به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در سالهایی که رسانههای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و بازیهای آنلاین بخش قابل توجهی از اوقات فراغت کودکان و نوجوانان را به خود اختصاص دادهاند، همچنان کتاب یکی از مهمترین ابزارهای تجربه، تخیل و یادگیری برای این گروه سنی به شمار میرود. با این حال، ذائقه مطالعاتی نسل جدید با نسلهای گذشته تفاوتهایی پیدا کرده و شناخت این تغییرات برای نویسندگان، ناشران، مربیان و خانوادهها اهمیت ویژهای دارد.
بنابر روایت فارس، بررسی دیدگاه سه فعال و کارشناس حوزه کودک و نوجوان نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، نمیتوان از یک «ذائقه واحد» برای همه کودکان و نوجوانان سخن گفت. سن، محیط زندگی، خانواده، رسانهها و حتی شرایط اجتماعی، همگی در شکلگیری سلیقه مطالعاتی مخاطبان کمسنوسال نقش دارند.
یک ذائقه نداریم
یکی از نکاتی که در بحث ذائقه مطالعاتی کودک و نوجوان کمتر مورد توجه قرار میگیرد، گستردگی این گروه سنی است. زهرا محسنیفرد، کارشناس و تسهیلگر کتاب کودک و نوجوان، معتقد است وقتی از کودک و نوجوان صحبت میکنیم، در واقع از طیفی بسیار گسترده حرف میزنیم؛ طیفی که از سالهای نخست زندگی آغاز میشود و تا پایان نوجوانی ادامه دارد.
او میگوید: «نمیتوان برای همه کودکان و نوجوانان یک نسخه واحد پیچید. نیازها، علایق و حتی نوع تجربه کتابی یک کودک سه ساله با یک نوجوان ۱۵ ساله کاملاً متفاوت است.»
محسنیفرد با اشاره به نقش خانواده در سالهای نخست زندگی کودک، میافزاید: «تا حدود هفت سالگی، این والدین هستند که کتاب را انتخاب میکنند؛ بنابراین در بسیاری موارد، آنچه به عنوان ذائقه کودک شناخته میشود، در واقع بازتاب سلیقه و انتخاب والدین است.»

به گفته این کارشناس، کودکان معمولاً از سالهای پایانی دوره ابتدایی به تدریج استقلال بیشتری در انتخاب کتاب پیدا میکنند و از آن زمان میتوان درباره شکلگیری سلیقه مطالعاتی شخصی آنها سخن گفت.
ژانرهایی که نوجوانان را جذب میکنند
با وجود تنوع سلیقهها، برخی گرایشهای مشترک در میان مخاطبان امروز بیش از گذشته به چشم میخورد.
کارشناس کتاب کودک و نوجوان، معتقد است محل زندگی، سابقه کتابخوانی و ویژگیهای شخصیتی کودکان و نوجوانان در انتخابهای مطالعاتی آنها تأثیرگذار است، اما در میان مخاطبان امروز، استقبال از آثار فانتزی و کمیک بیش از گذشته دیده میشود.
او میگوید: «بچههایی که من با آنها در ارتباط هستم، به آثار فانتزی، داستانهای پرکشش و فضای کمیک علاقه زیادی دارند. کمیک از جمله قالبهایی است که مخاطبان نوجوان تشنه آن هستند، اما آثار داخلی هنوز نتوانستهاند به اندازه کافی این نیاز را برطرف کنند.»
محسنیفرد نیز با تأیید این موضوع، از محبوبیت برخی ژانرها در میان نوجوانان سخن میگوید: «نوجوانان کتابخوان ایرانی معمولاً به ژانرهای فانتزی، عاشقانه و وحشت علاقه دارند و درونمایههای طنز نیز برای آنها جذابیت زیادی دارد.»
این گرایش را میتوان نشانهای از تمایل نسل جدید به تجربه هیجان، تخیل و جهانهای متفاوت دانست؛ موضوعی که بسیاری از نویسندگان و ناشران نیز در سالهای اخیر به آن توجه بیشتری نشان دادهاند.
بازار نشر هم سلیقه میسازد
با این حال، کارشناسان معتقدند نباید ذائقه کودکان و نوجوانان را صرفاً نتیجه علایق فردی آنها دانست. فهیمه شانه، فعال حوزه کودک و نوجوان، بر این باور است که بازار نشر نیز در شکلدهی به سلیقه مخاطبان نقش مهمی ایفا میکند.
او میگوید: «هر کودک با توجه به محیطی که در آن رشد میکند و نوع تربیتی که دارد، ذائقه متفاوتی پیدا میکند؛ اما نمیتوان انکار کرد که بخشی از این ذائقه را بازار نشر تعیین میکند. اینکه چه کتابهایی تولید میشوند و تا چه اندازه خلاقانه و جذاب هستند، در شکلگیری سلیقه مخاطب تأثیر دارد.»
شانه معتقد است آنچه بیش از موضوع کتاب اهمیت دارد، شیوه روایت آن است. به گفته او، کودکان و نوجوانان لزوماً یک موضوع خاص را ترجیح نمیدهند، بلکه به کتابی جذب میشوند که بتواند داستان خود را به شکلی خلاقانه و جذاب روایت کند.
او همچنین بر اهمیت ظاهر کتاب تأکید میکند و میگوید: «فیزیک کتاب، طراحی و کیفیت ارائه اثر در نگاه کودکان و خانوادهها اهمیت دارد و میتواند در انتخاب کتاب مؤثر باشد.»

تابستان؛ فصل بازگشت به کتاب
در میان عوامل مؤثر بر مطالعه کودکان و نوجوانان، زمان نیز نقش مهمی دارد. ایمانطلب معتقد است تابستان همچنان یکی از مهمترین فرصتهای کتابخوانی برای مخاطبان کمسنوسال است.
او میگوید: «تابستان فرصت طلایی مطالعه در ایران است. نکته جالب اینجاست که بسیاری از بچهها در طول سال تحصیلی از کتابخوانی فاصله میگیرند و در تابستان دوباره به مطالعه برمیگردند.»
به گفته این کارشناس، کودکانی که هنوز عادت مطالعه ندارند، بهتر است کتابخوانی را با آثار طنز، کمیک، تعاملی و داستانهای هیجانانگیز آغاز کنند.
ایمانطلب همچنین معتقد است حجم کتاب برای مخاطبان حرفهایتر اهمیت چندانی ندارد و بسیاری از کودکان و نوجوانان کتابخوان از حدود ۹ یا ۱۰ سالگی به بعد به آثار مفصلتر علاقه پیدا میکنند.
وقتی جنگ به دغدغه مطالعاتی کودک تبدیل میشود
یکی از بخشهای کمتر دیدهشده ادبیات کودک و نوجوان، پرداختن به تجربههای دشوار اجتماعی و بحرانهایی است که کودکان نیز با آنها مواجه میشوند.
فهیمه شانه در اینباره میگوید: «کودکان نسبت به اتفاقات اطراف خود بیتفاوت نیستند. آنها درباره موضوعاتی که در زندگیشان اثر میگذارد، کنجکاو هستند و دوست دارند درباره آنها بخوانند و گفتوگو کنند.»
او با اشاره به شرایط جنگی و پیامدهای آن میافزاید: «جنگ فقط صدای انفجار و درگیری نیست؛ اضطراب، نگرانی، پرسشهای بیپاسخ، آسیبهای اقتصادی و حتی از دست دادن عزیزان را هم به همراه دارد. همه این مسائل میتوانند به دغدغه کودکان تبدیل شوند.»
به اعتقاد شانه، اگر چنین موضوعاتی با زبانی متناسب با سن مخاطب و در قالب روایتهای خلاقانه وارد ادبیات کودک و نوجوان شوند، میتوانند به درک بهتر این تجربهها کمک کنند.
رسانهها مرز میان تهران و شهرستان را کمرنگ کردهاند
تفاوت میان کودکان شهرهای بزرگ و مناطق کوچکتر، همواره یکی از موضوعات مورد بحث در حوزه فرهنگ و مطالعه بوده است. با این حال، کارشناسان معتقدند گسترش رسانهها بخشی از این فاصله را کاهش داده است.
ایمانطلب میگوید: «میان کودک کلانشهر و کودک شهرستان یا روستا همچنان تفاوتهایی وجود دارد، اما رسانهها تا حد زیادی این مرزها را کمرنگ کردهاند.»
او در عین حال بر اهمیت دسترسی به منابع فرهنگی تأکید میکند و معتقد است کمبود کتابخانهها یا محدود بودن منابع مطالعاتی در برخی مناطق، همچنان میتواند بر شکلگیری ذائقه کودکان اثر بگذارد.
فهیمه شانه نیز با اشاره به تأثیر رسانههای فراگیر، شبکههای اجتماعی و آموزشهای آنلاین، میگوید: «کودکان و نوجوانان امروز در نقاط مختلف کشور اشتراکات بیشتری نسبت به گذشته پیدا کردهاند؛ هرچند تفاوتهای اقلیمی، فرهنگی و زبانی همچنان وجود دارد.»

کتاب؛ پنجرهای به جهانهای ناشناخته
در کنار همه تفاوتهای سنی، فرهنگی و جغرافیایی، کارشناسان بر یک نکته اتفاق نظر دارند؛ اینکه کتاب همچنان ابزاری برای تجربه جهانهایی فراتر از زندگی روزمره است.
محسنیفرد میگوید: «یکی از مهمترین کارکردهای کتاب این است که امکان تجربه زیستهایی را فراهم میکند که در زندگی واقعی برای ما دسترسپذیر نیست. مخاطب میتواند از طریق کتاب با فرهنگها، سرزمینها و تجربههای متفاوت آشنا شود.»
او در عین حال بر ضرورت توجه به تنوع فرهنگی ایران در ادبیات کودک و نوجوان تأکید میکند و میافزاید: «آرزو دارم روزی مجموعهای داستانی نوشته شود که هر جلد آن در یکی از استانهای ایران روایت شود تا نوجوانان بتوانند از طریق ادبیات، زندگی در گوشهوکنار کشور خود را نیز تجربه کنند.»
مرور دیدگاههای این سه کارشناس نشان میدهد که اگرچه نمیتوان از یک سلیقه واحد برای کودکان و نوجوانان امروز سخن گفت، اما یک ویژگی در میان بیشتر انتخابهای آنها مشترک است؛ جذابیت.
نسل جدید کتابی را انتخاب میکند که بتواند او را درگیر کند، به دنیایی تازه ببرد، بخنداند، هیجانزده کند یا پاسخی برای پرسشهایش بیابد. در چنین شرایطی، شاید مهمترین وظیفه نویسندگان و ناشران کودک و نوجوان نه انتخاب موضوع، بلکه یافتن زبانی خلاقانه برای روایت آن باشد؛ زبانی که بتواند در رقابت با انبوه رسانههای جدید، همچنان مخاطب را به جهان کتاب دعوت کند.







نظر شما