زوال کتابخوانی به ویژه در دانشجویان آمریکایی / نزد دانشجویان هاروارد خواندن «شکنجه بی‌دلیل» / قمار  تفریحی رایج‌تر و محبوب‌تر از کتاب‌خوانی

هوروویچ:در همان بخشی که خواندی، برخی تصور می‌کردند واقعاً در قرن نوزدهم یک دایناسور در لندن وجود داشته است! یا در جایی دیگر که مردی با ریش‌های بلند توصیف شده بود، دانشجویی تصور کرده بود منظور نویسنده یک گربه است! در نهایت تنها ۵ درصد از دانشجویان درک دقیق و واقعی از متن پیدا کردند. نکته تامل‌برانگیز این است که آن‌ها حین آزمون به اینترنت دسترسی داشتند اما حتی زحمت جست‌وجو برای ارجاعات ناآشنا را به خود ندادند.

گروه اندیشه: این گفت‌وگو میان درک تامپسون و رز هوروویچ (روزنامه‌نگار نشریه آتلانتیک) به ابعاد نگران‌کننده زوال فرهنگ مطالعه و مواجهه نسل جدید با متون پیچیده می‌پردازد. آمارهای تکان‌دهنده نشان می‌دهند که طی دو دهه گذشته، سرانه مطالعه روزانه ۴۰ درصد کاهش یافته و محبوبیت قمار در میان آمریکایی‌ها از خواندن حتی یک کتاب در سال پیشی گرفته است. این بحران نه تنها در آمارها، بلکه در توانایی‌های شناختی افراد نیز مشهود است؛ تحقیقات روی دانشجویان نشان می‌دهد آن‌ها توانایی تفکیک زبان کنایی از واقعی را از دست داده‌اند و حتی با دسترسی کامل به اینترنت، از درک متون کلاسیک مانند آثار چارلز دیکنز عاجزند. افت شدید سنجش‌های متنی حتی به دانشگاه‌های برتر دنیا مانند هاروارد نیز سرایت کرده است؛ جایی که دانشجویان جدید، مطالعه متن‌های کامل را روشی غیرضروری، قدیمی و دشوار برای کسب اطلاعات دانسته و انتظار دارند مفاهیم از طریق خلاصه‌های هوش مصنوعی ارائه شود. «هوروویچ» علت این پدیده را علاوه بر سیطره فناوری‌های سرگرم‌کننده و شبکه‌های اجتماعی، در سیاست‌های آموزشی جدید و آزمون‌های استانداردی می‌داند که به جای کتاب‌های کامل، پروسه آموزش را به برش‌های کوتاه متنی تقلیل داده‌اند. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

 ****

مقدمه:

هیچ شکی وجود ندارد که مطالعه در حال افول است. اما این روند نزولی چه بلایی بر سر نحوه تفکر ما می‌آورد؟ درک تامپسون در گفت‌وگو با رز هوروویچ از نشریه آتلانتیک به بررسی این موضوع می‌پردازد که چرا آمریکایی‌ها کمتر از هر زمان دیگری کتاب می‌خوانند، چرا در درک متون پیچیده دچار چالش شده‌اند و این وضعیت چه پیامدهایی برای آموزش، کار، سیاست و فرهنگ دارد. آن‌ها با کاوش در عواقب غیرمنتظره زندگی در دنیای پسامتنی، تاثیرات این پدیده را بر سواد و میزان تمرکز بررسی می‌کنند.

گزیده‌ای از گفت‌وگوی درک تامپسون با رز هوروویچ 

درک تامپسون: رز، مقاله تو با گزاره‌ها و آمارهای شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده‌ای درباره زوال کتاب‌خوانی در آمریکا آغاز می‌شود. می‌خواهم با دو آمار اصلی شروع کنی. کدام دو آمار از نظر تو تعیین‌کننده‌ترین و نگران‌کننده‌ترین هستند؟

رز هوروویچ: فکر می‌کنم اولین آمار مربوط به «پیمایش نحوه گذران وقت در آمریکا» باشد که از ۲۳۶ هزار آمریکایی درباره نحوه صرف زمانشان در روز قبل پرسش کرده است. این آمار نشان می‌دهد سهم افرادی که در یک روز مشخص کتاب یا مقاله‌ای خوانده‌اند، طی ۲۰ سال گذشته ۴۰ درصد کاهش یافته است.

آمار دوم متعلق به «بنیاد ملی هنرهای آمریکا» است؛ آن‌ها در نظرسنجی سال ۲۰۲۲ از مردم پرسیدند که آیا در یک سال گذشته کتابی خوانده‌اند یا خیر. کمتر از نصف آمریکایی‌ها در طول یک سال حداقل یک کتاب (از هر نوعی) خوانده بودند و تنها ۳۸ درصد یک رمان یا داستان کوتاه مطالعه کرده بودند.

من در مقاله‌ام این عدد را در کنار آمار قمار قرار دادم؛ پارسال ۵۷ درصد آمریکایی‌ها شرط‌بندی کرده بودند. این یعنی امروز قمار به تفریحی رایج‌تر و محبوب‌تر از کتاب‌خوانی تبدیل شده است.

تامپسون: و البته مقاله تو فقط آمارهای خشک نیست. نمونه‌ها و روایت‌های طنزآمیز اما تلخی هم از افول سواد در آن وجود دارد. در یک مطالعه، از دانشجویان خواسته شد توضیح دهند در ابتدای رمان خانه قانون‌زده اثر چارلز دیکنز چه اتفاقی می‌افتد؛ جایی که دیکنز خیابان‌های لندن را چنان گل‌آلود توصیف می‌کند که می‌توان هیولایی ماقبل تاریخ را در آن تصور کرد. من جملات اولیه کتاب را می‌خوانم و خوشحال می‌شوم واکنش دانشجویان و مفهوم آن برای وضع فعلی مطالعه را بگویی:

«لندن. ترم پاییز تازه به پایان رسیده و لرد نایب‌السلطنه در تالار لینکلن نشسته است. هوای بی‌رحم نوامبر. گل‌ولای خیابان‌ها چنان است که گویی آب به تازگی از روی زمین فروکش کرده و اگر دیوصورتی چهل‌پایی مثل مارمولکی غول‌پیکر در تپه هولبورن لنگ‌لنگان راه برود، تعجبی ندارد.»

ظاهراً دانشجویان اصلاً متوجه نشده‌اند در این جملات چه می‌گذرد. می‌توانی جزئیات بیشتری از این مطالعه بدهی؟ این موضوع درباره سطح سواد در دبیرستان و دانشگاه چه می‌گوید که دانشجویان دیگر قادر به خواندن دیکنز نیستند؟

هوروویچ: بله، این پژوهش روی دانشجویان رشته زبان و آموزش انگلیسی در چند دانشگاه ایالتی کانزاس انجام شد. پژوهشگران از آن‌ها خواستند ۷ پاراگراف اول را بخوانند و بگویند چه اتفاقی افتاده است. نکته بسیار جالب این بود که دانشجویان در تمایز میان زبان واقعی و استعاری شدیداً دچار مشکل بودند.

در همان بخشی که خواندی، برخی تصور می‌کردند واقعاً در قرن نوزدهم یک دایناسور در لندن وجود داشته است! یا در جایی دیگر که مردی با ریش‌های بلند توصیف شده بود، دانشجویی تصور کرده بود منظور نویسنده یک گربه است! در نهایت تنها ۵ درصد از دانشجویان درک دقیق و واقعی از متن پیدا کردند. نکته تامل‌برانگیز این است که آن‌ها حین آزمون به اینترنت دسترسی داشتند اما حتی زحمت جست‌وجو برای ارجاعات ناآشنا را به خود ندادند.

این مسئله به مقاله‌ای مربوط می‌شود که چند سال پیش درباره ورود دانشجویان به برترین دانشگاه‌ها بدون آمادگی برای کتاب‌خوانی نوشتم. استادان متعددی توضیح دادند که دانشجویان جدید، تجربه و صبر بسیار کمتری برای مواجهه با متن دارند و ارتباطشان با متن تغییر کرده است. یکی از مسئولان آموزشی دانشگاه هاروارد می‌گفت دانشجویان نزد او می‌آیند و می‌پرسند چرا اصلاً باید کتاب بخوانند؟ آن‌ها تصور می‌کنند استادان با دادن متن به جای ارائه خلاصه‌های ChatGPT یا Claude، اطلاعات را در قالبی پیجیده و بی‌دلیل دشوار پنهان می‌کنند! بنابراین ما هم با تغییر مهارت و تجربه و هم با تغییر ریشه‌ای دیدگاه مواجهیم.

تامپسون: نقل‌قولی از مارگارت رنیکس، معاون پشتیبانی علوم انسانی هاروارد در مقاله تو بود که می‌گفت برخی دانشجویان هاروارد اکنون خواندن را روشی بی‌دلیل دشوار برای کسب دانش می‌دانند و معتقدند استادان با اجبار آن‌ها به خواندن متن، مانع دسترسی آسانشان به اطلاعات می‌شوند. آیا برداشت من درست است که استادان برترین دانشگاه‌ها می‌گویند دانشجویان، کتاب‌های کامل را مانند یک شیء غریبه و نامأنوس می‌بینند؛ انگار که آن‌ها را مجبور کرده‌ای جامعه‌شناسی را به زبان لاتین یا یونانی باستان بخوانند؟

هوروویچ: دقیقاً. او می‌گفت دانشجویان متون حتی نیم قرن پیش را متعلق به انگلیسی کهن دانسته و با آن احساس غریبگی می‌کنند. این یک تغییر رفتار بنیادین در قبال متن و خواندن است.

تامپسون: بخشی از این تغییر قطعاً به فناوری، تلویزیون و گوشی‌های هوشمند مربوط است که برای جلب توجه ما رقابت می‌کنند و لذت آنی بیشتری نسبت به خواندن پاراگراف‌های دیکنز دارند. اما بخشی از آن حاصل سیاست‌گذاری آموزشی است. تو با افرادی صحبت کردی که می‌گفتند آزمون‌های استاندارد کنونی، درک مطلب را صرفاً بر اساس «برش‌ها و خلاصه‌های کوتاهی از کتاب‌ها» می‌سنجند. وقتی معلمی برای آن آزمون تدریس می‌کند، چرا باید کل کتاب را تکلیف دهد؟ او فقط بخش‌های کوتاه را تمرین می‌دهد تا دانش‌آموز صرفاً در خواندن متون کوتاه مهارت پیدا کند.

216216

کد مطلب 2266692

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =

آخرین اخبار