اسلام، نهضتی دینی و نه جنبشی اجتماعی، اقتصادی و حتی ملی/ روایت مورخ هاروارد از انگیزه‌های دینی و تحول جامعه مؤمنان به امپراتوری

  دانر معتقد است جامعه نخستین پیروان محمد (ص) را بهتر است در مرحله آغازین، «جنبش مؤمنان» بدانیم. اعضای این جنبش کسانی بودند که به خدای یگانه ایمان داشتند، زندگی اخلاقی و پرهیزکارانه‌ای را دنبال و خود را برای روز داوری آماده می‌کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین‌واندیشه ایبنا رضا دستجردی نوشت: «محمد و مومنان در صدر اسلام» اثر فرد ام. دانر استاد تاریخ خاورنزدیک در دانشگاه شیکاگو با ترجمه حسن اکبری‌بیرق از تازه‌های مجموعه «دین‌شناخت» انتشارات کرگدن است. کتاب می‌کوشد نشان دهد که اسلام در مقام نهضتی دینی ظهور کرد نه جنبشی اجتماعی، اقتصادی یا حتی ملی؛ به‌ویژه آن‌که نیل به رستگاری فردی را به‌نحوی جدی از رهگذر عمل صالح میسر می‌دانست. در تحلیل دانر، نخستین گروندگان به اسلام به مسائل اجتماعی و سیاسی نظر داشتند، اما تنها تا جایی که با مفاهیم تقوا و عمل خالص که برای تضمین رستگاری ضروری بود هم‌عنان باشند.

کتاب در پنج فصل، خاور نزدیک مقارن طلوع اسلام، محمد (ص) و جنبش مومنان، گسترش جامعه مومنان، نزاع بر سر رهبری جامعه، و ظهور اسلام را مورد واکاوی قرار می‌دهد. کتاب که نخستین‌بار در سال ۲۰۱۰ از سوی انتشارات دانشگاه هاروارد منتشر شده، از مهم‌ترین آثار چند دهه اخیر درباره اسلام نخستین است.

رهبر جنبش مومنان
فرد ام. دانر

 دانر ابتدا خواننده را با خاور نزدیک در اواخر دوران باستان آشنا می‌کند که در آن، امپراتوری‌های بیزانس و ساسانی درگیر رقابت بر سر قدرت بودند و در کنار آن‌ها، یهودیت و شاخه‌های گوناگون مسیحیت حضور داشتند. باور به خدای یگانه، وحی، پیامبری، رستاخیز و روز داوری، مفاهیمی ناشناخته برای مردم آن زمان نبودند. ظهور محمد (ص) نیز در چنین فضایی اتفاق افتاد. آن‌چه در این میان، برای دانر اهمیت دارد، آن است که نمی‌خواهد ظهور اسلام را حادثه‌ای جدا از تاریخ خاور نزدیک بداند، چراکه در این قالب، محمد (ص) در جهانی سخن می‌گفت که پیش از او نیز در آن درباره خدا، پیامبران، وحی و پایان جهان سخن گفته شده بود. آن‌چه اهمیت دارد این است که پیام او چگونه در این جهان شنیده شد و چگونه گروهی از انسان‌ها را گرد خود جمع کرد. این‌جاست که وی به «مومنان» می‌رسد.

دانر معتقد است جامعه نخستین پیروان محمد (ص) را بهتر است در مرحله آغازین، «جنبش مؤمنان» بدانیم. اعضای این جنبش کسانی بودند که به خدای یگانه ایمان داشتند، زندگی اخلاقی و پرهیزکارانه‌ای را دنبال می‌کردند و خود را برای روز داوری آماده می‌کردند. در این مرحله، به اعتقاد دانر، مرز میان پیروان محمد (ص) و دیگر مؤمنان توحیدی هنوز آن‌قدر روشن و سخت نشده بود که در دوره‌های بعد می‌بینیم. در خوانش مولف، «مؤمنان» نخستین جامعه‌ای بودند که محمد (ص) آن‌ها را گرد آورد و این جامعه الزاماً محدود به کسانی نبود که بعدها با عنوان «مسلمان» شناخته شدند. یهودیان و مسیحیانی که به خدای یگانه ایمان داشتند و زندگی درستکارانه‌ای داشتند، در این تصور اولیه می‌توانستند جایگاهی در جامعه مؤمنان داشته باشند. به عبارت دیگر، دانر میان دو مفهوم «مؤمن» و «مسلمان» فاصله می‌گذارد که به نظر او برای فهم تاریخ اسلام نخستین بسیار مهم است. از این منظر، اگر جامعه نخستین پیروان محمد (ص) را یک جامعه گسترده‌تر از مسلمانان متأخر بدانیم، آن‌گاه باید درباره شکل‌گیری هویت اسلامی نیز دوباره فکر کنیم. اسلام دیگر چیزی نیست که در یک لحظه معین، به‌صورت کامل و نهایی ظاهر شده باشد، بلکه فرایندی است که طی چند دهه اتفاق افتاده است.

دانر در نگارش این اثر، بحث از تاریخ‌نگاری را نیز از نظر دور نداشته است. منابع اصلی تاریخ اسلام، به‌ویژه روایت‌های مربوط به زندگی محمد (ص) و نخستین دهه‌های پس از او، عمدتاً سال‌ها بعد تدوین شده‌اند. مورخ نمی‌تواند به‌سادگی آن‌ها را همانند یک گزارش روزانه از وقایع بخواند و هرچه در آن‌ها آمده، عین واقعیت تاریخی بداند. از سوی دیگر، کنار گذاشتن کامل این منابع نیز راه‌حل مناسبی نیست. دانر تلاش می‌کند میان این دو افراط حرکت کند؛ یعنی نه روایت سنتی را بی‌چون‌وچرا بپذیرد و نه تمام آن را کنار بگذارد. او در کنار منابع روایی اسلامی، به قرآن، شواهد غیرمسلمانان، اسناد و کتیبه‌های نخستین و دیگر مدارک نزدیک به دوره نیز توجه می‌کند.

رهبر جنبش مومنان

کتاب در ادامه، از تغییر شرایط مسلمانان پس از رحلت محمد (ص) سخن می‌گوید. جنبشی که در محیط عربستان شکل گرفته بود، در مدت کوتاهی به سرزمین‌های وسیعی گسترش پیدا کرد. فتوحات عربی، سقوط بخش‌هایی از قلمرو ساسانی و تصرف سرزمین‌هایی از امپراتوری بیزانس، جامعه تازه‌تأسیس را با شرایطی روبه‌رو کرد که در زمان محمد (ص) وجود نداشت. اکنون دیگر مسئله فقط ایمان گروهی از پیروان یک پیامبر نبود. پای حکومت، مالیات، جنگ، جانشینی، اداره سرزمین‌های تازه و رابطه با جمعیت‌های یهودی و مسیحی نیز به میان آمده بود. دانر در این بخش از کتاب به یک نکته مهم توجه می‌کند و آن این‌که فتوحات را نمی‌توان فقط با انگیزه‌های اقتصادی یا سیاسی توضیح داد. در بعضی روایت‌های قدیمی تاریخ‌نگاری غربی، گسترش سریع مسلمانان بیشتر به نیروی نظامی، غنیمت یا منافع مادی نسبت داده شده است. دانر چنین توضیحی را کافی نمی‌داند و معتقد است ایمان و انگیزه‌های دینی را باید جدی گرفت.

هویت، مبحث دیگری است که در این کتاب به آن توجه شده است. به‌باور دانر، هرچه جامعه اسلامی بزرگ‌تر شد، مسئله هویت نیز جدی‌تر گشت و پرسش‌هایی از این دست مطرح گشت که چه کسی «مؤمن» است؟ چه کسی بیرون از این جامعه قرار دارد؟ رابطه با یهودیان و مسیحیان چگونه باید تعریف شود؟ محمد دقیقاً چه جایگاهی در این جامعه دارد؟ و بعد از او چه کسی باید رهبری آن را بر عهده بگیرد؟

در نگاه دانر، یکی از مهم‌ترین مراحل این تغییر در دوره امویان اتفاق افتاد. با تثبیت حکومت اموی، جامعه‌ای که در ابتدا حول ایمان و دعوت دینی شکل گرفته بود، به ساختاری سیاسی و اجتماعی بسیار بزرگ‌تر تبدیل شد. به دیگر سخن، مرزهای دینی نیز روشن‌تر شد و تمایز میان جامعه مؤمنان و دیگر جوامع دینی شکل مشخص‌تری پیدا کرد.

«محمد و مومنان در صدر اسلام» در ۲۸۴ صفحه به‌همت انتشارات کرگدن منتشر شده است.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2267137

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

آخرین اخبار