۰ نفر
۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۵
نقش اروپا در تحکیم تفاهم‌نامه پایان جنگ ایران و آمریکا

توافق ایران و آمریکا فرصتی تازه برای اروپا فراهم کرده است تا ادعای چندجانبه‌گرایی را از سطح بیانیه فراتر برده و با تکیه بر قدرت هنجاری و ظرفیت ائتلاف‌سازی خود، به حمایت عملی از دیپلماسی و هموارسازی مسیر اجرای توافق کمک کند.

خبرآنلاین - کمتر از یک ساعت پس از انتشار خبر توافق، کی‌یر استارمر نخست‌وزیر انگلیس به عنوان نخستین رهبر اروپایی، در بیانیه‌ای از این تحول مهم دیپلماتیک استقبال کرد و گفت لندن به همراه شرکای خود برای تبدیل این روند به صلحی پایدار و ماندگار تلاش خواهد کرد.

در ادامه، امانوئل مکرون رئیس‌جمهوری فرانسه که این روزها میزبان سران کشورهای گروه هفت است، در بیانیه‌ای با ادبیاتی مشابه بر ضرورت اجرای توافقات تأکید کرد. اندکی بعد، سران چهار کشور انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا نیز با صدور بیانیه‌ای مشترک از این تحول دیپلماتیک استقبال کردند. این موضع هماهنگ نشان داد که اروپا می‌کوشد در نخستین گام پس از توافق، پیام حمایت سیاسی خود را به‌صورت جمعی و منسجم منتقل کند.

اما مهم‌ترین بخش بیانیه مشترک، اعلام آمادگی چهار کشور اروپایی برای رفع تحریم‌های مرتبط علیه ایران در چارچوب اجرای توافق بود. این موضع را نمی‌توان صرفاً یک تعارف دیپلماتیک یا واکنشی مقطعی دانست، بلکه نشانه‌ای از درک این واقعیت است که توافق تازه می‌تواند بستری برای تغییر فضای سیاسی، کاهش فشارهای غیرسازنده و بازگشت تدریجی به مسیر دیپلماسی باشد.

اهمیت این بیانیه زمانی دوچندان می‌شود که اروپا در سال‌های گذشته، همواره خود را مدافع چندجانبه‌گرایی، دیپلماسی و راه‌حل‌های مبتنی بر گفت‌وگو معرفی کرده است. اکنون که پس از دوره‌ای از تنش‌های خطرناک، توافقی میان ایران و آمریکا شکل گرفته، آزمون واقعی پیش روی اروپا این است که آیا می‌تواند این ادعاها را از سطح موضع‌گیری سیاسی به اقدام عملی منتقل کند یا بار دیگر در میانه فشارها، ملاحظات فراآتلانتیکی و محاسبات کوتاه‌مدت گرفتار خواهد شد.

اروپا برخلاف آمریکا، معمولاً قدرت خود را نه از مسیر ابزارهای سخت، بلکه از طریق قدرت هنجاری، توان تنظیم قواعد، ائتلاف‌سازی سیاسی، شکل‌دهی به اجماع‌های بین‌المللی و اثرگذاری بر نهادهای چندجانبه تعریف می‌کند.

همین ظرفیت می‌تواند در مقطع کنونی برای حمایت از توافق ایران و آمریکا به‌کار گرفته شود. اروپا می‌تواند با ایجاد فضای مثبت در روابط با ایران، تشویق بازیگران بین‌المللی به حمایت از توافق، کاهش ادبیات تهدید، آماده‌سازی مسیر رفع تحریم‌های مرتبط و پرهیز از اقدامات تنش‌آفرین، نقش خود را به عنوان یک بازیگر سازنده بازیابد.

تجربه برجام با تمام فراز و فرودهای آن در این زمینه نکته مهمی دارد. سه کشور اروپایی پس از خروج یک‌جانبه آمریکا از توافق هسته‌ای، در اقدامی که بنا به دلایل گوناگون با اقبال مواجه نشد، سازوکاری موسوم به اینستکس را برای حفظ حداقلی مبادلات مشروع با ایران ایجاد کردند.

مقام‌های اروپایی بعدها به ناکامی اینستکس در سایه فشارهای واشنگتن اذعان کردند و از نگاه تهران هم این مکانیسم محدود، ناکافی و ناتوان از جبران آثار واقعی تحریم‌های آمریکا بود.

بحث، تطهیر یا بزرگ‌نمایی کارکرد این سازوکار نیست، مسئله این است که نفس طراحی یک سازوکار چندجانبه برای یک هدف مشترک نشان داد که اروپا در صورت وجود اراده سیاسی، می‌تواند برای حفظ مسیر دیپلماسی ابزارسازی کند و حتی در برابر فشارها، ابتکاری مستقل ارائه دهد.

اکنون شرایط با آن دوره تفاوت دارد. در زمان خروج آمریکا از برجام، اروپا تلاش‌هایی را برای حفظ توافقی صورت داد که یکی از طرف‌های اصلی آن از مسیر تعهدات خارج شده بود. اما امروز یک بستر تازه به نام توافق ایران و آمریکا ایجاد شده است و همین موضوع، دست اروپا را برای حمایت سیاسی، اقتصادی و حقوقی از روند دیپلماسی بازتر می‌کند.

به عبارت دیگر، اروپا دیگر صرفاً در موقعیت دفاع از توافقی آسیب‌دیده قرار ندارد، بلکه می‌تواند در موقعیت حمایت از توافقی تازه قرار گیرد که ظرفیت کاهش تنش، بازسازی اعتماد و بازگشایی تدریجی مسیر همکاری را دارد.

از این منظر، بیانیه چهار کشور اروپایی درباره آمادگی برای رفع تحریم‌های مرتبط، زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که با گام‌های ملموس ترجمه شود و به آغازگر یک روند مؤثر تبدیل گردد. اگر اروپا واقعاً خواهان تثبیت توافق است، باید از ظرفیت‌های خود برای تسهیل اجرای آن استفاده کند.

این اقدام می‌تواند از مسیرهای مختلف دنبال شود. هماهنگی با نهادهای بین‌المللی برای جلوگیری از سیاسی‌کاری در روند اجرا، تشویق شرکای اروپایی و غیراورپایی برای ایجاد فضای اقتصادی مثبت، کاستن از فشارهای روانی بر بازارها و پرهیز از اقداماتی که می‌تواند فضای تازه دیپلماسی را تضعیف کند، از جمله مسیرهایی است که اروپا می‌تواند در پیش بگیرد.

هرچند نگرانی اروپا نسبت به وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز، با توجه به فشارهای اقتصادی اخیر قابل درک است، اما به‌کارگیری ادبیات دستوری نه تنها کمکی به بهبود فضا نمی‌کند، بلکه می‌تواند تنش‌ها را تشدید کند. این آبراه راهبردی که بخش مهمی از تجارت انرژی جهان از آن عبور می‌کند، تا پیش از جنگ تجاوزکارانه اخیر باز بود و بحران کنونی نیز در خلأ شکل نگرفت.

جمهوری اسلامی ایران بارها محدودیت‌های اعمال‌شده را در چارچوب حق ذاتی خود برای دفاع از امنیت ملی و صیانت از تمامیت ارضی کشور توضیح داده است. از نگاه تهران، سوءاستفاده از مسیرهای دریایی برای انتقال تجهیزات نظامی به منطقه و به‌کارگیری آن در تهدید امنیت ایران، نمی‌تواند از محاسبات امنیتی کشور کنار گذاشته شود.

کشورهای اروپایی در این مدت با نادیده گرفتن ریشه‌های بحران، بیانیه‌های سیاسی جهت‌داری منتشر کردند و مدعی آسیب دیدن منافع خود شدند. آنچه در این میان باید مورد توجه قرار گیرد، این است که منافع مشروع اروپا نمی‌تواند نافی منافع امنیتی و حقوق مشروع ایران باشد. همان‌گونه که انگلیس بر اساس برداشت خود از منافع ملی، نفتکش منتسب به روسیه را در آب‌های مانش متوقف می‌کند، نمی‌توان انتظار داشت ایران نسبت به ابزارهای مشروع خود در دفاع از منافع ملی و امنیتی کشور بی‌تفاوت بماند.

از این منظر، اروپا باید مراقب باشد که حمایت از توافق را به مجموعه‌ای از مطالبات یک‌طرفه تقلیل ندهد. اگر طرف‌های اروپایی توافق ایران و آمریکا را فقط از دریچه نگرانی‌های امنیتی خود، ادعاهای هسته‌ای غرب یا موضوعاتی مانند کشتیرانی ببینند، فرصت شکل‌گرفته تضعیف خواهد شد. حمایت واقعی از دیپلماسی مستلزم آن است که اروپا به حقوق مشروع ایران، آثار مخرب تحریم‌ها و ضرورت ایجاد منافع ملموس برای همه طرف‌ها نیز توجه کند.

این همان نقطه‌ای است که قدرت هنجاری اروپا می‌تواند معنا پیدا کند. اروپا اگر خود را مدافع حقوق بین‌الملل و چندجانبه‌گرایی می‌داند، باید از توافق تازه برای بازسازی اعتماد، کاهش فشارهای غیرقانونی و ایجاد محیطی مساعد برای اجرای تعهدات استفاده کند.

چنین نقشی نه به معنای نادیده گرفتن اختلافات است و نه چشم‌پوشی از پیچیدگی‌های پرونده ایران، بلکه به معنای آن است که اروپا بپذیرد توافق‌ها در فضای فشار، تهدید و بی‌اعتمادی پایدار نمی‌مانند.

تجربه برجام نشان داد که توافق بدون منافع اقتصادی ملموس، در برابر فشارهای سیاسی آسیب‌پذیر می‌شود. همان‌گونه که ایران بارها تأکید کرده است، دیپلماسی زمانی معنا دارد که حقوق طرف‌ها رعایت شود و تعهدات، توازن واقعی داشته باشد.

اگر اروپا می‌خواهد این بار نقش سازنده‌تری ایفا کند، باید از تجربه‌های گذشته درس بگیرد و به جای اقدامات محدود و نمایشی، برای ایجاد مسیرهای واقعی حمایت از توافق تلاش کند.

حمایت از توافق ایران و آمریکا نباید فقط در قالب بیانیه‌های مثبت باقی بماند، بلکه باید در کاهش فضای فشار، تشویق همکاری اقتصادی، پرهیز از سیاسی‌سازی نهادهای بین‌المللی و فراهم‌سازی شرایط اجرای متوازن تعهدات خود را نشان دهد.

در چنین شرایطی، اتحادیه اروپا و دولت‌های اروپایی می‌توانند با فعال کردن دیپلماسی چندلایه، از ظرفیت خود در گروه هفت، شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، شورای امنیت سازمان ملل و سازوکارهای اقتصادی منطقه‌ای استفاده کنند تا توافق ایران و آمریکا به روندی پایدارتر تبدیل شود.

توافق ایران و آمریکا، اگرچه میان دو طرف اصلی شکل گرفته، اما پیامدهای آن برای امنیت، اقتصاد و دیپلماسی جهانی گسترده است. اروپا در چنین مقطعی می‌تواند یا به بازیگری حاشیه‌ای تبدیل شود که فقط پس از وقوع تحولات بیانیه صادر می‌کند، یا از ظرفیت هنجاری و ائتلاف‌ساز خود برای جهت دادن به فضای پساتوافق بهره ببرد.

انتخاب دوم، هم به سود اروپا است و هم به سود دیپلماسی. اروپا می‌تواند با حمایت عملی از توافق ایران و آمریکا، به کاهش تنش، تقویت ثبات منطقه‌ای، بازسازی اعتماد و گشایش تدریجی در روابط با ایران کمک کند. این همان جایی است که قدرت هنجاری اروپا باید از سطح ادعا فراتر رود و در خدمت یک هدف روشن قرار گیرد: حمایت از دیپلماسی و ایجاد فضای مثبت برای اجرای توافق.

* کارشناسان مسائل اروپا

۲۱۹

کد مطلب 2234160

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین