آیا بلایای طبیعی با عدل الهی منافات دارند؟

یکی از پرسش‌هایی که در بحث «عدل الهی» مطرح می‌شود، این است که اگر خداوند همه چیز را بر اساس حکمت و در بهترین نظام آفریده است، پس وقوع حوادثی مانند زلزله، سیل، طوفان و شیوع بیماری‌ها که گاهی به مرگ انسان‌ها، ویرانی خانه‌ها و بی‌خانمانی بازماندگان منجر می‌شود، چگونه قابل توجیه است؟

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، قرآن کریم در آیه ۷ سوره سجده می‌فرماید: «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقَهُ»؛ یعنی «خداوند همان کسی است که هر چیزی را به بهترین شکل آفرید». بنابراین، برای پاسخ به این پرسش که آیا وجود بلایای طبیعی با «نظام احسن» و عدل الهی منافات دارد، باید به چند نکته توجه کرد.

آنچه شر به نظر می‌رسد، همیشه شر مطلق نیست

در نگاه فلسفی و دینی، شرور امور عدمی هستند و بسیاری از پدیده‌هایی که در ظاهر برای انسان ناخوشایند و بلا تلقی می‌شوند، در جایگاه خود دارای خیر و فایده‌اند.

نه تنها هر یک از موجودات جهان از نظم و آفرینش نیکویی برخوردارند، بلکه کل نظام هستی نیز بر اساس مجموعه‌ای از قوانین هماهنگ و منظم اداره می‌شود. گاهی یک پدیده که در جای خود خیر است، در شرایطی دیگر با یک امر خیر دیگر تعارض پیدا می‌کند و نتیجه آن چیزی می‌شود که از نگاه ما شر و ناخوشایند به نظر می‌رسد.

از این منظر، خیر و شر را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

۱. خیر مطلق؛
۲. شر مطلق؛
۳. خیر و شر نسبی.

«خیر مطلق» چیزی است که هیچ جنبه منفی در آن وجود نداشته باشد و «شر مطلق» نیز امری است که هیچ جنبه مثبتی نداشته باشد. با این حال، در عالم خارج نمونه‌های خالص و مطلق این دو بسیار کم است و بیشتر اشیا، حوادث و پدیده‌ها ترکیبی از آثار مثبت و منفی هستند.

این آثار نیز ممکن است با توجه به افراد، جوامع و شرایط مختلف متفاوت باشند. بنابراین برای داوری درست درباره یک پدیده، نباید تنها یک بخش محدود از آثار آن را در نظر گرفت؛ بلکه لازم است مجموعه پیامدهای آن در کل جهان و در گستره زمان و مکان بررسی شود. (۱)

جهان هستی را می‌توان به بدن یک موجود زنده تشبیه کرد که همه اجزای آن با یکدیگر ارتباط و هماهنگی دارند. حتی اگر در یکی از اجزای این مجموعه نقصی پدید آید، نمی‌توان صرفاً با مشاهده همان بخش، درباره کل مجموعه قضاوت کرد؛ زیرا ممکن است چیزی که از منظر ما نقص به شمار می‌رود، در جایگاه خود دارای کارکرد و فایده‌ای باشد.

برای نمونه، سم موجود در بدن حیوانات سمی را نمی‌توان ذاتاً شر دانست. این سم از یک طرف ابزار دفاعی حیوان در برابر دشمنان و خطرات است و از سوی دیگر می‌تواند در تهیه برخی داروهای سودمند و حیات‌بخش مورد استفاده قرار گیرد. به همین دلیل، بسیاری از مراکز و شرکت‌های داروسازی، حیوانات سمی را برای بهره‌گیری از سم آنها در تولید دارو پرورش می‌دهند.

بارندگی فراوان نیز نمونه دیگری از همین مسئله است. باران زیاد می‌تواند موجب تقویت منابع آبی و پر شدن سفره‌های زیرزمینی شود و فواید مختلفی داشته باشد. اما اگر مسیر طبیعی عبور آب به دلیل ساخت‌وسازهای غیراصولی مسدود شود یا مدیریت مناسبی برای هدایت آب وجود نداشته باشد، همین بارش می‌تواند به سیلی ویرانگر تبدیل شود؛ سیلی که خانه‌های بسیاری را تخریب کند و حتی جان شماری از انسان‌ها را بگیرد. بنابراین، حوادث طبیعی را نمی‌توان ذاتاً شر دانست و وجود آنها به خودی خود با عدل الهی منافاتی ندارد. (۲)

 نباید یک حادثه را جدا از مجموعه نظام هستی دید

حوادث جهان مانند حلقه‌های زنجیر به یکدیگر متصل هستند. یک طوفان یا خشکسالی در نقطه‌ای از جهان، تنها یک اتفاق جدا و منفک نیست، بلکه می‌تواند با مجموعه‌ای از حوادث دیگر در نقاط مختلف و همچنین با رخدادهای گذشته و آینده ارتباط داشته باشد.

به همین دلیل، اگر تنها به یک بخش از این زنجیره و زیان‌هایی که برای گروهی خاص ایجاد شده توجه کنیم و بر اساس همان بخش کوچک درباره کل نظام آفرینش قضاوت کنیم، به نتیجه‌ای منطقی نخواهیم رسید.

آنچه در نظام آفرینش الهی وجود ندارد، «شر مطلق» است و در مجموع پدیده‌های عالم، خیر غلبه دارد. برای مثال، عمل جراحی ممکن است از یک جهت همراه با درد و ناراحتی باشد، اما از جهات مختلف برای سلامت بیمار سودمند است و خیر آن بر جنبه ناخوشایندش غلبه می‌کند.

زلزله، طوفان و سیل نیز ممکن است در منطقه‌ای خاص خسارت و ویرانی ایجاد کنند، اما اگر ارتباط زنجیره‌ای آنها با سایر پدیده‌های جهان و آثار گسترده‌ترشان در نظر گرفته شود، ممکن است ارزیابی ما نسبت به آنها متفاوت شود.

حوادث طبیعی بر اساس اسباب و علل رخ می‌دهند

حوادث طبیعی نیز از قانون علت و معلول پیروی می‌کنند. سنت الهی بر این است که امور جهان به شکل عادی و از طریق اسباب و علل خود جریان پیدا کنند. امام صادق(علیه‌السلام) در حدیثی می‌فرمایند: «أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابِهَا»؛ یعنی خداوند نخواسته است که امور جز از مسیر اسباب و علل خود تحقق پیدا کنند. (۳)

بنابراین، اگر انسان با وجود آگاهی از خطرات، خود را در معرض آنها قرار دهد و گرفتار حادثه شود، نمی‌توان نظام آفرینش را مقصر دانست.

به بیان دیگر، در بسیاری از موارد، خسارت‌های ناشی از زلزله، سیل یا طوفان فقط به خود پدیده طبیعی مربوط نیست؛ بلکه عواملی مانند سکونت در مناطق حادثه‌خیز، ساخت ساختمان‌های سست و رعایت نکردن اصول ایمنی نیز در افزایش تلفات نقش دارند.

بسیاری از بلایای طبیعی، با توجه به منشأ و شرایط شکل‌گیری، تا حدودی قابل پیش‌بینی هستند و به همین دلیل باید برای آنها اقدامات پیشگیرانه و مدیریت مناسب در نظر گرفت. در مورد زلزله نیز هرچند نمی‌توان زمان دقیق وقوع آن را پیش‌بینی کرد، ساخت ساختمان‌های مقاوم و افزایش استحکام بناها می‌تواند از میزان خسارت‌ها بکاهد.

حتی در ساختمان‌هایی که استحکام کافی ندارند نیز نقاطی وجود دارد که در زمان وقوع زلزله احتمال آسیب‌دیدن در آنها کمتر است. از این رو، شناخت خطرها و افزایش آگاهی، یکی از راه‌های مهم مقابله با پیامدهای حوادث طبیعی است. (۴)

عقل؛ یکی از ابزارهای خداوند برای پیشگیری از خطر

خداوند در کنار عواملی که ممکن است موجب بروز حوادث شوند، ابزارهایی نیز برای حفظ انسان در اختیار او قرار داده است. یکی از مهم‌ترین این ابزارها «عقل» است.

انسان می‌تواند با شناخت عوامل خطرآفرین و بررسی پیامدهای آنها، بسیاری از حوادث را پیشگیری یا دست‌کم آثار آنها را کاهش دهد. برای مثال، هر انسان عاقلی می‌داند که زندگی در خانه‌ای فرسوده و در معرض ریزش، خطرناک است.

اگر فردی با وجود آگاهی از چنین خطری در آن ساختمان بماند و در اثر ریزش بخشی از بنا آسیب ببیند، نمی‌توان این حادثه را بهانه‌ای برای اعتراض به قضا و قدر یا تشکیک در عدل الهی قرار داد.

در روایتی آمده است که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) هنگام عبور از کنار دیواری شکسته و کج، از آن فاصله گرفت. هنگامی که از ایشان پرسیدند آیا از قضای الهی فرار می‌کنی، فرمود: «از قضای الهی به قدر او پناه می‌برم.» (۵)

مقصود این است که اگرچه سقوط دیوار بر اساس قانون علت و معلول و در چارچوب تقدیر الهی رخ می‌دهد، خداوند همان‌گونه که این قانون را در جهان قرار داده، عقل و قدرت تشخیص را نیز به انسان عطا کرده است تا از خطر دوری کند.

دیوار فاقد عقل و شعور است و ممکن است ناگهان فرو بریزد؛ اما انسان می‌تواند با استفاده از عقل خود محل مناسبی برای نشستن انتخاب کند تا در صورت سقوط دیوار، جانش در معرض خطر قرار نگیرد. (۶)

برخی مصائب می‌توانند انسان را از غفلت بیدار کنند

همه حوادث تلخ را نمی‌توان تنها از زاویه خسارت‌های ظاهری آنها بررسی کرد. بخشی از سختی‌ها و مصائب ممکن است انسان را از غرور و غفلت خارج کنند، او را متوجه مسیر زندگی‌اش سازند و از گرفتار شدن در دام خودکامگی و هوسرانی نجات دهند.

برای برخی انسان‌ها، چنین حوادثی حتی می‌تواند به نقطه‌ای تعیین‌کننده در زندگی تبدیل شود.

در جاده‌های یکنواخت گاهی دست‌اندازهای مصنوعی ایجاد می‌کنند تا راننده به دلیل یکنواختی مسیر دچار خواب‌آلودگی نشود و از افتادن در پرتگاه نجات پیدا کند. برخی مصائب زندگی نیز می‌توانند چنین نقشی داشته باشند؛ یعنی انسان را تکان دهند و از غفلت و خواب‌زدگی‌ای که ممکن است سرانجام او را به هلاکت برساند، بیدار کنند.

قرآن کریم در آیه ۹۴ سوره اعراف می‌فرماید:

«وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ»

یعنی: «ما در هیچ شهر و آبادی پیامبری نفرستادیم، مگر آنکه مردم آن را به سختی‌ها و رنج‌ها گرفتار کردیم؛ شاید به خود آیند و به درگاه خدا تضرع کنند.»

این آیه نشان می‌دهد که یکی از حکمت‌های حوادث سخت، به‌ویژه درباره اقوامی که در گناه و انحراف غرق شده بودند، می‌تواند هشدار دادن و فراهم کردن زمینه بازگشت آنان باشد.

قرار گرفتن چنین سختی‌هایی در کنار دعوت پیامبران نیز می‌توانسته زمینه پذیرش دعوت الهی را فراهم کند و هماهنگی میان «تکوین» و «تشریع» را افزایش دهد؛ در نتیجه، پیام‌های انبیا تأثیر بیشتری بر مردم داشته باشد. (۷)

امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) نیز در روایتی می‌فرمایند:

«انَّ الْبَلاءَ لِلظّالِمِ ادَبٌ، وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحانٌ، وَ لِلأَنْبِیاءِ دَرَجَةٌ، وَ لِلأَوْلیاءِ کَرامَةٌ»

یعنی: «بلا برای ظالم ادب و تنبیه است، برای مؤمن آزمایش، برای پیامبران موجب افزایش درجه و برای اولیای الهی مایه کرامت است.» (۸)

 رنج و مصیبت مؤمنان بی‌پاداش نمی‌ماند

اگر انسان وظایف دینی خود را انجام داده باشد، برای حفظ جان و دور ماندن از خطرات نیز تلاش لازم را انجام دهد و با این حال گرفتار یک حادثه طبیعی شود، رنج و سختی او در نظام الهی بدون جبران نخواهد ماند.

خداوند به سبب فضل و رحمت گسترده خود، برای رنج‌هایی که انسان متحمل می‌شود پاداش در نظر گرفته است. رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) می‌فرمایند:

«إِنَّ عَظِیمَ الْبَلَاءِ یُکَافَأُ بِهِ عَظِیمُ الْجَزَاءِ»

یعنی: «بلای بزرگ با پاداش بزرگ جبران می‌شود.» (۹)

امام صادق(علیه‌السلام) نیز درباره کسانی که گرفتار چنین بلاهایی می‌شوند، می‌فرمایند اگر شکرگزاری کنند و به سوی خدا بازگردند، پس از مرگ به چنان پاداشی دست می‌یابند که در مقایسه با آن، بهره دنیوی ناشی از آن بلا ناچیز خواهد بود؛ به گونه‌ای که اگر بعد از مرگ اختیار بازگشت به دنیا و تحمل دوباره همان بلاها را داشته باشند، برای افزایش پاداش خود، بازگشت به آن سختی‌ها را انتخاب خواهند کرد. (۱۰)

بر اساس این نگاه، حوادث طبیعی را نمی‌توان ذاتاً شر دانست و وجود آنها نیز با عدل الهی و نظام احسن منافاتی ندارد. بسیاری از پدیده‌هایی که در نگاه نخست ناخوشایند و زیان‌بار به نظر می‌رسند، در نظام کلی آفرینش دارای آثار و فوایدی هستند و خیر آنها بر جنبه‌های منفی غلبه دارد.

از سوی دیگر، حوادث طبیعی بر اساس اسباب و علل خود رخ می‌دهند و انسان نیز با بهره‌گیری از عقل، دانش، رعایت اصول ایمنی و دوری از مناطق خطرناک می‌تواند از بسیاری از آسیب‌ها پیشگیری کند.

در عین حال، اگر فردی با وجود رعایت وظایف دینی و انجام اقدامات لازم برای حفظ جان خود گرفتار بلا شود، رنج و مصیبت او در نگاه دینی بی‌پاداش نخواهد ماند و خداوند این سختی‌ها را با اجر و پاداش بزرگ جبران خواهد کرد.

پی‌نوشت‌ها

(۱) پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ هـ.ش، چاپ نهم، ج ۴، ص ۵۶۰.

(۲) مثال‌های زیبای قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم، ۱۳۸۲ هـ.ش، چاپ اول، ج ۲، ص ۱۷۰.

(۳) الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، دارالکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ هـ.ق، چاپ چهارم، ج ۱، ص ۱۸۳.

(۴) «جهان هستی، جهان سیستم‌هاست»؛ وجه اشتراک پدیده‌های عالم، سیستم بودن آنها با معادلات مشخص است. در این دیدگاه، بلاهای طبیعی مانند خشکسالی، سیل و زلزله و همچنین بلاهای انسانی مانند جنگ، کودتا و بحران‌های اجتماعی، فرآیندهایی با معادلات طبیعی در «سیستم‌های آشوبناک» هستند. تغییر اندک در شرایط اولیه چنین سیستم‌هایی می‌تواند پیامدهای بسیار بزرگی در آینده ایجاد کند که از آن با عنوان «اثر پروانه‌ای» یاد می‌شود. برای نمونه گفته شده است که بال زدن پروانه می‌تواند در نقطه‌ای دیگر از جهان به شکل‌گیری طوفانی بزرگ منجر شود. در حوادث انسانی نیز گاه یک رخداد کوچک می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد؛ برای نمونه جنگ جهانی اول با شلیک یک نوجوان به نام «گاوریلو پرنسیپ» آغاز شد. بنابراین با وجود گستردگی برخی حوادث، شناخت منشأ و عوامل آنها می‌تواند امکان پیشگیری و مدیریت را افزایش دهد. ر.ک: نخستین درس در سیستم‌های دینامیکی آشوبناک، رابرت دوینی، ترجمه منیژه اکبری و مریم ربیعی، دانشگاه الزهرا، تهران، ۱۳۹۱ هـ.ش، چاپ اول، ص ۵۰ تا ۸۰، با تلخیص.

(۵) التوحید، شیخ صدوق، محمد بن علی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۹۸ هـ.ق، چاپ اول، ص ۳۶۹.

(۶) پیدایش مذاهب، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام)، قم، ۱۳۸۴ هـ.ش، چاپ اول، ص ۳۱.

(۷) ر.ک: پیام قرآن، همان، ج ۴، ص ۵۴۰ تا ۵۴۳.

(۸) بحارالأنوار، مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ هـ.ق، چاپ دوم، ج ۶۴، ص ۲۳۵، باب «شِدَّةِ ابْتِلَاءِ الْمُؤْمِن و...»، ح ۵۴.

(۹) الکافی، همان، ج ۲، ص ۲۵۳، باب «شِدَّةِ ابْتِلَاءِ الْمُؤْمِن»، ح ۸.

(۱۰) بحارالأنوار، همان، ج ۳، ص ۵۷، «الخبر المشتهر بتوحید المفضل بن عمر».

کد مطلب 2266190

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 7 =

آخرین اخبار