*نسل دوم، جریان آقای احمدینژاد بود که قبل از به قدرت رسیدن و حتی در سالهای نخست دولت، با مخالفت با مذاکره و ادامه تنش با آمریکا و غرب، پرونده هستهای بالاخره از شورای حکام به شورای امنیت رفت و قطعنامههای شورای امنیت کاغذپاره خوانده شد. اما در دولت دوم، زمانی که تحریمها اثر خود را در اقتصاد نشان داد، خواستار مذاکره و توافق با غرب شدند و حتی با امضای توافق تهران با میانجیگری برزیل و ترکیه با انتقال اورانیوم غنیشده به خارج از کشور موافقت کردند.
تفاوت این دو طیف را باید در دو خط موازی آرمانگرایی و واقعگرایی دانست. در آرمانگرایی فقط بر ارزشها و اهداف تمرکز میشود، اما در واقعگرایی، محدودیتها و نیازها هم مورد توجه قرار میگیرد و بین بایدها و واقعیتها، تعادل و توازن برقرار میشود؛ یعنی نقطه تقاطع دو خط آرمانگرایی و واقعگرایی.
بنابراین از میان انبوه واقعیاتها در حوزه اقتصاد، جامعه، زیرساختها، انرژی و... تنها به یک واقعیت در مورد تورم اشاره میشود: مرکز آمار ایران نرخ رسمی تورم نقطه به نقطه اردیبهشت ماه را حدود 8/8 درصد اعلام کرده است. این رقم به معنای آن است که اگر روند فعلی اقتصاد کشور که در آستانه توافق عنوان میشود، حفظ شود، تورم سالانه با این نرخ از صددرصد فراتر میرود.
تازه اگر شرایط فعلی به سمت تنش بیشتر یا آغاز جنگ برود و توافقی صورت نگیرد، طبیعتا تورم از این رقم نیز فراتر میرود و کشور به سونامی تورمی شبیه ونزوئلا یا آرژانتین دچار شده و اقتصاد ملی دچار فروپاشی و ورشکستگی میشود. فقط در یک مورد سبد کالای پایه دولت، ظرف شش ماه از بیش از دو میلیون به بیش از پنج میلیون رسیده است که دولت با پرداخت کالابرگ فقط یک میلیون تومان از آن را پرداخت میکند و تنها در این سبد، مردم باید سه برابر مبلغ کالابرگ را از جیب خود هزینه کنند تا افزایش قیمت آن را جبران کنند.
بنابراین آقای پزشکیان اجبارا به افزایش آن تصمیم گرفت. اما جریان مخالف مذاکره نسبت به این موضوع توجه چندانی ندارد و با شعارهایی مانند اینکه گرانی ناشی از کمبود نیست و خودکفایی و نفی وابستگی به خارج لازم است، از کنار چالش اقتصاد عبور میکنند و مشکل را از عدم مدیریت نظام اقتصادی و گرانی ارز را کار دشمن میدانند و خیابان را از دادن امتیاز نقد و قول نسیه در مذاکرات میترسانند.
در حالی که اقتصاد ایران بهشدت دچار بحران است و اکنون که به جز بخش چهار درصدی جامعه، علاوه بر طبقه مستضعف و آسیبپذیر، طبقه متوسط و حتی طبقه نسبتا مرفه هم درگیر مسائل معیشتی هستند، نمیتوان با شعار، سفره کوچکشده مردم را تأمین کرد و گریزی نداریم که از آرمانگرایی به واقعگرایی تغییر نگاه دهیم، در غیر این صورت امکان مقاومت و دفاع از حقوق ملی کشور را از دست خواهیم داد. هدف باید ایجاد امنیت پایدار باشد.
17302






نظر شما