هرچه صیاد به خلبان‌ها می‌گفت شلیک کنید گوش نمی‌کردند!/ عملیات مرصاد از زبان همرزم شهید صیاد شیرازی

به من هم خبر دادند که به فرودگاه بروم. وقتی من به عنوان افسر عملیات به فرودگاه مهرآباد رسیدم، صیاد آن‌جا قدم می‌زد و منتظر رسیدن فرماندهان سپاه بود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سال گذشته در چنین روزی و در آستانه سالروز عملیات «مرصاد»، یکی از همراهان نزدیک شهید علی صیاد شیرازی در گفت‌وگویی با خبرآنلاین ناگفته‌هایی از آخرین نبرد بزرگ دفاع مقدس را روایت کرد؛ عملیاتی که به شکست سنگین سازمان مجاهدین خلق و فروپاشی رؤیای «فروغ جاویدان» انجامید. این راوی که به دلایل امنیتی نخواسته نامش فاش شود، مرصاد را نقطه پایان یک توهم بزرگ می‌داند: تصور تصرف تهران در ۳۳ ساعت با اتکا به پشتیبانی ارتش بعث عراق.

به گفته او، پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و هم‌زمان با تمرکز فرماندهان ایرانی بر حملات عراق در جبهه جنوب، منافقین با حمایت توپخانه و نیروی هوایی عراق از مرز خسروی وارد کشور شدند و با عبور از کرند و اسلام‌آباد غرب، دست به جنایت‌هایی هولناک زدند؛ از جمله به رگبار بستن نیروهای ایرانی و بیماران بیمارستان اسلام‌آباد.

راوی این گفت‌وگو تأکید می‌کند که با روشن شدن ماهیت نیروهای مهاجم، فرماندهی عملیات به شهید صیاد شیرازی سپرده شد؛ فرمانده‌ای که به دلیل شناخت دقیق منطقه، تجربه میدانی و توان بالای هماهنگ‌سازی ارتش، سپاه و هوانیروز، نقشی تعیین‌کننده در توقف و انهدام ستون منافقین ایفا کرد. به گفته او، یکی از لحظات سرنوشت‌ساز عملیات زمانی بود که برخی خلبانان به دلیل ایرانی بودن نیروهای مقابل، در اجرای آتش تردید داشتند، اما سخنان صریح صیاد شیرازی درباره خیانت و جنایت منافقین، آنان را برای آغاز حمله مصمم کرد. «بالای ستون منافقین رسیدیم و تیمسار دستور آتش داد؛ ولی در کمال تعجب، خلبان‌ها شلیک نکردند. هرچه صیاد می‌گفت بزنید، گوش نمی‌کردند. چه خبر شده بود؟ به دستور تیمسار همه بالگردهای تیم آتش فرود آمدند و همگی پیاده شدند. تیمسار همه را جمع کرد و پرسید: «پس چرا اجرای دستور نمی‌کنید؟...  معلوم شد خلبان‌ها به خاطر ایرانی بودن منافقین، تردید کرده‌اند. گفتند: «تیمسار، این‌ها پرچم ایران دارند، ایرانی هستند و ما سخت‌مان است که ایرانی‌ها را بزنیم.»

صیاد شروع به صحبت کرد. از عملیات‌هایی که این منافقین در چند ماه اخیر علیه ایران انجام داده بودند، از همدستی‌شان با بعثی‌ها گفت و از جنایات‌شان در کشتار نیروها و بخصوص مردم ایران. در آخر گفت: «حالا چی؟ حالا هم این‌ها را هم‌وطن خودتان حساب می‌کنید؟»

توی همین حرف‌ها بودیم و هنوز کسی جواب نداده بود که یک‌دفعه یک گلوله خمپاره نزدیک بالگردها منفجر شد. اگر کمی جلوتر خورده بود، تمام بالگردها از بین می‌رفتند. انفجار این خمپاره در وسط این صحبت‌ها، انگار مهر تاییدی بود بر صحبت‌های تیمسار صیادشیرازی. یکی از خلبان‌ها که کرمانشاهی هم بود، با حرارت فریاد زد: «به علی الان حساب‌شان را می‌رسم.» و همگی خلبان‌ها به‌سرعت به سمت بالگردها دویدند.»

با اجرای آتش سنگین هوانیروز و نیروی هوایی در پنجم مرداد ۱۳۶۷، ستون منافقین در چهارزبر و حسن‌آباد درهم شکست و راه عقب‌نشینی آنان نیز بسته شد. این شاهد عینی، عملیات مرصاد را صحنه وحدت کم‌نظیر نیروهای مسلح و مردم ایران می‌داند؛ وحدتی که به گفته او، بار دیگر نشان داد در بزنگاه‌های تاریخی، پیوند ملت و نیروهای مدافع کشور می‌تواند پیچیده‌ترین طرح‌های دشمن را ناکام بگذارد.

متن کامل این گفت‌وگو را از این‌جا بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2251714

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین