این حادثه که هنوز درمورد چگونگی وقوع آن حرف و حدیث زیادی وجود دارد، فرصت های لازم را برای تحقق اهداف جمهوریخواهان نومحافظه کار از جمله تقویت نظامی گری با حمله به کشورهایی همچون افغانستان،عراق و لیبی، به بهانه مبارزه با تروریسم و اشاعه لیبرال دموکراسی، فراهم کرد.
در این ارتباط،توجه به نکات زیر مفید است.
1.در مورد دست داشتن سرویس های امنیتی آمریکا و اسرائیل در این حادثه،مطالب زیادی نوشته شده که مهمترین آنها کتاب «دروغ بزرگ» نوشته «تری میسان» نویسنده فرانسوی است که در سال 2001 پرفروش ترین کتاب فرانسه شد.در تمام مطالب منتشره،این نکته که انفجار برج های دوقلو، یک بازی طراحی شده برای تحت تأثیر قرار دادن عواطف جامعهٔ بشری و مطالبه آنها برای مبارزه با ترویسم،به منظور رونق گرفتن کمپانی های بزرگ تسلیحاتی بوده،مشترک است.این کمپانی ها که در دوره ریاست جمهوری دموکراتها و عدم وقوع جنگ های طولانی،از رونق افتاده بودند بعد از حادثه 11 سپتامبر و وقوع جنگ های خانمانسوز در افغانستان و عراق،رونق گرفته و سودآور شدند.یک تحقیق دانشگاه براون نشان می دهد که ارتش آمریکا پس از یک سال از زمان وقوع حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، ۱۴ تریلیون دلار برای طرح موسوم به "مبارزه با تروریسم جهانی" هزینه کرده که ۴.۴ تریلیون دلار آن عاید شرکتهای اسلحهسازی این کشور شده است.در واقع شرکتهای تسلیحاتی خصوصی آمریکا از جمله لاکهید مارتین، بوئینگ، جنرال داینامیکس، رایتون و نورثروپ گرومان که همه از شرکای مقامات ارشد آمریکا بودند، توانستند با امضای قرارداد با پنتاگون یک درآمد ۴.۴ تریلیون دلاری به دست آورند.البته هیات حاکمه و مدیران نهادهای ارتباط جمعی آمریکا، به طرز ماهرانه ای فرایند اطلاع رسانی پیرامون حادثه را به دلخواه خود هدایت کردند.
2.سخنان جرج بوش پسر، در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با «کوی زومی» نخست وزیر وقت ژاپن، اشاره ای به «فرصت سازی حادثه 11 سپتامبر» دارد؛او در این مصاحبه می گوید:«تاریخ یک فرصت استثنایی به ما داده است تا برای آزادی و دموکراسی بجنگیم.ما این فرصت را به چنگ آورده ایم وعمل خواهیم کرد.»
بر اساس یک نظرسنجی در سال ۲۰۰۶، تنها ۱۶ درصد از مردم آمریکا گزارش های رسمی دولت در مورد حمله به برج های دوقلو را پذیرفته بودند و ۵۳ درصد از مردم بر این باور بودند که دولت تمام حقیقت را نگفته است و ۲۸ درصد هم نتایج تحقیق را دروغ می شمردند.اعتراف ویلیام رودریگز نظافتچی برج های دوقلو مبنی بر اینکه «قبل از برخورد هواپیما به برج ها، یک انفجار از طبقه زیر زمین همه ما را به بالا پرتاب کرد.» نیز دامنه تردیدها را نسبت به چگونگی انجام این عملیات،افزایش داد.همچنین، ادعای لیندون لاروش کاندیدای اسبق ریاست جمهوری آمریکا، در مصاحبه با رسانه ها نیز احتمال دست داشتن عوامل امنیتی آمریکا در این حادثه را تقویت کرد.لاروش گفت:«واقعة سپتامبر به هیچ عنوان نمی تواند کار یک گروه ویا سازمان خارجی باشد، زیرا باتوجه به نحوه کارکرد سیستم های امنیتی، آن حوادث تنها توسط گروهی در سازمان های امنیتی داخل آمریکا وآن هم در سطح بالای مقامات امنیتی امکان پذیر است.»
3.همچنین حادثه یازده سپتامبر حلقه ای از طراحی های لابی صهیونیسم با حمایت مسیحیان توراتی و برای جنگ افروزی علیه جهان اسلام بود و همانگونه که واقعه دورغین هولوکاست مبنای مظلوم نمایی رژیم صهیونیستی و تجاوز به فلسطین قرار گرفت،مسئله یازده سپتامبر نیز یک بهانه عوام فریبانه برای حمله آمریکا به افغانستان و عراق و متهم کردن مسلمانان به حمایت از تروریسم بود. آمریکا به بهانه مقابله با گروه تروریستی طالبان به افغانستان حمله و آن کشور را اشغال کرد و پس از 20 سال و صرف هزینههای گزاف و جان باختن و آوارگی هزاران کودک و زن و مرد غیرنظامی، در حالی خاک کابل را ترک کرد که طالبان قدرت را به دست گرفته بود.
4. و اما اقدامات جنایتکارانه آمریکا علیه افراد و اماکن غیر نظامی در ادامه جنایت این کشور در افغانستان و عراق تاکنون ادامه یافته و تفکر لیبرال دموکراسی و شعارهای آزادی طلبی آمریکا را با چالش جدی مواجه کرده است.امروز و در دوره ترامپ، بر اساس همین تفکر پوسیده و برای حفظ قدرت،آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب،اماکن غیر نظامی در قشم و سیریک و لامرد و مراسم عروسی در شهر کوهستک،حمله می کند، کودکان و زنان را به شهادت رسانده و اماکن غیرنظامی را ویران می نماید.در این مقطع، لازم است پرونده واقعه یازده سپتامبر که سرآغاز ایجاد مفاهیم جنگ طلبانه در ادبیات بین المللی بود،دوباره بازخوانی شود و کشورهای متمایل به چندجانبه گرایی را برای تقویت بازدارندگی دفاعی خود به یک جمع بندی مشترک برساند.




نظر شما