۰ نفر
۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۰
پلی میان فلسفه و زیست‌شناسی تجربی

کتاب «درآمدی بر ژنتیک و فلسفه» (Genetics and Philosophy: An Introduction) نوشته پل گریفیتس و کارولا اشتوتس، اثری برجسته در حوزه فلسفه زیست‌شناسی است که در سال ۲۰۱۳ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از صفحه اندیشه روزنامه اعتماد،  این کتاب جلد چهارم از مجموعه «درآمدهای کمبریج به فلسفه و زیست‌شناسی» به سردبیری مایکل روس است که متاسفانه سال قبل (۲۰۲۵) از دنیا رفت. این اثر از چند جهت حائز اهمیت است: 

اول، پل زدن میان فلسفه و زیست‌شناسی تجربی: برخلاف بسیاری از آثار فلسفه علم که عمدتا بر فیزیک متمرکزند، این کتاب نشان می‌دهد چگونه مفاهیم فلسفی مانند فروکاست‌گرایی، تبیین علمی و هستومندهای نظری در بستر زیست‌شناسی مولکولی معنا پیدا می‌کنند.

فیزیک و ریاضیات علوم تجربی محض نیستند، اما زیست‌شناسی ویژگی‌هایی دارد که آن را به حوزه‌ای مستقل برای تأمل فلسفی بدل می‌کند. تمرکز سنتی فلسفه علم بر فیزیک عمدتا ناشی از این تصور بود که فیزیک «علم کامل‌تر» یا «بنیادی‌تر» است، اما از اواخر قرن بیستم فلاسفه علم متوجه شدند که مدل‌های طراحی ‌شده برای فیزیک (مانند مدل ناگل از فروکاست نظریه) برای زیست‌شناسی نامناسب است و این ضرورت «فلسفه علم خاص» را ایجاد کرد.

دوم، به‌روز بودن: کتاب ژنتیک و فلسفه به تحولات «دوران پساژنگان» می‌پردازد، دوره‌ای که پس از انتشار توالی ژنوم انسان در سال ۲۰۰۱ آغاز شد و درک ما از ژن، ژنوم، ژنتیک و اپی ژنتیک را به ‌طور بنیادین دگرگون ساخت. در این دوره مشخص شد که تنها حدود ۱،۵درصد زدی‌ان‌ای انسان به پروتئین رمزدهی می‌کند و بیش از ۸۰درصد ژنوم کارکردهای دیگری (عمدتا تنظیم‌گری در بیان ژن‌ها) دارد. یک ژن می‌تواند محصولات متعددی (چه از نوع پروتئین و چه آران‌ای) تولید کند و مرزهای ژن مبهم و همپوشان است. این یافته‌ها مفروضات بنیادین دوره ژنتیک مولکولی کلاسیک را به چالش کشیدند.

سوم، نگاه تاریخی-تحلیلی: نویسندگان با تکیه بر آثار مورخان برجسته علم مانند رافائل فالک، نشان می‌دهند که مفهوم ژن همواره «مفهومی در تنش» بوده و دو هویت متمایز داشته است: هویت ابزاری (به عنوان واحد آنالیز ژنتیکی، به ‌طور مثال در حوزه‌های اصلاح نباتات و دام ‌و ژنتیک شجره‌نامه‌ای) و هویت مادی فرضی (به عنوان واحد فیزیکی وراثت). این دو هویت هیچ‌گاه به ‌طور کامل بر هم منطبق نشدند  و این تنش، محرک بسیاری از پیشرفت‌های بعدی در  ژنتیک  بود.

اما درباره نویسندگان: پل گریفیث (زاده ۱۹۶۲) پژوهشگر برجسته دانشگاه سیدنی و از چهره‌های شاخص فلسفه زیست‌شناسی معاصر است. او از مدافعان اصلی «نظریه سامانه‌های تکوینی و زیست بوم تکوینی» است که نقش محیط و وراثت اپی ژنتیکی را در تکوین (رشد و نمو) موجودات زنده برجسته می‌سازد.

گریفیث استدلال می‌کند که وراثت را نباید تنها به انتقال دی‌ان‌ای از والد به فرزند محدود کرد، بلکه هر عاملی که به ‌طور قابل اعتمادی از نسلی به نسل بعد منتقل شود و در ساخت فنوتیپ نقش داشته باشد، شایسته عنوان «مکانیسم وراثت» است. 

کارولا اشتوتس (۲۰۱۹- ۱۹۶۳)، تا زمان وفاتش در سال ۱۳۹۸، همکار پژوهشی گریفیث در دانشگاه سیدنی و متخصص فلسفه ژنتیک و زیست‌شناسی مولکولی در دانشگاه مک کویری استرالیا بود. او مفاهیم «هویت‌های چندگانه ژن» و «اپی ژنز مولکولی» را بسط داده است. اشتوتس نشان ‌داد که حتی در سطح مولکولی، محصولات ژنی نتیجه تعامل توالی دی‌ان‌ای با شبکه گسترده‌ای از عوامل تنظیم‌گر ازجمله آران‌ای‌های  بی‌رمز، عوامل رونویسی و  پیام‌های  محیطی  هستند.

پلی میان فلسفه و زیست‌شناسی تجربی

216216

کد مطلب 2235193

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

آخرین اخبار