به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در ۳۰ اکتبر ۱۹۶۱ [۸ آبان ۱۳۴۰] در دوردستهای شمال روسیه، بزرگترین انفجار دستساز تاریخ توسط اتحاد جماهیر شوروی با آزمایش سلاح هستهای جدیدش، یعنی «بمب تزار»، رقم خورد. این بمب با قدرتی بیش از ۳۰۰۰ برابر بمبی که هیروشیما را لرزاند منفجر شد؛ اما واقعیت این است که در طراحی اولیه، قرار بود حتی از این هم بسیار بزرگتر و مهیبتر باشد.
مسابقه تسلیحاتیِ هولناک جنگ سرد که مسکو را به ساخت سلاحی غولپیکر کشاند
در سال ۱۹۶۱، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی درگیر رقابتی اقتصادی، سیاسی و نظامی برای اثبات برتری خود بر بخش عمدهای از جهان بودند. پس از جنگ جهانی دوم، کمونیستهایی که زمام امور روسیه را در دست داشتند، به دنبال گسترش حوزه نفوذ خود بودند و بخشی از این سیاست توسعهطلبانه ایجاب میکرد که ایالات متحده و ارتش آن را عقب نگه دارند و مهار کنند. برای دستیابی به این مقصود، شوروی سرمایهگذاری سنگینی بر روی توسعه توانمندیهای هستهای نوین انجام داد. هر دو کشور بمبهای اتمی پیشرفتهای ساخته بودند که قدرت تخریب باورنکردنی آنها، بمبهای استفادهشده توسط آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی ژاپن را کاملاً ناچیز و کماهمیت جلوه میداد. اما نقطه ضعف بزرگ شوروی این بود که ایالات متحده توانایی هدف قرار دادن مستقیم خاک شوروی را داشت، در حالی که شوروی هنوز فاقد توانایی لازم برای حمله به خاک اصلی ایالات متحده بود.
تا سال ۱۹۶۱، شوروی با تمام توان برنامهی توسعه سلاحهای هستهای خود را به پیش میراند و به مدت پنج سال روی طرحی کار کرده بود که پتانسیل ایجاد انفجاری با قدرت ۱۰۰ مگاتن را داشت؛ این در حالی بود که قدرت انفجارهای رخداده در ژاپن حتی به یک مگاتن هم نرسیده بود. این بمب که روسها آن را «مادر کوزکا» (اصطلاحی روسی کنایه از درس عبرت دادن به دیگری) مینامیدند، بزرگترین بمبی بود که تا آن زمان ساخته شده بود (نام «بمب تزار» تا دهه ۱۹۹۰ به کار برده نمیشد).
چرا شوروی قدرت بمب تزار را کاهش داد؟
«آندره ساخاروف»، فیزیکدان هستهای و طراح بمب تزار، بر این باور بود که شوروی برای مقابله با ایالات متحده به یک عامل بازدارنده هستهای نیاز دارد. با این حال، زمانی که او قدرت تخریب ۱۰۰ مگاتنی این بمب و همچنین پتانسیل آلودگی رادیواکتیو درازمدت ناشی از واکنشهای زنجیرهای آن را بهدقت محاسبه کرد، تصمیم گرفت در طرح اولیه تجدیدنظر کند. او بمب را طوری بازطراحی نمود که انفجاری ۵۰ مگاتنی ایجاد کند و از واکنش همجوشی متفاوتی استفاده نماید که آلودگی رادیواکتیو بسیار کمتری تولید میکرد. کاهش قدرت بمب همچنین جان خدمه بمبافکن حامل آن را نجات داد، چراکه در صورت انفجار ۱۰۰ مگاتنی، احتمال زنده ماندن آنها عملاً نزدیک به صفر بود.
انفجاری که زمین را لرزاند – هنگام انفجار بمب تزار چه گذشت؟
یک فروند بمبافکن اصلاحشده «توپولف تو-۹۵» حامل بمب ۳۰ تنی، به همراه یک هواپیمای نظارتی «توپولف تو-۱۶»، حوالی ساعت ۹:۳۰ صبح ۳۰ اکتبر ۱۹۶۱ از پایگاه هوایی «اولنیا» به پرواز درآمدند. ساعت ۱۱:۳۲ صبح، بمب رها شد و بر فراز «سوخوی نوس»، دماغهای در جزیره سووِرنی واقع در شمال مدار قطب شمال، منفجر گردید.
این انفجار گوی آتشینی به پهنای ۸ کیلومتر (۵ مایل) ایجاد کرد و نور خیرهکننده آن حتی از فاصله دوردستی چون آلاسکا نیز دیده شد. ستون قارچ اتمیِ ناشی از انفجار تا ارتفاع ۶۷ کیلومتری (۴۲ مایل) بالا رفت و با عبور از لایه استراتوسفر، وارد مزوسفر زمین شد. موج لرزهای حاصل از این آزمایش، سه بار کره زمین را دور زد. با این وجود، به لطف بازطراحی ساخاروف، این انفجار غولآسا تقریباً هیچگونه بارش رادیواکتیو خطرناکی بر جای نگذاشت (درحالیکه نسخه ۱۰۰ مگاتنی پیامدهای فاجعهبار بلندمدتی در پی داشت)؛ به گونهای که تنها چند ساعت پس از انفجار، بازدید ایمن از محل آزمایش امکانپذیر بود.
چگونه خطرناکترین بمب جهان بهطور غیرمنتظره بذر صلح را کاشت؟
آزمایش بمب تزار وحشت عمیقی در دل هر دو طرف نبرد در دوران جنگ سرد افکند؛ واکنشی که سرانجام به امضای «پیمان منع جزئی آزمایش هستهای» در سال ۱۹۶۳ منجر شد؛ توافقی که انجام آزمایشهای هستهای در فضا، جو زمین و زیر آب را به کلی ممنوع ساخت. نگرانیها درباره بارش و غبار رادیواکتیو روزبهروز بیشتر میشد و تجربه آزمایش «کستل براوو» توسط آمریکا در آبسنگ بیکینی در سال ۱۹۵۴ (انفجاری ۱۵ مگاتنی که آلودگی رادیواکتیو بسیار گستردهای به بار آورد)، در کنار آزمایش بمب تزار و دیگر آزمایشهای اتمی در فضای باز، سرانجام سران کشورها را مجاب کرد که مهار این جنون هستهای و تعیین خط قرمزها امری حیاتی است.
آندره ساخاروف، طراح ارشد بمب تزار، خود به یکی از چهرههای کلیدی و پیشگام در متوقف ساختن اشاعهی سلاحهای هستهای تبدیل شد و نقشی پررنگ در به ثمر نشستن این پیمان ایفا کرد. او در ادامه زندگیاش به ترویج صلح و اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه حکومت شوروی پرداخت و رنج زندان، تبعید و تبدیل شدن به یک دگراندیش منزوی را به جان خرید. به پاس تلاشهای مستمر او در راه ترویج صلح و حقوق بشر، در سال ۱۹۷۵ [در متن اصلی: ۱۹۷۴] جایزه صلح نوبل به وی اعطا شد و پارلمان اروپا نیز یکی از بالاترین نشانهای افتخار خود را به یاد او «جایزهی آزادی اندیشهی ساخاروف» نامید.
بدین ترتیب، بمب تزار به تکانه نهایی و سرنوشتسازی تبدیل شد که آغازگر فرآیند طولانیِ آب شدن یخهای روابط در دوران جنگ سرد بود.
منبع: thecollector.com
۲۵۹




نظر شما