استاد دانشگاه هاروارد: سرمایه داری در پاسخ به نیازهای جنگ به وجود آمد نه دغدغه آزادی اقتصادی/ توسعه به تنهایی محصول بازار آزاد نیست

در فاصله قرن پانزدهم تا هجدهم، اروپا مجموعه‌ای از دولت‌های کوچک و رقیب بود که تقریباً به طور مداوم درگیر جنگ بودند. نظام فئودالی برای بقای این دولت ها کارآمد نبود. بنابراین دولت‌ها ناچار شدند اقتصاد را پولی کنند؛ بازارها را گسترش دهند، مالکیت خصوصی را تثبیت کنند، امکان خرید و فروش نیروی کار را فراهم آورند و نظام مالیاتی کارآمدتری ایجاد کنند. به بیان دیگر، بسیاری از نهادهایی که امروز آن ها را اجزای طبیعی اقتصاد بازار می‌دانیم، در آغاز برای تأمین منابع مالی حکومت‌ها و افزایش قدرت نظامی آن ها شکل گرفتند، نه از سر دغدغه آزادی اقتصادی.

گروه اندیشه: کانال نقد و توسعه موضوع مهمی را از نگاه بروس اسکات استاد دانشگاه هاروارد در کتاب «سرمایه داری؛ خاستگاه و تکامل آن به عنوان یک سیستم حکمرانی»، بررسی کرده و آن این که سرمایه‌داری فرزند آزادی نبود؛ فرزند جنگ بود. این مطلب کوتاه را در ادامه می خوانید:

****

روایت رایج از تاریخ سرمایه‌داری ساده و جذاب است: اروپا از تاریکی فئودالیسم خارج شد، اندیشه آزادی فردی گسترش یافت، بازار آزاد متولد شد و سرمایه‌داری به عنوان نظامی مبتنی بر آزادی انسان‌ها شکل گرفت. اما آیا واقعاً چنین بود؟بروس اسکات، استاد دانشگاه هاروارد، در کتاب سرمایه‌داری؛ خاستگاه و تکامل آن به عنوان یک سیستم حکمرانی، روایتی متفاوت ارائه می‌دهد. از نگاه او، موتور اولیه شکل‌گیری سرمایه‌داری نه آرمان آزادی، بلکه رقابت سیاسی و جنگ میان دولت‌های اروپایی بود.

در فاصله قرن پانزدهم تا هجدهم، اروپا مجموعه‌ای از دولت‌های کوچک و رقیب بود که تقریباً به طور مداوم درگیر جنگ بودند. بقای هر حکومت به توانایی آن در تأمین هزینه ارتش وابسته بود. اما نظام فئودالی برای چنین هدفی کارآمد نبود؛ ثروت عمدتاً به شکل زمین وجود داشت و مالیات نقدی اندکی جمع‌آوری می‌شد.

راه‌حل چه بود؟دولت‌ها ناچار شدند اقتصاد را پولی کنند؛ بازارها را گسترش دهند، مالکیت خصوصی را تثبیت کنند، امکان خرید و فروش نیروی کار را فراهم آورند و نظام مالیاتی کارآمدتری ایجاد کنند. به بیان دیگر، بسیاری از نهادهایی که امروز آن ها را اجزای طبیعی اقتصاد بازار می‌دانیم، در آغاز برای تأمین منابع مالی حکومت‌ها و افزایش قدرت نظامی آن ها شکل گرفتند، نه از سر دغدغه آزادی اقتصادی.

اما همه دولت‌ها یک مسیر را انتخاب نکردند.اسپانیا و فرانسه بیشتر بر مالیات‌های سنگین، مصادره اموال و اقتدار مطلق سلطنت تکیه کردند. در مقابل، هلند و سپس بریتانیا دریافتند که برای تأمین مالی ارزان‌تر جنگ‌ها باید اعتماد سرمایه‌گذاران را جلب کنند. نتیجه، ایجاد نهادهایی مانند پارلمان، بانک مرکزی و قواعد حقوقی باثبات بود؛ نهادهایی که هزینه استقراض را کاهش داد و امکان تجهیز منابع مالی بسیار بیشتری را فراهم کرد. همین تفاوت نهادی بعدها به برتری اقتصادی و نظامی این کشورها انجامید.

این روایت، برداشت رایج از سرمایه‌داری را دگرگون می‌کند. بازار نه در خلأ، بلکه در دل رقابت دولت‌ها متولد شد. آنچه سرمایه‌داری را ممکن ساخت، صرفاً آزادی مبادله نبود؛ بلکه ظرفیت دولت‌ها برای ایجاد قانون، تضمین مالکیت، اخذ مالیات و سازماندهی منابع مالی بود.

از این منظر، توسعه نیز محصول «بازار آزاد» به تنهایی نیست. توسعه زمانی آغاز می‌شود که دولت بتواند نهادهایی بسازد که هم اعتماد اقتصادی ایجاد کنند و هم منابع جامعه را در جهت اهداف راهبردی بسیج نمایند.شاید مهم‌ترین درس این روایت برای کشورهای در حال توسعه همین باشد: تاریخ نشان می‌دهد که بازارها پیش از آنکه محصول عقب‌نشینی دولت باشند، محصول توانمندی دولت در نهادسازی بوده‌اند. بدون دولت کارآمد، نه بازار رقابتی پایدار شکل می‌گیرد و نه توسعه‌ای ماندگار.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2247185

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =

آخرین اخبار