فرهنگ در همه جا حضور دارد؛ در شیوه رانندگی ما، در نحوه گفتوگو و انتقاد کردن، در رفتار شهروندی، در آداب حضور در فضای عمومی و مجازی، در نوع نوشتن، در رعایت قانون، در احترام به حقوق دیگران و حتی در سادهترین رفتارهای روزمره.
اگر فرهنگ مهمترین مسئله یک جامعه نباشد، حتما یکی از مهمترین آنهاست.
بسیاری از مشکلاتی که امروز برای حل آنها هزینههای سنگین اقتصادی و اجتماعی پرداخت میشود، پیش از آنکه ریشهای اقتصادی یا حقوقی داشته باشند ریشهای فرهنگی دارند. اگر فرهنگ مصرف درست آب، برق و گاز در جامعه نهادینه شود،چه میزان از منابع ملی حفظ خواهد شد و چه بار بزرگی از دوش اقتصاد کشور برداشته میشود.
اگر فرهنگ صداقت، مسئولیتپذیری و سلامت اخلاقی تقویت شود، بسیاری از آسیبها مانند گرانفروشی، احتکار، کمفروشی و تضییع حقوق دیگران، نه پیش می آید و طبعا نه به قانون و برخورد قضایی می رسد تا سیستم قضایی را دچار پرونده های متعدد کند و هزینه زا باشد.
به همین دلیل انتظار میرود مثلا از دانشگاههایی که به طور تخصصی در حوزه علوم و مدیریت امور فرهنگی فعالیت میکنند حمایت های بیشتری انجام شود.
همانگونه که پزشکی با سلامت جسم انسان سروکار دارد، فرهنگ نیز با سلامت روح و جان جامعه مرتبط است و شاید بتوان گفت هیچ جامعهای با جسمهای سالم اما روحی بیمار، به توسعه و آرامش پایدار دست نخواهد یافت. جامعهای که فرهنگ در آن رشد کند، سرمایه اجتماعی بیشتری خواهد داشت، اعتماد عمومی تقویت میشود و بسیاری از بحرانها قبل از آنکه شکل بگیرند از میان خواهند رفت.
با این همه به نظر میرسد فرهنگ و ارزشهای فرهنگی هنوز آن جایگاهی را که شایسته آن است، در تصمیمگیریها و اولویتهای ما پیدا نکرده است.
پزشکان میگویند پا «قلب دوم» انسان است؛ عضوی که سلامت آن بر عملکرد بسیاری از بخشهای بدن اثر میگذارد و به همین دلیل باید از آن بهدرستی مراقبت کرد. با این حال، هنگام خرید کفش، بسیاری از ما به جای توجه به استاندارد بودن، کیفیت و سلامت آن ، تنها به قیمتش نگاه میکنیم. کفشی ارزان، هرچند نامناسب را بر انتخابی سالم ترجیح می دهیم، غافل از اینکه هزینه این صرفهجویی ظاهری، بعدها با درد و آسیب به بدن پرداخت خواهد شد.
بیتوجهی به فرهنگ، همانند پوشیدن کفشی غیراستاندارد است ؛ شاید در روزهای نخست مشکلی ایجاد نکند، اما بهتدریج آسیب خود را به تمام پیکر جامعه منتقل میکند.
نباید فرهنگ را هزینه بدانیم. فرهنگ زیرساخت توسعه است. همانگونه که هیچ انسان عاقلی سلامت قلب خود را نادیده نمیگیرد، هیچ جامعه خردمندی نیز نباید از سلامت فرهنگی خود غافل بماند.
این نکته بسیار مهمی است که آینده هر جامعه در کارخانهها، بازارها یا حتی مراکز سیاستگذاری ساخته نمی شود، آینده هر جامعه در فرهنگ آن جامعه شکل میگیرد.باور کنید.







نظر شما