گروه اندیشه: سعیده شفیعی با نگارش مطلبی در کانال ایران فردا، یافتههای پایش ملی وزارت کشور بر روی ۸۵ هزار نفر را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. او در مطلب خود از تغییرات نگرانکننده در لایههای ساختاری جامعه نوشته است. از نظر شفیعی، دادهها نشان میدهند شاخص سرمایه اجتماعی با ریزی ۱۰ درصدی در یک دهه، به عدد ۳۶.۶ رسیده و نرخ ناامیدی مطلق به ۶۰ درصد بالغ شده است؛ امری که کارکرد سرمایه اجتماعی را از مشارکت توسعهمحور به همبستگی دفاعی در بحرانها تغییر داده است. همچنین، در حالی که ۷۶ درصد به هویت ایرانی خود افتخار میکنند، ۷۵ درصد به بیعدالتی معترضند و نزدیک به ۷۰ درصد جوانان، پیششرط احقاق حق را داشتن پول و پارتی میدانند. در این میان، اعتماد عمودی به نهادهای رسمی فروریخته و جای خود را به شبکههای حمایتی افقی (خانوادگی) داده است. در نهایت، با حرکت رفتارهای اقتصادی به سمت استراتژی بقا و تغییر ماهیت مهاجرت به واکنش دفاعی، هویت ملی آخرین پناهگاه انسجام اجتماعی کشور است. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
یافتههای آماری حاصل از پیمایشهای ملی، منعکسکنندهی واقعیتهای کلان ساختاری در لایههای مختلف جامعه است. بر اساس پایش ملی مرکز رصد وزارت کشور در سال ۱۴۰۴ که بر روی یک جامعهی آماری ۸۵ هزار نفری انجام شد، شاخصهای کلیدی در سه حوزهی سرمایهی اجتماعی، آسیبهای اجتماعی و متغیرهای جغرافیایی مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج این پایش که در اختیار دستگاههای اجرایی قرار گرفته، نشاندهندهی ضرورت بازنگری بنیادین در سیاستگذاریهای کلان است.
روند رو به رشد ناامیدی ساختاری
بررسی روند تغییرات سرمایهی اجتماعی طی یک دههی گذشته، از یک شیب نزولی تند حکایت دارد؛ بهطوریکه این شاخص از عدد ۴۳.۵ در سال ۱۳۹۴ به ۳۶.۶ در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته که معادل ۱۰ درصد ریزش در یک دهه است. بررسی تاریخی نشان میدهد که در اوایل دههی ۱۳۸۰، جامعه همچنان نوعی امیدواری مشروط به اصلاحات ساختاری، گشایشهای سیاسی و ثبات اقتصادی داشت.
با این حال، در دههی ۱۳۹۰ در پی اعمال تحریمهای بینالمللی، شوکهای ارزی و بحرانهای سیاسی و اجتماعی، این اعتماد دچار گسست شد. کاهش ۱۰ درصدی شاخص سرمایهی اجتماعی حاکی از آن است که آن امیدواری مشروط به یک ناامیدی ساختاری تبدیل شده است؛ بهطوریکه نرخ ناامیدی مطلق به ۶۰ درصد رسیده است.
این گزاره دلالت بر آن دارد که بدنهی جامعه، انتظاری مبنی بر بهبود شرایط از طریق اصلاحات بالا به پایین ندارد. در نتیجه، ماهیت سرمایهی اجتماعی از مشارکت برای توسعه (نظیر رفتارهای انتخاباتی و فعالیت در نهادهای مدنی رسمی) به همبستگی دفاعی در زمان بحران (نظیر تابآوری جمعی در مواجهه با بلایای طبیعی یا مشکلات اقتصادی مشترک) تغییر کارکرد داده است.
پارادوکس هویت ملی و احساس بیعدالتی ساختاری
یکی از کلیدیترین یافتههای پایش سال ۱۴۰۴، تضاد معنادار میان شاخص هویت ملی و احساس عدالت است. ۷۶ درصد از پاسخگویان به هویت ایرانی خود افتخار میکنند اما همزمان ۷۵ درصد از آنان نسبت به وجود بیعدالتی عمیق در ساختارهای کشور معترض هستند.
این تفاوت آماری نشان میدهد که جامعه، حساب هویت ملی و تاریخی را از عملکرد نهادهای حاکمیتی و اجرایی جدا کرده است. دادههای پایش نگرش جوانان نسبت به عدالت، ابعاد دقیقتری از این احساس نابرابری را آشکار میکند.
بر اساس نتایج این نظرسنجی، تنها ۳۹ درصد از پاسخگویان باور دارند که در صورت تضییع حق، امکان احقاق آن از مجاری قانونی وجود دارد. این ناامنی حقوقی ناشی از آن است که تنها ۲۵.۴ درصد از جامعه، عملکرد قانون را در قبال مردم و مسئولان یکسان میدانند.
مورد دیگر غلبهی رابطهگرایی بر شایستهسالاری است که بر اساس نتایج این پایش، ۶۹.۷ درصد جوانان معتقدند که «هرکسی پول و پارتی نداشته باشد، حقش پایمال میشود.» این نرخ بالا، نشاندهندهی اصلی فراگیری احساس نابرابری در جامعه است.
میزان باور به عدم وجود تبعیض میان زنان و مردان ۲۷.۲ درصد و باور به برابری حقوق اقوام مختلف ۲۷.۴ درصد ثبت شده است. علاوه بر این، تنها ۲۰.۲ درصد معتقدند گروههای مختلف از حقوق سیاسی یکسانی برخوردارند و در مجموع، تنها ۲۸ درصد بر این باورند که حاکمیت نگاهی یکسان به همهی شهروندان دارد.
حرکت رفتارهای اقتصادی به استراتژیهای بقا
دادههای پایش مرکز رصد نشان میدهند که شاخص رضایت اجتماعی در مرز ۳۸ درصد قرار دارد و ۶۰ درصد از اعضای جامعهی آماری اعلام کردهاند که توان تحمل فشارهای اقتصادی بیشتر را ندارند. در شرایطی که افقهای اقتصادی تیره ارزیابی شوند، رفتارهای مرسوم دچار فروپاشی میشود و رفتارهای اقتصادی از حالت مولد و برنامهریزی بلندمدت به استراتژیهایی برای بقا حرکت میکنند. در نتیجه، هر نوسان قیمتی در بازار، به عنوان یک شوک روانی عمل کرده و جامعه را به سمت رفتارهایی نظیر خروج سرمایه و تبدیل داراییها سوق میدهد.
بازآفرینی سرمایهی اجتماعی افقی در غیاب اعتماد عمودی
کاهش شدید اعتماد به کارکرد و وعدههای نهادهای رسمی (اعتماد عمودی)، منجر به ایجاد شکاف ساختاری شده است. با این حال، بدنهی اجتماعی این شکاف را از طریق توسعهی سرمایهی اجتماعی افقی (گروههای خانوادگی و دوستانه) جبران کرده است. با تضعیف چترهای حمایتی رسمی، شبکههای خرد محلی، پیوندهای خویشاوندی و گروههای دوستی فعالتر شدهاند. جامعه به منظور ارتقای تابآوری خود به بازتولید ساختارهای حمایتی موازی در قالب روابط عاطفی، مبادلات مالی خرد و شبکههای توزیع اطلاعات مستقل روی آورده است.
تغییر ماهیت مهاجرت
مهاجرت در گذشته یک تصمیم فردی و معطوف به ارتقای تحصیلی نخبگان بود اما امروزه دادهها نشان میدهند که تمایل به مهاجرت در میان صاحبان مشاغل آزاد، تکنسینها، نیروهای فنی و کادر درمان به شدت افزایش یافته و به یک تصمیم ناگزیر خانوادگی تبدیل شده است. زمانی که نیروی کار ماهر به این ارزیابی برسد که نرخ تورم همواره از درآمد پیشی میگیرد، مهاجرت را نه یک رفتار ترجیحی برای رفاه بیشتر، بلکه به عنوان یک واکنش دفاعی در برابر عدم قطعیتهای آینده انتخاب میکند.
نتیجهگیری و افق پیشرو
یافتههای این دو پیمایش ملی، در بردارندهی هشدارهای راهبردی برای سیاستگذاران است. هویت ملی (افتخار ۷۶ درصدی به ایرانی بودن) در حال حاضر آخرین منبع انسجام اجتماعی است که جامعه را سرپا نگه داشته است اما اگر جامعه شواهدی از اصلاحات ساختاری دریافت نکند و متغیرهای عینی عدالت نظیر شاخصهای ۶۹.۷ درصدیِ پارتیگرایی و ناامیدی قانونی اصلاح نشوند، هویت ملی به تنهایی قادر به پاسخگویی به احساس بیعدالتی نیست و باید منتظر افت بیشتر سرمایهی اجتماعی بود.
۲۱۶۲۱۶







نظر شما