عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا

دوستی بین ماری کوری و آلبرت انیشتین (دو فیزیک‌دان برجسته) با نامه‌ای آغاز شد که انیشتین در سال ۱۹۱۱ به کوری نوشت؛ یعنی در دورانی که کوری با بحران‌های شخصی و حرفه‌ای بزرگی در زندگی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ وقتی با چهره‌های مشهور تاریخی آشنا می‌شویم، اغلب نام همسر، رقیب یا همکاران‌شان به گوش‌مان می‌خورد، اما کمتر پیش می‌آید چیزی درباره دوستان آن‌ها بشنویم. با این وجود، مسیر زندگی افراد سرشناس معمولاً با هم تلاقی پیدا می‌کند؛ حتی اگر هرکدام به دلایل متفاوتی در جامعه شناخته‌شده باشند و از نظر جغرافیایی نیز به هم نزدیک نباشند. همین موضوع گاهی زمینه‌ساز شکل‌گیری دوستی‌های دور از انتظاری می‌شود. در ادامه به ۶ نمونه از این زوج‌های معروف اشاره می‌کنیم که احتمالاً نمی‌دانستید با هم دوست بوده‌اند.

ماری کوری و آلبرت انیشتین

دوستی بین ماری کوری و آلبرت اینشتین (دو فیزیک‌دان برجسته) با نامه‌ای آغاز شد که اینشتین در سال ۱۹۱۱ به کوری نوشت؛ یعنی در دورانی که کوری با بحران‌های شخصی و حرفه‌ای بزرگی در زندگی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کرد. ابتدا، کوری در آکادمی معتبر علوم فرانسه پذیرفته نشد. سپس، شایعه شد که او با یکی از همکاران متأهل و جوان‌تر از خود رابطه پنهانی دارد و همین امر افکار عمومی را علیه او برانگیخت. انیشتین در نامه‌اش با کلمات خود از او حمایت کرد که همین موضوع زمینه‌ساز یک دوستی صمیمانه شد.

مایکل گرین، رئیس دپارتمان تاریخ در دانشگاه نوادا در لاس‌وگاس، می‌گوید: «اینشتین زمانی به او نامه نوشت که کوری به خاطر مسائل شخصی‌اش با یک رسوایی مواجه شده بود، و از آن‌جا که کوری زنی در یک دنیای مردسالار بود، طبیعتاً از این اقدام اینشتین بسیار قدردانی کرد.» علاوه بر این، به گفته نری کارا سیلامان، استاد مدرسه کسب‌وکار «سعید» در دانشگاه آکسفورد، کوری و اینشتین هر دو به‌خوبی درک می‌کردند که مهاجر و غریبه بودن چه معنایی دارد.

او توضیح می‌دهد: «کوری یک مهاجر لهستانی در فرانسه بود؛ زنی در حوزه‌ای که حتی حضور او را در آن‌جا نمی‌خواستند. اینشتین نیز یک یهودی بود و در جست‌وجوی مکانی که در آن هم امنیت داشته باشد و هم جدی گرفته شود، دائماً در حال عبور از مرزهای مختلف بود.»

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
هنری فورد (چپ) در حال پچ‌پچ کردن با توماس ادیسون در مراسم پنجاهمین
سالگرد اختراع لامپ رشته‌ای ادیسون در گرینفیلد ویلج، میشیگان، اکتبر ۱۹۲۱

توماس ادیسون و هنری فورد

توماس ادیسون اولین بار هنری فورد ۳۳ ساله را در سال ۱۸۹۶ در یکی از جلسات «انجمن شرکت‌های روشنایی ادیسون» در بروکلینِ نیویورک ملاقات کرد؛ زمانی که خودش ۴۹ ساله بود. ادیسون که یکی از مشهورترین مخترعان جهان بود، قهرمان دوران کودکی فورد محسوب می‌شد. این صنعتگر (فورد) با خود دوربینی به کنفرانس آورده بود تا چند عکس از اسطوره زندگی‌اش بگیرد.

این دو در طول سال‌ها با هم نامه‌نگاری کرده و تولد یکدیگر را تبریک می‌گفتند. آن‌ها در سال ۱۹۱۵ با هم به «نمایشگاه بین‌المللی پاناما-پاسیفیک» سفر کردند و بین سال‌های ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۴ سفرهای کمپینگ سالانه‌ای را به همراه هاروی فایراستون (بنیان‌گذار شرکت لاستیک و تایر فایراستون) و جان باروزِ طبیعت‌گرا تجربه کردند. در سال ۱۹۱۶، هنری و کلارا فورد ملکی به نام «منگوز» (The Mangoes) را در فورت مایرز فلوریدا که دقیقاً چسبیده به خانه زمستانی ادیسون بود، خریداری کردند. گرین می‌گوید: «فورد، ادیسون را می‌پرستید. وقتی این دو با هم ملاقات کردند، مجذوب یکدیگر شدند. هر دو نوآور و به‌شدت صاحب‌نظر بودند، اما آن‌قدر در زمینه تجارت اشتراکات داشتند که دوستی‌شان به‌خوبی شکل گرفت.»

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
فردریک داگلاسِ مبارز لغو برده‌داری و سوزان بی. آنتونیِ فعال حق رأی زنان

فردریک داگلاس و سوزان بی. آنتونی

سال‌ها، فردریک داگلاس (مبارز لغو برده‌داری) و سوزان بی. آنتونی (فعال حق رأی زنان) برای حق رأی همگانی و لغو برده‌داری مبارزات انتخاباتی انجام دادند و با هم دوست شدند. اگرچه آن‌ها در سال ۱۸۴۹ در روچستر با هم آشنا شدند، اما آنتونی به دلیل حضور داگلاس در کنوانسیون‌های حقوق زنان و همچنین دوستی او با پدرش، از قبل او را می‌شناخت.

با این حال، در اواخر دهه ۱۸۶۰ شکافی در دوستی و رابطه کاری آن‌ها به وجود آمد؛ زمانی که داگلاس از متمم پانزدهم قانون اساسی که به مردان سیاه‌پوست حق رأی می‌داد حمایت کرد، در حالی که آنتونی پافشاری می‌کرد متممی تصویب شود که به تمام مردان و تمام زنان به‌ طور هم‌زمان حق رأی بدهد.

پس از تصویب متمم پانزدهم در سال ۱۸۷۰، داگلاس فعالیت‌های خود را برای حق رأی زنان از سر گرفت و دوستی‌اش با آنتونی نیز دوباره برقرار شد. داگلاس هر زمان که به روچستر می‌رفت به دیدن آنتونی می‌شتافت و آنتونی نیز در سفرهایش به واشینگتن دی‌سی با او دیدار می‌کرد. گرین می‌گوید: «داگلاس و آنتونی هر دو اصلاح‌طلب بودند و به اصلاحات خود تعهد داشتند. آن‌ها چه به صورت فردی و چه در کنار هم، نیروهای بسیار قدرتمندی بودند.»

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
مارک تواین نویسنده و نیکولا تسلا مخترع

مارک تواین و نیکولا تسلا

ساموئل ال. کلمنز، که بیشتر با نام مستعارش «مارک تواین» شناخته می‌شود، در تمام طول عمرش شیفته فناوری و اختراعات بود. همین موضوع او را به سمت نیکولا تسلا، مخترع صرب‌تبار که در سال ۱۸۸۵ از کرواسی به نیویورک مهاجرت کرده بود، جذب کرد. در سال ۱۸۸۸، حتی قبل از اینکه دوستی آن‌ها شکل بگیرد، تواین نوشت که موتور جریان متناوب تسلا «کل تجارت برق جهان را متحول خواهد کرد.» از سوی دیگر، تسلا نیز از کودکی از طرفداران نوشته‌های تواین بود و حتی گفته بود کتاب‌های تواین به «بهبود معجزه‌آسای» او در دورانی که در بستر بیماری بوده، کمک شایانی کرده است.

گرین می‌گوید: «تسلا عاشق نوشته‌های تواین بود و تواین شیفته فناوری؛ علاقه‌ای که احتمالاً ریشه در دوران کودکی او داشت و همچنین زمانی که او به‌عنوان یک روزنامه‌نگار در منطقه معدنی 'کامستاک لود' در نوادا - که کانون نوآوری‌های معدن‌کاوی بود - با نام مارک تواین شروع به کار کرد.»

این دو در دهه ۱۸۹۰ با یکدیگر دوست شدند و تواین به آزمایشگاه تسلا در خیابان پنجم نیویورک رفت‌وآمد می‌کرد و حتی گاهی در برخی از آزمایش‌های دوستش مشارکت داشت. از جمله این موارد، عکسی بود که تسلا در ژانویه ۱۸۹۴ با نور فسفرسانسِ جدید خود از تواین گرفت. تسلا و تواین دوستی خود را از طریق نامه‌نگاری ادامه دادند و زمانی که در یک شهر نبودند با هم مکاتبه می‌کردند. تواین حتی تسلا را به عروسی دخترش در سال ۱۹۰۹ دعوت کرد.

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
هلن کلر نویسنده و الکساندر گراهام بل مخترع

هلن کلر و الکساندر گراهام بل

اگرچه الکساندر گراهام بل، مخترع و دانشمند اسکاتلندی-آمریکایی متولد کانادا، بیشتر به خاطر اختراع تلفن شناخته می‌شود، اما بخش زیادی از وقت خود را نیز صرف تلاش برای بهبود زندگی افراد ناشنوا و کم‌شنوا کرد؛ به‌ویژه در زمینه آموزش کودکان ناشنوا. ناشنوایی، زندگی شخصی بل را نیز تحت تأثیر قرار داده بود: مادرش کم‌شنوا بود و همسرش، میبل هابرد بل، ناشنوا بود اما در لب‌خوانی مهارت بالایی داشت.

هلن کلر و بل در سال ۱۸۸۶ با هم آشنا شدند؛ زمانی که کلر ۶ ساله و بل ۳۹ ساله بود. کلر که هم ناشنوا و هم نابینا بود، برای برقراری ارتباط با مشکلات زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. بل او را به مدرسه نابینایان پرکینز در بوستون معرفی کرد و مقدمات ملاقات کلر با معلم آینده و همراه همیشگی‌اش، یعنی «آن سالیوان» را فراهم کرد.

گرین می‌گوید: «بل با افراد کم‌شنوا کار کرده بود و درواقع او بود که آنی سالیوان را به خانواده کلر معرفی کرد.» کلر از کمک‌های بل بسیار سپاس‌گزار بود و این دو دوستی صمیمانه‌ای با هم پیدا کردند، به دیدار هم می‌رفتند و حتی در رویدادهایی مانند نمایشگاه جهانی کلمبیای شیکاگو در سال ۱۸۹۳ با هم شرکت کردند. بل همچنین هزینه تحصیل کلر در دانشگاه را پرداخت کرد و کلر توانست با کسب درجه افتخار از کالج رادکلیف فارغ‌التحصیل شود و به اولین فرد ناشنوا-نابینایی تبدیل شود که مدرک لیسانس دریافت کرده است. کلر و بل دوستی خود را تا زمان مرگ بل در سال ۱۹۲۲ حفظ کردند.

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
آملیا ارهارت خلبان و النور روزولت بانوی اول، در رویداد انجمن نشنال جئوگرافیک در ۲ مارس ۱۹۳۵

آملیا ارهارت و النور روزولت
آملیا ارهارت (خلبان) و النور روزولت (بانوی اول آمریکا)، نه‌تنها دو نفر از شناخته‌شده‌ترین زنان دهه ۱۹۳۰ بودند، بلکه با هم دوست نیز بودند. گرین می‌گوید: «در دورانی که غالباً از زنان انتظار می‌رفت فقط دیده شوند و صدای‌شان شنیده نشود، این دو، زنانی به‌شدت فعال در عرصه عمومی بودند.» هر دو متعهد به ارتقای جایگاه زنان در جامعه بودند و کار یکدیگر را تحسین می‌کردند.

این دو در ضیافت شامی در کاخ سفید در ۲۰ آوریل ۱۹۳۳ [۳۱ فروردین ۱۳۱۲] با هم آشنا شدند. گرین می‌گوید: «النور عاشق هواپیما بود و یک شب در ضیافت کاخ سفید، آن‌ها یواشکی از مراسم جیم شدند تا ارهارت بتواند او را به پرواز ببرد.» روزولت چنان تحت تأثیر ارهارت قرار گرفت که تصمیم گرفت گواهی‌نامه خلبانی خود را بگیرد. ارهارت حتی به او پیشنهاد داد که به او آموزش پرواز بدهد؛ اما سرویس مخفی و رئیس‌جمهور فرانکلین دی. روزولت جلوی برنامه‌های آن‌ها را گرفتند. بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۷ (سال آخرین پرواز ارهارت)، ارهارت به‌ طور مرتب به دیدن روزولت در کاخ سفید می‌رفت و در اهداف و برنامه‌های بانوی اول، ازجمله بهبود زندگی زنان شاغل و ترویج صلح جهانی، مشارکت می‌کرد.

منبع: history.com

۲۵۹

کد مطلب 2254762

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 9 =

آخرین اخبار