یادداشت‌های ظریف درباره پذیرش قطعنامه ۵۹۸ کجاست؟

در سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸، شاید مهم‌ترین درس برای آینده، نه صرفاً بازخوانی چرایی پایان جنگ، بلکه توجه به حفظ اسناد و خاطرات تصمیم‌گیران آن دوران باشد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - ماهرخ ابراهیم‌پور: در مراسم رونمایی کتاب «جمال کمال» که تیرماه در روزنامه ایران برگزار شد، محمدجواد ظریف، وزیرامورخارجه اسبق طی سخنانی از یادداشت‌هایی سخن گفت که در زمان مذاکره برای قطعنامه ۵۹۸ یادداشت‌برداری کرده و بعد یادداشت‌ها را در اختیار مرحوم کمال خرازی قرار داده بود و حالا نشانی از آن یادداشت‌های به زعم ظریف غیرقابل انتشار نیست.

روایت‌های ناگفته جنگ

سخن گفتن از یادداشت‌هایی که بخشی از اسناد جنگ هشت‌ساله است و حالا سرنوشت‌شان نامعلوم است، این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند که آیا نباید سیاستمداران و دیپلمات‌ها بیش از پیش ضرورت آرشیو اسناد تاریخی را دریابند، اسنادی که شاید در نگاه آن‌ها در ابتدا شخصی باشد، اما پس از ثبت دیگر شخصی نیست و بخشی از اسناد تاریخی به شمار می‌آید. حالا باید پرسید چرا اسناد شخصی و یادداشت‌های سیاستمداران ایرانی کمتر به آرشیوهای عمومی سپرده می‌شود و این خلأ چه تأثیری بر مطالعه تاریخ جنگ ایران و عراق خواهد داشت؟ ظریف در این‌جا تأکید می‌کند که بخشی از یادداشت‌ها و خاطراتش به دلیل ملاحظات مختلف امکان انتشار ندارند؛ موضوعی که نشان می‌دهد بخش مهمی از حافظه سیاسی کشور همچنان در اختیار افراد باقی می‌ماند و به چرخه آرشیو ملی وارد نمی‌شود.

در بسیاری از کشورها، اسناد شخصی رؤسای جمهور، وزیران خارجه و فرماندهان نظامی پس از گذشت یک دوره زمانی مشخص به آرشیوهای ملی منتقل می‌شود. هرچند ممکن است بخشی از این اسناد برای حفظ امنیت ملی یا حریم خصوصی برای سال‌ها محرمانه بماند، اما اصل بر حفظ و طبقه‌بندی آن‌ها برای استفاده پژوهشگران آینده است. در ایران اما چنین سازوکار منسجم و فراگیری کمتر دیده می‌شود و بسیاری از یادداشت‌ها، مکاتبات و روایت‌های شخصی یا هرگز منتشر نمی‌شوند یا پس از درگذشت صاحبان آنها در معرض نابودی یا پراکندگی قرار می‌گیرند.

تصمیم‌های دشوار در پشت میز دیپلماسی

درباره جنگ ایران و عراق، این مسئله اهمیت دوچندان دارد. جنگ تنها در میدان نبرد رقم نخورد؛ بخش مهمی از آن در عرصه دیپلماسی، مذاکرات سازمان ملل، رایزنی با قدرت‌های جهانی و تصمیم‌گیری‌های داخلی شکل گرفت. پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ نیز محصول مجموعه‌ای از ملاحظات نظامی، اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی بود که بدون دسترسی به اسناد شخصی تصمیم‌گیران، تصویر کاملی از آن به دست نخواهد آمد. یادداشت‌های روزانه، مکاتبات غیررسمی و خاطرات ثبت‌نشده می‌توانند روند شکل‌گیری تصمیم‌ها، اختلاف‌نظرها و فضای ذهنی مسئولان را روشن کنند؛ اطلاعاتی که معمولاً در اسناد رسمی دولت بازتاب نمی‌یابد.

نبود این اسناد پیامدهای مهمی برای تاریخ‌نگاری دارد. نخست این‌که پژوهشگران ناچار می‌شوند بیش از حد به خاطرات شفاهی یا روایت‌های منتشرشده سال‌ها پس از وقوع رویدادها تکیه کنند؛ روایت‌هایی که ممکن است تحت تأثیر گذر زمان، ملاحظات سیاسی یا خطاهای حافظه قرار گرفته باشند. دوم آن‌که امکان مقایسه روایت‌های مختلف کاهش می‌یابد و ارزیابی دقیق تصمیم‌های کلیدی دشوارتر می‌شود. درنتیجه، برخی پرسش‌های تاریخی ممکن است برای دهه‌ها بی‌پاسخ باقی بمانند.

از دست رفتن بخشی از حافظه ملی

از سوی دیگر، آرشیو نشدن اسناد خصوصی به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه ملی است. این اسناد تنها متعلق به صاحبان آن‌ها نیستند، بلکه بخشی از میراث تاریخی کشوری هستند که یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های قرن بیستم را تجربه کرده است. همان‌گونه که اسناد دیپلماتیک بسیاری از کشورها پس از گذشت چند دهه در اختیار محققان قرار می‌گیرد، ایجاد سازوکاری برای حفظ، طبقه‌بندی و انتشار تدریجی اسناد سیاستمداران ایرانی نیز می‌تواند به غنای مطالعات تاریخی کمک کند؛ بدون آن‌که الزامی به انتشار فوری اسناد حساس وجود داشته باشد.

در سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸، شاید مهم‌ترین درس برای آینده، نه صرفاً بازخوانی چرایی پایان جنگ، بلکه توجه به حفظ اسناد و خاطرات تصمیم‌گیران آن دوران باشد. تاریخ زمانی دقیق‌تر نوشته می‌شود که همه صداها و همه اسناد، در زمان مناسب و با رعایت ملاحظات امنیتی و حقوقی، در دسترس پژوهشگران قرار گیرد. در غیر این صورت، بخش مهمی از واقعیت‌های جنگ ایران و عراق همچنان در حافظه افراد باقی خواهد ماند و با گذشت زمان، امکان بازسازی دقیق آن برای نسل‌های آینده دشوارتر خواهد شد.

۲۵۹

کد مطلب 2249608

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین