خبرآنلاین - رسول سلیمی: گاهی اوقات، پیشنهادهای دیپلماتیک فراتر از یک معامله اقتصادی به نظر میرسند. این پیشنهادها مثل یک پیام پنهان هستند که میگویند «ما هنوز قدرت را در دست داریم». وقتی دونالد ترامپ در اوایل سال۲۰۲۶ میلادی، در جریان یکی از جلسات تیم مذاکرهاش، ایده استفاده از داراییهای مسدودشده ایران برای بازسازی کشورهای خلیج فارس را مطرح کرد، بسیاری از ناظران متوجه شدند که این فقط یک پیشنهاد فنی نیست. این پیشنهاد، بخشی از یک استراتژی بزرگتر بود که خسارت جنگ را به ابزاری برای فشار دیپلماتیک تبدیل می کند.
از این رو در روزهای پس از آتشبس موقت، تیم مذاکره آمریکا ایدهای را روی میز گذاشت که هم جسورانه بود و هم جنجالی و آن استفاده از بخشی از داراییهای مسدودشده ایران (حدود ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار) برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده در کشورهای خلیج فارس، بهویژه امارات و عربستان بود. این پیشنهاد، که ابتدا در جلسات محرمانه مطرح شد و سپس به صورت غیررسمی به رسانهها درز کرد، بلافاصله واکنشهای متفاوتی برانگیخت. ایران آن را «دزدی» خواند، در حالی که برخی کشورهای عربی آن را فرصتی برای جبران خسارات جنگ دانستند.
تیم ترامپ این مدل را به عنوان «جبران خسارت منطقهای» معرفی کرد و پیشنهاد داد که بخشی از داراییهای ایران به صندوق بازسازی خلیج فارس واریز شود. این پیشنهاد، در شرایطی مطرح شده که اقتصاد ایران تحت فشار شدید محاصره دریایی قرار دارد و تهران به دنبال آزادسازی داراییها برای تنفس اقتصادی است.
اما اهمیت این موضوع برای سیاست خارجی و اقتصاد ایران دوچندان است. هرگونه پذیرش این مدل، میتواند به معنای پرداخت غرامت غیرمستقیم توسط ایران باشد و فشار مالی بر تهران را افزایش دهد. در مقابل، رد آن نیز میتواند مذاکرات را به بنبست بکشاند و محاصره را طولانیتر کند. در چنین شرایطی این پرسش مطرح می شود که پیشنهاد آمریکا برای استفاده از داراییهای ایران در بازسازی کشورهای خلیج فارس، چه مدل جبران خسارتی را دنبال میکند و چه پیامدهایی برای روابط تجاری و اقتصاد خارجی ایران خواهد داشت؟
چنانچه وقتی به پیشنهاد آمریکا برای استفاده از داراییهای مسدود ایران در بازسازی کشورهای خلیج فارس نگاه میکنیم، اولین چیزی که به ذهن میرسد این است که این ایده، بیش از یک پیشنهاد فنی، یک مدل اقتصادی-سیاسی هوشمندانه است که سعی دارد هزینه جنگ را از دوش آمریکا و اسرائیل بردارد و بر شانههای ایران بگذارد. گزارش بلومبرگ تخمین زده که خسارات مستقیم واردشده به تأسیسات امارات و عربستان در جریان جنگ، حدود ۸ تا ۱۲ میلیارد دلار بوده است و پیشنهاد آمریکا این است که بخشی از داراییهای مسدود ایران (حدود ۶ تا ۸ میلیارد دلار) به صندوق بازسازی منطقهای واریز شود. اما این مدل، ایران را در موقعیت بسیار دشواری قرار میدهد که یا بخشی از داراییهایش را از دست بدهد یا مذاکرات را به بنبست بکشاند.
با تمرکز بر این پیشنهاد چنین استنباط می شود که این پیشنهاد از نیاز آمریکا به کاهش هزینههای بازسازی آغاز شده، به ایده استفاده از داراییهای ایران منجر گردیده و در نهایت فشار اقتصادی سنگینی بر تهران وارد کرده است. این رویکرد، ایران را وادار به انتخاب بین پذیرش خسارت یا ادامه محاصره میکند. از سوی دیگر این مدل جبران، میتواند به عنوان اهرم مذاکراتی قوی برای آمریکا عمل کند، زیرا ایران در شرایط فعلی به شدت به نقدینگی نیاز دارد.
این در حالی است که تأثیر این پیشنهاد بر اقتصاد ایران قابل توجه است. داراییهای مسدود ایران، که حدود ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود، اگر بخشی از آن آزاد نشود، تورم داخلی را تشدید خواهد کرد و بودجه دولت را برای بازسازی زیرساختهای جنگزده محدودتر میکند.
در سطح کلان، این مدل جبران، الگوی جدیدی از «اقتصاد جنگ» را معرفی میکند. آمریکا با این پیشنهاد، سعی دارد هزینههای خود را به حداقل برساند و همزمان، کشورهای خلیج فارس را راضی نگه دارد. اما این رویکرد، خطر بنبست مذاکرات را افزایش میدهد، زیرا ایران آن را «دزدی قانونی» میداند. در واقع، ترامپ با این ایده، سعی دارد تصویر «مذاکرهکننده قوی» را حفظ کند و همزمان، کشورهای عربی را راضی نگه دارد. گزارش نیویورک تایمز هم اشاره میکند که این پیشنهاد، با حمایت اسرائیل و برخی کشورهای خلیج فارس مطرح شده است که دموکراتها آن را «سیاست انتقامجویانه» خواندهاند.
در برآیندی کلی، فشار لابیهای منطقهای به پیشنهاد جبران خسارت منجر گردیده و در نهایت مذاکرات را پیچیدهتر کرده است. این رویکرد، ایران را در موقعیت دفاعی قرار داده و شانس توافق را کاهش داده است. دموکراتها معتقدند که ترامپ با این پیشنهاد، بیشتر به فکر نمایش سیاسی است تا نتیجه ای که دیپلماسی واقعی را پیش ببرد.
همچنین این پیشنهاد تلاش آمریکا برای تغییر توازن قدرت در خلیج فارس است. با استفاده از داراییهای ایران برای بازسازی کشورهای عربی، واشنگتن سعی دارد جبهه ضدایرانی را تقویت کند و تهران را ضعیفتر نشان دهد. چرا که نگرانیهای امنیتی اسرائیل آغاز شده، به پیشنهاد استفاده از داراییهای ایران منجر گردیده و در نهایت تعادل قدرت را به نفع جبهه عربی تغییر داده است.
در مجموع، پیشنهاد آمریکا برای استفاده از داراییهای ایران در بازسازی کشورهای حاشیه خلیج فارس، مدلی هوشمند اما پرریسک از جبران خسارت است. این رویکرد، ایران را تحت فشار قرار میدهد، اما میتواند مذاکرات را به بنبست بکشاند. رویکردی که با ذهن تجاری ترامپ منطبق است!
۲۱۳/۴۲







نظر شما