گروه اندیشه: این مقاله نوشته آنجلا هاپت در مجله تایم در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۵ به بررسی تاکتیکهای دستکاری روانی در افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و راهکارهای مواجهه با آنها میپردازد. روانشناسان تاکید میکنند که افراد خودشیفته برخلاف ظاهر پیچیدهشان، بهشدت قابل پیشبینی هستند و هدف اصلی رفتارهایشان ایجاد واکنشهای احساسی، فرار از مسئولیت و کنترلگری است. یکی از برجستهترین الگوهای مورد استفاده آنان، الگوی سهمرحلهای DARVO شامل «انکار، حمله و جابجایی جایگاه قربانی و متجاوز» است که از طریق آن متهم را به موقعیت دفاعی میرانند. علاوه بر این، تاکتیکهایی نظیر کوچکنمایی احساسات طرف مقابل، انحراف مسیر گفت وگو، تظاهر به گیجی، جلب توجه تهاجمی با جذابیت ظاهری، پروجکشن (نسبت دادن نواقص خود به دیگران) و استفاده از طنز کنایهآمیز برای تحقیر مخاطب به کار گرفته میشوند. متخصصان توصیه میکنند که بهترین روش مواجهه با این رفتارهای سمی، حفظ خونسردی، امتناع از ورود به چرخه توجیه و دفاع، تعیین مرزهای مشخص و بهرهگیری از اصل «پذیرش بنیادین» است؛ چراکه پاسخهای کوتاه و بیطرفانه مانع از گرفتار شدن در دام بازیهای روانی آنان میشود. ترجمه این مقاله را در ادامه می خوانید:
****
چگونه بفهمیم در حال گفت وگو با یک فرد خودشیفته هستیم؟
افراد خودشیفته به حقبهجانب بودن، خودمرکزپنداری، خودبرتربینی و رفتار متکبرانه نسبت به دیگران شناخته میشوند. گفت وگو با آنها میتواند کلافهکننده و خستهکننده باشد؛ بهطوریکه یک مکالمه ساده و معمولی ممکن است بهسرعت به نزاعی تبدیل شود که انتظارش را نداشتید. با شناخت برخی از ویژگیهای ارتباطی رایج در میان مبتلایان به اختلال شخصیت خودشیفته، بهتر میتوانید در طول این تعاملات از سلامت روان خود محافظت کنید.
کری آن کلیولند، درمانگر ازدواج و خانواده و متخصص سوءاستفادههای ناشی از خودشیفتگی، میگوید: «تنها نکته مثبت در مورد افراد خودشیفته این است که بهشدت قابل پیشبینی هستند. وقتی ماسک را از روی صورتشان بردارید و زیر آن را نگاه کنید، بهراحتی میتوانید پیشبینی کنید که قرار است چه بگویند و چه چیزی باعث تحریک آنها میشود.»
این آگاهی به شما اجازه میدهد خود را برای گفت وگوها آماده کنید و در طول تعاملات دشوار، بیطرف بمانید. کلیولند میگوید: «تمام این روشهای ارتباطی به گونهای طراحی شدهاند که واکنشی را در شما تحریک کنند» و آرام ماندن یکی از بهترین راهها برای برخورد با آنهاست. «شما هرگز نباید در برابر یک فرد خودشیفته رفتار خود را توجیه کنید، بحث کنید، دفاع کنید یا توضیح دهید؛ زیرا در غیر این صورت، در چرخه باطل آنها گرفتار میشوید.»
با در نظر گرفتن این موضوع، از متخصصان پرسیدیم هنگام صحبت با یک فرد خودشیفته دقیقاً باید انتظار چه چیزی را داشته باشیم.
یک واژه اختصاری که دانستن آن ضروری است
وقتی افراد مبتلا به اضطراب یا اختلال شخصیت خودشیفته حس میکنند به چالش کشیده شدهاند، اغلب به یک تاکتیک دستکاری روانی به نام DARVO متوسل میشوند که مخفف این کلمات است: انکار (Deny)، حمله (Attack)، و جابجایی جایگاه قربانی و متجاوز (Reverse Victim and Offender).
دیوید هاوکینز، روانشناس بالینی و نویسنده کتابهایی از جمله خودشیفته آسیبپذیر و به شما گفته شده خودشیفته هستید، حالا چه؟ میگوید: «این مهمترین زنگ خطری است که هنگام صحبت با یک فرد خودشیفته باید حواستان به آن باشد.»
این فرآیند شامل سه مرحله است:
-
انکار (Deny): نخستین گام در فرآیند DARVO انکار است. هاوکینز میگوید افراد خودشیفته تمایل دارند «شدیداً از خود در برابر هرگونه ادعا یا انتقادی دفاع کنند. آنها هرگونه تخلفی را انکار کرده و اتهامات را نادرست میدانند.» برای مثال، ممکن است به شما بگویند که زیادهروی میکنید یا موضوع را بیش از حد بزرگ کردهاید. آنها رفتارها و اتفاقاتی را که مطمئن هستید رخ دادهاند کاملاً انکار میکنند و با اصرار بر اینکه خاطرات شما اشتباه است، تاریخ را بازنویسی میکنند.
-
حمله (Attack): افراد خودشیفته اغلب در مرحله بعد وارد فاز حمله میشوند و شخصیت و اعتبار فرد مورد علاقه یا نزدیکان خود را زیر ضربه میبرند. کلیولند میگوید شنیدن چنین جملاتی غیرمعمول نیست: «تو دیوانهای. تو دچار وسواس شدهای. تو همیشه سر جنگ داری.» فرد خودشیفته ممکن است برای بیاعتبار کردن کسی که رفتارش را زیر سؤال برده، اشتباهات گذشته او را پیش بکشد یا روی نقاط ضعف شناختهشدهاش دست بگذارد.
-
جابجایی جایگاه قربانی و متجاوز (Reverse Victim and Offender): آخرین مرحله از الگوی DARVO شامل معکوس کردن نقشهاست: فرد خودشیفته خود را در مقام قربانی قرار میدهد. آنها برای جلب همدردی و منحرف کردن توجه از رفتار خود، ادعا میکنند که با آنها غیرمنصفانه رفتار شده است. به عنوان مثال، کلیولند میگوید آنها ممکن است بگویند: «باورم نمیشود بعد از اینهمه کاری که برایت کردهام، با من اینطور رفتار میکنی.» او میافزاید: «آنه خود را فردی مظلوم نشان میدهند تا شما مثل یک متجاوز به نظر برسید. در این حالت شما دستپاچه میشوید تا از خود در برابر این اتهامات دروغین دفاع کنید و همین امر تمرکز شما را از رو ساختنِ رفتاری که باعث این مواجهه شده، منحرف میکند.»
سایر تاکتیکهای رایج
وقتی متخصصان سلامت روان با دوستان و اعضای خانواده افراد خودشیفته کار میکنند، به آنها یاد میدهند که تاکتیکهای مختلف دستکاری روانی را شناسایی کنند. در ادامه مهمترین مواردی که بیشتر با آنها مواجه میشوید آورده شده است:
-
کوچکنمایی (Minimization): این مانور تماماً حول نیاز فرد خودشیفته برای کاهش میزان آسیبی است که وارد میکند. کلیولند میگوید: «این معمولاً یکی از اولین تاکتیکهایی است که بروز میکند. آنها با ناچیز شمردن احساسات شما، کلمات و رفتارهای آزاردهنده یا توهینآمیز خود را "مسئلهای پیشپاافتاده" جلوه میدهند.» احتمالاً جملاتی از این دست خواهید شنید: «تو زیادی حساسی»، «دوباره داری پیازداغش رو زیاد میکنی»، «داری زیادی قضیه رو پیچیدهاش میکنی» یا «تو زیادی احساساتی هستی». هدف این است که احساسات شما بیارزش شود تا به خودتان شک کنید. کوچکنمایی راهی است برای «آموزش نامحسوس به دیگران تا باور کنند موضوع به آن مهمی که فکر میکنند نیست.» بعلاوه، اگر موضوعی «پیشپاافتاده» باشد، فرد خودشیفته نیازی به عذرخواهی یا تغییر رفتار خود ندارد.
-
انحراف مسیر (Deflection): اگر فرد خودشیفته احساس کند مورد انتقاد قرار گرفته، اغلب با تغییر موضوع از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکند و مقصر بودن را بر سر موضوعی که هیچ ربطی به مسئله مطرحشده ندارد به گردن شما میاندازد. برای مثال، فرض کنید همکارتان در یک گزارش مهم اشتباهی مرتکب شده است. وقتی سعی میکنید آن را مطرح کنید، ممکن است پاسخ دهد: «خب، هفته پیش هم تو آن ایمیل را به موقع نفرستادی.» جی.جی. کلی، روانشناس بالینی میگوید: «آنان چنان شرم عمیقی از پنهان کردن هر ویژگی معمولی در خود—حتی نواقصی که همه ما داریم—دارند که هر نوع مواجههای در آنها ایجاد اضطراب و ترس میکند. آنها حتی به آنچه از دهانشان بیرون میآید باور ندارند؛ فقط باید این انتقاد را از خود دور کنند.» بنابراین آن را به سمت شما برمیگردانند، حتی اگر کلماتشان بیربط به نظر برسد.
-
تظاهر به گیجی و ابهام (Feigned confusion): کلیولند میگوید خودشیفتهها گاهی تظاهر میکنند متوجه منظور شما نمیشوند تا گفت وگو به هیچ نتیجهای نرسد. آنها عمداً جوری رفتار میکنند که گویا گیج شدهاند، حواسپرت هستند یا قادر به درک حرف شما نیستند. او میگوید: «خودشیفتهها از تظاهر به گیجی برای فرار از مسئولیت استفاده میکنند.» برای مثال، ممکن است از شما بخواهند مطالب را بارها و بارها توضیح دهید، خواستار مدارک یا اثباتهای بیش از حد شوند، به سؤالات مستقیم پاسخهای مبهم بدهند یا جملاتی مانند «دربارهاش فکر میکنم» بگویند و سپس هرگز پیگیری نکنند. جملات رایج دیگر: «یادم نمیآید با این موافقت کرده باشم»، «میگوئید چه؟ متوجه نمیشوم» و «نمیدانستم به آن نیاز داری، چرا به من نگفتی؟». این یک ابزار موثر است زیرا پیشرفت را متوقف میکند؛ تا جایی که ممکن است خسته و کلافه شوید و دست از تلاش بردارید.
-
جلب توجه تهاجمی با مایه جذابیت (A charm offensive): برخی از افراد خودشیفته با تملق شدید و رفتار دوستانه دل دیگران را به دست میآورند. کلی میگوید: «اگر کسی بیش از حد در جبهه مهربانی قرار دارد، میتواند زنگ خطری باشد مبنی بر اینکه این رفتار نمایشی است.» او میافزاید بخشی از این رفتار به این دلیل است که آنها نمیتوانند این فکر را تحمل کنند که دیگران دوستشان ندارند. اما این ذات جذاب میتواند ابزاری برای اعمال کنترل نیز باشد: «این رفتار باعث میشود بخواهید نسبت به آنها سخاوتمند باشید و حداقل در ابتدا رفتارهای بدشان را ببخشید.»
-
افکندن یا پروجکشن (Projection): پرتاب ذهنی یا پروجکشن یک مکانیسم دفاعی روانشناختی است که افراد خودشیفته گاهی از آن استفاده میکنند تا شما را به همان افکار، احساسات و رفتارهایی متهم کنند که خودشان مرتکب آن شدهاند؛ مانند دروغگویی، خیانت یا رفتارهای کنترلگرانه. برای مثال، اگر آنها روابط پنهانی داشته باشند، ممکن است شما را به بیوفایی متهم کنند؛ اگر دروغ بگویند، اصرار دارند که شما دروغگو هستید. کلیولند میگوید با انجام این کار، «آنان شک و تردیدها را از خود دور میکنند. به علاوه، آب را گلآلود کرده و شما را در موقعیت دفاعی قرار میدهند.»
-
طنز متلکآمیز و کنایهآمیز (Sarcasm disguised as humor): آن متلکی که به قیمت خرد کردن شما تمام شد، فقط یک شوخی بود؟ نه همیشه. کلیولند میگوید افراد خودشیفته اغلب کنایه و سرزنش را در قالب شوخی پنهان میکنند؛ آنها جملات تند و تیزی درباره هوش، صلاحیت یا ظاهر شما میگویند اما آن را شوخی و بازیگوشی وانمود میکنند. کنایههایی مانند: «چقدر اعتماد به نفس میخواهد که آدمی چنین لباسی بپوشد!» یا «اوه، به خودت فشار نیاور، یک وقت مجبور میشوی واقعاً کار کنی!». وقتی هم به آنها اعتراض کنید، میگویند: «شوخی کردم، منظور خاصی نداشتم.» این روشی است برای حمله و تحقیر شما، در حالی که با بیضرر نشان دادن کلماتشان، خود را از پاسخگویی مصون میدارند.
نحوه پاسخدهی و واکنش
کلیولند میگوید وقتی این تاکتیکها و الگوها را بشناسید، بهتر میتوانید بدون اینکه رنجیده یا عصبانی شوید، با آنها برخورد کنید. بهترین پاسخ کلی به هر یک از این الگوهای ارتباطی سمی یکسان است: آرام، خونسرد و بیطرف بمانید.
نکته کلیدی، امتناع از وارد شدن به گفت وگوهای چرخشی یا تحریکآمیز، تعیین مرزها و خروج از بحثهای بینتیجه است. او پیشنهاد میکند از پاسخهای کوتاه و قاطع استفاده کنید:
«متفاوتم؛ درک میکنم که این دیدگاه شماست، اما من آن را جور دیگری میبینم.»
«کلی» بر قدرت «پذیرش بنیادین» (Radical Acceptance) تاکید میکند؛ اینکه با این واقعیت کنار بیایید که در طول رابطه با یک فرد خودشیفته، زمانی که او تلاش میکند شما را مقصر جلوه دهد، احتمالاً نیت و رفتار شما به اشتباه تعبیر خواهد شد. او میگوید: «این کاملاً طبیعی است که بخواهید زمانی که از شما تصویر اشتباهی ارائه میشود موضوع را شفاف کنید. اما میتوانید با توضیح ندادن و دفاع نکردن از خود، به شخصیت خود احترام بگذارید، طبق ارزشهایتان عمل کنید و خود را از آن فضا خارج سازید. شما میدانید چه کسی هستید.»
۲۱۶۲۱۶




نظر شما