصلاً نشنیده‌ام و مطمئنم که چنین موضوعی صحت ندارد؛ چرا که ما خودمان جزو عناصر فعال و درگیر در آن روزها بودیم.

ماجرای ۵ سفر محرمانه شهید لاریجانی به روسیه

* آقای لاریجانی سفرهای محرمانه به روسیه داشتند؟ سطح برخوردها با ایشان در جلسات به چه صورت بود؟

سفرهای ایشان، به جز دو مورد که رسانه‌ای کردیم، همگی محرمانه بود؛ یعنی نه ما و نه طرف روس، این سفرها را خبری نکردیم و تنها دو سفر ایشان به طور رسمی اعلام شد.

* یعنی سفر محرمانه زیاد داشتند؟

بله، آقای لاریجانی در همین یک سال و نیم اخیر، هفت سفر به روسیه داشتند. دو سفر اول، پیش از انتصاب ایشان به دبیری شورای عالی امنیت ملی و به عنوان نماینده و فرستاده ویژه رهبر معظم انقلاب صورت گرفت. پس از انتصاب به عنوان دبیر نیز پنج سفر دیگر به روسیه داشتند که از میان این هفت سفر، تنها دو مورد رسانه‌ای شد.

در یکی از این سفرها، طرف روس با ما تماس گرفت و ابراز تمایل کرد که سفر رسانه‌ای شود؛ شهید لاریجانی نیز مخالفتی نکردند و خبر آن منتشر شد. اما سفر آخر که در ۱۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ انجام شد، به شکل دیگری در رسانه‌ها بازتاب یافت. ما متوجه شدیم به محض برخاستن هواپیمای ایشان، حدود سه تا چهار هزار نفر در سامانه فلایت‌رادار مسیر پرواز را رصد می‌کنند؛ زمانی که هواپیما در مسکو به زمین نشست، این رقم به ۳۴ هزار نفر رسیده بود که برای فلایت‌رادار عدد بسیار بالایی محسوب می‌شود.

هم‌زمان شایعات فراوانی نیز شکل گرفته بود. من به ایشان عرض کردم که باید این سفر را رسانه‌ای کنیم. پرسیدند: «چرا؟» گفتم: «با توجه به حوادث ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، اکنون جریان‌های ضدانقلاب تلاش می‌کنند این رویداد را وارونه جلوه دهند.» برخی شایعه کرده بودند که رهبری شهید به روسیه رفته‌اند و عده‌ای دیگر مدعی بودند که اموالی به روسیه منتقل شده است؛ از این دست اخبار عجیب و بی‌اساس بسیار زیاد بود. در نهایت ایشان فرمودند: «بسیار خوب، شما هماهنگ کنید که اگر قرار است، خبری شود این کار صورت گیرد.»

در ۱۰ بهمن، زمانی که ایشان با آقای پوتین ملاقات داشتند، در پایان جلسه من گفتم اگر اجازه دهید ما یک خبر کوتاه، با هماهنگی، منتشر کنیم. به این ترتیب همان دو سفر رسانه‌ای شد.

عمده ملاقات‌های شهید لاریجانی با آقای پوتین سه ساعت یا بیشتر از سه ساعت طول می‌کشید

سطح برخوردها هم بسیار خوب بود. تقریباً عمده ملاقات‌های ایشان با آقای پوتین سه ساعت یا بیشتر از سه ساعت طول می‌کشید. فقط یک ملاقات زیر سه ساعت بود و آن هم به این دلیل که آقای پوتین باید با رئیس‌جمهور دیگری در دنیا تماس می‌گرفت و در میانه ملاقات گفت که در ساعت مشخصی یک گفت‌وگوی تلفنی دارد و این نشان می‌داد که زمان ملاقات باید محدود باشد.

ماجرای تهدید شهید لاریجانی توسط محمود احمدی‌ نژاد قبل از یکشنبه سیاه به روایت کاظم جلالی/ رهبر شهید پیامی درباره تصویب برجام ارسال نکردند

به طور معمول در چنین دیدارهایی، همراهان دو طرف از طریق دستیاران ارشد، زمان پایان جلسه را یادآوری می‌کنند. دستیار آقای پوتین گاه با اشاره چشم یا دست به من—که در مقام سفیر حضور داشتم—علامت می‌داد که ملاقات را جمع‌بندی کنیم؛ من نیز موضوع را آرام در گوش طرف ایرانی کنارم می‌گفتم یا برایشان یادداشت می‌کردم که باید جلسه زودتر خاتمه یابد. اما در تمام دیدارهای شهید لاریجانی با آقای پوتین، حتی یک بار هم پیش نیامد که طرف روس تذکری برای اتمام نشست بدهد. از سوی دیگر، شهید لاریجانی فردی بسیار اخلاق‌مدار بودند و در پایان با تواضع به آقای پوتین می‌گفتند: «ببخشید که وقت شما را زیادی گرفتیم.» آقای پوتین نیز همواره در پاسخ می‌گفتند: «شما هم‌صحبت بسیار خوبی هستید و من از هم‌نشینی و گفتگو با شما لذت می‌برم؛ لطفاً این تعابیر را به کار نبرید.» من بارها این جملات را مستقیماً از زبان پوتین شنیدم؛  یک بار هم دستیار آقای پوتین به من گفت که مذاکرات دفعه قبل بسیار خوب بوده و آن را تحسین کرد.

آخرین نکته اینکه شهید لاریجانی رئیس‌جمهور نبودند و معمولاً رؤسای جمهور برای شهادت یک رئیس‌جمهور پیام تسلیت صادر می‌کنند. تقریباً ساعت ۱۴:۳۰ روز شهادت شهید لاریجانی بود که با آقای اوشاکوف، دستیار آقای پوتین، تماس گرفتم و گفتم خبرهایی که ما داریم حاکی از آن است که دکتر لاریجانی به شهادت رسیده‌اند. شاید نیم ساعت بعد ایشان تماس گرفت و گفت پیام تسلیت آقای پوتین برای شهادت ایشان آماده است. من گفتم فعلاً پیام را منتشر نکنید و اجازه دهید ابتدا رسانه‌های ایران خبر شهادت را اعلام و تأیید کنند.

در ۹ می، آقای پوتین مصاحبه‌ای درباره مسائل هسته‌ای ایران داشتند. موضوع مصاحبه مستقیماً مرتبط نبود، اما ایشان بلافاصله از دکتر لاریجانی نام بردند و با عباراتی مانند اینکه ایشان مذاکره‌کننده بسیار خوبی بودند، شنونده بسیار خوبی بودند و واکنش‌های بسیار به‌جایی نشان می‌دادند، از شهید لاریجانی تجلیل کردند.

شهید لاریجانی معتقد بود که نظام باید ظرفیت خودترمیمی داشته باشد

* نقش آقای لاریجانی در تحقیق و تفحص‌های کوی دانشگاه و کهریزک چقدر بود و آیا رایزنی برای به سرانجام رساندن آن‌ها می‌کردند؟

این سؤال خودش به‌اندازه یک کتاب حرف دارد. یک روز آقای نادران، از نمایندگان وقت مجلس، تماس گرفت و پرسید کجایی؟ گفتم فلان‌جا هستم. گفت سریع بیا کوی دانشگاه که اوضاع خراب است.

 وقتی به کوی رسیدیم، برخی دیگر از دوستان هم آمده بودند. به نمازخانه و جمع بچه‌ها رفتیم؛ دیدیم که حتی بچه‌های بسیجی و نمازخوان هم از رفتارهای صورت‌گرفته با کوی دانشگاه ناراحت و گله‌مندند. . همان‌جا به شهید لاریجانی زنگ زدم و گزارشی از ماجرای رخ‌داده بیان کردم که الآن آمدیم کوی و همه این بچه‌های نمازخوان هستند، ترسیده‌اند و می‌گویند نمی‌گذاریم بروید چون ممکن است شما بروید و شب به ما حمله کنند. ما به آنان گفتیم که ماندن ما فایده‌ای ندارد.

بعد شهید لاریجانی دفتری در نزدیکی ریاست‌جمهوری داشتند و گاهی آنجا مستقر بودند. من و دوستانی که در کوی حضور داشتند، مانند آقای نادران، حاج آقای ابوترابی و برخی دوستان دیگر به دفتر ایشان رفتیم. آقای دکتر نبود و گفتند رفته‌اند دفتر آقا. ایشان آمد و گفت همین گزارشی که شما بیان کردید را به دفتر آقا دادم. افرادی از نمایندگان که در همان دفتر ایشان جمع شدیم، تصمیم گرفته شد که کمیته تحقیق و تفحص از کوی تشکیل شود.

در ماجرای کهریزک نیز ایشان معتقد بود که نظام باید ظرفیت خودترمیمی داشته باشد. احتمال دارد برخی اشتباهات اتفاق افتاده باشد و نباید گذاشت دشمن روی این زخم‌ها بنشیند و از آن‌ها سوءاستفاده کند. چون یا ما باید نقش توجیهی ایفا کنیم که اعتماد آدم‌ها از ما سلب می‌شود، یا اگر نقش آن‌ور را هم بگیریم صددرصد غلط است. باید مجلس ظرفیت خودترمیمی داشته باشد و نماینده باید نقش نمایندگی مردم را داشته باشد. اینجا کمیته‌ای برای بررسی حوادث کهریزک تشکیل شد. گزارش این کمیته را نوشته و در صحن خواندم.

۲۹۲۱۵

کد مطلب 2230578

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین