به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کتاب مقدس در سفر پیدایش، توصیفی بهغایت دقیق از موقعیت جغرافیایی باغ عدن ارائه میدهد. به روایتِ متن، این باغِ بهشتی در محلِ انشعابِ چهار رودخانه واقع بوده است. دو رود از این میان، یعنی دجله و فرات، بهسادگی در نقشههای جهانِ امروز قابل تشخیصاند؛ اما رودهای «پیشون» و «گیحون» کاملاً ناشناختهاند. همین امر موجب شده است تا پژوهشگران در باب مکانِ این رودها و در نتیجه، موقعیتِ خودِ باغ عدن، به گمانهزنی بپردازند.
از آسیای مرکزی تا آفریقای سیاه، در اینجا به پنج نامزدِ اصلی برای جایگاهِ کتابمقدسیِ «گهوارهی بشریت» میپردازیم.
در جستوجوی سرنخها
نخستین متنِ ادبی که برای پژوهش در بابِ موقعیتِ باغ عدن مورد استناد قرار میگیرد، «سفر پیدایش» است که چنین بیان میدارد:
«نَهری برای سیراب کردنِ باغ از عدن جاری بود؛ و از آنجا به چهار سرچشمه منشعب میشد. نامِ نخستین پیشون است؛ که تمامیِ سرزمینِ حویله را که در آن طلا یافت میشود، در بر میگیرد. (طلای آن سرزمین مرغوب است؛ و بوی خوشِ صمغ و سنگِ جزع نیز در آنجاست.) نامِ دومین رود گیحون است؛ که تمامیِ سرزمینِ کوش را دور میزند. نامِ سومین رود دجله است؛ که در جانبِ شرقیِ آشور جریان دارد. و رودِ چهارم فرات است.» سفر پیدایش، ۲: ۱۰-۱۴، ترجمه نیو اینترنشنال (NIV)
شناساییِ این دو رودِ اسرارآمیز، پژوهشگران را بر آن داشته است تا نظریههای متعددی را مطرح کنند؛ نظریاتی که بسترِ خشکرودها، رودهایی که احتمالاً در گذشته وجود داشتهاند، و دگرگونیهای جغرافیاییِ رخداده در پایانِ آخرین عصرِ یخبندان (در حدود ۱۲ هزار سال پیش) را مدّ نظر قرار میدهند.
۱. عدن در میانرودانِ جنوبی
نظریهای رایج که در دیدگاههای سنتی نیز مقبولیت دارد، این است که باغ عدن در جوارِ رودهای دجله و فرات واقع بوده است. حتی با وجودِ آنکه نمیتوان جایگاهِ دقیقِ «پیشون» و «گیحون» را مشخص کرد، این نظریه از منطقِ درونی برخوردار است.
موقعیتِ جغرافیاییِ مورد نظر، نزدیکیِ سرچشمه خلیجفارس است؛ جایی که سومریان و اکدیان در روزگارِ باستان تمدنهای خود را بنا نهادند. از منظرِ واژهشناسی، نامِ «عدن» نیز با این مکان همخوانیِ دقیقی دارد؛ چراکه احتمالاً از واژه اکدیِ «ادینّو» (edinnu) برگرفته شده که خود ریشه در واژه سومریِ «ادین» (edin) به معنای «دشت» یا «استپ» دارد و با ریشهای آرامی به معنای «بارور» یا «پرآب» نیز پیوند میخورد. در عبریِ کتابمقدسی، واژه «عدن» به معنای «لذت» یا «خوشی» است. با این حال، تفاوتهای معنایی، میانِ پژوهشگران اختلاف نظر ایجاد کرده است؛ گروهی از آنان از وامگیریِ واژگانی و تحولِ معنایی سخن میگویند، در حالی که برخی دیگر بر این باورند که واژه عبری از طریقِ اکدی با واژه سومری خویشاوند نیست و از ریشه سامیِ «د-ن» (dn) به معنای «فراوان» یا «سرسبز» مشتق شده است.
منبع: ویکیمدیا کامنز
به هر روی، پیوندهای بسیاری میان باورهای باستانیِ سومری و آموزههای ابراهیمی در باب رویدادهای سفر پیدایش وجود دارد. نمونهای درخورِ تأمل، روایتِ «طوفان بزرگ» است که در هر دو آیین دیده میشود؛ جایی که شخصیتِ نوح، با «اوتناپیشتیم» قابل قیاس است؛ کسی که داستانِ بقای خویش در طوفان را برای گیلگمش بازگو میکند. نمونه برجسته دیگر، افسانه «دیلمون» است؛ نامی سومری برای بهشتی که احتمالاً الهامبخشِ مفهومِ باغ عدن بوده است. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که دیلمون -که کویت، بحرین، قطر و شرقِ عربستانِ امروزی را در بر میگرفته - یک دولتِ تجاری بوده که از اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد وجود داشته است. سومریان معتقد بودند که دیلمون پیش از آن نیز به مثابه یک بهشت وجود داشته است. در داستانِ «انکی و نینهورساگ»، دیلمون باغی بهشتی است که جاودانان در آن ساکناند؛ جایی که در آن رنج و بیماری راه ندارد و درندگان، خون نمیریزند.
منبع: ناسا/ویکیمدیا کامنز
۲. بهشتی غرقشده در خلیجفارس
نظریهای که با فرضیه واقع بودنِ باغ عدن در میانرودانِ جنوبی بهخوبی سازگار است، این ایده است که آن [باغ] در بخشی از خلیجفارس قرار داشته که امروزه به زیر آب رفته است. در دهه ۱۹۸۰ میلادی، «یوریس زارینزِ» باستانشناس این نظریه را مطرح کرد؛ او بر این باور بود که رودهای گیحون و پیشون، به ترتیب، همان رود کارون (که از ایران به خلیجفارس سرازیر میشود) و یک «رودِ فسیلی» هستند که در گذشته از شمالِ عربستان جریان داشته است.
به عقیده زارینز، محلِ تلاقیِ این رودها، به همراهِ دجله و فرات، روزگاری بخشی از یک خشکیِ یکپارچه بوده است که تا تنگه هرمز امتداد مییافته است. این منطقه در فاصله سالهای ۵۰۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد، هنگامی که جهان شاهدِ افزایشِ سطحِ آبِ دریاها بود، به زیرِ آب رفت (برخی منابع، تاریخِ این رویداد را حتی به ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد بازمیگردانند). شکارچی-گردآورندگانی که در آن سامان میزیستند، به سوی شمال مهاجرت کردند و با «عبیدها» — که پیشینیانِ سومریان بودند و خود به سوی جنوب در حرکت بودند — برخورد کردند. امتزاجِ این فرهنگها و نیاز به کشاورزی، با تار و پودِ اسطوره پیدایشِ قومِ سومر درآمیخت؛ قومی که باور داشتند از دلِ دریا برآمدهاند. این روایت با این انگاره پیوند میخورد که مردم در حالِ گریز از سیلابِ عظیمی بودهاند که دره سرسبزِ آنان را در نوردیده و به تصرفِ آبهای خلیجفارسِ کنونی درآمده است.
منبع: ویکیمدیا کامنز
۳. ارمنستان، عدنی کوهستانی
در حالی که برخی از باستانشناسان در تلاش برای تعیین دقیقِ موقعیتِ باغ عدن به دلتاهای رودخانهها و مناطقِ پست مینگرند، گروهی دیگر نگاهشان را به نواحی شمالیتر معطوف کرده و چنین پیشنهاد میکنند که آن بهشت در مناطقِ کوهستانیِ ترکیه شرقیِ کنونی واقع بوده است. در این نظریهها، به جای محلِ تلاقیِ رودها، سرچشمه آنها کانونِ توجه است؛ و این امر با توجه به گفته کتاب مقدس که عدن در بالای سرچشمه آن چهار رود قرار داشته، منطقی به نظر میرسد.
هر دو رود دجله و فرات از این منطقه کوهستانی سرچشمه میگیرند و فرض بر این است که رودهای پیشون و گیحون نیز میتوانستهاند از همینجا سرچشمه گرفته باشند. شواهد زبانشناختی برای این ادعا در پژوهشهای سده نوزدهم توسط «جان مککلینتوک» و «جیمز استرانگ» موجود است؛ آنان خاطرنشان میکنند که واژه کتابمقدسیِ יָצָא (yatsa) که در رابطه با موقعیت رودها در سفر پیدایش به کار رفته، به معنای «جاری شدن» یا «سر برآوردن» است و تنها برای توصیفِ مسیرِ رود در حرکتِ رو به پایینِ آن استفاده میشود.
تعیینِ مکانِ دقیق در این ناحیه، همچنان محلِ بحث است. کوه آرارات از مدعیانِ مهم و محبوب است؛ چراکه عنصری غالب در چشماندازِ منطقه محسوب میشود که بر فرازِ پیرامونِ خویش قد برافراشته است. شواهد هیدرولوژیکی (آبشناختی) به بلندیهای دریاچه وان اشاره دارند، زیرا این منطقه سرچشمه دجله و فرات است.
باستانشناسی نیز در این باب سخنی برای گفتن دارد؛ چراکه گوبکلیتپه، که در فاصلهای نسبتاً نزدیک واقع شده، قدیمیترین گواه بر معماریِ عظیم و مجموعههای آیینیِ سازمانیافته در تاریخ بشر است. بدین ترتیب، آناتولیِ شرقی به منطقهای بدل میشود که سرشار از شواهدِ همگرا برای باورهای آغازین (آفرینششناختی) است.
منبع: ویکیمدیا کامنز
۴. دره نیل، بهشتی در آفریقا
با توجه به سرسبزی و حاصلخیزیِ دره نیل و جایگاهِ مهمِ آن در تاریخِ باستان، بهآسانی میتوان دریافت که چرا این منطقه برای نظریهپردازی پیرامونِ مکانِ باغ عدن، گزینهای جذاب به شمار میآید.
در متونِ باستانی و سدههای میانه، رودِ نیل را با «گیحون» و «پیشون» مرتبط دانستهاند، در حالی که سرزمینِ «کوش»، چنانکه در سفر پیدایش آمده، با گیحون پیوند خورده است. سفر پیدایش بیان میدارد که گیحون تمامیِ سرزمینِ کوش را در بر میگیرد. ترجمه «کینگ جیمز» واژه «کوش» را «اتیوپی» ترجمه کرده و آن را مترادف با پادشاهیِ باستانیِ کوش دانسته که در جنوبِ مصر واقع بوده است. با این حال، دیگر ترجمههای کتاب مقدس به ابهامی در این میان اشاره دارند، چراکه «کوش» میتوانسته سرزمینی در میانرودان باشد.
این باور صرفاً یک ساخته اروپایی نیست. در سنتِ اتیوپیایی نیز، رود «آبای» (نیل آبی) همان گیحون شناخته میشود که پادشاهیِ پیشینِ «گوجام» را — که امروزه در خاکِ اتیوپی واقع است — دور میزند.
از منظرِ دیرینمردمشناسی، این نظریه با این واقعیت پشتیبانی میشود که سرچشمه نیلِ آبی در ارتفاعاتِ اتیوپی است؛ منطقهای که توسط «دره بزرگ کافت» (Great Rift Valley) به دو نیم شده و برخی از قدیمیترین سنگوارههای بشری در آن کشف شدهاند. بدینسان، منطقه شرقِ آفریقا غالباً به عنوان زادگاهِ گونه انسان شناخته میشود و همین امر، آن را به ویژگیِ علمیِ مؤیدی برای فرضیه باغ عدن بدل میکند. اگر نظریه «خروج از آفریقا» درست باشد، منطقی است که باغ عدن نیز در آنجا واقع بوده باشد.
البته، استدلالِ متقابلِ آشکار در برابرِ این دیدگاه آن است که دره نیل هیچ نزدیکیای به دجله و فرات ندارد. همچنین، کتاب مقدس بارها از نیل به نامِ خود یاد میکند و آن را «گیحون» نمیخواند.
منبع: گوگل ارث
۵. تبریز، عدن در ایران
دیوید رول، مورخ و باستانشناس، با رویکردی تازه به بررسی باغ عدن پرداخته و شواهدی ارائه کرده است که نشان میدهد مکانِ پیشینِ باغ عدن در شمال غربی ایران و در نزدیکی شهر تبریز واقع بوده است.
با یک ساعت رانندگی از این شهرِ صنعتی، درهای سرسبز و کوهستانی پدیدار میشود که با توصیف «گان عدن» (gan Eden) در کتاب مقدس — به معنای «باغِ محصور» یا «باغِ دیوارکشیشده» — همخوانی دارد. کوه سهند، آتشفشانی خاموش که بر این دره مشرف است، با «کوهِ خدا» در کتابِ حزقیال مطابقت دارد؛ همانجا که خداوند در میان «اخگرهای سوزان» جای داشت (حزقیال ۲۸: ۱۱-۱۹). رودی کوچک از فلاتِ سهند جاری است که در گویشِ محلی «آجیچای» نامیده میشود و با نامِ دره نیز همنام است. این منطقه، با وجودِ سرسبزیِ امروزیاش، هزاران سالِ پیش آبوهوایی گرمتر داشته است.
رول رودهای گیحون و پیشون را با رودخانههای ارس و «اویژون» (Uizhun) یکی میداند که هر دو به دریای خزر میریزند؛ امری که سرچشمه هر چهار رودخانه را در یک محدوده جغرافیاییِ واحد قرار میدهد. فراتر از آن، در سوی دیگرِ این دره، رشتهکوهِ «کوشهداغ» قرار دارد که در شمالِ دره واقع شده و با سرزمینِ «کوش» در سفرِ پیدایش مطابقت دارد.
رول همچنین سرزمینی را که قابیل پس از کشتنِ هابیل به آن تبعید شد، شناسایی کرده است؛ «نوغدیِ» بالا و پایین (Upper and Lower Noqdi) در شرقِ دره، با «سرزمینِ نود» (Nod) که در «شرقِ عدن» واقع بوده، پیوند میخورد. درمجموع، این شناساییها استدلالی درخورِ تأمل و قانعکننده فراهم میآورند.
منبع: موزه هنر آمریکایی آمون کارتر/ویکیمدیا کامنز
کشفِ مکانِ باغ عدن شاید بتواند آرزوی دیرینه انسان برای پیوند با گذشته را برآورده سازد و در این مسیر، رازهایی را نیز آشکار کند. با این حال، از حیثِ پیامدهای اخلاقیِ داستانِ نافرمانی و از دست دادن، تفاوتِ چندانی ایجاد نمیکند. چه باغ عدن به عنوان مکانی عینی وجود داشته باشد و چه نداشته باشد، همچنان بهمثابه نمادی الهیاتی حضور دارد و آموزههایی دربارهی کمال و سقوط از فیض را بازمیتاباند.
نویسنده: گرگ بایر؛ کارشناسی تاریخ و زبانشناسی، دیپلم روزنامهنگاری
منبع: www.thecollector.com
۲۵۹








نظر شما