راز «آواز عشق»؛چگونه در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم؟/ پیام امیدبخش مولانا برای عبور از طوفان‌های زندگی

پس اگر روزگار سخت است، نباید گمان کنیم که خداوند ما را رها کرده است. شاید همین سختی، ندایی باشد برای اینکه دوباره راه آسمان را پیدا کنیم.و چه زیباست این پیام مولانا:ما از آسمان آمده‌ایم؛برای زمین نیامده‌ایم که در زمین بمانیم؛آمده‌ایم که در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم.

گروه اندیشه: دکتر علی هاشمی مدرس دانشگاه و دبیر کل اسبق ستاد مبارزه با مواد مخدر در دولت اصلاحات، در یادداشت زیر به تحلیل ابیات معروف مولانا می‌پردازد و «آواز عشق» را ندایی درونی برای یادآوری مبدأ هستی می‌داند. نویسنده توضیح می‌دهد که انسان، مسافری از عالم افلاک است و رنج‌ها و سختی های روزگار، نه نشان رهاشدگی، بلکه فرصتی برای گذار از «من» خودخواه و رسیدن به آگاهی الهی هستند. در این نگاه، عرفان مولانا نه انفعال، بلکه نیرویی امیدبخش برای عبور از ترس‌ها و زیستنی آسمانی در میان تعلقات زمین است. این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

راز «آواز عشق»؛چگونه در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم؟/ پیام امیدبخش مولانا برای عبور از طوفان‌های زندگی
علی هاشمی

«هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست
ما به فلک بوده‌ایم، یار ملک بوده‌ایم»

این شعر در حقیقت روایت سفر روح از عالم معنا به عالم خاک و ندای بازگشت به اصل خویش است. «آواز عشق» در نگاه مولانا صدایی بیرونی نیست؛ ندایی است که در ژرفای جان انسان، پیوسته او را به سوی مبدأ هستی فرا می‌خواند.

«هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست» یعنی جهان برای انسان عاشق، سراسر پیام است. باد، باران، رنج، شادی، جدایی، دیدار و حتی سکوت، هرکدام می‌توانند صدای خدا باشند. مولانا ره می‌گوید ما از این خاک نیستیم؛ ریشه ما در افلاک است:

«ما به فلک بوده‌ایم، یار ملک بوده‌ایم»

انسان در این نگاه، موجود سرگردان و بی‌هدف نیست؛ مسافری است که از عالم معنا آمده و روزی به سوی همان حقیقت بازمی‌گردد. عرفان مولانا عرفان تسلیم و انفعال نیست؛ عرفان برخاستن است.
عاشق کسی است که در سختی‌ها نمی‌شکند؛ زیرا می‌داند پشت پرده رنج نیز حکمتی هست. 

او از طوفان نمی‌گریزد، بلکه با توکل و عشق از میان طوفان عبور می‌کند. به همین دلیل، «عشق» در این شعر فقط احساس عاشقانه نیست؛ نیرویی برای غلبه بر ترس، نومیدی و تعلقات زمینی است. عشق زمینی، پلی به عشق الهی و در منطق مولانا، عشق انسانی اگر از خودخواهی عبور کند، می‌تواند نردبان عشق الهی شود.

عاشق، کم‌کم از «من» عبور می‌کند و به «او» می‌رسد؛از خود می‌پرسد:من کیستم؟ از کجا آمده‌ام؟ برای چه آمده‌ام و به کجا بازمی‌گردم؟ و پاسخ مولانا این است:تو مسافری از عالم جان؛ پس خودت را در زندان دنیا و ظواهر آن خلاصه نکن.

پیام الهی و امیدبخش شعرزیباترین برداشت این است که خداوند از انسان دور نیست؛ این انسان است که گاهی از خویشتن و حقیقت خویش دور می‌شود.هر نفس، فرصتی تازه برای بازگشت است؛هر شکست، امکان تولدی دوباره؛هر اشک، شست‌وشوی غبار دل؛و هر عشق پاک، پنجره‌ای به سوی خدا.

پس اگر روزگار سخت است، نباید گمان کنیم که خداوند ما را رها کرده است. شاید همین سختی، ندایی باشد برای اینکه دوباره راه آسمان را پیدا کنیم.و چه زیباست این پیام مولانا:ما از آسمان آمده‌ایم؛برای زمین نیامده‌ایم که در زمین بمانیم؛آمده‌ایم که در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2266314

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 1 =

آخرین اخبار