هادی خانیکی به بیمارستان بازگشت /اشتراک‌گذاری رنج‌ها، نقطه آغازین   بهبود فردی و ترمیم همبستگی ملی / ضرورت روبه رو شدن با واقعیت تلخ

در گستره جامعه امروز ایران نیز بیش از هر چیز ضرورت تأمل در آینده بهتر، مدارا و فهم دردهای یکدیگر به وضوح به چشم می‌آید. اگر رنج‌ها، مصالح و منافع ملی را بر پیش‌داوری‌ها، آرزواندیشی‌ها و جهت‌گیری‌های شخصی و گروهی اولویت ندهیم و مجاری گفت‌وگو و ابزارهای آن را مسدود کنیم، اسید انباشته‌شده بی‌اعتمادی و خشونت و افراطی‌گری، دیوار ارتباطات اجتماعی و هاضمه سالم همبستگی را فرسوده و زخمی خواهد کرد.

 گروه اندیشه: دکتر هادی خانیکی آنگونه که در روزنامه اعتماد نوشته، دوباره گذرش به بیمارستان افتاده است. امید آن که تَنَش به نازِ طبیبان نیازمند مباد. در مقدمه روزنامه اعتماد آمده است:« در این یادداشت، نویسنده با اشاره به بستری شدن خود در بیمارستان به دلیل عود سرطان لوزالمعده، درد جسمانی را به بحران‌های اجتماعی ایران تشبیه می‌کند. همان‌گونه که زخم معده ریشه در تنش دارد، جامعه ایران نیز در معرض فرسایش ناشی از اضطراب‌های سیاسی، شوک‌های اقتصادی و خشونت‌های اجتماعی است. نویسنده استدلال می‌کند که سرکوب دردهای جامعه و انکار بحران‌ها مانند بیماری سرطانی عمل می‌کند که منجر به فروپاشی بافت اجتماعی می‌شود. راه‌حل پیشنهادی: نویسده بر پایه نظریه «جامعه در مخاطره»، ضرورت روبرو شدن با واقعیت‌های تلخ را تأکید کرده و راه نجات را در گفت‌وگو، مدارا، امید و ایجاد اعتماد می‌داند. او با تأکید بر مسئولیت اخلاقی، گوشه‌گیری و فرار از واقعیت را رد کرده و بر این باور است که اشتراک‌گذاری رنج‌ها می‌تواند نقطه آغازین برای بهبود فردی و ترمیم همبستگی ملی باشد.» این یادداشت را در ادامه می خوانید: 

 ****

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هردم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها
حافظ
 
۱) دوباره مسیرم به بیمارستان افتاد. از صبح شنبه ۱۳ تیرماه تاکنون، «زخم‌ معده» مرا ساکن بیمارستان خاتم کرده است. بخش آندوسکوپی و چهره مهربان و نگران دوست طبیب و اندیشمندم دکتر سیاوش منصوری در سفر خاطره‌ها باز یاد روز نخستین آگاهی از ابتلاء به بیماری سرطان پانکراس را زنده کرد. ۴ سال از آن روز گذشته است، ولی پزشکان باید بدانند که سرطان بازگشته است یا نه. قرار است هفته آینده یادداشت‌هایم پیرامون «همنشینی با سرطان» منتشر شود و من هم در این اندیشه‌ام که این سکونت اجباری بیمارستانی یک پیش‌آگاهی‌ برای آن کتاب است و یا تن سپردن به قواعد و رویه‌های پزشکی؟

۲) تخت بیمارستان فارغ از نوع و نشان بیماری یک ویژگی یگانه دارد: تعلیق و فرصتی الزامی برای نگریستن به درون و پیوند زدن آن با جهان بیرون. در ایامی خطیر برای ایران و در میانه انبوهی از اندوه و بیم و نگرانی از آینده، تن و جان من هم با آزمونی دیگر روبرو شده است.

زخم معده برخلاف سرطان که هجومی ناگهانی و ویرانگر از سلول‌های خودی طغیانگر است، روایت دردی از جنس فرسایش است. روایت سوزشی که آرام آرام دیواره‌های پناهگاه درون را فرا می‌گیرد. پزشکان می‌گویند ریشه این زخم در اضطراب‌ها، تنش‌ها و فشارهای انباشته شده است. باری سنگین که تن دیگر توان کشیدن آن را ندارد؛ چیزی از جنس خون دل که گویا در من به‌جای دل سر از معده درآورده است!

۳) در این روزهای بستری بودن، وقتی بیرون از دایره لطف تسلی‌بخش خویشان و دوستان و همکاران و دانشجویان‌ و همراهانم به خلوت درون پناه می‌برم و به اخبار این روزهای کشور خیره می‌شوم، نمی‌توانم میان «دل خونین و معده مجروح» خود با «چشم نگران و روان رنجور» جامعه شباهتی نیابم‌. گویا جامعه امروز ایران نیز در حال بلعیدن و هضم کردن اضطراب‌های بی‌پایان، شوک‌های پیاپی، دوقطبی‌های سیاسی، ناامنی‌های اقتصادی و دردهای ناگفته اجتماعی است. نتیجه آن‌که جامعه‌ای شده‌ایم که بیشتر به‌جای گفت‌وگو و برون‌ریزی دردهایش آن را فرو می‌خورد و این «سیراب شدن از اضطراب» سرانجام خود را به شکل فرسایش روان، خشونت‌های نهفته اجتماعی و زخم‌های عمیق سیاسی بر پیکره اجتماع نشان می‌دهد.

۴) پزشکانم می‌گفتند برای مهار و بهبود زخم باید محیط را آرام کرد و مدارا را بالا برد و از آنچه فرساینده و تنش‌آفرین است دور شد. اما پرسش این است که در پهنه زیست اجتماعی چگونه می‌توان از عوامل مختلف هراس‌آفرین گریخت. به تعبیر پزشکی چگونه می‌شود در میانه توفان به تن فرمان آرامش داد. برای من هنوز پاسخ در همان مفاهیمی نهفته است که پیشتر در «هم‌نشینی با سرطان» به آن‌ها رسیده بودم: «اندیشیدن به آینده‌ای بهتر، مدارا، تسلی، امید و گفت‌وگو».

در گستره جامعه امروز ایران نیز بیش از هر چیز ضرورت تأمل در آینده بهتر، مدارا و فهم دردهای یکدیگر به وضوح به چشم می‌آید. اگر رنج‌ها، مصالح و منافع ملی را بر پیش‌داوری‌ها، آرزواندیشی‌ها و جهت‌گیری‌های شخصی و گروهی اولویت ندهیم و مجاری گفت‌وگو و ابزارهای آن را مسدود کنیم، اسید انباشته‌شده بی‌اعتمادی و خشونت و افراطی‌گری، دیوار ارتباطات اجتماعی و هاضمه سالم همبستگی را فرسوده و زخمی خواهد کرد.

۵) اولریش بک جامعه‌شناس برجسته آلمانی از «جامعه در مخاطره» یا «جامعه ریسک» سخن به میان می‌آورد که در آن شهروندان نیز گرفتار گونه‌های مختلفی از ریسک می‌شوند. به تعبیر او مسئله اصلی جامعه متأخر، توزیع ریسک‌ها و مخاطره‌هاست. یعنی جامعه‌ای که در آن اعضایش در معرض بحران‌های زیست‌محیطی، بیماری‌های نو، جنگ‌، بی‌کاری، فناوری‌های خطرناک و بحران‌های اقتصادی قرار می‌گیرند. ریسک‌های جدید اغلب ساخته خود انسان‌اند و معمولاً پیچیده، نامرئی و غیرقابل پیش‌بینی هستند. مسئله این است که شهروند آگاه و نقاد چگونه می‌تواند در میان ابهام‌ها و سرگشتگی‌ها راه بیابد و توان خویش را برای عبور از بحران‌ها ارتقاء دهد. من از هم‌نشینی با سرطان و همزیستی با دنیای آن آموخته‌ام که «جان در خطر و جامعه در مخاطره» هم‌سرشت و هم‌سرنوشت‌اند. باید فراتر از دردهای جان‌گداز و تهدیدهای جان‌کاه به ظرفیت‌های ناشناخته‌ای اندیشید که جان‌فزا و آینده‌سازند و این فراتر از دنیای خودشیفته ذهنی و جهان خودمدار جزم‌اندیشانه است.

۶) پناه بردن به تخت بیمارستان این بار هم فرصتی شد برای بازگشت من به تأمل در باب مسئولیت اخلاقی و اجتماعی و اصلاحی و یافتن زبانی دیگر در مسیر روایت رنج‌های مشترک تن و وطن. همه کسانی که عمری را در ارادت‌ورزی و آموختن از آن‌ها گذرانده‌ام‌ مرا با لطف خویش باز هم نواختند: از استاد شغیعی کدکنی تا شخصیت‌های برجسته سیاسی و علمی و فرهنگی و دانشجویان جست‌وجوگر.

محبت بی‌دریغ آنان من را واداشت که دوباره به ستون «به‌روزنامه ایام» برگردم و در هر حال بنویسم و بگویم که حتی در بستر بیماری و از پس دیوارهای بیمارستان می‌توان به بهبود اندیشید؛ هم بهبود تن رنجور خود و هم التیام روان خسته و زخم‌خورده وطن‌. جای گوشه‌گیری و فرار از مسئولیت اعتقادی و اخلاقی و مدنی و سیاسی نیست. به گفته صائب تبریزی:

گوشه‌گیری دردسر بسیار دارد در کمین
در محیط پر شر و شور از کنار اندیشه کن

من گوشه محراب بیمارستان را بهانه‌ای می‌سازم برای روبرو شدن با واقعیت، فهم حقیقت، گفت‌وگوی اجتماعی و امید به آینده؛ چراکه باور دارم «رنج به اشتراک‌گذاشته شده» دیگر یک فاجعه انفرادی نیست، بلکه آغازی است برای درمان زخم‌ها و برساخت همدلی و همبستگی و امید اجتماعی.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2244798

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =

آخرین اخبار