۲ نفر
۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۷

سلامت روان اجتماعی در مواجهه با سوگ اجتماعی

فرشته سادات شجاعی، منوچهر قرائی‌پور
سلامت روان اجتماعی در مواجهه با سوگ اجتماعی

سوگ اجتماعی، برخلاف سوگ فردی، تجربه‌ای جمعی ناشی از بحران‌ها و فقدان‌های گسترده است که کاهش پیامدهای روانی آن نیازمند تقویت حمایت‌های اجتماعی، افزایش سواد سوگ و توسعه خدمات جامعه‌محور است.

سوگ اجتماعی به فقدان‌هایی گفته می‌شود که فراتر از دایره فردی، گروهی از مردم یا یک جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این فقدان‌ها می‌تواند ناشی از بلایای طبیعی، همه‌گیری، خشونت جمعی، بحران‌های اقتصادی یا بی‌عدالتی‌های سیستمی باشد. درک این نوع سوگ، نیازمند رویکردی فراتر از مدل‌های فردی روان‌درمانی و توجه به بستر اجتماعی آن است.

۱. از سوگ فردی تا سوگ اجتماعی

دیدگاه غالب در روان‌شناسی، سوگ را پدیده‌ای فردی می‌داند که در خلأ درونی شخص رخ می‌دهد. اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که سوگ ذاتاً پدیده‌ای اجتماعی است و از درهم‌تنیدگی انسان‌ها با یکدیگر و با جهان پیرامونشان زاده می‌شود. در برابر چارچوب‌های پزشکی‌وار که بر «فرد» جدا افتاده تأکید دارند، رویکرد اجتماعی به سوگ، بر بدن‌های به‌هم‌پیوسته و جهان‌های اجتماعی-محیطی که در آن زندگی می‌کنیم، تمرکز می‌کند.

وقتی جامعه‌ای بحرانی را تجربه می‌کند—مانند آتش‌سوزی‌های مهیب، همه‌گیری کووید-۱۹ یا خشونت‌های مسلحانه— سوگ حاصل، به‌شدت جمعی است. برای نمونه، پس از آتش‌سوزی «ایتون» در آلتادنا، ساکنان نه تنها خانه‌های خود، بلکه بافت همسایگی، امنیت و احساس تعلق به مکان را از دست دادند. یک درمانگر محلی این تجربه را «نقطه عطف جمعی» می‌نامد که همه را وادار به تصمیم‌گیری درباره مرحله بعدی زندگی می‌کند.

۲. پیامدهای سوگ اجتماعی بر سلامت روان

سوگ اجتماعی می‌تواند پیامدهای عمیقی بر سلامت روان جامعه داشته باشد:
· انزوای اجتماعی: سوگ‌دیده‌گان ممکن است احساس تنهایی کنند، به‌ویژه زمانی که جامعه پیرامون به زندگی عادی بازمی‌گردد و احساس می‌کنند «دیگران از آن عبور کرده‌اند».
· افزایش آسیب‌پذیری گروه‌های حاشیه‌نشین: دسترسی به خدمات حمایتی برای همه یکسان نیست. در آتش‌سوزی آلتادنا، بسیاری از بازماندگان کم‌بضاعت، اجاره‌نشینان یا مهاجران به دلیل محدودیت‌های مالی و زمانی نتوانستند از گروه‌های حمایتی رایگان استفاده کنند.
· تروما و اختلال استرس پس از سانحه: نشانه‌هایی مانند بی‌اشتهایی، بی‌خوابی، گریه‌های مکرر و نشخوار فکری در بازماندگان بحران‌های جمعی دیده می‌شود.

۳. سلامت روان اجتماعی: رویکردی جمعی به سوگ

سلامت روان اجتماعی در مواجهه با سوگ، بر تقویت ظرفیت‌های جامعه برای حمایت از یکدیگر تأکید دارد. این رویکرد با مدل بهداشت عمومی سوگ همخوانی دارد که خدمات را بر اساس سطح نیاز افراد طبقه‌بندی می‌کند:
· سطح اول (حمایت عمومی): اکثر افراد با سوگ، با حمایت خانواده، دوستان و جامعه به‌خوبی کنار می‌آیند.
· سطح دوم (حمایت انتخابی): گروهی با نیازهای متوسط، از گروه‌های همتا یا مشاوره سود می‌برند.
· سطح سوم (مداخله تخصصی): اقلیت کوچکی با سوگ پیچیده، به روان‌درمانی تخصصی نیاز دارند.
این مدل، سوگ را امری طبیعی و همگانی می‌داند و از آسیب‌شناسی آن جلوگیری می‌کند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که افزایش سواد سوگ (grief literacy) در جامعه—یعنی توانایی درک و حمایت از سوگ‌دیده‌گان—نقشی کلیدی در بهبود سلامت روان اجتماعی دارد.

۴. نمونه‌های عملی: برنامه‌های مبتنی بر جامعه

تجربه‌های موفق بسیاری در زمینه مواجهه جمعی با سوگ وجود دارد:
· گروه‌های همتا: برنامه L.Y.G.H.T. برای جوانان در سیستم فرزندخواندگی نشان داد که حمایت همتایان، امید، حمایت اجتماعی و احساس ارزشمندی را در آنان افزایش می‌دهد.
· برنامه «با هم بودن» در ووهان: در بحران کووید-۱۹، این برنامه با استفاده از فضای مجازی و رویکرد «مدل فرآیند دوگانه» سوگ، نرخ اختلال سوگ طولانی‌مدت را از ۷۵٪ به ۱۲٪ کاهش داد.
· جامعه‌های دلسوز: برنامه با آموزش «شنوندگان سوگ» و ایجاد شبکه‌ای از خدمات، دسترسی به حمایت را برای همه شهروندان ممکن ساخته است.
· سوگ و عدالت نژادی: در جوامع سیاه‌پوست، سوگ نه تنها برای از دست دادن عزیزان، بلکه برای نابرابری‌های سیستمی و تروماهای نژادی تجربه می‌شود. برنامه‌های فرهنگی و داستان‌گویی، نقش مهمی در التیام این زخم‌های جمعی دارند.

۵. گذار از درمان فردی به توانمندسازی اجتماعی

مدل «مراقبت انتقالی سوگ» پیشنهاد می‌کند که نظام‌های سلامت، پس از پایان دوره درمانی، خانواده‌ها را به حال خود رها نکنند، بلکه آنان را به حمایت‌های جامعه‌محور متصل نمایند. برای تحقق این هدف، اقدامات زیر ضروری است:
· سرمایه‌گذاری در خدمات سوگ به عنوان یک اولویت بهداشت عمومی.
· توانمندسازی جامعه برای گفتگوهای باز درباره سوگ و مرگ.
· توجه به عدالت اجتماعی در دسترسی به خدمات حمایتی.
· گنجاندن سواد سوگ در نظام‌های آموزشی و سلامت.

نتیجه‌گیری

سلامت روان اجتماعی در مواجهه با سوگ اجتماعی، بر این اصل استوار است که هیچ‌کس نباید تنها سوگوار باشد. سوگِ التیام‌نیافته می‌تواند به افسردگی، اضطراب، انزوا و حتی خودکشی بیانجامد. اما وقتی جامعه‌ای ظرفیت حمایت از یکدیگر را پیدا کند، سوگ می‌تواند به تجربه‌ای برای رشد جمعی، همبستگی و بازآفرینی امید تبدیل شود. همان‌گونه که یک بازمانده آتش‌سوزی گفت: «تپه‌ها دوباره شکوفا می‌شوند... این به من امید می‌دهد که ما نیز شکوفا خواهیم شد، شاید نه به همان شکل، اما حتی بهتر».


فرشته سادات شجاعی؛ دکتری تخصصی روان شناسی بالینی
منوچهر قرائی‌پور؛ کارشناسی‌ارشد روان شناسی بالینی

۲۳۳۲۳۳

کد مطلب 2244780

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین