گروه اندیشه: سیدامیر منصوری دانشیار دانشکدگان هنرهای زیبا و معماری دانشگاه تهران، در گفت و گویی که روزنامه شرق با او انجام داده، با اشاره به بمباران نمادها توسط آمریکا و اسراییل تاکید می کند که دشمنان ایران «نمادها را می زنند تا حافظه ایران را هدف بگیرند». این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
حمله به برجها، پلها و دیگر نمادهای شهری فقط تخریب چند سازه نیست. امیر منصوری، استاد دانشگاه تهران، معتقد است الگوی حملات پس از آتشبس تغییر کرده و اکنون آنچه بیش از هر چیز هدف قرار گرفته نه ساختمانها، بلکه حافظه تاریخی، هویت مشترک و پیوندهای فرهنگی جامعه ایران است. به گفته او، جنگ امروز بیش از آنکه علیه زیرساختها باشد تلاشی برای تضعیف معناهای مشترکی است که یک ملت را به جامعهای واحد تبدیل میکند.
رئیس پژوهشکده معماری و شهرسازی نظر در گفتوگو با روزنامه شرق با اشاره به علت حملات اخیر آمریکا به نمادهای شهری نظیر برج دیدبانی دریایی چابهار و پل بی-یک کرج گفت: در مرحله نخست جنگ، پس از حمله اولیه آمریکا که به شهادت جمعی از فرماندهان و چهرههای سیاسی و نظامی انجامید، انتخاب اهداف عمدتا با رویکرد سیاسی و نظامی صورت میگرفت. تلاش بر این بود افرادی حذف شوند که از نظر سیاسی و نظامی نقش اثرگذاری داشتند و این روند تا زمان آتشبس ادامه پیدا کرد.
پس از آتشبس، الگوی حملات تغییر کرد. به نظر میرسد دیگر ترور شخصیتهای سیاسی و نظامی یا حتی افزایش تلفات انسانی در اولویت قرار ندارد. اکنون دو دسته هدف بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند؛ نخست نمادهای ملی و دوم زیرساختهایی که اهمیت کارکردی در مقیاس محلی یا منطقهای دارند.
او ادامه داد: درباره علت انتخاب برخی زیرساختها هنوز میان نظریهپردازان جنگ و سیاست اتفاق نظر وجود ندارد. تحلیلهایی مانند زمینهسازی برای عملیات زمینی، تضعیف جنوب کشور یا ایجاد شرایط برای اقدامات بعدی مطرح میشود، اما هنوز این بخش در حد تحلیل است. آنچه بیشتر جلب توجه میکند، حمله به نمادهای ملی است؛ نمادهایی مانند برج دیدبانی چابهار یا برخی پلها که صرفا یک سازه عمرانی نیستند، بلکه حامل معنا برای جامعه هستند.
منصوری با بیان اینکه نماد با یک نشانه معمولی تفاوت دارد، گفت: نشانه زمانی به نماد تبدیل میشود که نسلهای مختلف آن را با معناهای گوناگون درک کنند. برای مثال، اگر تصویر سرو را در پوستر یک شهید ببینیم، آن را نماد مقاومت میدانیم و اگر همان سرو در کنار یک غزل عاشقانه قرار بگیرد، معنای عشق و عاطفه را تداعی میکند. بنابراین سرو دیگر فقط یک درخت نیست، بلکه به حوزهای از معناهای مشترک و چندلایه تبدیل شده است. به همین دلیل، وقتی نمادهای یک ملت هدف قرار میگیرند، در واقع معناهای مشترک آن جامعه هدف قرار گرفتهاند. گویی بهجای بمباران مستقیم مردم، عناصر مشترکی که خاطره، هویت و ارزشهای آنان را نمایندگی میکنند، مورد حمله قرار میگیرند.
استاد دانشگاه تهران همچنین گفت: برج دیدبانی چابهار برای کارکنان نیروی دریایی یا سازمان بنادر یک ساختمان با کارکرد مشخص بود که در صورت لزوم میتوانست جایگزین شود، اما برای مردم چابهار و همه کسانی که آن شهر را تجربه کردهاند، این برج نماد حضور، اقتدار، سیادت و توانایی ملت ایران در سواحل جنوبی کشور بود. از این رو، تخریب آن بیش از آنکه نابودی یک زیرساخت باشد، حمله به یک نماد ملی است.
رئیس پژوهشکده نظر با اشاره به برخی روایتسازیها درباره جنوب ایران گفت: تلاش برای ساختن معناهای جعلی درباره جنوب، در تقابل با خاطره مشترکی قرار میگیرد که ایرانیان از این بخش از سرزمین خود دارند. در ذهن جامعه ایرانی، چابهار و سواحل جنوبی، دروازههای ایران هستند. دروازه هیچگاه مستقل از سرزمین معنا ندارد، همانگونه که بندر، فرودگاه یا مرز نیز فقط در نسبت با یک کشور معنا پیدا میکنند. اگر ایران نباشد، جنوب نیز معنای خود را از دست میدهد، زیرا جنوب بخشی از کلیت ایران است و هویتش را از این پیوند میگیرد.
هدف قراردادن نمادهای ملی و تلاش برای تغییر معناهای مشترک، نشان میدهد مخاطب این حملات فقط یک ساختمان یا یک تأسیسات نیست، بلکه موجودیتی به نام جامعه ایران هدف قرار گرفته است. اگر به هر دلیل، از جمله محاسبات سیاسی و منفعتطلبانه، امکان حمله مستقیم و گسترده به جامعه وجود نداشته باشد، میتوان هویت، حافظه تاریخی و عناصر مشترک آن جامعه را هدف قرار داد. حمله به نمادها در واقع تلاشی برای تضعیف پیوندهایی است که افراد یک جامعه را به یکدیگر متصل میکند.
او افزود: برای توضیح این موضوع میتوان زبان را مثال زد. تصور کنید ناگهان صد واژه از زبان فارسی حذف شود. هر زمان که بخواهیم مفهومی را با آن واژهها بیان کنیم، دچار اختلال میشویم. حذف نمادهای مشترک نیز همین اثر را بر حافظه و هویت جمعی میگذارد و بخشی از امکان درک و بیان مشترک جامعه را از بین میبرد. بنابراین نباید تخریب یک بنا را صرفا نابودی یک ساختمان دانست، بلکه باید آن را حمله به خاطره، فهم و معناهای مشترکی تلقی کرد که در ذهن یک ملت شکل گرفته است.
منصوری هدف نهایی چنین رویکردی را برهمزدن موجودیت واحد ملت ایران میداند و میگوید: تفاوت بزرگی میان «یک ایران ۹۰میلیونی» و «۹۰ میلیون ایرانی منفرد» وجود دارد. جامعهای که زبان مشترک، تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک، خاطره مشترک و نمادهای مشترک دارد، میتواند از خود دفاع کند، اما اگر این پیوندها تضعیف شوند، افراد به مجموعهای پراکنده تبدیل میشوند که توان ایستادگی جمعی را از دست میدهند. آنچه یک ملت را از مجموعهای از افراد متمایز میکند، همین عناصر مشترک است؛ زبان، فرهنگ، حافظه تاریخی، نمادها و ارزشهایی که میلیونها نفر را به یک جامعه واحد تبدیل میکند و به آن قدرت عمل جمعی میبخشد.
۲۱۶۲۱۶







نظر شما