خبرآنلاین - شهاب شهسواری - از شب گذشته که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد تصمیم گرفتهاست به دلیل نزدیک شدن به توافق با ایران، حملات برنامهریزی شده به ایران را متوقف کند، گمانهزنیها در مورد تفاهمنامه ایران و آمریکا برای پایان جنگ افزایش پیدا کرد.
این گمانهزنیها و خبرهای ضد و نقیض سوالاتی را در ذهن مخاطبان ایجاد کردهاست که این گزارش تلاش میکند به برخی از این پرسشها پاسخ دهد.
آیا تفاهمنامه یکشنبه در ژنو امضا میشود؟
یکی از پربسامدترین خبرهای در مورد تفاهمنامه احتمالی میان ایران و آمریکا، امضای این تفاهمنامه در روز یکشنبه در اروپا بود. اطلاعات دریافتی خبرآنلاین نشان میدهد که جزئیات متن تفاهمنامه همچنان منتظر تایید در ایران است و تا زمانی که تایید نهایی آن اعلام نشود، هر خبری در مورد زمان و محل امضای آن صرفا گمانهزنی رسانهای است.
در حال حاضر تبادل پیامها برای تکمیل و اصلاح متن تفاهمنامه به نقطه پایان رسیدهاست و متن نهایی برای مراجع ذیصلاح ارسال شدهاست. به گفته اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه: «روند تصمیمگیری در جمهوری اسلامی ایران کاملاً مشخص است و مراجع ذیربط نظام باید درباره جزءبهجزء متن و هرگونه تفاهم احتمالی به جمعبندی برسند.» بقائی تاکید کرد: «جزئیات مربوط به نحوه امضای تفاهم، در مراحل بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت.»
با این حال نمیتوان با قطعیت احتمال امضای توافقنامه در ژنو را تکذیب کرد. در صورتی که تهران تا پیش از یکشنبه به جمعبندی در خصوص پذیرش متن برسد، این احتمال وجود دارد که مراسم امضای تفاهمنامه در ژنو برگزار شود. پیشبینی میشود که جیدی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا و رئیس سنا و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، در صورت تایید نهایی متن تفاهمنامه، آن را امضا کنند.
در شرایط فعلی که تصمیمگیری برای متن در داخل کشور انجام نشدهاست، اشاره به امضای تفاهمنامه در ژنو، صرفا گمانهزنی در مورد رویدادی است که هنوز برنامهریزی نشدهاست. در صورت تایید نهایی متن، ممکن است ترتیبات متفاوتی برای امضای تفاهمنامه، شاید به شکل غیرحضوری برنامهریزی شود.
برای تهران امضای تفاهمنامه یک اقدام نمایشی برای رسانهها تلقی نمیشود، در حالی که برای طرف مقابل ترتیبات ظاهری و تشریفاتی برای ایجاد موج رسانهای بسیار اهمیت دارد.
چرا اسلام آباد کنار گذاشتهشد؟
پاکستان همچنان میانجی اصلی و رسمی مذاکرات ایران و آمریکا است. حتی ورود قطر به فرآیند مذاکرات هم باعث کمرنگ شدن نقش پاکستان نشدهاست. بخش عمده تبادل پیامها و رایزنیها برای تفاهم توسط پاکستان انجام شدهاست و این تلاشها همچنان ادامه دارد.
بر خلاف ادعای امروز شبکه خبری العربیه مبنی بر اینکه انتقال محل امضای احتمالی توافق به خواست ایران انجام شدهاست، واقعیت این است که اروپا به خواسته آمریکا به عنوان محل امضای تفاهمنامه انتخاب شدهاست.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تاکنون بارها به دلیل مسیر طولانی پرواز نمایندگانش برای گفتوگو با ایران شکایت کردهاست. حتی در دوره برگزاری مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط هم به دلیل شکایتهای متعدد هیات آمریکا به بهانه دوری مسیر، دو دور از مذاکرات در رم و ژنو برگزار شد.
در واپسین دورهای تبادل پیام در اسلامآباد هم دونالد ترامپ علنا اعلام کرد که به دلیل بعد مسافت، دیگر علاقهای ندارد که نمایندگانش را به اسلامآباد اعزام کند.
نقش پاکستان همچنان آنقدر پررنگ است که به احتمال زیاد در صورت امضای تفاهمنامه حتی در ژنو، نام آن «تفاهمنامه اسلامآباد» خواهد بود و نمایندگان پاکستان در هنگام امضای آن حضور خواهند داشت.
نقش قطر در مذاکرات چیست؟
هر چند بخش اعظم متن تفاهمنامه با رایزنیها و پایمردیهای دولت پاکستان به دست آمدهاست، اما دولت قطر نیز توانستهاست بخشهایی از گرههای باقی مانده در توافق را به ابتکار خود حل و فصل کند. دولت قطر پس از آتشبس به ابتکار خود وارد فرآیند مساعی جمیله برای حل و فصل بحران منطقه شد.
به روایت بسیاری از رسانهها، سفر محمد باقر قالیباف و سید عباس عراقچی به دوحه و همچنین سفر چهارشنبه گذشته هیات قطری به تهران، نقش تعیین کنندهای در حل و فصل تعدادی از لاینحلترین گرههای تفاهمنامه داشت.
در حال حاضر قطر نقش کلیدی و تعیین کنندهای به عنوان ضامن اجرای بخشی از تعهدات طرفها در این تفاهمنامه بر عهده گرفتهاست.
قطر یکی از کشورهایی است که بیشتر منفعت را از حل و فصل دیپلماتیک شرایط فعلی میبرد و بنا به مصالح و منافع ملی خود وارد این فرآیند شدهاست؛ چرا که تنها مسیر صادرات انرژی قطر که بخش عمده درآمد ملی این کشور را تشکیل میدهد، استفاده از تنگه هرمز است و با استمرار مشکلات فعلی قطر با مشکلات زیادی مواجه خواهد شد.
چرا فرآیند رسیدن به تفاهم تا این اندازه طولانی شد؟
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تاکید کردهاست: «روند تصمیمگیری در کشور ما کاملاً روشن است؛ مراجع ذیربط نظام باید درباره جزءبهجزء متن و هرگونه تفاهم احتمالی به جمعبندی برسند.»
بیش از یک ماه و نیم از ارائه متن اولیه پیشنهاد ۱۴ مادهای ایران برای تفاهم پایان جنگ میگذرد، در تمام طول این مدت تهران و واشنگتن کلمه به کلمه این پیشنهاد را مورد بررسی قرار دادهاند و بارها این پیشنهاد با اصلاحات و متممهای جدید بین دو طرف دست به دست شدهاست.
علاوه بر این دو طرف چند بار تاکنون به متن نهایی نزدیک شدهبودند، اما اقدامهای تجاوزکارانه طرف مقابل، از جمله اعلام محاصره دریایی، حمله به کشتیهای ایرانی، حمله اسرائیل به پایتخت لبنان و حملات سهشنبه شب تا بامداد پنجشنبه آمریکا به جنوب ایران، باعث شد تا روند پیشرفت تبادل پیامها با اختلال مواجه شود.
متن فعلی نتیجه دهها بار دست به دست شدن متن است. خبرگزاری رسمی دولت در این مورد مینویسد: «به دلیل دقت مذاکرهکنندگان ایرانی برای تهیه متن تفاهمنامه اولیهای که چارچوبهای اصولی مورد نظر ایران را حفظ کند، تک تک کلمات متن تفاهمنامه با دقت و وسواس فراوان مورد بررسی موشکافانه قرار گرفتهاند تا زمینه عهدشکنی و فرار از بار مسئولیت را از طرف مقابل سلب کنند.»
نهایتا متن فعلی تا حد زیادی موضع میانه مورد پذیرش هر دو طرف است. در صورتی که این متن در مراجع تصمیمگیری ایران مورد تائید قرار بگیرد، زمینه برای امضای فوری آن و پایان به بیش از ۱۰۴ روز جنگ در منطقه فراهم خواهد شد.
بر خلاف دولت فعلی آمریکا که علاقمند به خودنمایی و نمایشهای پرزرق و برق تشریفاتی است، ایران به محتوای تفاهم اهمیت میدهد، به همین دلیل ممکن است تایید تفاهم در ایران، بسیار بیشتر از زمان مورد نیاز برای تایید توسط ترامپ زمان نیاز داشتهباشد.
مشخصات تفاهمنامه چیست؟
تفاهمنامه فعلی صرفا با هدف پایان قطعی جنگ در منطقه تهیه شدهاست. این تفاهمنامه یک متن کوتاه دو صفحهای است که بر مبنای طرح پیشنهادی چهارده بندی ایران تهیه شدهاست.
محور اصلی این تفاهمنامه پایان جنگ در تمامی جبههها به شمول لبنان است. بر اساس این توافق آمریکا متعهد میشود که خودش و اسرائیل تمامی حملات را به ایران و متحدانش متوقف کنند.
به محض امضای تفاهمنامه، حدود نیمی از داراییهای مسدود شده ایران در خارج از کشور با ساز و کارهایی که از قبل تعیین شدهاست، آزاد میشوند. پیشبینی میشود که ایران دسترسی به ۱۲ میلیارد دلار از داراییهایش در خارج از کشور پیدا کند که با استفاده از آنها میتواند نیازهای اساسی کشور را تهیه کند. این گمانه که تمام این پول صرفا برای خرید کالاهای بشردوستانه است، معتبر نیست، و ایران میتواند از بخش بزرگی از داراییهای آزادشده در هر زمینهای که علاقمند باشد برای نیازهای کشور هزینه کند.
به محض امضای تفاهمنامه محاصره دریایی ایران لغو میشود و کشتیهای تجاری اجازه تردد از تنگه هرمز را پیدا میکنند.
به محض امضای تفاهمنامه مهلت ۶۰ روزه برای مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا آغاز میشود. مذاکرات ۶۰ روزه بر ۳ محور متمرکز است:
- استمرار برنامه صلحآمیز هستهای ایران و تعیین تکلیف مواد غنیشده
- رفع کامل تحریمهای یکجانبه آمریکا و تحریمهای بینالمللی
- ساز و کار دریافت خسارت جنگ از سوی ایران
هیچ موضوع دیگری (از جمله مسائل منطقهای، تنگه هرمز و برنامه موشکی) در دستور کار مذاکرات پس از امضای تفاهمنامه وجود ندارد.
مهلت ۶۰ روزه به این معنا نیست که بلافاصله پس از ۶۰ روز تحریمهای ایران لغو خواهد شد. دو طرف پس از پایان مذاکرات به یک جدول زمانی برای اجرای توافق دست پیدا میکنند که بر اساس آن به صورت متقابل گامهایی را در اجرای تعهدات بر میدارند.
وضعیت تنگه هرمز چه میشود؟
بر خلاف اصرار برخی رسانهها، مانند رجا نیوز و برخی شخصیتهای سیاسی مانند سید محمود نبویان، نماینده مجلس شورای اسلامی، بر اساس اطلاعات دریافتی خبرآنلاین، وضعیت تنگه هرمز در تفاهمنامه پایانی کاملا روشن و بر اساس مطالبه ایران تعیین تکلیف شدهاست.
در این چارچوب به وضوح برای طرف مقابل روشن شدهاست که تا زمان رسیدن به یک تفاهم منطقهای با مشارکت عمان به عنوان کشور ساحلی و رضایت کشورهای جنوب خلیج فارس، شرایط فعلی مدیریت بر تنگه هرمز حفظ میشود، اما تعداد کشتیهای تجاری عبوری از تنگه پس از امضای احتمالی تفاهمنامه به قبل از جنگ باز میگردد.
در چارچوب تفاهمنامه، دولت ایالات متحده آمریکا و قدرتهای فرامنطقهای هیچ نقشی در مدیریت تنگه هرمز ندارند و اداره تنگه هرمز صرفا با ابتکار ایران در توافق با کشورهای ساحلی انجام خواهد شد.
پس اورانیوم غنی شده چه میشود؟
همانگونه که تاکنون مراجع رسمی اعلام کردهاند، در شرایط فعلی هیچگونه مذاکرهای در مورد برنامه هستهای ایران انجام نمیشود و مذاکرات هستهای به پس از امضای تفاهمنامه پایان جنگ موکول شدهاست.
با این حال آنگونه که رسانههای آمریکایی مانند نیویورک تایمز و اکسیوس گزارش دادهاند آمریکا موافقت ضمنی خود را با پیشنهاد ایران برای رقیقسازی اورانیوم غنیشده در خاک ایران ابراز کردهاست و احتمالا در صورت امضای تفاهمنامه پایان جنگ، در طول مذاکرات نتیجه نهایی رقیقسازی اورانیوم در خاک ایران خواهد بود.
لبنان چه میشود؟
از روز ۱۹ فروردین ماه سال جاری که آتشبس در جنگ توسط نخستوزیر پاکستان اعلام شد، تهران همواره شمول لبنان در هر توافق پایان جنگ را مورد تاکید قرار دادهاست. در متن فعلی نیز نام لبنان به صورت مشخص ذکر شدهاست و مقرر شدهاست که جنگ به صورت قطعی در تمامی جبههها پایان پیدا کند.
حتما دروغ میگویید! مگر میشود این همه امتیاز گرفتهباشیم؟
آنچه در تفاهمنامه پایان جنگ مورد توافق قرار میگیرد، نتیجه ایستادگی ملت ایران در یک جنگ نابرابر در مقابل دو قدرت هستهای است. ایران توانستهاست دستاوردهای خود را در جنگ از طریق مذاکره تثبیت کند.
در عین حال برخی از چیزهایی که تلقی امتیاز گرفتن از آنها میشود، در واقع امتیاز نیستند، بلکه احیای حقوق ملت ایران هستند. برای مثال در موضوع داراییهای مسدود شده، ایران هیچ پولی از کسی دریافت نمیکند، بلکه تمام این داراییها متعلق به ملت ایران است.
یا در موضوع تنگه هرمز، آن کسی که در حال حاضر امتیاز میدهد، ایران است. آمریکا به شدت نیازمند بازگشایی تنگه هرمز برای رهایی از مخمصه رکود اقتصادی جهان و جهش قیمتها در آمریکا و سراسر جهان است. آمریکا برای پایان دادن به این بحران به شدت از سوی متحدانش تحت فشار قرار دارد.
علاوه بر همه اینها، اینکه ایران موافقت کردهاست بعد از دو بار بمباران میز مذاکره، بار دیگر به آمریکا فرصت بدهد تا در چارچوب مذاکرات دیپلماتیک در مورد پرونده هستهایاش گفتوگو کند، یک امتیاز دیگر از سوی تهران است. البته این بار تفاوتی که با دو دور مذاکره پیشین در طول ۱۴ ماه گذشته وجود دارد، این است که اعتبار و کارآمدی اهرم نظامی برای تحت فشار قرار دادن ایران زیر سوال رفتهاست. آمریکا دیگر نمیتواند با تهدید نظامی ایران را پای میز مذاکره تحت فشار قرار دهد، چرا که روشن شد این اهرم کارایی ندارد.
۴۲/۴۲







نظر شما