ریحانه اسکندری: جوی ساتلیف سندرز، دانشیار پژوهش ادبیات کودک در دانشگاه کمبریج، در تحلیلی درباره سریال محبوب «تد لاسو» مینویسد که پخش فصل چهارم این مجموعه کمدیدرام محصول اپل تیوی، بار دیگر توجه مخاطبان را به درامهای انسانی جلب کرده است؛ فصلی که این بار هدایت یک تیم فوتبال زنان را در محوریت داستان خود قرار داده است. این پژوهشگر توضیح میدهد که به عنوان یک محقق ادبیات داستانی، جدی گرفتن مجموعههای تلویزیونی برای او موضوع تازهای نیست، اما کمتر سریالی توانسته تا این اندازه ذهن او را به خود مشغول کند. او اشاره میکند که پس از چند بار تماشای مجدد این اثر، متوجه شد که شالوده اصلی تد لاسو در واقع بر الگوی کلاسیک داستانهای دختران یتیم بنا شده است.
این متخصص ادبیات کودک میگوید روایت اصلی درباره مردی از یک خانواده از هم پاشیدهشده است که همه چیز را رها کرده و به محیطی بیگانه و ناآشنا در انگلستان میآید. اگرچه انتصاب اولیه او بخشی از یک نقشه برای به شکست کشاندن باشگاه ریچموند بود، اما این مربی نه تنها باشگاه را دگرگون میکند، بلکه اطرافیانش را هم مجذوب فلسفه مهربانی، عشق و مثبتگرایی خود میسازد؛ الگویی که کاملاً منطبق بر رمانهای کلاسیک یتیممحور است.
پیوند ادبیات کلاسیک با درامهای مدرن تلویزیونی
به گفته سندرز، رمانهای دختران یتیم از شاخصترین آثار ادبی اواسط سده نوزدهم تا ابتدای سده بیستم در آمریکای شمالی هستند که از نمونههای برجسته آنها میتوان به «پالیانا» نوشته النور پورتر در سال ۱۹۱۳ و «آن در گرین گیبلز» نوشته لوسی مود مونتگمری در سال ۱۹۰۸ اشاره کرد. او تشریح میکند که الگوی ثابت این داستانها ورود دختر یتیمی به یک محیط ناآشناست که در نهایت اطرافیانش را به سمت بهبودی اخلاقی دگرگون میکند و اگر عبارت دختر یتیم با یک مربی ورزشی میانسال جایگزین شود، دقیقاً با ساختار تد لاسو روبرو میشویم.
این پژوهشگر معتقد است مقایسه تد لاسو با این آثار، ابعاد تازهای از موضوعات سریال، بهویژه مسئله چالشهای پدری را آشکار میسازد. او یادآور میشود که چندین شخصیت داستان، بهویژه خود تد با بازی جیسون سودیکیس، با روابط پیجیده و پنهان پدری دستوپنجه نرم میکنند که این موضوع دقیقاً در مرکز توجه داستانهای دختران یتیم با پدران غایب قرار دارد. همچنین به باور او، عادت تد در یافتن نکات مثبت در سختترین شرایط، یادآور «بازی خوشحالی» پالیانا است؛ روشی که او از پدرش آموخته تا به یاد و خاطره او وفادار بماند.
بازی خوشحالی و لایههای پنهان تروما
این دانشیار دانشگاه کمبریج در ادامه تحلیل خود اشاره میکند که مفهوم «بازی خوشحالی» در اقتباس سینمایی سال ۱۹۶۰ پالیانا، خصلتی پیچیده دارد و میتواند به عنوان یک انحراف عاطفی برای پنهان کردن رنج و اندوه در زیر لایهای از مثبتگرایی اجباری عمل کند. سندرز معتقد است این تنش روانی در فصل دوم سریال تد لاسو به اوج میرسد؛ جایی که شخصیت اصلی باید پیش از پراکندن حس امید در میان دیگران، با خشم و رنج ناشی از خودکشی پدرش روبرو شود. از نگاه این محقق، اثر تنها درباره نقش پدران نیست، بلکه مواجهه با سوگ و همزیستی دشوار عشق و کینهتوزی را روایت میکند.
او همچنین به مفهوم «ترغیب اخلاقی» در رمانهای کلاسیک اشاره دارد؛ باوری که میگوید محبت خالصانه میتواند رفتار دیگران را تغییر دهد. نویسندگان قدیمی نگران بودند که این ویژگی نوعی دستکاری عاطفی به نظر برسد؛ بنابراین شخصیتهایی مانند آن شرلی بدون تلاش عمدی و تنها با رفتارهای طبیعی خود مانند خندیدن یا عملکرد ضعیف در دعا کردن، بر اطرافیان تأثیر میگذاشتند.
دستکاری عاطفی، قدرت و چالشهای نژادی
به عقیده این استاد دانشگاه، تد لاسو برخلاف شخصیتهای کلاسیک، به طور آگاهانه برای تغییر دیگران تلاش میکند. او میگوید به عنوان یک مربی، وظیفه حرفهای تد هدایت احساسات دیگران برای گرفتن بهترین نتیجه است، همانطور که در رابطه او با روی کنت با بازی برت گلدستین مشهود است. سریال نشان میدهد ترغیب اخلاقی میتواند ابزاری برای اعمال قدرت باشد، به شرطی که فرد را به نسخه بهتری از خودش تبدیل کند.
سندرز در بخش دیگری از مقاله خود به این واقعیت تاریخی اشاره میکند که اگرچه جذبه عاطفی دختران یتیم از بیگانه بودن آنها ناشی میشد، اما آنها دخترانی سفیدپوست و مسیحی در جوامعی بودند که سایر گروهها را به شدت به حاشیه میراندند. او تأکید میکند سریال این حقیقت را از طریق شخصیت سام اوبیسانیا به تصویر میکشد؛ جایی که سام پس از تخریب رستورانش ابعاد متفاوتی از رفتار با بازیکنان سیاهپوست را توضیح میدهد. از نگاه این پژوهشگر، تد و سام هر دو بیگانه هستند، اما تد نمیتواند دائماً معمار حس تعلق سام باشد، زیرا این دو، بیگانگانی از دو جنس و ریشه متفاوت محسوب میشوند.
پیام مهربانی در جهان واقعی
نویسنده مقاله در پایان تاکید دارد قرار دادن تد لاسو در سنت رمانهای دختران یتیم، ما را به تفکر عمیقتر درباره علل حیات دوباره کتابهای قدیمی دعوت میکند. او به نامهای تأثربرانگیز اشاره میکند که چندی پیش از سوی یک دانشجو دریافت کرده و در آن استاد با تد مقایسه شده بود. این پژوهشگر ابراز امیدواری میکند که شباهت به شخصیتهایی چون تد، پالیانا، آن شرلی یا امیلی در نیومون بتواند به گسترش مهربانی بیشتر در جامعه کمک کند؛ داستانهایی که به تعبیر او رویاهایی خیالی هستند، اما همه ما تمایل داریم رنگ واقعیت به خود بگیرند.
درباره این سریال
سریال «تد لاسو» (Ted Lasso) یکی از موفقترین و پرمخاطبترین مجموعههای کمدی-درام سالهای اخیر است که توسط اپل تیوی پلاس ساخته و پخش شده است. داستان این سریال درباره یک مربی متمایز و مفرطاً خوشبین فوتبال آمریکایی به نام تد لاسو (با بازی درخشان جیسون سودیکیس) است که ناگهان برای مربیگری یک تیم فوتبال حرفهای در لیگ برتر انگلستان به نام «ایافسی ریچموند» استخدام میشود؛ در حالی که هیچ سنخیت و شناختی با فوتبال واقعی (سوکر) ندارد.
اگرچه این انتصاب در ابتدا با نیت کینهتوزانه مالک جدید باشگاه، ربکا ولتون (هانا وادینگهام)، برای زمین زدن تیم انجام گرفته بود، اما شخصیت گرم، فلسفه مهربانی، تزریق امید و نگاه انساندوستانه تد رفتهرفته یخ تمام اطرافیان، از بازیکنان پرخاشگری چون روی کنت (برت گلدستین) گرفته تا هواداران و رسانههای سرسخت بریتانیایی را میشکند. این مجموعه که با ترکیب هوشمندانه طنز کلامی، درامهای روانشناختی، پرداختن به سلامت روان و مواجهه با تروماهای شخصی توانسته جوایز متعدد امی و گلدن گلوب را درو کند، در فصلهای بعدی خود ابعاد تازهتری از چالشهای نژادی، هویت و روابط انسانی را به تصویر میکشد و مسیر مربیگری تد را تا هدایت تیم فوتبال زنان و تحولات عمیق کادر فنی ادامه میدهد.
منبع: کانورسیشن
۲۴۲۲۴۴







نظر شما