۰ نفر
۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۸
سانسور صدای منتخب ملت در صدا و سیما

آنچه امروز بیش از هر چیز انسجام ملی ما را خدشه‌دار می‌سازد، همین تصویر و قابی است که از ساحت سیاسی ایران به نمایش گذاشته می‌شود؛ تصویری سرشار از شکاف و ناکارآمدی که کارکردی جز بی‌تاب کردن جامعه...مروری بر صداهای بلند شده در این روزها نشان می‌دهد که چگونه برخی حتی به فرماندهان میدان و شورای عالی امنیت ملی -  یعنی دقیقا همان کانون‌های انسجام‌بخش ملت - تاختند و پیرامون رییس‌جمهوری که نگاه جامعه به او دوخته شده است، ابهام‌آفرینی کرده و حتی به طور باور نکردنی و عجیب، صدای منتخب ملت را در صدا و سیما سانسور کردند.

گروه اندیشه: دکتر علی ربیعی در روزنامه اعتماد یادداشتی نوشته با تیتر «دفاع از انسجام ساختاری تا تاب آوری اجتماعی». او در این یادداشت نتیجه اقدامات تفرقه انداز را ، ناامیدی و ناآرامی ذهنی و روانی جامعه و بی تاب سازی آن می داند. او برای مقابله با این وضعیت دو راه حل ارائه می دهد. این یادداشت را در ادامه می خوانید:

**** 

معتقدم در دورانی که درگیر و دار جنگی بی‌امان قرار داریم، بخش اعظمی از جامعه، به‌رغم تسلیم‌ناپذیری، در نوعی «تعلیق ذهنی» به سر می‌برند. در چنین شرایطی، نه بر اساس تحلیل‌های داده‌ای خام، بلکه بر مبنای شواهد قطعی و اظهارات صریح متجاوزان که امید به پیروزی بر ایران را صرفا در گروی ناآرامی‌های اجتماعی می‌دانند (و برای دستیابی به آن اقدام عملی نیز انجام داده‌اند)، اندکی فهم و عقلانیت حکم می‌کند که هر فعال سیاسی -  به‌ویژه صاحبان قدرت و تریبون - اگر دل در گروی ایران دارند، دو اقدام عقلی و بدیهی را در دستور کار قرار بدهند: 

نخست؛ حفظ و تحکیم انسجام داخلی: انسجام میان ارکان سیاسی، کارگزاران میدان، دیپلماسی و اقتصاد معیشت. نمایش این همبستگی ساختاری، تأثیری مستقیم بر انسجام بدنه جامعه دارد؛ چرا که دانش «شورش‌شناسی» و مطالعه ناآرامی‌ها به ما می‌آموزد که هرگاه جامعه احساس کند در سطوح بالا، تشتت، اختلاف و ناکارآمدی حاکم است، بستر برای طغیان در سطوح پایین مهیا می‌شود.

دوم؛ ایجاد و ارتقای رضایت اجتماعی: تأمل در تجربه‌های تاریخی جوامع درگیر جنگ و بحران نشان می‌دهد که افزایش رضایت عمومی در کنار تاب‌آوری معیشتی و افزایش تاب آوری اجتماعی، گشایش‌هایی که جامعه در طلب آنهاست، عدم مداخله و تحریک گروه‌های مختلف، پرهیز از دستکاری در مناسبات اجتماعی و همچنین صیانت از مرجعیت هر فرد یا گروه مرجعی که می‌تواند ذهن، چشم و گوش جامعه را به داخل معطوف نگاه دارد، شروط حیاتی مدیریت عقلانی در این وضعیت اضطراری است.

زنگ خطر برای انسجام ملی- با این حال، نگاهی به رفتار برخی جریان‌ها در بازه زمانی تجاوز دشمن به خاک کشور نشان می‌دهد که چگونه درست در خلاف جهت این دو سیاست راهبردی حرکت می‌کنند! اتفاقا این رفتارها، شاخص، معیار و ملاکی دقیق برای تشخیص این حقیقت است که چه کسانی حقیقتا در پی پیروزی ملت هستند و چه کسانی - خواسته یا ناخواسته ـ ناکامی ایران عزیز را دنبال می‌کنند.

مروری بر صداهای بلند شده در این روزها نشان می‌دهد که چگونه برخی حتی به فرماندهان میدان و شورای عالی امنیت ملی -  یعنی دقیقا همان کانون‌های انسجام‌بخش ملت - تاختند و پیرامون رییس‌جمهوری که نگاه جامعه به او دوخته شده است، ابهام‌آفرینی کرده و حتی به طور باور نکردنی و عجیب، صدای منتخب ملت را در صدا و سیما سانسور کردند.

این جریان در سهم‌خواهی و تخریب چنان بی‌محابا پیش می‌رود که از یک‌سو متجاوزان را دلخوش کرده و از سوی دیگر، رویافروشان وطن‌فروش را که سودای شورش در سر دارند، امیدوار ساخته. از طرفی دیگر، جریان اصلی رسانه‌ای در کشور، شخصیت‌های مرجع و اجتماعی را که می‌توانند نقش میانجی را میان حاکمیت و بخشی از جامعه ایفا کنند، با اتهاماتی زشت و ناروا به حاشیه می‌راند، گاهی من تردید می‌کنم که برای کدام جامعه و با چه شرایطی دارند برنامه‌سازی ومهندسی می‌کنند.

گویی به هر بهانه‌ای، عرصه بر شادی، تفریح و نشاط اجتماعی تنگ‌تر شده و بستن‌های سلیقه‌ای و تحدیدهای بی‌ضابطه اعمال می‌شود. آنچه امروز بیش از هر چیز انسجام ملی ما را خدشه‌دار می‌سازد، همین تصویر و قابی است که از ساحت سیاسی ایران به نمایش گذاشته می‌شود؛ تصویری سرشار از شکاف و ناکارآمدی که کارکردی جز بی‌تاب کردن جامعه، ایجاد ناآرامی‌های ذهنی روانی آن ندارد. به اعتقاد من دو شیوه اقدام پیش گفته ملاک و معیاری است برای هرکس که ادعایی برای عبور به سلامت ایران از این دوران پر مخاطره دارد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2251463

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =

آخرین اخبار