تنگه هرمز برگ برنده ایران شد؛ واشنگتن برای خروج از بن‌بست جنگ امتیاز داد

یک تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه نوشت: در حوزه سیاست‌های منطقه‌ای نیز نه‌ تنها بندی علیه ایران وجود ندارد، بلکه مفروض تعهد آمریکا به توقف جنگ در لبنان در قالب یک توافق با تهران به نوعی «رسمیت‌ بخشیدن به نقش و نفوذ ایران» در منطقه است؛ فارغ از این که اسرائیل به پایان جنگ در لبنان پایبند باشد یا خیر.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صابر گل‌عنبری، تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه در کانال تلگرامی خود نوشت: 

سرانجام شب گذشته پس از ماه‌ها مذاکرات فشرده، ایران و ایالات متحده به یک توافق اولیه یا همان «یادداشت تفاهم» دست یافتند. تردیدی نیست که هر توافقی در مرحله اجرا با چالش‌های متعددی روبه‌رو می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که طرف مقابل آمریکا و اسرائیل باشند، این دشواری‌ها دوچندان خواهد بود. در این میان، بعید به نظر می‌رسد که اسرائیل به بندهای مربوط به لبنان، اعم از توقف حملات یا عقب‌نشینی از مرزها به‌طور کامل پایبند بماند.

با این حال، فارغ از میزان پایبندی آمریکا به تعهداتش یا احتمال ازسرگیری جنگ در آینده، نفسِ دستیابی به این توافق موقت دلالت‌های ژرفی در بطن خود دارد. این تفاهم چارچوبی در وهله نخست، ترجمان سیاسیِ شکست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است که رسانه‌های اسرائیلی امروز از آن با تعبیر «فاجعه» یاد کردند. 

بدین ترتیب، انتشار متن توافق در روزهای آتی، پایانی بر روایت پرهیاهوی ترامپ خواهد بود که اخیرا قصد داشت در پوشش درگیری‌های اخیر، توافق را از موضع قدرت و به عنوان یک «پیروزی» معرفی کند. اما با روشن شدن محتوای متن، این روایت معکوس خواهد شد و ترامپ به ‌واسطه هجمه‌ای که هم‌اکنون در داخل اسرائیل و آمریکا آغاز شده، تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار خواهد گرفت و چه بسا این وضعیت مهم‌ترین چالش فراروی تداوم توافق و دستیابی به توافق جامع در آینده شود.

اگر از هدف غاییِ ساقط کردن نظام سیاسی ایران بگذریم، اهداف بعدی این جنگ، وادار کردن ایران به توافقی بود که برنامه هسته‌ای‌اش را به‌کلی برچیند، توان موشکی‌اش را محدود سازد و به نفوذ منطقه‌ای تهران پایان دهد. در این زمینه هم ترامپ مدام تاکید می‌کرد که ایران باید تسلیم شود.  اما در متن یادداشت تفاهم، کمترین اثری از این سه خواسته کلیدی آمریکا و اسرائیل دیده نمی‌شود. همین خود این تردید جدی را نسبت به انگیزه ترامپ از دستیابی به توافقی که او و آمریکا را در موقعیت بازنده قرار می‌دهد، مطرح می‌کند؛ این که آیا صرفا به خاطر بازگشایی تنگه هرمز بوده یا انگیزه‌های دیگری پشت قضیه است؟

در حوزه سیاست‌های منطقه‌ای نیز نه‌ تنها بندی علیه ایران وجود ندارد، بلکه مفروض تعهد آمریکا به توقف جنگ در لبنان در قالب یک توافق با تهران به نوعی «رسمیت‌ بخشیدن به نقش و نفوذ ایران» در منطقه است؛ فارغ از این که اسرائیل به پایان جنگ در لبنان پایبند باشد یا خیر.

در کل، ما با تفاهمی تقریباً «یک‌جانبه» روبرو هستیم که در آن طرف آمریکایی تعهدات متعددی را در قبال تنها یک تعهد ایران پذیرفته است: «بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت کشتیرانی به حالت عادی». جالب اینجاست که این تنگه پیش از جنگ باز بود، اما خودِ جنگ، این اهرم راهبردی را خلق کرد و در اختیار ایران قرار داد تا در نهایت با استفاده از آن، بدون دادن امتیازی در پرونده‌های هسته‌ای، موشکی یا منطقه‌ای در توافق خرج کند. 

در واقع، بستن تنگه هرمز «نقطه عطف» این جنگ بود که تثبیت آن می‌تواند موازنه قدرت، ژئوپلیتیک، امنیت و اقتصاد منطقه را دستخوش تغییر بنیادین کند. اما واکنش‌های اخیر ترامپ، به‌ ویژه پیام‌های شب گذشته‌اش که با شعف خاصی از بازگشایی مسیر سوخت و سرازیر شدن نفت به بازارهای جهانی سخن می‌گفت به‌ خوبی نشان می‌دهد که ادعاهای دو ماه اخیر او درباره تسلط بر این آبراه راهبردی به دور از واقعیت بوده است.

در نهایت، محرک اصلی ترامپ و آمریکا برای دادن این امتیازات خروج از بن بست جنگ و لو موقت و بازگشایی تنگه هرمز بود؛ موضوعی که ظاهرا با ترتیبات مدنظر ایران در متن گنجانده شده است. هر چند ترامپ هم گفته است که ایران عوارض دریافت نخواهد کرد و ایران هم به نوعی نگرفتن عوارض را تایید کرده است اما قصد دارد تحت عنوان «هزینه خدمات ارائه شده به کشتی‌ها»، سازکاری برای دریافت وجوه ایجاد کند که عملاً تفاوتی با گرفتن عوارض ندارد و چه بسا این مساله هم به اختلاف و چالشی در هفته‌های پیش‌رو تبدیل شود. 

۲۱۹
 

کد مطلب 2233717

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین