به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیات پایانی سوره ملک و پانزده آیه نخست سوره قلم، در کنار یکدیگر تصویری هماهنگ از دو صحنه ارائه میدهند؛ در یک سو، انسانی قرار دارد که در برابر قدرت و تدبیر خداوند درمییابد هیچ پناهگاه مستقلی جز او ندارد و در سوی دیگر، پیامبری دیده میشود که در برابر فشارها و تکذیب مخالفان، با برخورداری از «خُلُقٍ عَظِیمٍ» بر مسیر حق استوار میماند.
بنابر روایت فارس، از دیدگاه علامه طباطبایی، محور اساسی این آیات را میتوان در توحید در ربوبیت، اعتماد به خداوند و آشکار شدن حقیقت در برابر لجاجت و تکذیب جستوجو کرد.
وقتی وعدهای که انکار میشد، ناگهان پیش چشم انسان قرار میگیرد
در آیه ۲۷ سوره ملک آمده است:
«فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ کَفَرُوا»
یعنی هنگامی که کافران وعده الهی را نزدیک ببینند و آن را در برابر خود مشاهده کنند، چهرههایشان درهم فرو میرود.
قرآن در این آیه، وعده عذاب را به شکلی بیان میکند که گویی حقیقتی که تکذیبکنندگان در دنیا آن را دور و غیرقابل تحقق میدانستند، ناگهان در مقابل آنان قرار گرفته است.
کسانی که با لجاجت تحقق وعده الهی را انکار میکردند، در آن لحظه با همان حقیقتی مواجه خواهند شد که در دنیا آن را نپذیرفته بودند. تعبیر «زُلْفَةً» نیز معنای نزدیک شدن و در دسترس قرار گرفتن این وعده را میرساند.
هشدار این آیه روشن است؛ انکار یک حقیقت موجب از میان رفتن آن نمیشود، بلکه تنها لحظه رویارویی انسان با آن حقیقت را به آینده موکول میکند.

اگر پیامبر و مؤمنان از میان بروند، چه کسی کافران را نجات میدهد؟
آیه ۲۸ سوره ملک، این موضوع را با طرح یک پرسش مهم دنبال میکند:
«قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِیَ اللَّهُ وَمَن مَّعِیَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن یُجِیرُ الْکَافِرِینَ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ»
علامه طباطبایی در تبیین این آیه، توجه را به نکتهای اساسی جلب میکند؛ مسئله، شخص پیامبر(ص) نیست، بلکه حقیقتی است که ایشان مردم را به سوی آن فرا میخواند.
حتی اگر فرض شود پیامبر(ص) و کسانی که همراه او هستند از دنیا بروند، این موضوع هیچ سودی برای کافران نخواهد داشت؛ چراکه نجات یا عذاب آنان به رابطه و موضعشان در برابر خداوند بستگی دارد.
از همین جهت، در آیه بعد میخوانیم:
«هُوَ الرَّحْمَٰنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَیْهِ تَوَکَّلْنَا»
این آیه نشان میدهد که تکیهگاه مؤمنان، قدرتهای ظاهری، امکانات مادی یا اشخاص نیستند؛ بلکه خداوند «الرحمن» است.
در تفسیر المیزان نیز بر همین تقابل تأکید شده است؛ مؤمنان خدا را پذیرفته و بر او توکل کردهاند، اما مخالفان به پشتوانهها و امکانات دنیوی خود تکیه دارند.
حتی آبی که در اختیار داریم، ملک مستقل ما نیست
آخرین آیه سوره ملک، یکی از عینیترین و قابلدرکترین استدلالهای قرآن درباره وابستگی انسان به خداوند را مطرح میکند:
«أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاءٍ مَّعِینٍ»
اگر آب شما در زمین فرو برود و ناپدید شود، چه کسی میتواند آب آشکار و جاری را برایتان فراهم کند؟
«غَوْر» به معنای فرو رفتن و از دسترس خارج شدن آب در زمین است و «مَعِین» به آب آشکار و جاری گفته میشود.
مفهوم این آیه در ظاهر ساده است، اما حقیقتی عمیق را بیان میکند؛ انسان حتی در ابتداییترین نیازهای زندگی نیز مالک مستقل نیست. آبی که هر روز در اختیار خود میبینیم و استفاده میکنیم، در حقیقت نعمتی است که ادامه یافتن آن به تدبیر خداوند وابسته است.

سوگند به قلم برای دفاع از پیامبری که متهم به جنون شد
با شروع سوره قلم، فضای آیات تغییر میکند، اما موضوع اصلی همچنان تقابل حق و باطل است.
این سوره با آیه
«ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ»
آغاز میشود؛ سوگندی به قلم و آنچه به وسیله آن نوشته میشود.
پس از آن، خداوند اتهامی را که مخالفان به پیامبر(ص) نسبت میدادند، رد میکند:
«مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ»
یعنی پیامبر(ص) به برکت نعمت پروردگار، دیوانه نیست.
در ادامه نیز از پاداشی سخن گفته میشود که در برابر تحمل دشواریهای رسالت برای پیامبر(ص) قرار دارد:
«أَجْرًا غَیْرَ مَمْنُونٍ»
اما مهمترین نقطه این بخش، آیه چهارم سوره قلم است:
«وَإِنَّکَ لَعَلَیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»
«خلق عظیم» را نباید تنها به معنای خوشرفتاری معمولی و رفتار پسندیده اجتماعی دانست؛ بلکه این تعبیر به اخلاقی اشاره دارد که با رسالت الهی و معارف قرآن ارتباطی عمیق دارد و پیامبر اسلام(ص) آن را در رفتار و سیره خویش آشکار ساخته است.
مخالفان از اخلاق پیامبر ناراضی نبودند؛ از کوتاه آمدن او از حقیقت ناامید بودند
از آیه پنجم به بعد، قرآن شیوه برخورد مخالفان با پیامبر(ص) را آشکار میکند:
«فَلَا تُطِعِ الْمُکَذِّبِینَ»
و در ادامه میفرماید:
«وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ»
مخالفان میخواستند پیامبر(ص) در مواضع خود کوتاه بیاید و اندکی از اصول و حقیقت فاصله بگیرد تا آنان نیز در مقابل، نرمش نشان دهند.
از این آیات میتوان دریافت که میان «اخلاق نیکو» و «سازش با باطل» تفاوتی اساسی وجود دارد. پیامبر(ص) صاحب «خلق عظیم» است، اما این اخلاق والا هرگز به معنای عقبنشینی از حق یا پذیرفتن خواستههای باطل نیست.
از تهمت و سخنچینی تا تخریب اجتماعی؛ قرآن چهره تکذیبکنندگان را نشان میدهد
آیات ۱۰ تا ۱۵ سوره قلم، ویژگیهای فردی را بیان میکنند که قرآن از پیروی او نهی میکند:
«حَلَّافٍ مَّهِینٍ»، «هَمَّازٍ»، «مَشَّاءٍ بِنَمِیمٍ»، «مَنَّاعٍ لِّلْخَیْرِ»، «مُعْتَدٍ أَثِیمٍ» و «عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِکَ زَنِیمٍ».
این صفات نشان میدهند که مخالفت با حق همیشه به شکل یک انکار آشکار و مستقیم ظاهر نمیشود. گاهی این مقابله در قالب سوگندهای دروغ، عیبجویی، سخنچینی، جلوگیری از کار خیر، تجاوز و رفتارهای ناپسند اجتماعی خود را نشان میدهد.
در ادامه، قرآن به یکی دیگر از عوامل زمینهساز غرور این فرد اشاره میکند؛ برخورداری از مال و فرزندان.
او به دلیل داشتن امکانات مالی و فرزند، دچار غرور شده است؛ اما همین ثروت و فرزند نمیتوانند برای او وسیله نجات باشند. هنگامی که آیات الهی بر او خوانده میشود، آنها را «أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ» میخواند؛ یعنی افسانههای پیشینیان.
وقتی ثروت و فرزند هم نمیتوانند نجاتت دهند
در مجموع، آیات پایانی سوره ملک و آغاز سوره قلم یک حقیقت مشترک را به انسان یادآوری میکنند؛ قدرت، ثروت، جایگاه اجتماعی، فرزند و حتی امکانات طبیعی، هیچکدام نشاندهنده استقلال انسان از خداوند نیستند.
همه آنچه انسان در اختیار دارد، در نهایت به خداوند بازمیگردد و استمرار آن نیز به اراده و تدبیر او وابسته است.
بنابراین، آنچه در نهایت میتواند انسان را نجات دهد، نه ثروت و نفوذ و نه برخورداری از امکانات و موقعیت است؛ بلکه ایمان، توکل و اخلاقی است که در نقطه مقابل تکبر، تهمت، سخنچینی و تکذیب حقیقت قرار دارد.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۵۶۴ قرآن کریم قرار گرفته است، ببینید و بشنوید.




نظر شما