۱ نفر
۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۴
با آتش‌سوزی در زاگرس چه کنیم؟

با جان باختن تقی چنگلوایی از نیروهای مردمی و داوطلب مهار آتش‌سوزی که در روز پنجم تیر در کوه بدیل شهرستان بهبهان گرفتار آتش شد، شمار کسانی که در چند سال اخیر در تلاش‌ برای خاموش کردن آتش جنگل‌ها و مراتع پر کشیده‌اند، به بیست‌وشش تن رسید.

این خسران بسیار دردناک و سنگین است و دولت باید این افراد را در شمار قهرمانان ملی به‌شایستگی تقدیر و خانواده‌های ایشان را به‌شکل مؤثری حمایت کند. البته خسارت واردشده به میراث‌های طبیعی کشور هم سهمگین بوده و حکومت باید برای احیای پهنه‌های سوخته و جلوگیری از دست‌اندازی فرصت‌طلبان اقدام‌های جدی داشته باشد.

پژوهشگران و دیده‌بانان طبیعت، علت‌های بسیاری برای رخ دادن این همه آتش‌سوزی که هر سال تعداد و دامنه‌ی آن‌ها بیشتر می‌شود، برشمرده‌اند. ورود بی‌ملاحظه‌ی مردم به پهنه‌های طبیعی و روشن کردن آتش، بی‌احتیاطی چوپانان، گرم شدن بی‌سابقه‌ی زمین، سرایت آتش از کشتزارهایی که در آن پسماند کشاورزی را می‌سوزانند، ریخت‌وپاش زباله، طمع‌ورزی و اقدام برای افزودن پهنه‌های طبیعی به زمین‌های شخصی، اختلاف‌های محلی، و لج‌بازی با مأموران دولتیِ منابع طبیعی یا محیط زیست از علت‌هایی است که در این زمینه از آن‌ها یاد شده است. در واقع، همه‌ی این‌ها به کم‌وزیاد معلول ضعف عمیق حکمرانی خوب، و نتیجه‌ی سپردن طبیعت کشور در عمل به فرصت‌طلبان و خلافکاران است. اگر مسئولان به‌جای مسئله‌سازی‌های پرهزینه و بی‌نتیجه، به بستر زیست سرزمین می‌اندیشیدند، قطعاً شدت تأثیر همه‌ی عامل‌های یادشده سخت کاهش می‌یافت.

در این میانه، مردم عادی می‌توانند نقش‌آفرین باشند و تا حدی کم‌کاری مدیران را جبران کنند. در موضوع مهار آتش‌سوزی‌ پهنه‌های طبیعی، جدا از این قضیه که شهروند عادی نیز مسئولیت اجتماعی دارد، نکته‌های «فنی» هم هست که حضور افراد غیرمسئولِ داوطلب را در این فعالیت پرخطر الزامی می‌کند. نخست این که مردم عادی یعنی چوپان و عشایر و روستایی یا اهالیِ نزدیک به طبیعت یک شهر، نخستین کسانی هستند که آتش را می‌بینند و می‌توانند آن را در نطفه خفه کنند. مأموران رسمی ممکن است در زمان رخداد آتش از محل دور باشند یا این که در محظورات یا تعطیلی‌های اداری نتوانند به‌سرعت دستورهای لازم را بگیرند و راهی محل آتش‌سوزی شوند. نکته‌ی دوم این که آتش‌سوزی پهنه‌های طبیعی، مانند شماری از حادثه‌های دیگر (زمین‌لرزه، توفان، سانحه‌های کوهستان…) تحت تأثیر عامل‌های پرشمار و پیچیده است وغالباً چنان قدرت و خسارتی دارد که دستگاه‌های رسمی نمی‌توانند مسئولیت تام برای پیشگیری یا مهار یا جبران خسارت آن برعهده بگیرند، چرا که در این صورت باید پاسخ‌گوی هزینه‌های باورنکردنیِ مالی و اجتماعی باشند.

به همین دلیل است که حتی در کشورهای دارنده‌ی ثروت و امکانات خوب، دستگاه‌های دولتی یا شهرداری‌ها در این‌گونه رخدادها قبول مسئولیت تام نمی‌کنند و بسیاری مواقع، نیروهای داوطلب را برای رویارویی با حادثه فرامی‌خوانند. برای نمونه به سامانه‌های جستجو و نجات کوهستانی آمریکا اشاره می‌کنم که اگر حادثه‌ای برای یک یا چند کوه‌نورد در بلندی‌ها رخ دهد، مقام‌های محلی برای امدادرسانی با کوه‌نوردان زبده‌ی غیرحرفه‌ای (که شغل و مسئولیت در این زمینه ندارند) تماس می‌گیرند و اینان به‌عنوان یک کار نوع‌دوستانه و نه به‌عنوان مسئولیتی حقوقی، برای نجات اقدام می‌کنند. در این‌گونه رخدادها، نهادهای رسمی وظیفه‌ی تأمین تجهیزاتی مانند خودرو، آمبولانس، بالگرد، و تجهیزات سنگین و گرانبهای دیگر را بر عهده می‌گیرند.

آتش‌سوزی‌های جنگل و مرتع ایران که در سال‌های اخیر به‌ویژه در زاگرس خسارت‌های سنگین به بار آورده، می‌رود که آسیب‌های پایدار و عمیق به ساختار تأمین آب و به امنیت ملی و زیست‌بومی کشور وارد کند. حکومت باید در چند زمینه سرمایه‌گذاری جدی کند (و مراقب اختلاس‌ها و ریخت‌وپاش‌ها و بودجه‌خواری‌ها هم باشد) تا زیرساخت لازم برای پیشگیری از آتش‌سوزی و کاهش اثرات آن فراهم گردد. سرمایه‌گذاری‌ها باید در زمینه‌ی استخدام تعداد کافی محیط‌بان و جنگل‌بان، خرید تجهیزاتی مانند دمنده و آب‌پاش و مخزن آب و کفش و پوشاک و کوله‌پشتی، تهیه‌ی هواپیما و بالگرد، و برگزاری دوره‌های آموزشی صورت گیرد.

ضروری است که بخش بزرگی از امکانات مادی به گروه‌های محلی و داوطلبِ آموزش‌دیده که از سوی سازمان‌های مردم‌نهاد و گروه‌های محلی معتمد معرفی می‌شوند، قرار گیرد. ایجاد شبکه‌هایی از این سازمان‌ها و گروه‌ها که بتوان به‌سرعت ایشان را خبر کرد، بخش دیگری از کار است.

بدیهی است که در هر حادثه‌ای حفظ امنیت امدادگران در اولویت است، اما هرگز نمی‌توان به بهانه‌ی حفظ جان انسان‌ها، اقدام به مهار آتش‌سوزی را تقبیح کرد یا ترس از این کار را اشاعه داد. اگر مردم محلیِ دوستدار جنگل و مرتع نبودند، قطعاً دامنه‌ی آتش‌سوزی‌ها و میزان نابودی سرمایه‌های طبیعیِ ملی ما بسی بیش از این‌ها بود. آن‌چه که می‌توان بر آن تأکید کرد، این است که هر فردی که به خط مقدم مهار آتش‌سوزی می‌رود، باید آموزش‌دیده باشد.

در پایان این را هم بگویم که توقع حضور سریع بالگرد یا هواپیما در عرصه و اطلاق «قصور» به مدیران دستگاه‌های رسمی، چنان‌که در حادثه‌ی اخیر مطرح شده، در مواردی ممکن است نادقیق و غیرمنصفانه باشد؛ پرواز تابع شرایط آب‌وهوا و موقعیت جغرافیایی و عامل‌های بسیار دیگر است و اگر بی‌محابا صورت گیرد، همچون هر اقدام امدادی دیگری که بی‌پروا انجام شود، خود می‌تواند خطرساز باشد.

*کنشگر محیط‌زیست

۴۷۴۷

کد مطلب 2241105

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 4 =

آخرین اخبار